حدود تبعیت دادگاه از نظریه داوران در دعوی طلاق

خلاصهٔ رأی

اسبی با بنده ندارد، و مرا مورد توهین و فحاشی قرار می دهد و حرفهای زشت و رکیک می زند، به خانواده ام بی احترامی می نماید و با کوچکترین مسأله عصبانی می شود و نمی تواند خود را کنترل نماید با اخلاق و رفتار نامناسب آسایش و آرامش را از زندگی من سلب نموده است با این وضعیت دیگر قادر به ادامه زندگی مشترک با ایشان نمی باشم و تصمیم به جدائی از او گرفتم لذا صدور حکم بر طلاق ( الزام زوج به طلاق زوجه ) مورد تقاضاست.

متن کامل

حدود تبعیت دادگاه از نظریه داوران در دعوی طلاق Toggle navigation صفحه اصلی درباره ما درباره پژوهشگاه قوه قضائیه درباره پژوهشکده آرا تماس با ما دریافت نظرات و پیشنهادها عنوان: حدود تبعیت دادگاه از نظریه داوران در دعوی طلاق پیام: هرچند که اصل ارجاع اختلاف به داوری در دعوی طلاق یک امر تکلیفی برای دادگاه ها محسوب می شود، پذیرش نظریه داوران برای دادگاه الزام آور نبوده و قاضی می تواند با ردّ آن، انشاء رأی کند. مستندات: ماده 27 قانون حمایت خانواده - شماره دادنامه قطعی : 9309983457300538 تاریخ دادنامه قطعی : 1394/08/24 گروه رأی : حقوقی آراء منتخب پرونده: شعبه دیوان عالی کشور مشخصات متن نتیجه تحلیلی کلید واژه ها نمایه قوانین مرتبط گردش پرونده عین عبارت چاپ متن متن تجمیعی پرونده قلم یکان ایران میترا ترافیک زر یاقوت تیتر رأی خلاصه جریان پرونده حسب محتویات پرونده خانم م. ه.گ. فرزند م. دادخواستی به خواسته صدور حکم طلاق بلحاظ سوء رفتار و معاشرت زوج به دادگاه عمومی بخش گ. به طرفیت آقای غ. ط.گ. فرزند م. تقدیم نموده است خواهان در توضیح خواسته خود اعلام نموده است اینجانبه در مورخه 1392/12/15 به موجب سند نکاحیه شماره ... دفتر رسمی ازدواج گ. به عقد خوانده درآمده و همسر شرعی و قانونی ایشان می باشم که هنوز تشکیل زندگی مشترک نداده ام متأسفانه همسرم اخلاق و رفتار مناسبی با بنده ندارد، و مرا مورد توهین و فحاشی قرار می دهد و حرفهای زشت و رکیک می زند، به خانواده ام بی احترامی می نماید و با کوچکترین مسأله عصبانی می شود و نمی تواند خود را کنترل نماید با اخلاق و رفتار نامناسب آسایش و آرامش را از زندگی من سلب نموده است با این وضعیت دیگر قادر به ادامه زندگی مشترک با ایشان نمی باشم و تصمیم به جدائی از او گرفتم لذا صدور حکم بر طلاق ( الزام زوج به طلاق زوجه ) مورد تقاضاست. دادگاه عمومی حقوقی بخش گ. در تاریخ 1393/12/24 به تصدی دادرس دادگاه تشکیل جلسه داده است طرفین در دادگاه حضور دارند با فراهم بودن موجبات رسیدگی دادگاه خطاب به خواهان خواسته خود را مشروحاً بیان نمائید وی اظهار داشت خواسته اینجانب به شرح دادخواست تقدیمی است با این توضیح که خوانده اصلاً اعتقاد مذهبی ندارد و دهن لق و شکاک و بدبین و دل سیاه می باشد و دارای تعادل روحی نمی باشد علاوه بر این دروغگو نیز می باشد. خوانده در پاسخ به اظهارات خواهان اظهار داشت خواهان دروغ می گوید اعتقادات مذهبی هرکس متعلق به خودش می باشد مصادیق دروغگوئی را از ایشان سئوال نمائید، شکاک و بدبین نیز نیستم و از نظر روحی و روانی نیز مشکل خاصی ندارم خواهان در پاسخ دادگاه که آیا خوانده تاکنون ترک منزل داشته و یا شما را مورد ضرب و شتم قرار داده است اظهار داشت بله یکبار به من حمله ور شده است در مورد بقیه مسائل ایشان اطلاعی ندارم. از دادگاه تقاضای رسیدگی قانونی را دارم. دادگاه با توجه به اوراق و محتویات پرونده ختم رسیدگی را اعلام نموده و بشرح ذیل مبادرت به صدور رأی می نماید: درخصوص دادخواست خانم م. ه.گ. به طرفیت آقای غ. ط.گ. به خواسته ی صدور حکم بر طلاق ( الزام زوج به طلاق زوجه ) به لحاظ سوء رفتار و معاشرت منضم به فتوکپی مصدق سند ازدواج دادگاه با توجه به اوراق و محتویات پرونده و تحقیقات معموله و اظهارات خواهان مستنداً به ماده ی 197 قانون آئین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی و ماده ی 1257 قانون مدنی حکم به ردّ دعوی صادر و اعلام می نماید. رأی صادره در وقت مقرر توسط خواهان مورد اعتراض قرار گرفته است و پرونده جهت رسیدگی به اعتراض مشارٌالیها به دادگاههای تجدیدنظر استان کرمان ارسال و جهت رسیدگی به شعبه دهم تجدیدنظر ارجاع می گردد. تجدیدنظرخواه در لایحه تقدیمی ضمن تکرار مطالب گذشته اعلام نمود بنده هم اکنون در عسر و حرج قرار دارم تجدیدنظرخوانده نیز در پاسخ به اظهارات تجدیدنظرخواه طی لایحه ای اعلام نمود من همسرم را دوست دارم و حاضر به طلاق نمی باشم، آدم بیکار نیستم و اعتیاد هم ندارم و می توانم زندگی مشترک را اداره و تأمین نمایم علاوه بر این حق طلاق نیز با زوج می باشد. دادگاه تجدیدنظر ( شعبه دهم ) نیز در تاریخ 1394/3/27 با ذکر این نکته که تجدیدنظرخواه در این مرحله از رسیدگی دفاع مؤثر و دلیل موجهی که موجبات نقض دادنامه تجدیدنظرخواسته را ایجاب نماید ابراز نداشته لذا رأی صادره با توجه به محتویات پرونده و دلائل منعکس در آن صحیح و مطابق با موازین قانونی اصدار یافته و مغایرتی با شرع ندارد و در نحوه رسیدگی و رعایت اصول دادرسی نیز ایرادی مشاهده نگردید ( صرفنظر از اینکه موضوع به داوری ارجاع نگردیده است ) لهذا دادگاه به استناد ماده 358 قانون آئین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی ضمن ردّ تجدیدنظرخواهی معترض دادنامه تجدیدنظرخواسته را نتیجتاً تأیید می نماید. زوجه پس از تأیید رأی بدوی در دادگاه تجدیدنظر شهادت مکتوب دو نفر از شهود ( یک نفر مرد و یک نفر زن ) را تقدیم دادگاه و ضمیمه پرونده نموده است و در وقت مقرر از رأی صادره با تقدیم لایحه ای که در صورت لزوم به هنگام شور قرائت خواهد شد فرجامخواهی نموده است که پرونده پس از وصول به دیوان عالی کشور و جری تشریفات لازم جهت رسیدگی به این شعبه ارجاع گردیده است.هیأت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش آقای حسن حمیدیان عضوممیز و اوراق پرونده درخصوص دادنامه شماره 00362 - 1394/3/27 فرجام خواسته مشاوره نموده چنین رأی می دهد: رأی شعبه دیوان عالی کشور فرجام خواهی خانم م. ه.گ. نسبت به دادنامه شماره 00362 - 1394/3/27 صادره از شعبه دهم تجدیدنظر استان کرمان با بند 3 از ماده 371 قانون آئین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی مطابقت دارد زیرا با توجه به اهمیت استحکام خانواده و تدابیر پیشگیرانه جهت کاهش طلاق قانونگذار به تبع از شرع مقدس نهاد داوری را جهت حل و فصل اختلافات خانوادگی تأسیس نموده است و منظور از ارجاع به داوری ایجاد صلح و سازش بین طرفین و اصلاح ذات البین است نه ردّ دعوی. هرچند که پذیرش نظریه داوران برای دادگاه الزام آور نیست و دادگاه می تواند با ردّ نظریه داوران انشاء رأی نماید امّا ارجاع اختلاف به داوری طبق مواد 27 و 28 قانون حمایت خانواده مصوب 1391/12/1 و ذکر کلمه « باید »; در متن ماده یک امر تکلیفی برای دادگاه محسوب می گردد و اصولاً دادگاه باید بعد از عدم توفیق داوران در مأموریت خود با ورود به ماهیت دعوی اتخاذ تصمیم نماید. اجباری بودن ارجاع امر به داوری را در یک مقایسه ساده از ماده 676 آئین دادرسی مصوب سال 1318 با ماده 27 قانون حمایت خانواده مصوب سال 1391 میتوان دریافت لذا با توجه به مراتب اشعاری و بلحاظ عدم رعایت اصول و قواعد دادرسی رأی صادره دارای منقصت قانونی می باشد و با استناد به مواد 370 و بند 3 از ماده 371 قانون آئین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی رأی فرجام خواسته بدلیل آنکه برخلاف موازین قانونی صادر شد نقض می گردد و رسیدگی بعدی باستناد بند الف ماده 401 قانون مارالذکر به همان شعبه صادر کننده رأی منقوض محوّل می گردد. شعبه 15 دیوان عالی کشور- رئیس و عضو معاون و عضو معاون جعفر قدیانی - حسن حمیدیان - سید محمود تولیت فهرست خلاصه جریان پرونده شعبه دیوان عالی کشور نقد رأی نقد رأی نام * : رایانامه * : توضیح: کدتصویری: تعدادموافق: 0 ـ تعدادمخالف: 0 نقدهای شما تماس با ما نشانی: تهران اتوبان چمران شمال ، اتوبان یادگار جنوب، بعد از خروجی اوین درکه، پشت مجتمع دشت بهشت، خیابان شهید قدوسی کد پستی : 1983846514 تلفــــن : 22376843 دورنگار : 22376840 سامانه پیام کوتاه:5000969900070 رایانامه : bijp@jri.ac.ir پیوندها پژوهشگاه قوه قضاییه قوه قضاییه جمهوری اسلامی ایران مرکز آمار و فناوری اطلاعات قوه قضاییه روزنامه رسمی کشور معاونت حقوقی قوه قضاییه مرکز مطبوعات و انتشارات قوه قضاییه نسخه کلیه حقوق برای پژوهشگاه قوه قضاییه محفوظ است