درخواست ارش البکاره در زنای مطاوعی
خلاصهٔ رأی
پیام: در بزه زنای مطاوعی (غیر عنف)، شاکیه(زانیه) مستحق دریافت ارش البکاره است.
متن کامل
درخواست ارش البکاره در زنای مطاوعی Toggle navigation صفحه اصلی درباره ما درباره پژوهشگاه قوه قضائیه درباره پژوهشکده آرا تماس با ما دریافت نظرات و پیشنهادها عنوان: درخواست ارش البکاره در زنای مطاوعی پیام: در بزه زنای مطاوعی (غیر عنف)، شاکیه(زانیه) مستحق دریافت ارش البکاره است. مستندات: ماده 481ماده 495 قانون مجازات اسلامی 1370- شماره دادنامه قطعی : 9309970906400106 تاریخ دادنامه قطعی : 1393/05/06 گروه رأی : کیفری آراء منتخب پرونده: شعبه دیوان عالی کشور مشخصات متن نتیجه تحلیلی کلید واژه ها نمایه قوانین مرتبط گردش پرونده عین عبارت چاپ متن متن تجمیعی پرونده قلم یکان ایران میترا ترافیک زر یاقوت تیتر رأی خلاصه جریان پرونده بهموجب محتویات پرونده و شکایت آقای خ.ش. در مورخ نهم آذر ماه 1390 به کلانتری س. اظهارداشته: در مورخ 1390/09/08 ساعت یک بعدازظهر ف.ش. دخترم بدون اجازه خودم منزل را ترک نموده و به شهرستان آمده و از همان تاریخ تاکنون دنبال وی میگشتم وی را پیدا نکردم، تا اینکه آقای ب.ش. به پسر برادرم به نام م.ش. زنگ زد. سپس م.ش. به همکاری پلیس آنها را دستگیر و به کلانتری تحویل و پرونده امر به محضر قاضی کشیک ... ارسال و از متهمان تحقیق شده: به تاریخ 1390/09/09 در وقت کشیک(ساعت 22:15) پرونده تحت نظر است؛ 1- خانم ف.ش. به عنوان شاکی حضور دارد، اظهار میدارد:«ب. بچه ... است. دو سال مدام با من تماس میگرفت و به گوشی پدرم زنگ میزد. چون خودم گوشی ندارم. وی گفت: تو را میخواهم، پدرم نیز ماجرا را فهمیده بود. حدود یک سال قبل فهمید. پدرم میگفت اگر برای ازدواج باشد اشکالی ندارد. بعد که فهمید قصد ازدواج وجود ندارد، گفت حق نداری با این پسر ارتباط داشته باشی، تا یک هفته پیش با هم ارتباط داشتیم. حدود 4 روز قبل زنگ زد و گفت شناسنامهات را بردار و پول و طلاهایت را بردار و بیا و من هم جمع کردم و روز سه شنبه ساعت 12/30 با ماشین آمده بود و خودش تنها داخل ماشین بود و اصلاً نمیگفت کجا میرویم، اما میگفت دوستت دارم. به حرفش اطمینان پیدا کرده بودم. به شهرستان ... آمدیم و مرا داخل روستا داخل ماشین ع. گذاشت و ع. هم خودش تنها بود. بین راه چند بار تماس گرفت، اما نمیدانم با کی حرف میزد. تا شب جلوی بیمارستان داخل ماشین ایستاده بودیم و خودش(ب.) گفت میروم تاکسی تلفنی رفت و شب حدود ساعت 7/5 آمد و باز هم تنها بود و میگفت به کلانتری رفته بود. من با ماشین ب. رفتم و همان جا ایستاده بودیم و یک دور با ماشین آنجا زد و تا صبح دو تایی داخل ماشین بودیم و ع. رفت و ب. در همان شب با من نزدیکی کرد. اولش راضی نبودم و مقاومت میکردم....» سوال: «آیا ب. با چیزی شما را تهدید کرد؟» جواب: «ب. دوستم بود و دو سال مرا میخواست. تا ساعت 12/5 با هم بودیم داخل ماشین تفریح میکردیم و ناهار ساندویج خوردیم و به پارک درشهرستان ... رفتیم .تا امروز عصر داخل ماشین با هم بودیم امروز که هوا مجدداً تاریک شد به ع. زنگ زد و گفت کار دارم بیا و بعد مرا داخل ماشین ع. گذاشت و رفت و ع. هم به ح. زنگ زد و گفت بیا. بیرون از ماشین با ح. صحبت میکرد بعد آمد داخل ماشین نشست ح. هم آمد. بعد ب. زنگ زد و گفت بیایید پشت فرمانداری وقتی رفتیم یک مرتبه م. پسرعمویم آمد و یقه مرا گرفت و به ح. گفت اگر کاری نکردهای بمان و ح. و ع. کاری نکردند و اصلاً دست به من نزدند.» در این لحظه نامبرده از اتاق خارج و متهم ب. واردگردید و منفرداً تحقیق میگردد. خطاب به ب.ش. فاقد سابقه، شماره تماس ... با تفهیم ماده و تبصره 129 قانون آئین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور کیفری سوال: «در خصوص ارتباط خویش با خانم ش. توضیح دهید؟» جواب: «بنده هیچ ارتباطی با این دختر نداشتهام و ندارم و اصلاً ایشان راست نمیگوید. امروز ساعت 4/5 از ... آمدم مسافرم را پیاده کردم و خانه عمویم رفتم و ع. گفت که برادرم زنگ زده که من دختر را دزدیدهام ... من خودم به تنهایی داخل شهر دنبال این دختر بودم. بعد م. به من زنگ زد و گفت کجایی؟ گفتم: خانه عمهام هستم. در همین حین یک شماره به من زنگ زد وقتی جواب دادم همین دختر بود. با شماره کسی زنگ میزد و گفت ج. هستم و من م. را مطلع کردم و جلوی کلانتری سوارش کردم و بعد جلوی فرمانداری ایستادم و آنها را به آن منطقه کشاندم و بعد هم که دستگیر شدند.» سوال: «دیروز کجا بودید؟» جواب: «خانه عمویم. البته دیشب خانه عمویم نبودم و داخل ماشینم بودم و جلو مسجد جامع بودم. دیشب ساعت 2 داخل کلانتری بودم. مسافرانی آورده بودم. بعد جلوی مسجد کنار م. داخل ماشین خوابیدم ...» نامبرده از اتاق خارج و متهم دیگر به نام ع.ش. داخل شد. خطاب به وی ماده و تبصره 129 قانون آئین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور کیفری تفهیم میگردد: «.... علت دستگیر[ی] را بیان کنید.» جواب: «امشب تا ساعت حدود 7 شب خانه خالهام بودم، به خانه آمدم، گوشیام زنگ خورد، تلفن مخابرات بود و این خانم بود و آدرس داد و گفت بیا کنار بیمارستان ...، من اول او را نمیشناختم، وقتی رفتم و او را دیدم او را شناختم. خودش تنها بود. میگفت مرا ببر، اما نگفت کجا ببر! من هم چون فقط ب. را میشناختم به او گفتم شماره آشنایان او را داری؟ گفت فرمانداری تحویل خانوادهاش بده که رفتم و دستگیر شدم.» پرونده به شعبه 101 دادگاه عمومی س. ارجاع گردیده، در تاریخ 1390/09/10 در دادگاه شعبه 101 از ف.ش. تحقیق شدهاست، سوال: «شکایت خود را مشروحاً با دلایل بیان نمایید؟» جواب: «من الآن نزدیک دوسال است که با ب. هستم و اظهارداشت ب. مرا دوست دارد و قصد ازدواج با من را دارد و چند روز پیش با من تماس گرفت و گفت کارت دارم بیا! من هم آمدم پهلوی ب. نگذاشت من بروم و من را میگذاشت پهلوی دوستش هر وقت کار داشت به ع. زنگ میزد و آمد پهلوی من و خودش میرفت. ب. با من رابطه هم داشت، تا دیشب آمدیم دم بیمارستان قدیمی زنگ به ع. زد و ع. آمد، من را پهلوی ع. گذاشت و گفت زود برمیگردم، رفت. ع. زنگ زد به ح. من خودم با ح. حرف زدم و ح. سر سه راه آمد و ع. رفت که ب. زنگ زد و گفت بیا دم فرمانداری! پشت سر هم زنگ میزد که آمدیم که پسرعمویم م. از ماشین پیاده شد و موهای من را گرفت و بعد هم مأمورها آمدن ما را به کلانتری آوردند. ع. واقعیت را نمیگوید». در صفحه بیست از ب.ش. تحقیق شده، با تفهیم تبصره ماده 129 قانون آئین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور کیفری، سوال: «مفاد شکایت شاکی برایتان قرائت میشود. چه توضیحی دارید؟» جواب: «من هیچ کاری نکردهام. نبودهام. من خودم با کلانتری همدست بودم تا آنها را گرفتند. قبلاً خانم ش. با شماره پدرش به من زنگ میزد. دیروز که مرا گرفتند با شماره ع.ش. به من زنگ زد. من هیچ رابطهای با این خانم نداشتم. الآن به خاطر ترس از پدر و مادرش از من شکایت کردهاست. کلاً خانوادهاش با خانواده من و با من مشکل دارند و من در شهرستان الف. کار میکنم و روستا هم نمیروم که بخواهم ببینمش» سوال: «حسب محتویات پرونده و تحقیقات دادسرای عمومی و انقلاب ... و اظهارات شما در دادسرا متهمید به زنای غیرمحصن با عنف با خانم ف.ش. آیا اتهام وارده را قبول دارید یا خیر؟ از خودتان دفاع کنید» جواب: «خیر! قبول ندارم. کاری نکردهام. فقط تهمت است به خاطر ترس از خانوادهاش و طایفهاش شکایت کرده و خانم شاکی پروندهای در ... دارد با چند نفر گرفتنش چون با آنها نتوانستند کاری بکند، آمده به من تهمت زده است». قرار آزادی آقای ب.ش. متهم به ارتکاب زنای بهعنف مقید به معرفی کفیل به وجهالکفاله مبلغ هفتاد میلیون ریال صادر شدهاست. در گواهی پزشکی قانونی واحد غرب ... به شماره 711/13191/1/90/4 مورخ 1390/09/12 عنوان رئیس محترم کلانتری ....: «از خانم ف.ش. فرزند صاحب عکس الصاقی در تاریخ1390/09/12 ساعت 9/10 معاینه به عمل آمده است:... با توجه به عدم تشکیل بافت التیامی تعیین زمان ازاله بکارت مقدور نمیباشد.» دادگاه شعبه 101 عمومی جزایی س. طی رأی شماره 9009977166200848 مورخ 1390/09/19 درخصوص شکایت خانم ف.ش. علیه آقایان 1- ع.ش. 2- ح.ش. 3- ب.ش. مبنی بر ارتکاب زنای غیرمحصنه به عنف صرفنظر از صحت و سقم قضیه، نظربهاینکه رسیدگی به موضوع از صلاحیت این مرجع خارج در صلاحیت دادگاه کیفری استان است، مستنداً به تبصره ماده 4 قانون تشکیل دادگاههای عمومی و انقلاب قرار عدم صلاحیت این مرجع به شایستگی و صلاحیت دادگاه کیفری استان صادر و اعلام میشود. پرونده به شعبه دوم دادگاه کیفری استان ارجاع شد. در دادگاه کیفری استان در جلسه فوقالعاده 1390/10/06 از خانم ف.ش. تحقیق شده، مشارٌالیها اظهارداشته: «از آقای ب.ش. که عموزادهام است، شکایت دارم. چون به من تجاوز کردهاست که گواهی پزشکی قانونی در پرونده است...» اظهارات شاکی در حضور پدرش ج.ش. اخذ شد. الف.ن. وکیل پایه یک دادگستری با تنظیم وکالتنامه از سوی ب.ش. وارد پرونده شدهاست. جلسه رسیدگی شعبه 2 دادگاه کیفری استان در وقت مقرر 1391/08/28 تشکیل شاکی خانم ف.ش. و متهم ب.ش. به همراه وکیل خود خانم الف.ن. در دادگاه حضور دارند با تفهیم ماده و تبصره 129 قانون آئین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امورکیفری به طرفین مواظب اظهارات خود باشید. خطاب به شاکی: «شکایت خود را بیان کن.» اظهار داشت: «حدود 4 الی 5 سال پیش در عروسی دایی خودم در روستا با ب. آشنا شدم. تا قبل از اینکه دستگیر شویم با هم بودیم. توی فامیلهای محل میرفتیم مینشستیم و با همدیگر رابطه داشتیم در این مدت با همدیگر رابطه و نزدیکی جنسی داشتیم. بعد از یکی دو سال ب. گفت خانوادهام برای ازدواج ناراضی است و فرار کنیم. ماه محرم بود فرار کردیم. آمدیم شهر ... که پسر عمویم م.ش. ما را دستگیر کردند و تحویل کلانتری دادند. از وی شکایت دارم» سوال: «مگر خودت راضی نبودی؟» جواب: «اگر راضی هم بودم، ب. آبروی من را جلوی فامیل این طوری برد، از وی شکایت دارم». دادگاه خطاب به متهم ب.ش.: «حسب شکایت شاکی و نظریه پزشکی قانونی متهمی به ارتکاب زنای ساده چه میگویی؟» اظهار داشت: «شاکی فقط هممحلی من است و هیچ ارتباطی با وی نداشتهام. وقتی که دستگیر شدهاست، پیش ع.ش. و ح.ش. بوده است. من فقط برای رضای خدا چون شماره فامیل وی را خواستند شماره فامیل وی را دادم و زنگ زدند و کلانتری آنها را دستگیر کردند. من اصلاً با این خانم نبودهام و کاری هم به وی نکردهام». دادگاه قرار بازداشت موقت ب.ش. را صادر نمودهاست.(با توجه به شکایت شاکی اقاریر متهم و گواهی پزشکی قانونی و محتویات پرونده. ضمناً دادگاه با التفات به درخواست شاکی مبنی بر مطالبه ارشالبکاره قرار ارجاع امر به کارشناس رسمی دادگستری جهت تعیین ارشالبکاره صادر و با قید استقراء از بین چند نفر کارشناس رسمی دادگستری ع.خ. به عنوان کارشناس با دستمزد پانصد هزار ریال که شاکی باید پرداخت کند انتخاب شد که دفتر مراتب به شاکی خصوصی و کارشناس جهت پرداخت هزینه کارشناس و اقدام به امر کارشناس ابلاغ نماید). با توجه به درخواست متهم از زندان مبنی بر فک قرار بازداشت موقت و تخفیف قرار مذکور دادگاه با بررسی درخواست متهم با درخواست وی موافقت و قرار بازداشت موقت 1391/08/28 فک و قرار اخذ وثیقه به مبلغ هشتصد میلیون ریال معادل هشتاد میلیون تومان صادر و اعلام شد و کارشناس منتخب نظریه خود را اعلام و میزان ارشالبکاره را بیست میلیون تومان برآورد و اعلام که کارشناس اعتراض نمود و در جلسه 1391/11/29 اظهارداشته:«من با شاکی کاری نکردم و رابطهای نداشتم تا کارشناس در خصوص ارشالبکاره نظریه بدهد». دادگاه آخرین دفاع از متهم اخذ نموده و ختم رسیدگی اعلام و پس از مشاوره اکثریت اعضاء دادگاهکیفریاستان به شرح مندرج در دادنامه 9109977120600237 مورخ 012/5/1391 چنین رأی دادهاست: «در خصوص اتهام آقای ب.ش. دایر بر زنای ساده از ناحیه قبل با دوشیزه ف.ش. که موجب ازاله بکارت وی گردیده است، با توجه به شکایت شاکی خصوصی گواهی پزشکی قانونی مندرج در صفحه 47 پرونده ... و همچنین اقرار و اعتراف صریح متهم در دادگاه ... و سایر قرائن و امارات موجود در پرونده که مجموعاً برای هیئت دادگاه علم یقینی بر وقوع زنا از ناحیه متهم با ف.ش. دارد و مستنداً به مواد 63، 64، 67 و 88 و 105 قانون مجازات اسلامی مجرمیت آقای ب.ش. محرز و مسلم بوده وی را به تحمل یکصد تازیانه به عنوان حد شرعی زنای غیرمحصنه محکوم مینماید و به استناد مواد481 و 495 قانون اخیرالذکر و نظر فقهای مشهور و اینکه اذن در خیانت موجب سقوط ضمان ناشی از آن نمیباشد (صاحب مفتاحالکرامه) و نظر کارشناس تعرفه شده در پرونده هیئت دادگاه متهم فوق را به پرداخت دویست میلیون ریال به عنوان ارشالبکاره در حق خانم ف.ش. محکوم مینماید. رأی صادره حضوری و ظرف مدت بیست روز پس از ابلاغ، قابل تجدیدنظر در دیوانعالیکشور میباشد. امضاء اکثریت اعضاء کیفری استان. نظریه اقلیت: با عنایت به محتویات پرونده خصوصاً اقرار متهم در جلسه دادرسی مورخ 1391/08/28ارتکاب بزه زنا از ناحیه متهم محرز و مسلم است. با محکومیت وی موافقم. اما در مورد پرداخت ارشالبکاره با توجه به غیرعنف بودن زنا(مطاوعه شاکی) عقیده به محکومیت درخصوص مورد وی نداریم. امضاء دو نفر اقلیت دادگاه». دادنامه در تاریخ 1392/01/18 به الف.ن. وکیل متهم ب.ش. ابلاغ و درخواست تجدیدنظرخواهی وکیل متهم در مورخ 1392/02/03 در مهلت مقرر به دفتر دادگاه کیفری استان تقدیم با پرونده به دیوانعالیکشور ارسال به شعبه 4 دیوان ارجاع گردیده؛ گزارش پرونده تنظیم و لایحه تجدیدنظرخواهی وکیل متهم در هنگام شور در هیئت شعبه قرائت خواهد شد. رأی شعبه دیوان عالی کشور تجدیدنظرخواهی الف.ن. وکیل پایه یک دادگستری به وکالت تعیینی از آقای ب.ش. نسبت به دادنامه شماره 91099771200600237 مورخ