حدود اختیار کارشناس
خلاصهٔ رأی
پنجاه ساله تصادف نموده و مصدوم قادر به تکلم نبودهاست.
متن کامل
حدود اختیار کارشناس Toggle navigation صفحه اصلی درباره ما درباره پژوهشگاه قوه قضائیه درباره پژوهشکده آرا تماس با ما دریافت نظرات و پیشنهادها عنوان: حدود اختیار کارشناس پیام: کارشناس نمی تواند ازحدود صلاحیت و تخصص خویش، در پرونده مطروحه خارج شود و اظهارنظر قضایی نماید. مستندات: شماره دادنامه قطعی : 9309970908000104 تاریخ دادنامه قطعی : 1393/05/27 گروه رأی : کیفری آراء منتخب پرونده: شعبه دیوان عالی کشور مشخصات متن نتیجه تحلیلی کلید واژه ها نمایه قوانین مرتبط گردش پرونده عین عبارت چاپ متن متن تجمیعی پرونده قلم یکان ایران میترا ترافیک زر یاقوت تیتر رأی خلاصه جریان پرونده در گزارش مورخ 1390/02/05 کلانتری 22 ... که خطاب به دادستان دادسرای عمومی وانقلاب ... بوده چنینآمده است: «پیرو گزارش مورخ1390/02/03 که اعلام شده بود یکدستگاه خودروی پراید که راننده و شماره آن مشخص نبوده است، با فردی بنام ع.ح. پنجاه ساله تصادف نموده و مصدوم قادر به تکلم نبودهاست. پرونده حسب دستور به شورای شماره 6 ارسال گردید. النهایه مصدوم به علت شدت جراحات وارده فوت نمودهاست و برابر صورتمجلس پیوستی خانواده متوفی مراجعه و اعلام نمودهاند ماشینی که با پدرمان تصادف کرده درحالحاضر در پارکینگی در میدان ... است. مأمورین به محل اعلام شده مراجعه، آقای ج.م. اعلام داشته خودرو متعلق به او میباشد و در دست آقای ح.م. بوده که پس از تصادف آنرا به پارکینگ آورده است. اتومبیل بهشماره ... بههمراه راننده خاطی به کلانتری دلالت شده و خودرو نیز به پارکینگ منتقل شدهاست.» گزارش جهت رسیدگی به دادیاری شعبه اول دادسرای مرقوم ارجاع شدهاست. آقای دادیار از شخصی بهنام م.م. بهعنوان مطلع تحقیق نموده، اظهارداشته است: «طبق گفته دختر مرحوم، شب تصادف پدرش با اینکه رقبتی به بیرون رفتن نداشته، با اصرار مادرش(همسر مرحوم) بهعنوان پیادهروی از خانه بیرون برده شدهاست و درحالی که مرحوم خسته و درحال بازگشت به منزل بوده، طبق گفته اطرافیان محل حادثه، خودروی پراید که درحال پارک بوده و مرحوم و همسرش را زیرنظر داشته، به محض نزدیک شدن آنها حرکت کرده و بدون آن که کوچکترین خط ترمزی وجود داشته باشد، با مرحوم برخورد و صحنه جرم را ترک نموده است. از بردن مرحوم به بیمارستان خودداری نموده و بعد از آن عناصر جرم را اخفاء و اقدام به فریب قانون نمودهاند و اینجانب شاهد اینکه ماشین در کدام محل مخفی نموده و با حضور مأمورین ماشین را به پارکینگ منتقل نمودیم. صاحب ماشین ج.م. موضوعی که پنهان ماندهاست، خواسته بیان کند، امّا اطرافیان یا مظنونین احتمالی از او جلوگیری نمودهاند. توضیح اینکه طبق گفته شواهد مظنون یا ج.م. داماد مرحوم یا الف.م. برادرخانم مرحوم بوده است و اکنون جهت فریب قانون ح.م. فرزند مرحوم که درحال کارگری در ساختمانی درحوالی منزل سکونت تا دیروقت بوده و در محل نبوده را بهعنوان راننده معرفی مینمایند، با تصور اینکه ولیدم خواهر و همسر مرحوم میباشند و رضایت میدهند. لازم به ذکر است با تست رانندگی که اینجانب از ح.م. به عمل آوردم، مهارت رانندگی در این حد را نداشته و ح. از لحاظ روانشناسی کسی که اتفاق برای او از جمله تصادف به وجود میآید، قادر به رانندگی نیست؛ اما او بدون ترس و آرام در حد خیلی مهارت ضعیف رانندگی و میل به رانندگی دارد و احتمالاً مغازهداران محل و کسانی که آنجا سکونت داشتهاند، شاهد بودهاند». سوال: «بعد از برخورد چه کسی خودرو را که با آن تصادف شده مخفی نمودهاست؟» جواب: «ج.م. که به احتمال زیاد مجرم هم بوده است، خودرو پس از برخورد با مرحوم متواری و در منزل خود مخفی مینماید». سوال: «اولین کسی که سر جنازه رسیده چه کسی بوده است؟» جواب: «همسر مرحوم بهنام خ.م. که همراه او بوده است و حتی خانم م. ابتدا یک شماره اشتباهی را بهمن داد و نفر بعد شخصی بهنام ح. بوده که مصدوم را به بیمارستان بردهاست. ضمناً هیچگونه خط ترمزی در صحنه تصادف وجود نداشته که حکایت از عمدی بودن سانحه دارد». سوال: «فرزند مرحوم (ح.م.) چه موقع به نزد مصدوم میرسد؟» جواب: «روز اول، جمعه صبح، حدود چند ساعت بعد از تصادف که به خرم آباد دنبال جنازه آمده بود. من از او سئوال کردم کسی را دیدی یا خیر؟ پاسخ داد: من در حال سنگکاری تا دیر وقت شب مشغول کار بودم. زمانی که بهمن اطلاع دادند، کار تازه تمام شده بود. گفت: مادرم بهمن زنگ زد». سوال: «برای چه کسی کار میکرده؟» جواب: «دقیقاً اطلاع ندارم و بهمن گفت شخص ناشناسی با پدرم تصادف کرده، از همسر متهم که سوال کردم، گفت: شخص ناشناسی به مرحوم زد و فرار کرد و من متوجه نشدم و احتمالاً سرعت درحین حادثه خیلی بالا بودهاست». از م.م. تحقیق شده، اظهارداشته است: «روز حادثه از تهران جهت مراسم خودم را رساندم. توسط پسرعمویم شماره پراید نوکمدادی متواریشده بهمن دادهشد. پس از تحقیقات محلی بصورت غیرمحسوس از صحنه تصادف، معلوم شد تصادف با همین خودرو شده، چون همسر مرحوم داخل مجلس ختم و درحضور افراد صاحب عزا گفته بود که پراید متعلق به دامادم بهنام ج. است که متواری شده است. بلافاصله به محل مراجعه و خودرو را مشاهده و با گوشی موبایل چند عکس گرفتم و به کلانتری مراجعه و اعلام کردم ماشین در پارکینگ است که خودرو را به پارکینگ آوردند.» سوال: «درخصوص تصادف و اینکه راننده چه کسی بوده چه اطلاعاتی دارید؟» جواب: «از اینکه چه کسی راننده بوده اطلاعی ندارم». پس از تحقیقات و اطلاع از اینکه پس از تصادف خودرو متواری شده معلوم شد اتومبیل متعلق به داماد متوفی بودهاست. سپس آقای دادیار دستوراتی درخصوص بررسی موضوع صاد، پرونده را به کلانتری اعاده نمودهاست. در تحقیق مرجع انتظامی از خواهر متوفی اعلام داشته است: «من میگویم ح. راننده نبوده است و این یک صحنهسازی است. تقاضای رسیدگی دارم. از صاحب خودرو شکایت دارم». از ح.م. فرزند متوفی درتاریخ 1390/02/05 در مرجع انتظامی تحقیق شده، اظهارداشته:«در تاریخ 1390/02/03 حدود ساعت 22/30 الی 23 بود که بنده با یکدستگاه پراید متعلق به ج.م. که داماد ما میباشد درحال عبور ازخیابان 24 متری بودم، سرعتم زیاد بود، با یک عابر پیاده تصادف کردم. حدود یک کیلومتر از صحنه دور شدم و ترسیده بودم. خودرو را پارک کردم. برگشتم سر صحنه، دیدم که پدرم میباشد. او را با خودروی عبوری به بیمارستان منتقل نمودم. مادرم هم همراه پدرم بود.» سوال: «چه ساعتی از منزل خارج شدید؟» جواب: «حدود ساعت 21/30» سوال: «درهنگام تصادف کسی همراه شما بود؟» جواب: «خیر!» سوال: «مرحوم پدرت چه ساعتی و به چه علتی و در چه تاریخی با همسرش بیرون رفته است؟» جواب: «من در منزل حضور نداشتم و نمیدانم. چون حدود ساعت 21/30 بود که با خودروی موصوف که حدود ساعت 19 همان روز خودرو را گرفته بودم، ازمنزل خارج شدم.» سوال: «مرحوم پدرتان با کسی از اهل خانه اختلاف داشته؟» جواب: «نخیر اختلافی نداشته.» سوال: «چرا بعد از تصادف، خودرو را به پارکینگ خصوصی تحویل دادید؟» جواب: «بنده بعد از رساندن پدرم به بیمارستان، حدود ساعت 24 همان شب خودرو را آوردم به کلانتری، گفتم این همان خودرویی است که با مرحوم پدرم تصادف کرده، خودرو را پارک کنید تا راننده را معرفی کنم.» سوال: «اگر خودت راننده بودی، چرا بـهکلانتری اعلام نکردید؟» جواب: «چون میخواستم بروم بیمارستان بالای سر پدرم باشم.» از ص.الف. مادر متوفی تحقیق شده، اظهارداشته: «طبق گفتهها و شواهد که دال بر این است ماشینی که با پسرم تصادف کرده، صاحب آن ج.م. داماد مرحوم میباشد و از بردن پسرم به بیمارستان خودداری کردهاست و اقدام به اخفاء عناصر جرم نموده و اکنون پسر مرحوم را که در صحنه جرم نبوده بهعنوان راننده معرفی کردهاند. من قبول ندارم که ح. فرزند متوفی زمان تصادف راننده بوده است. از صاحب خودرو شاکی میباشم.» از برادرمتوفی بهنام م.م. تحقیق شده، اظهارداشته: «بنده بهعنوان برادر متوفی تقاضای بازسازی صحنه را دارم و میدانم که فرزند متوفی راننده در هنگام تصادف نبوده، چون در زمان تصادف هیچگونه خط ترمزی نداشته و از صحنه متواری شدهاست و وی را به بیمارستان نبرده و بعد از تصادف خودرو را در پارکینگ خصوصی پارک نمودهاند. در محضر دادگاه مطالبی که لازم باشد میگویم و فرزند متوفی راننده نبوده، او را سپر بلا کردهاند. او نادان است.» سوال: «آیا متوفی با شما اختلاف داشته؟» جواب: «خیر! اصلاً با بیرون اختلاف نداشت و بین خانوادهاش باید تحقیقات بیشتر کنم.» ازخانم ل.م. تحقیق شده، اظهارداشته: «ساعت حدود 21/15 بعد از صرف شام پدرم بهاتفاق مادرم جهت پیادهروی و در صورت خلوت بودن اخذ یارانه از منزل خارج شدند، فقط من در منزل بودم و برادرم ح. حدود ساعت 19 الی 19/30 از سرکار برگشت و حدوداً بعد از نیم ساعت از منزل خارج شد. اطلاعی ندارم که وسیله نقلیهای داشت یا خیر. زمانی که در بیمارستان پلاک ماشین را گفتند، فهمیدم ماشین متعلق به شوهرم است و پدرم با کسی اختلاف نداشت. از کسی شاکی نیستم.» از همسر متوفی بهنام خ.م. تحقیق شده، اظهارداشته: «حدود ساعت 21/15 الی 21/30 بهاتفاق مرحوم جهت پیادهروی از منزل بیرون رفتیم و تا نزدیکی نانوایی ص. رفتیم و برگشتیم. یکدفعه یک خودرو با سرعت زیاد آمد و با شوهرم برخورد کرد و از محل متواری شد. در آن لحظه نمیدانستم چه کسی با شوهرم تصادف کرده، در بیمارستان فرزندم ح. بعد ازچند ساعت گفت که من با پدرم تصادف کردم. بعد ازتصادف یک کاسب بهنام م. در محل حاضر بود. ما بعد از خوردن شام جهت پیادهروی و هواخوری بهاتفاق شوهرم ازمنزل خارج شدیم. او اصلاً با اهل خانواده اختلافی نداشته است. از ح. شکایت دارم.» سپس گزارش مرجع انتظامی درخصوص اجرای دستورات قضایی چنین است که: «با تحقیقات مشخص گردید که متوفی هیچگونه سابقه بیماری نداشته، سابقه اعتیاد هم نداشته است. از راننده اتومبیلی که متوفی را به بیمارستان برده، بهنام ح.ک. تحقیق شده، اظهارداشته: بنده درب مغازه بهسمت منزل میرفتم که صدای چیزی آمد، نگاه کردم دیدم یکدستگاه پراید بهشماره ... با پیرمرد میانسال برخورد و با سرعت از محل متواری شد. خانم پیرمرد در محل بود. درحال گریه و زاری بود. بنده برحسب وظیفه پیرمرد را به بیمارستان بردم. او قادر به صحبت کردن نبود و راننده خودرو را ندیدم. فقط شماره آن را برداشتم». درتاریخ 1390/02/06 آقای دادیار از ح.م. تحقیق کردهاست. اظهارداشته: «ساعت 9/5 از خانه به سمت میدان ... میرفتم، پدرم از جلوی یک سایپا میآمد، من هم سرعتم زیاد بود، من اصلاً او را ندیدم و با او تصادف کردم. روی شیشه ماشین افتاد. حدود پانصدمتر بعد توقف کردم و پیاده برگشتم. دیدم پدرم بوده، او را با یک سواری پیکان به بیمارستان رساندم. پس از چند ساعت بر اثر صدمات وارده فوت کردهاست. عرض شود، قبل از ماجرا برای آقای ص. نزدیک منزلمان کار میکردم. ج.م. استادکار بنده است، حدود ساعت 8 کار را تعطیل کردم، بعد از ساعت 8 با اتومبیل دامادمان داخل خیابان بدون اینکه نزد کس خاصی بروم، میگشتم و اصلاً نه به خانه رفتم و حتی شام هم جایی نخوردم که این اتفاق افتاد. موقعی که من دیدم فقط شخصی بهنام ح. و مادرم آنجا بودند. میتوانم جای تصادف را نشان بدهم. بعد از تصادف من به ج.م. (دامادمان) که میخواست به سمت ... برود، زنگ زدم و جریان را گفتم. او برگشت و ماشین را به کلانتری بردم و به مأموری که اسمش را نمیدانم گفتم این ماشین و مدارک را تحویل بگیرید. راننده را بعداً معرفی میکنم و میخواستم به کارهای پدرم برسم. برادر مرحوم بهنام ت. و مادرم همراه پدرم به بیمارستان استان اعزام شدند و من منتظر دامادمان بودم که به همراه او بروم. با پدرم مشکلی نداشتم.» سوال: «شما در اظهارات قبل در نیروی انتظامی گفتهاید منزل رفتهاید و نیم ساعت در منزل بودید. الان میگوئید: منزل نرفتهام؟» جواب: «اشتباه کردم. آنچه در کلانتری گفتم، درست است. بعد از کار حدود ساعت 8 به منزل رفتم، فقط خواهرم بهنام ل. در منزل بود دست و صورتم را شستم. لباسهایم را نیز عوض نکردم، لباس کارم را در محل کار عوض کردهبودم. سپس بیرون رفتم. چیزی نخوردم و به او گفتم برمیگردم.» سوال: «از ساعت حدود 8 تا نزدیک ساعت 10 کجا بودید و چکار می کردید و با چه کسانی بودید؟» جواب: «با خودروی پراید تنها بودم و در سطح شهر ولگردی میکردم. ج.م. ساعت حدود 7/5 سوئیچ را برایم آورد و گفت میخواهم به ... بروم. البته موقع تصادف زنگ زدم، در راه ... بود. ظاهراً با 206 یکی از دوستانش رفته بود. اسم دوستش را نمیدانم و ج.م. دیگر نزد من نیامد، مستقیم به ... رفته بود. وقتی زنگ زدم، گفت: در راه ... است. من موقع تکمیل مدارک و فرم در بیمارستان جریان را به مادرم گفتم. من در سر کار شاگرد سنگکار بهنام ج.م. بودم. او حدود نیمساعت قبل ازمن رفت و موقعی که ج.م. دسته کلید را برایم آورد، آنجا نبود. چون خواهرم منزل ما بود و ج. نیز به ... رفته بود و کسی منزل نبود، من ماشین را به آنجا بردم و پارک کردم.» به وی تفهیم اتهام یک فقره قتل شبهعمدی در اثر بیاحتیاطی در رانندگی شدهاست. پاسخ داده: «اتهام را قبول دارم. من بودهام وگواهینامه نیزدارم.» سپس دادیار در خاتمه تفهیم اتهام ذکرنموده: متهم در پایان اظهاراتش جملهای گفت که اینها من را بیچاره کردند و بغض گلویش را گرفت و شروع به گریهکردن نمود. جهت او قرار کفالت بهمبلغ سی میلیون تومان صادر شدهاست. از ح.ک. توسط دادیار تحقیق شده، اظهارداشته: «شب پنجشنبه حوالی ساعت 22 شب، بنده موقع تعطیلی مغازهام به خانه میرفتم که در خیابان 24 متری صدای مهیبی شنیدم و دیدم یک پراید با یک عابر تصادف کرد و فرار کرد. درحین فرار چون 50 الی 60 متر با ماشین فاصله داشتم، جلوی ماشین رفتم. راننده با