داوری در دعوای طلاق مبتنی بر وکالتنامه

خلاصهٔ رأی

دادخواستی به خواسته صدورگواهی عدم امکان سازش جهت اجرای صیغه طلاق تنظیم کرده است.

متن کامل

داوری در دعوای طلاق مبتنی بر وکالتنامه Toggle navigation صفحه اصلی درباره ما درباره پژوهشگاه قوه قضائیه درباره پژوهشکده آرا تماس با ما دریافت نظرات و پیشنهادها عنوان: داوری در دعوای طلاق مبتنی بر وکالتنامه پیام: دعوای طلاق طرح شده از سوی زوجه به استناد وکالتنامه اعطایی از سوی زوج، دعوی طلاق توافقی محسوب نمی شود و بنابراین ضروریست دادگاه پیش از صدور رای ، موضوع مطرح شده را به داوری ارجاع کند. مستندات: شماره دادنامه قطعی : 9509970908100095 تاریخ دادنامه قطعی : 1395/06/29 گروه رأی : حقوقی آراء منتخب پرونده: شعبه دیوان عالی کشور شعبه دیوان عالی کشور مشخصات متن نتیجه تحلیلی کلید واژه ها نمایه قوانین مرتبط گردش پرونده عین عبارت چاپ متن متن تجمیعی پرونده قلم یکان ایران میترا ترافیک زر یاقوت تیتر رأی خلاصه جریان پرونده خانم س.ر. ی. در تاریخ1387/8/17با آقای س. ی. ازدواج نموده است. به موجب سند شماره6993مورخ1394/9/4دفترخانه شماره282دزفول باشناسه00185 آقای س. ی. به همسرش خانم س.ر. ی. وکالت داده در صورت فقد هرگونه منع و ردع قانونی خودرا مطلقه نماید.خانم س.ر. ی. بااستناد به وکالتنامه فوق الذکر،خانم ف. ص. رابعنوان وکیل آقای س. ی. انتخاب نموده و خانم ص. وکیل دادگستری به وکالت از آقای س. ی. و به طرفیت خانم س.ر. ی. دادخواستی به خواسته صدورگواهی عدم امکان سازش جهت اجرای صیغه طلاق تنظیم کرده است.درمتن دادخواست آمده است اینجانب ف.ص. به وکالت ازسوی خواهان پرونده تقاضای صدور گواهی عدم امکان سازش جهت اجرای صیغه طلاق به استناد ماده1133قانون مدنی رادارم لازم به ذکراست که طی این وکالتنامه حضانت فرزندبه عهده مادر است. این دادخواست درتاریخ94/9/24به شعبه هفتم دادگاه عمومی دزفول ارجاع شده است.و درهمین تاریخ نامه ای باسربرگ مرکز مشاوره خانواده خطاب به خانم دهدار ازطرف دادگاه ارسال شده مبنی براینکه زوجین به نامهای س. ی. و س.ر. ی. که متقاضی طلاق توافقی می باشند در اجرای ماده25قانون حمایت خانواده مصوب92/12/1جهت تلاش برای اصلاح ذات البین و اظهارنظر معرفی می گردند(ص11). خانم مریم دهدار کارشناس خبره دادگستری(امور خانواده)در پاسخ دادگاه اعلام داشته... طی مذاکره حضوری با زوجه ایشان اظهار داشتند با شوهرم نسبت فامیلی دارم (پسرعمو - دخترعمو) از همان شروع زندگی مشترک با هم اختلاف داشته ایم هر بار با وساطت بزرگان فامیل سازش کرده ایم در حال حاضر به علت سوء رفتارهای شوهرم خانواده ها هم متقاعد به طلاق شده اند دیگر نمی توانیم با هم ادامه بدهیم برای اینکه اختلافات ما بیشتر نشود شوهرم به من وکالت در طلاق داده است خودش به هیچ وجه راضی به شرکت در جلسات مشاوره ویا جلسات دادگاه نمی باشد.زوجه باارائه وکالت نامه خواستارتسریع درامرطلاق می باشد.هیچ شماره تماسی اززوج یا خانواده اش جهت دعوت درجلسات مشاوره ارائه ننموده ازآنجا که زوج حضورندارد وزوجه مصرانه خواستار جدائی می باشد تلاش جهت ایجادسازش نتیجه بخش نبوده لذامراتب جهت هرگونه تصمیم قضائی تقدیم می گردد (ص13).جلسه دادگاه درتاریخ94/10/1تشکیل شده است. در صورتمجلس دادگاه آمده است خواهان آقای س. ی. حضور ندارند لیکن وکیل ایشان سرکار خانم ف. ص. حضور دارند (ظاهراً باعتبار حضور وکیل در پرونده وقت رسیدگی به خواهان ابلاغ نشده است - عضو ممیز) خوانده خانم س.ر. ی. نیز حضور دارند توضیح اینکه زوج با حضور در دفترخانه اسناد رسمی شماره 282 دزفول در مورخه 1394/9/4 در ضمن عقد خارج لازم به زوجه وکالت بلاعزل با حق توکیل غیر جهت مراجعه به مراجع قانونی و مراجع دادگستری و مطلقه نمودن خویش به هر قسم از طلاق و سایر موارد مرتبط با طلاق اعطاء نموده است و زوجه مذکور نیز با اختیارات حاصله از وکالتنامه مذکور و وکالت اعطایی خانم ف. ص. را به عنوان وکیل زوج انتخاب تا از سوی زوج وی را مطلقه نماید. بدواً زوجه اظهار داشت بدلیل مشکلات فراوانی که زوج از نظر اخلاقی و مواد مخدر و مشروب خواری دارد به اینجانب وکالت داده که خودم را مطلقه نمایم حاضرم در قبال وقوع طلاق تعداد سیصد عدد سکه کامل بهار آزادی از مهریه با سایر حقوق مالی خود را بذل کنم و مطلقه گردم (کل مهریه هفتصد و هفتاد عدد سکه تمام بهار آزادی است _ عضو ممیز) چون از شوهرم کراهت شدید دارم و در خصوص جهیزیه بعداً دادخواست جداگانه تقدیم می نمایم ضمناً یک فرزند مشترک داریم که حضانت دائمی آن را می خواهم و وکالت از شوهرم در این خصوص اخذ کرده ام که حضانت فرزند مذکور حتی در صورت ازدواج نیز با من باشد در حقیقت تعداد سیصد عدد سکه کامل بهار آزادی را در قبال وقوع طلاق و حضانت فرزند بذل می کنم تا مطلقه گردم درخواست طلاق دارم. خانم صبوری وکیل خواهان اظهار داشت با قبول بذل از جانب موکلم آقای س. ی. تقاضای طلاق زوجه (خوانده) را دارم و مابقی اظهارات زوجه را قبول دارم و درخواست طلاق وی را دارم ضمناً فرزند مشترک دوسال و نه ماه به نام سید الف. می باشد. طرفین اظهار داشتند به حکم صادره اعتراض نداریم و درخواست صدور حکم قطعی را داریم (ص15). دادگاه به موجب دادنامه شماره 00896 مورخ 94/10/5 چنین رأی داده است :«.... دادگاه ضمن صدور گواهی عدم امکان سازش به زوجین اجازه می دهد تا مستنداً به ماده 1133 قانون مدنی و رعایت ماده 26 قانون حمایت خانواده با مراجعه به دفترخانه نسبت به اجرای صیغه طلاق اقدام نماید . بدین توضیح که زوج با حضور در دفترخانه اسناد رسمی شماره 282 دزفول در مورخه 1394/9/4 به زوجه وکالت بلاعزل با حق توکیل غیر جهت مراجعه به محاکم دادگستری و مطلقه نمودن خویش به هر قسم از طلاق با بذل مهریه به هر میزان که بخواهد وامضاء اسناد و دفاتر طلاق را اعطاء نموده اند و خوانده (زوجه) نیز خانم ف. ص. وکیل دادگستری را به عنوان وکیل زوج انتخاب نموده است تا از سوی زوج وی را مطلقه سازد زوجه در قبال وقوع طلاق و حضانت فرزند مشترک دوسال و هشت ماه به نام الف. تعداد سیصد عدد سکه از مهریه و همچنین سایر امور مالی خود را به زوج بذل کرده تا مطلقه گردد چون از شوهرش کراهت دارد و وکیل زوج نیز با قبول بذل درخواست طلاق زوجه را نموده ا ست و در خصوص جهیزیه و نفقه فرزند مشترک زوجه اظهار داشته جداگانه دادخواست تقدیم خواهد کرد و حضانت فرزند مشترک با توجه به مصلحت کودک به مادر واگذار می شود طلاق در صورت وقوع به استناد ماده 1146 قانون مدنی از نوع خلع می باشد رأی صادره حضوری بوده و ظرف مهلت20 روز پس از ابلاغ قابل تجدیدنظرخواهی در محاکم تجدیدنظر استان خوزستان است ص19). این رأی بشرح ظهر برگ 19 پرونده درتاریخ 94/10/6 حضوراً به خانم صبوری و خانم س.ر. ی. ابلاغ و خانم وکیل مرقوم داشته:« ابلاغ شد حضوراً و اعتراضی نداریم»;. در همین تاریخ نامه ای به دفترخانه شماره چهار دزفول نوشته شده مبنی بر اینکه گواهی عدم امکان سازش زوجین س. ی. و س.ر. ی. صادر و ابلاغ گردیده و به لحاظ عدم اعتراض رأی صادره قطعیت یافته و قابل اجراء است امضاء مدیردفتر شعبه هفتم دادگاه عمومی دزفول (ص20). و سردفتر مرقوم طی نامه شماره 5295/209/4 مورخ 94/10/10 به دادگاه اعلام داشته طلاق خلع نوبت اول ذیل سند شماره 5295 مورخه 94/10/6در این دفتر به ثبت رسیده است مراتب در اجرای ماده 7 آئین نامه نحوه اجرای احکام و تصمیمات دادگاه خانواده جهت استحضار و درج در پرونده نامبردگان اعلام می گردد(ص21). آقای س. ی. (زوج) طی نامه ای به دادگاه اعلام داشته چون رأی صادره به بنده ابلاغ نگردیده است تقاضای ابلاغ آن را دارم و نسبت به رأی اصداری معترض می باشم و ذیل این نامه نوشته شده رأی صادره حضوراً به آقای س. ی. ابلاغ گردید. تاریخ 94/10/6 (ص22) در نامه تایپی دیگری آقای س. ی. (زوج) خطاب به شعبه هفتم دادگاه عمومی دزفول مرقوم داشته با توجه به اینکه بنده که به عنوان خواهان در پرونده فوق الذکر بوده ولی از هیچ یک از مفاد آن اطلاعی نداشته تا حداقل در جلسات رسیدگی حضور داشته باشم و وکیل تعیینی از جانب زوجه بنده را در جریان رسیدگی قرار نداده است و بنده با ناباوری و بدون اطلاع زندگی مشترک خود را از دست داده ام لذا جهت احقاق حق و تجدیدنظرخواهی تقاضای ابلاغ دادنامه به بنده مورد استدعاست (ص24). آقای الف. م. و آقای ب. ف. وکالت آقای س. ی. را پذیرفته اند (ص25). آقای س. ی. نسبت به رأی فوق دادخواست تجدیدنظر تقدیم داشته که بتاریخ 94/10/20 ثبت دفتر دادگاه شده است . پیوست این دادخواست لایحه ای با سر برگ و امضاء آقای الف. م. احد از وکلای آقای ی. موجود است که طی آن اعلام شده ... موکل به امید بازگشت همسرش این وکالتنامه را به وی اعطا می نماید ولی بجای برگشت و احیای کانون سه نفره خانواده خویش بعد از مدتی متوجه جدا شدن همسرش بدون اطلاع از روند رسیدگی دادگاه می گردد ... موکل در مورخه 94/9/4 اقدام به امضاء وکالتنامه ای می نماید که زندگی وی را دچار آشوب می نماید امضایی که قصد حفظ کیان خانواده را داشته ولی غافل از آن بوده که عکس نیت وی اقدام می گردد و همسر وی با اختیارات حاصله در وکالتنامه اقدام به انتخاب وکیل دادگستری خانم ف. ص. بعنوان وکیل زوج می نماید و وکیل محترم از جانب خواهان (زوج) دادخواستی با موضوع صدور گواهی عدم امکان سازش در مورخه 94/9/24 تقدیم دادگاه محترم می نماید. وکالتنامه وکیل دارای اشکالاتی است از جمله اینکه در وکالتنامه مشخصات موکل س. ی. ذکر گردیده ولی ذیل آن را س.ر. ی. امضاء نموده است در حالیکه زوجه زمانی می توانسته ذیل وکالتنامه را امضاء نماید که در قسمت مشخصات موکل در وکالتنامه عبارت س.ر. ی. وکالتاً از طرف س. ی. طبق وکالتنامه رسمی شماره 00185 دفترخانه 282 دزفول تا از جانب زوجه وکیل زوج محسوب گردد و چون اینگونه عمل نشده اصلاً خانم ف. ص.از موکل بنده (زوج) هیچ وکالتی نداشته که بجای وی دادخواست تقدیم کند و در جلسه رسیدگی حاضر و دادنامه بجای زوج به وی ابلاغ شود ... تقاضای نقض دادنامه اصداری که بر خلاف مقررات شرعی و قانونی صادر گردیده مورد استدعاست (ص32). زوجه بعنوان تجدیدنظر خوانده پاسخ داده تجدیدنظرخواهی فاقد وجاهت و خارج ازمهلت است و طلاق دردفتر رسمی طلاق اجراء گردیده است بنده وکالتنامه شماره 6993 مورخ 1394/9/4 دفترخانه 282 دزفول از تجدیدنظر خواه داشته که کلیه اختیارات وفق این سند رسمی بوده و حق عزل از ایشان سلب گردیده و ایرادات شکلی تجدیدنظرخواه آنقدر مهم نیست که موجبات تزلزل حکم صادره را فراهم نماید. بنده وکالتنامه خانم ص. را طبق وکالتی که از تجدیدنظرخواه داشته ام امضاء کرده ام. وکالت در طلاق آنهم وکالت بلاعزل و پرونده های مشابه آن در محاکم دادگستری فراوان بوده و ایراد و اشکالی ماهوی بر این وکالت درطلاق وارد نشده است.تجدیدنظرخواه درخصوص ماهیت طلاق ایرادی ننموده وآنچه محرز ومسلم است حکم صادره فاقد ایرادماهوی است.تجدیدنظرخواه دارای پرونده پزشکی جهت مصرف داروی ترامادون است ودفعات مختلف تشنج داشته که سه دفعه فوریت های پزشکی به منزل مراجعه وایشان رابه اورژانس منتقل نموده اند که نشان ازاعتیاد ایشان به این موادمی باشد... تقاضای ابرام رأی صادره را دارد(ص37). شعبه 6 دادگاه تجدیدنظر استان خوزستان بموجب دادنامه شماره 01899 مورخ 94/12/24 ضمن رد اعتراض رأی تجدیدنظر خواسته را تأیید کرده اند (ص41) این رأی در تاریخ 95/1/14 به آقای الف. م. ابلاغ گردیده و آقای س. ی. در تاریخ 95/1/31 نسبت به آن فرجام خواهی کرده است (ص51+43) در لایحه منضم به دادخواست فرجامی نوعاً مطالبی که در تجدیدنظرخواهی بیان شده عنوان گردیده و اضافه شده است دادگاه تجدیدنظر به ایرادات شکلی وی توجه نکرده است. لایحه مذکور زمان شور قرائت خواهد شد. ضمناً تصویر رأی شماره 00157 مورخ 91/1/31 که در مورد مشابه از سوی شعبه سوم دادگاه حقوقی دزفول گواهی عدم امکان سازش صادر شده ولی شعبه پنجم دادگاه تجدیدنظر آن را نقض و قرار رد دعوی صادر کرده است و همچنین دادنامه شماره 00767 مورخ 91/5/3 شعبه سوم دادگاه حقوقی دزفول مبنی بر ابطال صیغه طلاق پیوست لایحه فرجامی شده است . فرجام خوانده (زوجه) نیز در پاسخ فرجام خواه مطالب قبلی را تکرار نموده که این لایحه هم زمان شور قرائت خواهد شد. فرجام خواهی آقای س. ی. به شعبه 21 دیوان عالی کشور ارجاع شده است. هیأت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید پس از قرائت گزارش آقای حسین یاوری عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده و لوایح طرفین مشاوره نموده و به شرح زیر رأی صادر می نماید: رأی شعبه دیوان عالی کشور در مورد فرجام خواهی آقای س. ی. نسبت به دادنامه شماره 01899 مورخ 94/12/24 شعبه ششم دادگاه تجدیدنظر استان خوزستان مبنی بر تأیید گواهی عدم امکان سازش صادره از دادگاه نخستین که در مهلت قانونی صورت گرفته است صرفنظر از اینکه تعجیل در صدور رأی و اجرای آن در همان مرحله بدوی محل تأمل است نظر به اینکه: اولاً - زوجه به استناد وکالتنامه شماره 6993 مورخ 94/9/4 دفترخانه شماره 282 دزفول اجازه طلاق از طرف زوج داشته است و با این توصیف ذینفع دعوی شخص زوجه بوده که رأساً یا توسط وکیل می توانست بعنوان خواهان اقامه دعوی نماید و طرح دعوی از طرف زوج ولو با استناد به وکالتنامه مستند زوجه برخلاف ماده 2 قانون آئین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی می باشد. ثانیاً - طلاق توافقی مد نظر قانونگذار در ماده 27 قانون حمایت خانواده مصوب 1391 طلاقی است که زوجین باتفاق دادخواست طلاق داده باشند و تقاضای طلاق باستناد وکالتنامه موضوع پرونده ولو قید توافقی در آن شده است مغیر ماهیت طلاق توافقی مورد نظر مقنن نمی باشد و چون مقررات مربوط به طلاق از قواعد آمره است ترک آن توسط دادگاه موجب بی اعتباری رأی خواهد بود و با این توصیف چون دادگاه بدون جلب نظر داور مبادرت به صدور رأی نموده این رأی مغایر صدر ماده 27 قانون فوق الاشعار می باشد. بنابراین