دادگاه صالح در حالت تعدد خواندگان
خلاصهٔ رأی
یی سنندج محرز است ثانیاً سابقاً همین پرونده در شعبه پنجم محاکم تجدیدنظر استان کردستان مطرح بوده اعتقادی به عدم صلاحیت ابراز نگردیده است {منظور دادنامه شماره 9100155 مورخ 192/4/2 (ص 16) شعبه پنجم تجدیدنظر استان کردستان که در مقام اعتراض به رأی دادگاه بدوی موضوع دادنامه شماره 00057-90 مورخ 1392/1/9 (ص 132 و 133) صادر شده بود} و ثالثاً- نظر به اینکه قانون تاریخ تقدیم دادخواست تاریخ تشخیص صلاحیت است.
متن کامل
دادگاه صالح در حالت تعدد خواندگان Toggle navigation صفحه اصلی درباره ما درباره پژوهشگاه قوه قضائیه درباره پژوهشکده آرا تماس با ما دریافت نظرات و پیشنهادها عنوان: دادگاه صالح در حالت تعدد خواندگان پیام: هرگاه یک ادعا راجع به خواندگان متعدد باشد که در حوزه های قضائی مختلف اقامت دارند خواهان می تواند به هریک از دادگاه های حوزه های یادشده مراجعه نماید اعم از آن که اشخاص خوانده حقیقی و یا حقوقی و یا مشترک از اشخاص حقیقی یا حقوقی باشند. مستندات: شماره دادنامه قطعی : 9309970908100135 تاریخ دادنامه قطعی : 1393/10/07 گروه رأی : حقوقی آراء منتخب پرونده: شعبه دیوان عالی کشور مشخصات متن نتیجه تحلیلی کلید واژه ها نمایه قوانین مرتبط گردش پرونده عین عبارت چاپ متن متن تجمیعی پرونده قلم یکان ایران میترا ترافیک زر یاقوت تیتر رأی خلاصه جریان پرونده به حکایت دادخواست خانم ح.الف. با وکالت خانم س.ن. بهطرفیت 1- بانک. ب سنندج 2- شرکت ایران خودرو به آدرس تهران 3- نمایندگی شرکت ایران خودرو با مدیریت آقای ش.ر.ب سنندج- فیض آباد و عنوان خواسته دادخواست مطالبه مثل و در صورت تعذر جبران خسارت وارده طبق نظر کارشناس به قیمت مثل 12050000 تومان بدواً اعسار از پرداخت هزینه دادرسی که در شرح دادخواست اشعار نموده اجمالاً موکله از طریق قرعهکشی در بانک. ب مالک یک دستگاه پژو 206 معمولی گردیده و در 1387/06/16 یازده روز پس از آغاز گارانتی خودرو مذکور بر اثر حادثه آتشسوزی دچار حریق شده است طبق تأمین دلیل علت حادثه ناشی از نقص فنی ماشین بوده است این دادخواست (ص 11) ثبت دادگستری سنندج شده و در مورخ 1387/12/13 به شعبه چهارم محاکم عمومی حقوقی سنندج ارجاع شده در اجلاس فوقالعاده 1388/03/17 (ص 26) به اشعار تودیع هزینههای دادرسی حسب فیش لذا طی دادنامه 88017- 1388/3/18 قرار رد درخواست صادر نمودهاند دادگاه اجلاس دادرسی اول در مورخ 1388/06/25 (ص 45 لغایت 48) منعقد با حضور وکیل خواهان و نماینده بانک و حضور نمایندگان سایر خواندگان با تأخیر صورت گرفته اجمالاً از مشروحه وکیلخواهان (ص 45-46) تغییری در اصل خواسته مشهود نمیشود{دفاعیات خواندگان در ماهیت گزارش نمیشود} نماینده شرکت ایران خودرو (آقای ع.ع.) به صلاحیت محلی دادگاه ایراد نموده (ص 47) به استناد ماده 11 قانون آیین دادرسی مدنی دعوی باید در مرکز اصلی شرکت تهران اقامه شود و قانون تجارت بر این امر تأکید دارد این ایراد را وکیل خوانده (ص 48) به سبب حضور نمایندگی در سنندج مردود میدانند (بیتوجهی محاکم به ماده 32 قانون آیین دادرسی مدنی اعتبار مداخله نمایندگان حقوقی صرفاً نسبت بهطرفیت اشخاص احصاء شده است و تعدی از آن نیز مجوز قانونی ندارد ماده 32 قانون آیین دادرسی مدنی- وزارتخانهها، مؤسسات دولتی و وابسته به دولت، شرکتهای دولتی، نهادهای انقلاب اسلامی و مؤسسات عمومی غیردولتی، شهرداریها و بانکها میتوانند علاوه بر استفاده از وکلای دادگستری برای طرح هرگونه دعوا یا دفاع و تعقیب دعاوی مربوط از اداره حقوقی خود یا کارمندان رسمی خود با داشتن یکی از شرایط زیر بهعنوان نماینده حقوقی استفاده نمایند: تصمیم دادگاه (ص 48) ضمن رد ایراد نماینده خوانده ارجاع امر به کارشناسی و سپس به هیأت کارشناسی نموده است با دادرسی و رسیدگی بعدی در ماهوی متعاقباً ختم دادرسی اعلام و طی دادنامه شماره 00057-90 مورخ 1390/1/27 (ص 132 و 133) دعوی را نسبت به بانک ب. به سبب عدم توجه دعوی قرار رد دعوی و نسبت به خواندگان دوم و سوم با اشعار به اینکه {لذا دلایل دعوی خواهان را نسبت به خواندگان دوم و سوم کافی ندانسته لذا به استناد مواد 197 و 259 قانون آیین دادرسی مدنی و مواد 1257 و 1258 قانون مدنی حکم به ابطال دادخواست خواهان صادر و اعلام میدارد} (توجهاً به تمایز حکم با قرار مقرر در ماده 299 قانون آیین دادرسی مدنی و نیز انتقاد به استخدام عنوان ابطال دادخواست با اینکه ابطال دادخواست ناظر بر ضوابط دادرسی ازجمله مواد 363 و بند الف ماده 107 قانون آیین دادرسی مدنی استرداد دادخواست تا اولین اجلاس دادرسی است) متعاقب تجدیدنظرخواهی خواهان بدوی دادگاه تجدیدنظر استان کردستان شعبه پنجم طی دادنامه شماره 00155-91 مورخ 1391/4/12 (ص 16) رأی دادگاه بدوی را نسبت به {شرکت ایران خودرو مرکز واقع در جاده مخصوص کرج نقض پرونده را جهت رسیدگی ماهوی به دادگاه بدوی اعاده مینماید}و{نسبت به نمایندگی ایران خودرو به لحاظ عدم توجه دعوی و اصلاح قرار به قرار رد دعوی دادنامه تجدیدنظر خواسته تأیید میشود}در وضعی که شعبه پنجم دادگاه تجدیدنظر استان کردستان به استناد ماده 352 قانون آیین دادرسی مدنی (ماده 352- هرگاه دادگاه تجدیدنظر، دادگاه بدوی را فاقد صلاحیت محلی یا ذاتی تشخیص دهد رأی را نقض و پرونده را به مرجع صالح ارسال میدارد) لکن با اعاده پرونده به دادگاه بدوی طی دادنامه شماره 00598-91 مورخ 1391/7/24 (ص 197- 198) به استناد {بلاوجه} به تبصره 2 ماده 3 قانون حمایت از حقوق مصرفکنندگان خودرو مصوب 1386/3/23 به هیأت حل اختلاف مذکور قرار عدم صلاحیت ذاتی صادر نمودهاند این قرار با هدف تشخیص صلاحیت به دیوانعالی کشور ارسال شده این شعبه (21) دیوانعالی کشور طی دادنامه شماره 00400-91 مورخ 1391/10/05 (ص 199 لغایت 201) با نقض قرار عدم صلاحیت ذاتی به اعتبار صلاحیت محاکم دادگستری به همان مرجع اعاده نموده متعاقباً در وقت فوقالعاده شعبه چهارم محاکم عمومی حقوقی سنندج طی دادنامه 00892-91 مورخ 1391/11/5 (ص 209) در ماهیت حکم بر محکومیتش، بر تحویل مثل یک دستگاه پژو 206 معمولی مثل فاکتور و خسارت دادرسی صادر نموده است از این رأی ماهوی شرکت ایران خودرو تجدیدنظرخواهی شده (ص 237 و 238) شعبه چهارم محاکم عمومی حقوقی سنندج طی دادنامه 00227- 92 مورخ 1392/4/2 (ص 248) به سبب عدم تودیع هزینه دادرسی قرار رد دادخواست به استناد بند 2 ماده 339 قانون آیین دادرسی مدنی صادر نمودهاند از این رأی شکلی شرکت ایران خودرو تجدیدنظرخواهی شده (ص 260 و 261) دادگاه تجدیدنظر استان کردستان شعبه پنجم طی دادنامه شماره 00496- 92 مورخ 1392/6/25 (ص 267) به شرح استدلال و استنادی که نموده با نقض دادنامههای (قرار رد دادخواست 00227-92 مورخ 1392/4/2 (ص 248) (دادنامه رأی ماهوی 00892-91 مورخ 1391/11/5 (ص 209) و به استناد ماده 352 قانون آیین دادرسی مدنی به اعتبار خواسته که مال منقول است به صلاحیت محاکم عمومی حقوقی تهران قرار عدم صلاحیت صادر نمودهاند با ارسال پرونده به دادگستری تهران و ارجاع به شعبه 212 محاکم عمومی حقوقی تهران در وقت فوقالعاده 1392/8/16 (ص 273) ختم رسیدگی را اعلام طی دادنامه شماره 00712-92 مورخ 1392/8/29 (ص 275 لغایت 278) بدین استناد اجمالاً اولاً- دادخواست اولیه نسبت به سه خوانده فوق مطرح شده و طبق ماده 16 قانون آیین دادرسی مدنی هرگاه یک ادعا راجع به خواندگان متعدد باشد که در حوزههای قضایی مختلف اقامت دارند خواهان میتواند به هریک از دادگاههای حوزه قضایی مربوط مراجعه نماید لذا با وصف اختیار قانونی و تشخیص صلاحیت دادگاه بدوی استدلال دادگاه تجدیدنظر متکی به قانون نمیباشد زیرا اقامتگاه سایر خواندگان در حوزه قضایی سنندج محرز است ثانیاً سابقاً همین پرونده در شعبه پنجم محاکم تجدیدنظر استان کردستان مطرح بوده اعتقادی به عدم صلاحیت ابراز نگردیده است {منظور دادنامه شماره 9100155 مورخ 192/4/2 (ص 16) شعبه پنجم تجدیدنظر استان کردستان که در مقام اعتراض به رأی دادگاه بدوی موضوع دادنامه شماره 00057-90 مورخ 1392/1/9 (ص 132 و 133) صادر شده بود} و ثالثاً- نظر به اینکه قانون تاریخ تقدیم دادخواست تاریخ تشخیص صلاحیت است. شعبه پنجم محاکم تجدیدنظر استان کردستان مسبوقاً صلاحیت دادگاه بدوی را احراز و اظهارنظر ماهیتی نموده بود لذا قرار عدم صلاحیت شعبه پنجم محاکم تجدیدنظر استان کردستان منطبق با قانون نبوده و قرار عدم صلاحیت خویش را به اعتبار صلاحیت شعبه پنجم محاکم تجدیدنظر استان کردستان صادر و جهت حل اختلاف در اجرای ماده 27 قانون آیین دادرسی مدنی بدین مرجع ارسال داشتهاند. نظریه عضو ممیز اوراق و پرونده: در احکام صلاحیت محلی ملاک تاریخ تقدیم دادخواست است {ماده 26 قانون آیین دادرسی مدنی- مناط صلاحیت تاریخ تقدیم دادخواست است مگر درموردیکه خلاف آن مقرر شده باشد.} و به وقت تقدیم دادخواست ممیز صلاحیت است به حکم {ماده 48 قانون آیین دادرسی مدنی- دادخواست به دفتر دادگاه صالح تسلیم میگردد.} و به حکم {ماده 65 قانون آیین دادرسی مدنی- دعاوی اقامه شده را از یکدیگر تفکیک و به هریک در صورت صلاحیت جداگانه رسیدگی میکند و در غیراینصورت نسبت به آنچه صلاحیت ندارد با صدور قرار عدم صلاحیت، پرونده را به مراجع صالح ارسال مینماید.} حتی این امر را برای محاکم تجدیدنظر استان و دیوانعالی کشور قانونگذار مقرر نموده است {ماده 356 قانون آیین دادرسی مدنی- مقرراتی که در دادرسی بدوی رعایت میشود در مرحله تجدیدنظر نیز جاری است مگر اینکه بهموجب قانون ترتیب دیگری مقرر شدهباشد} لذا برای محاکم تجدیدنظر استان {ماده 352- هرگاه دادگاه تجدیدنظر، دادگاه بدوی را فاقد صلاحیت محلی یا ذاتی تشخیص دهد رأی را نقض و پرونده را به مرجع صالح ارسال میدارد} و برای دیوانعالی کشور {بند اول ماده 371 قانون آیین دادرسی مدنی- دادگاه صادرکننده رأی، صلاحیت ذاتی برای رسیدگی به موضوع را نداشته باشد و در مورد عدم رعایت صلاحیت محلی، وقتی که نسبت به آن ایراد شده باشد از ماده 371- در موارد زیر حکم یا قرار نقض میگردد} لذا ممیز امر صلاحیت حین صدور رأی نخواهد بود {همانند این پرونده که حین دادخواست خواندگان متعدد لکن حین صدور قرار شکلی صلاحیت خوانده واحد است} این امر متمایز از صلاحیت ذاتی است {که در هر زمان کشف شود کلیت آرای قضائی در تمام مراحل به حکم قواعد آمره صلاحیت ذاتی نقض میشود مستنداً به بند اول ماده 371 قانون آیین دادرسی مدنی در تقابل با ماده 352 قانون آیین دادرسی مدنی}و عناوین مقرر خاص قانونی ازجمله مواد 334 قانون آیین دادرسی مدنی و ماده 21 قانون اصلاح قانون تشکیل دادگاههای عمومی و انقلاب اصلاحی 1371/7/28 و بند ج ماده 401 قانون آیین دادرسی مدنی است. ثانیاً- به حکم {ماده 16 قانون آیین دادرسی مدنی- هرگاه یک ادعا راجع به خواندگان متعدد باشد که در حوزههای قضائی مختلف اقامت دارند یا راجع به اموال غیرمنقول متعددی باشد که در حوزههای قضائی مختلف واقع شدهاند، خواهان میتواند به هر یک از دادگاههای حوزههای یادشده مراجعه نماید} این امر اعم از آن است که اشخاص خوانده حقیقی و یا حقوقی و یا مشترک از اشخاص حقیقی یا حقوقی باشند. ثالثاً- به حکم {ماده 23 قانون آیین دادرسی مدنی- دعاوی ناشی از تعهدات شرکت در مقابل اشخاص خارج از شرکت، در محلی که تعهد در آنجا واقع شده یا محلی که کالا باید در آنجا تسلیم گردد یا جایی که پول باید پرداخت شود اقامه میشود. اگر شرکت دارای شعب متعدد در جاهای مختلف باشد دعاوی ناشی از تعهدات هر شعبه یا اشخاص خارج باید در دادگاه محلی که شعبه طرف معامله در آن واقع است اقامه شود، مگر آنکه شعبه یادشده برچیده شده باشد که در اینصورت نیز دعاوی در مرکز اصلی شرکت اقامه خواهد شد} لذا مادام این امر ممکن است که دعاوی راجع به خواندگان متعدد نباشد همینکه زمره دعاوی راجع به خواندگان متعدد صورت تحقق بیابد محکوم به حکم ماده 16 قانون آیین دادرسی مدنی خواهد بود. بدین کیفیت دعاوی خواهان علیه ش. به آدرس تهران که در بادی امر دعوی راجع به خواندگان متعدد بوده و خواهان به حکم ماده 16 قانون آیین دادرسی مدنی مخیر بوده در یکی از حوزههای قضایی طرح دعوی کند که در حوزه قضایی سنندج اقامه دعوی نموده هرچند در پیامد امر دعاوی نسبت به سایر خواندگان شکلاً و یا ماهیتاً منتفی شود نافی صلاحیت مرجع قضایی مقدمالورود نبوده و در این پرونده مضاف بر مبنای صلاحیت ماده 16 قانون آیین دادرسی مدنی موضوع ماده 23 قانون آیین دادرسی مدنی در خصوص {دعاوی ناشی از تعهدات شرکت در مقابل اشخاص خارج از شرکت} خواهان مخیر است در هر یک از {در محلی که تعهد در آنجا واقع شده} یا{محلی که کالا باید در آنجا تسلیم گردد} یا {جایی که پول باید پرداخت شود}، اقامه دعوا کند. استنتاج میدهد که شمول زمره عناوین مذکور را داراست لذا صلاحیت محلی با حوزه قضایی کردستان- سنندج است. عضو ممیز اوراق- حسینی طباطبائی رأی شعبه دیوان عالی کشور اجمالاً به تشخیص صلاحیت محلی حوزه قضایی سنندج (استانکردستان) شعبه پنجم محاکم تجدیدنظر استان کردستان تشخیص صلاحیت میشود و رفع اختلاف مینماید. در اختلاف فیمابین شعبه پنجم محاکم تجدیدنظر استان کردستان موضوع دادنامه شماره 00496-92 مورخ 1392/6/25 (ص 267) با شعبه 212 محاکم عمومی حقوقی تهران موضوع دادنامه شماره 9200712 مورخ 1392/8/29 (ص 275 لغایت 278) با عنایت به: الف- در احکام صلاحیت محلی، ملاک تاریخ تقدیم دادخواست است {ماده 26 قانون آیین دادرسی مدنی- مناط صلاحیت تاریخ تقدیم دادخواست است مگر درموردیکه خلاف آن مقرر شده باشد.} و به وقت تقدیم دادخواست ممیز صلاحیت است به حکم {ماده 48 قانون آیین دادرسی مدنی- دادخواست به دفتر دادگاه صالح تسلیم میگردد.} و به حکم {ماده 65 قانون آیین دادرسی مدنی- دعاوی اقامه شده را از یکدیگر تفکیک و به هریک در صورت صلاحیت جداگانه رسیدگی میکند و در غیر اینصورت نسبت به آنچه صلاحیت ندارد با صدور قرار عدم صلاحیت، پرونده را به مراجع صالح ارسال مینماید.} حتی این امر را برای محاکم تجدیدنظر استان و دیوانعالی کشور قانونگذار مقرر نموده است {ماده 356 قانون آیین دادرسی مدنی- مقرراتی که در دادرسی بدوی رعایت میشود در