دایره شمول شرط اسقاط خیار غبن - اثر معاوضی بودن عقد بیع
خلاصهٔ رأی
مسکوت ماندن این امر در رای دادگاه، از موجبات نقض آن در مرحله فرجام است.
متن کامل
دایره شمول شرط اسقاط خیار غبن - اثر معاوضی بودن عقد بیع Toggle navigation صفحه اصلی درباره ما درباره پژوهشگاه قوه قضائیه درباره پژوهشکده آرا تماس با ما دریافت نظرات و پیشنهادها عنوان: دایره شمول شرط اسقاط خیار غبن - اثر معاوضی بودن عقد بیع پیام: 1-در صورتی که اسقاط خیار غبن در قرارداد، بدون قید فاحش یا افحش صورت گرفته باشد، صرفا به اسقاط خیار غبن ساده تسری پیدا کرده و مراتب بالاتر غبن را در بر نمی گیرد. بنابراین، مغبون از قرارداد همچنان حق فسخ به موجب حدوث غبن فاحش یا افحش را دارد. 2-با توجه به معاوضی بودن عقد بیع، در هر مورد که حکم الزام به تنظیم سند انتقال مبیع صادر می شود باید تکلیف عوض و معوض توامان مشخص شود. مسکوت ماندن این امر در رای دادگاه، از موجبات نقض آن در مرحله فرجام است. مستندات: مواد 416 و 417 قانون مدنی - شماره دادنامه قطعی : 9309970909100270 تاریخ دادنامه قطعی : 1393/10/08 گروه رأی : حقوقی آراء منتخب پرونده: شعبه دیوان عالی کشور مشخصات متن نتیجه تحلیلی کلید واژه ها نمایه قوانین مرتبط گردش پرونده عین عبارت چاپ متن متن تجمیعی پرونده قلم یکان ایران میترا ترافیک زر یاقوت تیتر رأی خلاصه جریان پرونده در تاریخ 1392/1/18 آقای م. ف. به وکالت از م.ر. الف. علیه ع.الف. ب. اقامه دعوی و درخواست رسیدگی و صدور حکم به الزام خوانده به تنظیم سند رسمی انتقال یک قطعه زمین به مساحت 246 متر مربع از پلاک ثبتی 189/9 واقع در بخش یک شاهرود مقوم به مبلغ 50/100/000 ریال به انضمام خسارات قانونی کرده است در تشریح ادعای خود توضیح داده خواهان طبق مبایعهنامهی مورخ 1391/8/14 قطعه زمین مزبور را خریده و ثمن را پرداخته است ولی خوانده از تنظیم سند انتقال امتناع میکند درخواست رسیدگی میشود برای اثبات ادعای خود به تصویر مبایعهنامه مرقوم و عنداللزوم به شهادت شهود استناد کرده است رسیدگی به شعبه سوم دادگاه عمومی حقوقی شاهرود ارجاع گردیده است وضعیت ثبتی ملک استعلام شده است پاسخ واصله (برگ 11) حاکی از مالکیت خوانده بر پلاک مورد ادعاست. آقایان س. م. و م.ر. ک. به وکالت از ع.الف. ب. وارد دعوی شدهاند و دادگاه در تاریخ 1392/2/7 تشکیل جلسه داده است وکلای خوانده دادخواست تقابل بخواسته فسخ مبایعهنامه مورخ 1391/8/14 به لحاظ خیار غبن فاحش مقوم به مبلغ 50/000/100 ریال با خسارات قانونی تقدیم و توضیح دادهاند که پس از انعقاد قرارداد فروش موکل اوایل دی ماه سال گذشته مطلع میگردد ملک در زمان انعقاد قرارداد پنج میلیارد ریال قیمت داشته و مغبون شده است با مراجعه به خواهان در حضور شهود فسخ آن را اعلام میکند ولی ملاحظه میشود که دادخواست الزام به تنظیم سند طرح شده است به استناد جلب نظر کارشناس و استماع شهادت شهود درخواست رسیدگی و صدور حکم به فسخ قرارداد میشود وکلای طرفین در جلسه پس از ابلاغ دادخواست تقابل درخواست رسیدگی کردهاند. وکیل خواهان اظهار داشته دعوی به شرح دادخواست است در دفاع و ردّ دعوی تقابل باید توجه داشت که عقد بیع از عقود لازمه است فسخ و اقاله باید با دلیل باشد که ارائه نشده است فقط به شهادت شهود استناد گردیده که هویت آنان قید نگردیده است با فرض اطلاع خوانده از غبن در اوایل دی ماه سال 1391 هیچگونه اقدامی نکرده است لذا ادای قابلپذیرش نیست درخواست ردّ دعوی تقابل را کرده است وکیل خوانده پاسخ داده که با توجه به فسخ قرارداد الزام به تنظیم سند سالبه به انتفای موضوع است. در مورد دعوی تقابل موکل پس از اطلاع از ارزش بیشتر ملک در حضور موکل فسخ آن را به خواهان اعلام نموده است و توافق میشود تا ثمن پرداختی مسترد گردد و مورد قبول ایشان واقع شده است و ایراد همکارم بر عدم اقدام وارد نیست. درخواست ارجاع به کارشناسی میشود و م. ـ ع. ـ ع. ب. ـ ف. ع. ـ ع. ی. بهعنوان شهود معرفی میشوند درخواست استماع شهادت آنان میشود. دادگاه در تاریخ 1392/5/20 تشکیل جلسه داده و از دو نفر از ع. و م. م. ی برادر و پدر خوانده تحقیق کرده است. حاصل اظهارات شهود این است که خواهان اصلی به منزل پدر خوانده آمده و گفته که من به ملک شما نظری ندارم پول مرا بدهید بروم خوانده مهلت خواسته است فروشنده بیان داشته اگر پول مرا بدهید قولنامه را مسترد میکنم. ع. اضافه کرده که معاملهی واقع نشده بلکه قولنامه برابر ضمانت پول نوشته شده است. و قرار بود مهلت تمام شود پول برگردانده شود زمان مراجعه خواهان پس از مهلت دو ماهه بود و حیاط برای تضمین معامله بوده است. وکیل خوانده اظهار داشته شهود گواهی دادند که آقای الف. بیان داشته مبلغ پرداختی را مسترد نمایید تا مبایعهنامه به شما برگردانده شود و به اعلام فسخ و تضرر موکل شهادت دادهاند. علت حضور خریدار در منزل قبول فسخ و دریافت ثمن معامله بوده و آن دلالت بر فسخ دارد و مکالمات طرفین هم ضبط شده سی دی آن تقدیم خواهد شد. وکیل خواهان پاسخ داده است شهود هیچکدام بهصراحت به فسخ مبایعهنامه شهادت ندادهاند بلکه گفتهاند که موکل گفته پول ما را بده و با توجه به لازم بودن عقد فسخ یکطرفه امکان ندارد اقاله یک عمل حقوقی دوطرفه است که محقق نیست خیار غبن فوری است اگر مدعی است که اوایل دی ماه از خود ضرر مطلع شده باید فوراً اعلام میکرد که اقدامی نکرده درخواست ردّ دعوی تقابل میشود. دادگاه سپس ختم رسیدگی را اعلام و طی دادنامهی فرجامخواسته با استدلال به اینکه در ماده 6 قرارداد و بند 6 ـ 6 ذکر شده کلیه خیارات ازجمله خیار غبن ... با اقرار طرفین ساقط گردید با فرض اسقاط تمسک مجدد به آن فاقد وجاهت قانونی است دعوی تقابل را وارد ندانسته و به استناد مواد 448 و 457 قانون ... حکم به بطلان آن صادر و دعوی اصلی را وارد تشخیص و حکم به الزام خوانده به حضور در یکی از دفاتر اسناد رسمی و تنظیم سند رسمی انتقال یک قطعه زمین به مساحت 246 مترمربع از پلاک ثبتی 189/9 بخش یک شاهرود با احتساب هزینه دادرسی و حقالوکاله صادره نموده است. پس از ابلاغ و انقضاء موعد تجدیدنظرخواهی از رأی صادره فرجامخواهی به عمل آمده است. و خلاصه اعتراضات فرجامی بدین شرح است: آنچه که در قرارداد آمده غبن است ادعای موکل غبن فاحش است. و آن عنوان حقوقی جداگانه است. لذا درخواست رسیدگی و نقض رأی صادره میشود وکیل فرجامخوانده پاسخ داده که رأی صادره مطابق قوانین و فرجامخواهی برای اطاله دادرسی است. خیارات قانوناً قابل اسقاط هستند و اسقاط هم شده است. دیگر نمیتوان به آن تکیه کرد طرح مسئله غبن فاحش هم فعلاً ادعای جدید است. چون در جلسات قبل رسیدگی مطرح نشده است بلکه تنها اثبات غبن بوده است. ادعای جدید در این مرحله مسموع نیست. دادگاه باید طبق قوانین رسیدگی کند لذا درخواست رد فرجامخواهی و ابرام دادنامهی صادره میشود. سپس پرونده به دیوان کشور ارسال و رسیدگی به آن در دستور کار این شعبه قرار گرفته است لوایح طرفین در جلسه شور قرائت میشود. هیئت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده مشاوره نموده چنین رأی میدهد: رأی شعبه دیوان عالی کشور ادعای فسخ فرجامخواه بهنحویکه در دادخواست دعوی تقابل مطرح و در جلسات رسیدگی تکرار نموده است فسخ قرارداد به لحاظ غبن فاحش است حسب موازین فقهی و قوانین موضوعه مواد 417 و 416 قانون مدنی غبن در معاملات دارای مراتب است که ازجمله غبن فاحش و افحش است. اسقاط غبن ساده در قرار داد در صورت عدم ذکر به غبن فاحش تسری پیدا نمیکند. استدلال دادگاه بدوی در ردّ دعوی تقابل مبتنی بر اسقاط خیار غبن در قرارداد است لذا اولاً ـ دادگاه باید به سبب ادعای فرجامخواه و ادله آن به نحو صحیح و قانونی رسیدگی و اظهارنظر قضایی کند. ثانیاً ـ در هر مورد که حکم به الزام به تنظیم سند انتقال مبیع صادر میشود با توجه به معاوضی بودن عقد بیع باید تکلیف عوض و معوض توأمان مشخص شود محکمه با وجود اینکه حکم به تنظیم سند انتقال مبیع را صادر کرده است. لیکن در مورد ثمن موضوع مسکوت مانده است. علیهذا دادنامهی صادره بجهات یاد شده مخدوش و رسیدگی ناقص است مستندا به مراتب فوقالذکر و بند 5 ماده 371 و ماده 396 قانون آیین دادرسی مدنی دادنامهی فرجامخواسته نقض و رسیدگی بعدی با لحاظ بندهای الف مواد 401 و 405 قانون آئین دادرسی مدنی به دادگاه صادر کننده رأی یا شعبه قائممقام قانونی آن تفویض میگردد. رئیس و مستشار شعبه 3 دیوان عالی کشور حسن غفارپور - رسول شاملو فهرست خلاصه جریان پرونده شعبه دیوان عالی کشور نقد رأی نقد رأی نام * : رایانامه * : توضیح: کدتصویری: تعدادموافق: 0 ـ تعدادمخالف: 0 نقدهای شما تماس با ما نشانی: تهران اتوبان چمران شمال ، اتوبان یادگار جنوب، بعد از خروجی اوین درکه، پشت مجتمع دشت بهشت، خیابان شهید قدوسی کد پستی : 1983846514 تلفــــن : 22376843 دورنگار : 22376840 سامانه پیام کوتاه:5000969900070 رایانامه : bijp@jri.ac.ir پیوندها پژوهشگاه قوه قضاییه قوه قضاییه جمهوری اسلامی ایران مرکز آمار و فناوری اطلاعات قوه قضاییه روزنامه رسمی کشور معاونت حقوقی قوه قضاییه مرکز مطبوعات و انتشارات قوه قضاییه نسخه کلیه حقوق برای پژوهشگاه قوه قضاییه محفوظ است