خوانده دعوی تخلیه عین مستاجره در فرض ترتب ایادی

خلاصهٔ رأی

حکم صادر شده حضوری و ظرف 20 روز پس از ابلاغ قابل تجدیدنظر در محاکم تجدیدنظر استان تهران است.

متن کامل

خوانده دعوی تخلیه عین مستاجره در فرض ترتب ایادی Toggle navigation صفحه اصلی درباره ما درباره پژوهشگاه قوه قضائیه درباره پژوهشکده آرا تماس با ما دریافت نظرات و پیشنهادها عنوان: خوانده دعوی تخلیه عین مستاجره در فرض ترتب ایادی پیام: در دعوی تخلیه عین مستاجره از سوی مالک فعلی، باید علاوه بر مستاجر، فروشنده اصلی و ابتدایی که منشاء تنظیم قرارداد اجاره بوده است، نیز طرف دعوی قرار گیرد. در غیر اینصورت، دعوا مسموع نیست. مستندات: شماره دادنامه قطعی : 9209980242600912 تاریخ دادنامه قطعی : 1394/08/16 گروه رأی : حقوقی آراء منتخب پرونده: دادگاه تجدیدنظر استان دادگاه بدوی مشخصات متن نتیجه تحلیلی کلید واژه ها نمایه قوانین مرتبط گردش پرونده عین عبارت چاپ متن متن تجمیعی پرونده قلم یکان ایران میترا ترافیک زر یاقوت تیتر رأی دادگاه بدوی در خصوص دعوی ع. ج.ق.ج. با وکالت ب. م.ن. بطرفیت 1- ز.ن. و 2- م. ن. با وکالت الف. ن. 3- ف. ی. با وکالت ع. م.پ. و م. م. به خواسته تخلیه یکباب مغازه به دلیل انقضای مدت و دعوی ف. ی. با وکالت ع. م.پ. و م. م. به طرفیت ع. ج.ق.ج. با وکالت ب. م.ن. به خواسته اعلام بطلان قرارداد اجاره مورخ 1380/7/1 در خصوص ملک پلاک ثبتی ...... واقع در بخش 11 تهران به سبب صوری بودن قرارداد به شرح دادخواست و صورت جلسات مورخ 91/11/23 و 1393/5/26 دادگاه با توجه به جهات ، دلایل و مستندات زیر دعوی خواهان ها را غیر ثابت تشخیص می دهد : 1- سند مالکیت ملک شماره ثبتی ......به نام ف. ی. صادر شده است که نامبرده مطابق مبایعه نامه مورخ 1379/6/23 ملک موصوف را به ج. ب. می فروشد و ج. ب. نیز در تاریخ 1379/11/15 همان ملک را به مساحت 198 متر مربع به ع. ج.ق.ج. و م. ج.ق.ج. در قالب عقد بیع واگذار می کند . متعاقباً ع. ج.ق.ج. طی سند عادی مورخ 1380/7/1 سرقفلی دو باب مغازه واقع در پلاک ثبتی مذکور را به ف. ی. می فروشد . پاسخ استعلام ثبتی اداره ثبت اسناد و املاک تهرانپارس به شماره 36275-91/7/18 دلالت بر استقرار مالکیت خواهان ( ع. ج.ق.ج. ) بر پلاک ثبتی ...... دارد که نامبرده بر همین مبنا دعوی خلع ید را به طرفیت ف. ی. طرح کرده که مطابق دادنامه 3256/3255 با این استدلال که رابطه استیجاری فیما بین طرفین وجود دارد حکم بر بطلان دعوی خواهان صادر شده و این حکم نیز مورد تایید شعبه 13 دادگاه تجدیدنظر استان تهران قرار گرفته است . متعاقباً نامبرده دعوی تخلیه یک باب جزء پلاک ثبتی ....... را به طرفیت ف. ی. مطرح کرده که وفق دادنامه 921180 حکم به نفع خواهان صادر شده است ؛ 2- وکیل خواهان ابتدا خواسته خود را پرداخت اجور معوقه از سال 80 و تعدیل اجاره بها ذکر کرده بود که در اولین جلسه دادرسی مورخ 91/12/23 خواسته را به تخلیه یک باب مغازه به دلیل انقضای مدت تغییر داده است که از نظر دادگاه این دعوی تخلیه فاقد مبنای حقوقی است زیرا اولاً مستند دعوی سند عادی مورخ 1380/7/1 است که در آن قرارداد فروشنده ع. ج.ق.ج. و خریدار ف. ی. و مورد معامله سر قفلی دو باب مغازه ذکر شده است و هیچ گونه تصریحی به قرارداد اجاره نشده تا براساس آن پس از انقضای مدت ، موجر بتواند دعوی تخلیه به طرفیت مستاجر اقامه کند ؛ ثانیاً تنها عبارتی که وکیل خواهان آن را قرینه ای بر وقوع عقد اجاره تلقی کرده عبارت « در ضمن فروشنده اجاره ماهانه این دو باب را از خریدار نخواهد گرفت »; می باشد که این عبارت دلالتی بر وقوع اجاره ندارد چون الف ) مطابق ماده 468 قانون مدنی در اجاره اشیاء مدت اجاره باید معین شود والا اجاره باطل است ، که در این قرارداد فروش سر قفلی مدت اجاره معین نشده است . ب ) اگر چه ماده 501 قانون مدنی را در موردی که مدت به طور صریح ذکر نشده باشد و مال الاجاره هم از قرار روز یا ماه یا سالی به مبلغ خاص معین شده باشد ، صحیح می داند و اجاره را برای یک روز یا یک ماه یا یک سال محسوب می کند ، اما صحت اجاره در این فرض صرفاً منحصر به جایی است که علیرغم عدم تصریح به مدت اجاره ، ذکر مال الاجاره جابر عدم تصریح به مدت باشد ، به نحوی که از مال الاجاره روز یا ماه یا سال تلویحاً مدت اجاره مستفاد گردد . مع الوصف در قرارداد عادی 1380/7/1 اجاره بها به صورت روز یا ماه یا سال نیز معین نگردیده است و از این حیث اجاره ای واقع نشده تا به موجب آن موجر بتواند پس از انقضای مدت تخلیه مستاجر را درخواست کند ؛ ثالثاً با عنایت به تاریخ قرارداد مذکور ( 1380 ) و اظهارات وکیل خواهان که اجاره را تابع قانون روابط موجر و مستاجر سال 1376 می داند ، در قانون مذکور سرقفلی در سه مورد موضوعیت پیدا کرده است . 1- هرگاه مالک ، ملک تجاری خود را به اجاره واگذار کند می تواند مبلغی را تحت عنوان سر قفلی از مستاجران دریافت کند . 2- مستاجر می تواند در اثنای مدت اجاره برای واگذاری حق خود مبلغی را از موجر یا مستاجر دیگر به عنوان سر قفلی دریافت کند . 3- هرگاه ضمن عقد اجاره شرط شود تا زمانی که عین مستاجره در تصرف مستاجر باشد مالک حق افزایش اجاره بها و تخلیه عین مستاجره را نداشته باشد و متعهد شود که هر ساله عین مستاجره را به همان مبلغ به او واگذار کند در این صورت مستاجر می تواند در ازای اسقاط حق خود مبلغی را به عنوان سر قفلی دریافت کند ( مفاد مواد 6 و 7 قانون روابط موجر و مستاجر 1376 ) . ملاحظه می شود که سر قفلی در چار چوب قانون اخیر الذکر منوط به انعقاد قرارداد اجاره است و صرف این که در قرارداد 1380/7/1 سر قفلی به فروش رفته دلیل بر وقوع عقد اجاره نیست . زیرا شرایط انعقاد عقد اجاره به عنوان یک قرارداد مستقل تابع شرایط اساسی قرارداد و مواد 466 و 468 و 501 قانون مدنی است ؛ 3- هر چند با استدلال فوق از یک طرف وجود عقد اجاره بین طرفین وفق قرارداد 80/7/1 منتفی است و از طرف دیگر فروش سر قفلی و قید سر قفلی در آن قرارداد موجد قرارداد اجاره نیست ، اما این امر به منزله بی اعتباری قرار داد فروش سر قفلی نیست . زیرا همان گونه که ماده 6 قانون روابط موجر و مستاجر بیان داشته : « هرگاه مالک ملک تجاری خود را به اجاره واگذار نماید می تواند مبلغی را تحت عنوان سر قفلی از مستاجرین دریافت نماید »; بنابراین قبل از اجاره ملک حقی به عنوان سر قفلی برای مالک وجود دارد که بر اثر فعالیت خود مالک در ملک همانند حق کسب و پیشه برای او به وجود آمده که می تواند علاوه بر دریافت اجاره بها آن را از مستاجر دریافت کند . و همان گونه که برای مالک دریافت مبلغی به عنوان سر قفلی در قالب عقد اجاره امکان پذیر است چنین حقی به طور مستقل و بدون درج در اجاره نیز قابل فروش می باشد . لذا استدلال دادگاه در بند 2 دال بر بطلان و بی اعتباری قرارداد 1380/7/1 نیست ؛ 4- در دعوی ف. ی. به طرفیت ع. ع. ج.ق.ج. وکلای خواهان دلیل بر بطلان قرارداد اجاره 1380/7/1 را به سبب صوری بودن مبایعه نامه های تنظیمی در خصوص نقل و انتقالات ملک 93/2715 ذکر کرده اند که به اعتقاد دادگاه مبنای دعوی و بنای آن فاقد محمل حقوقی است زیرا اولاً و صرف نظر از آن که قرارداد مذکور در سند عادی 1380/7/1 در چه قالب حقوقی قرار گیرد ، امضای ذیل سند مصون از خدشه قرار گرفته است و سند نیز به امضای گواهان رسیده است ؛ ثانیاً در قراردادهای موجود مساحت ملک 198 متر مربع قید شده که در سند رسمی نیز این مساحت به عنوان ملک خوانده مورد تایید قرار گرفته و این مساحت حاوی دو باب مغازه نیز می باشد ؛ ثالثاً در دعوی خلع ید که از طرف ع. ج.ق.ج. به طرفیت ف. ی. در پرونده کلاسه 1838 و 2680 اقامه شده بود ، وکیل خوانده همین سند عادی را به عنوان وجود رابطه استیجاری و واگذاری سر قفلی به موکل خود تلقی کرده و دادگاه نیز به اساس دفاع موصوف حکم به بطلان دعوی خلع ید صادر کرده است و اقرار به صحت سند در یک دعوی مانع انکار آن در دعوی دیگر است که این عدم استماع انکار بعد از اقرار به عنوان یک قاعده ( قاعده استاپل) در نظام های حقوقی پذیرفته شده است و اگر از طرف خواهان اشکال گردد که اقرار در آن پرونده از طرف وکیل بوده و اقرار نیز قابل توکیل نیست ، در پاسخ گفته می شود که ارائه سند مورخ 80/7/1 از طرف وکیل خوانده به دادگاه و صدور رای بر مبنای آن و عدم اعتراض خوانده به رای حداقل مثبت این امر است که نامبرده به صحت سند مذکوراذعان داشته و صوری بودن آن را منتفی می داند مضاف بر آن که مقتضای اصل صحت قرارداد ، اعتبار سند متنازع فیه است ؛ بنابراین دادگاه به استناد مواد 10 و 219 و 223 و 466 و 468 و 501 و 1257 و 1277 قانون مدنی و مواد 6 و 7 قانون روابط موجر و مستاجر وماده 197 قانون آیین دادرسی مدنی حکم به بطلان دعوی ع. ج. قاضی به طرفیت ز. ن. و م. ن. و ف. ی. و بطلان دعوی ف. ی. به طرفیت ع. ج.ق.ج. صادر و اعلام می دارد . حکم صادر شده حضوری و ظرف 20 روز پس از ابلاغ قابل تجدیدنظر در محاکم تجدیدنظر استان تهران است. دادرس شعبه 129 دادگاه عمومی حقوقی تهران - مهدی هادی رأی دادگاه تجدیدنظر استان در خصوص تجدید نظر خواهی آقای ف. ی. با وکالت آقایان ع. م.پ. و م. م. به طرفیت آقای ع. ج. نسبت به دادنامه 778 و 779 - 93/7/2 صادره از شعبه 129 دادگاه عمومی تهران که بر اساس آن به شرح رای صادره حکم به بطلان دعوی آقای ع. ج. به طرفیت ز. ن. و م.ر. ن. و ف. ی. و بطلان دعوی ف. ی. به طرفیت ع. ج. ق. نسبت به مغازه های متنازع فیه به شرح ان صادر شده است و تجدیدنظر خواهی آقای ع. ج. به طرفیت آقایان و خانم ها 1- ز.ن. 2- م.ر. ن. 3- ف. ی. از دادنامه مذکور به شرح آن دادگاه با ملاحظه محتویات پرونده اسناد و مدارک و اظهارات مضبوط در ان نظر به اینکه ج. ب. طرف دعوی قرار نگرفته تا متمکن از دفاع گردد در حالی که منشاء تنظیم اجاره نامه 80/7/1 آقای ب. بوده و فروشنده اصلی و ابتدایی بوده است لازم بوده است تا طرف دعوی قرار گیرد تا منشاء قرار دادی در شیوه نقل و انتقال بعدی بر مغازه های متنازع فیه معلوم، چون به این تکلیف قانونی عمل نشده است عاوی مطروحه قابلیت استماع را نداشته مستنداً به مواد 2 و 358 قانون آیین دادرسی مدنی با نقض دادنامه تجدید نظر خواسته قرار رد دعوی نخستین صادر و اعلام می گردد رای صادره قطعی است. شعبه 52 دادگاه تجدیدنظر استان تهران - رییس و مستشار محمد باقر قربان وند - سید وجیه الله موسوی فهرست دادگاه بدوی دادگاه تجدیدنظر استان نقد رأی نقد رأی نام * : رایانامه * : توضیح: کدتصویری: تعدادموافق: 0 ـ تعدادمخالف: 0 نقدهای شما تماس با ما نشانی: تهران اتوبان چمران شمال ، اتوبان یادگار جنوب، بعد از خروجی اوین درکه، پشت مجتمع دشت بهشت، خیابان شهید قدوسی کد پستی : 1983846514 تلفــــن : 22376843 دورنگار : 22376840 سامانه پیام کوتاه:5000969900070 رایانامه : bijp@jri.ac.ir پیوندها پژوهشگاه قوه قضاییه قوه قضاییه جمهوری اسلامی ایران مرکز آمار و فناوری اطلاعات قوه قضاییه روزنامه رسمی کشور معاونت حقوقی قوه قضاییه مرکز مطبوعات و انتشارات قوه قضاییه نسخه کلیه حقوق برای پژوهشگاه قوه قضاییه محفوظ است