جرح شهود به دلیل رابطه خویشاوندی
خلاصهٔ رأی
و در شرح شکایت بیان می کند در سال ۱۳۷۹ مشتکی عنه به وی حمله کرده است.
متن کامل
جرح شهود به دلیل رابطه خویشاوندی Toggle navigation صفحه اصلی درباره ما درباره پژوهشگاه قوه قضائیه درباره پژوهشکده آرا تماس با ما دریافت نظرات و پیشنهادها عنوان: جرح شهود به دلیل رابطه خویشاوندی پیام: وجود رابطه نسبی و سببی از موجبات جرح شاهد و عدم پذیرش شهادت ایشان نیست. مستندات: شماره دادنامه قطعی : تاریخ دادنامه قطعی : 1401/11/16 گروه رأی : کیفری آراء منتخب پرونده: دادگاه بدوی مشخصات متن نتیجه تحلیلی کلید واژه ها نمایه قوانین مرتبط گردش پرونده عین عبارت چاپ متن متن تجمیعی پرونده قلم یکان ایران میترا ترافیک زر یاقوت تیتر رأی دادگاه بدوی گردشکار: در این پرونده اقای م. م. ن. فرزند ی. متولد ۱۳۶۴ به کد ملی*، در تاریخ ۱۳/ ۷/ ۱۳۹۹ ، شکایتی علیه اقای د. س. پ. فرزند ح. ا. متولد ۱۳۶۸ به کد ملی*، دائر بر ایراد ضرب و جرح عمدی مطرح می نماید. و در شرح شکایت بیان می کند در سال ۱۳۷۹ مشتکی عنه به وی حمله کرده است.و چشم چپ وی دچار اسیب شده است.و موجب نقص عضو و از دست دادن بینایی وی شده است. در شکایت مطرح شده در مرجع انتظامی شاکی که خود را متولد سال ۱۳۶۴ بیان می کند "در منزل پدری مورد حمله مشتکی عنه قرار گرفته است.و به شیشه برخورد کرده و شیشه شکسته و به داخل چشم وی رفته است.و نهایتا موجب از دست دادن بینایی وی شده و تاکنون نیز اعلام شکایت نکرده است. شاکی اظهار می دارد. برادرانش شاهد ماجرا بوده اند و بقیه بستگان نیز بلافاصله بعد از مصدومیت وارد اتاق شده اند". اقای م. م. ن. فرزند ی. برادر شاکی که متولد ۱۳۶۹ می باشد. بیان می کند "در حال مشق نوشتن بوده اند که یکدفعه د. س. پ. روی برادرش م. می پرد و او را هل داده به شیشه اتاق برخورد کرده و شیشه می شکند و داخل چشم شاکی می رود". در تاریخ ۱۷/ ۱۰/ ۱۳۹۹ اقای ب. ش. از اقای د. س. پ. اعلام وکالت می نماید. در برگ ۲۳ پرونده ع. م. ن. برادر دیگر شاکی که متولد ۱۳۶۷ است.اعلام شهادت می نماید. اقای ف. ص. در تاریخ ۲۰/ ۱۰/ ۱۳۹۹ از شاکی اعلام وکالت می نماید. در تاریخ ۲۲/ ۱۰/ ۱۳۹۹ در برگ ۲۳ پرونده اتهام ایراد ضرب و جرح عمدی به اقای د. س. پ. فرزند ح. تفهیم می گردد. که متهم ضمن انکار بیان می کند "برادر شاکی به نام ر. م. ن. وی را هل داده است.و حاضرم سوگند یاد کنم که من او را نزده ام. " اقای ع. س. پ. برادر متهم در برگ ۳۵ بیان می کند … "ما بزرگ ترها داخل اتاق بودیم و بچه ها داخل اتاق دیگر مشغول بازی … یک باره صدای شکستن شیشه امد … رفتیم دیدیم شیشه اتاق شکسته است.و روی صورت م. افتاده بود. پسر ع. ح. ا. … با وانت انها را به شهر [اورد] … کسی نگفت که کی زده است. ضمنا این مسیله فقط به خاطر اختلافات ملکی که بین خانواده های طرفین است.مطرح شد و حتی شاکی به برادرم ا. زنگ زد و گفته است.اگر زمین ها را به ما بدهید من از شکایتم صرف نظر می کنم". در برگ ۳۷ پرونده دادیار محترم رسیدگی کننده به لحاظ میزان دیه در جنایات عمدی که نصف دیه کامل یا بیشتر است.درخواست ارجاع موضوع به بازپرس را می نماید. که پرونده به بازپرس دادسرا ارجاع می گردد. در برگ ۵۸ پرونده بازپرس محترم اظهارات شاکی را اخذ می نماید. که شاکی در اظهاراتش" به سن خود در ان زمان که ۱۴ ساله بود و اینکه نمی دانم اقای س. پ. او را عمدی زده است.یا خیر اشاره می کند و می گوید … فقط یادم می اید که بلند شدم ، حمله کرد رو سرم. س: چرا تابه حال شکایت نکردید؟ ج: … چون انها هی وعده می دادند جبران می کنند که تابه حال طول کشیده است.… در صورت نیاز حاضرم قسم یاد کنم که این صدمه توسط رفتار متهم ایجاد شده است". در تاریخ ۴/ ۵/ ۱۴۰۰ برگ ۷۰ و ۷۱ جلسه مواجهه حضوری تشکیل می شود. که ضمن ان اظهار می شود. "متهم در زمان حادثه حدودا ۱۲ ساله بوده است. برگ ۷۵ پرونده نظریه سازمان *است.که در ان کوری کامل چشم چپ اعلام شده است. برگ ۹۶ پرونده لایحه اقای ب. ش. وکیل متهم است.که در ان به صغیر بودن شاکی و برادرش در زمان وقوع جرم و وجود تعارض در اظهارات برادران شاکی اشاره کرده است.و نیز بیان کرده است.به لحاظ عدم پیگیری و عدم معرفی شاکی به سازمان *چه بسا میزان نابینایی شاکی ده درصد بوده و به لحاظ عدم اقدام و عدم درمان منجر به نابینایی کامل شده است.و همچنین به اظهارات برخی گواهان اشاره می کند که موقع رسیدن بستگان به اتاق ، شاکی نام برادرش ع. را به زبان اورده است.و نهایتا منشا این اختلاف و پرونده را محکومیت خانواده شاکی در پرونده املاک و اراضی کشاورزی اعلام می دارد. و تقاضای برائت موکل را می نماید. در تاریخ ۲۹/ ۶/ ۱۴۰۰ متهم در جلسه بازپرسی منکر حضور در اتاق محل حادثه و نیز منکر برخی از سخنان خود در ابتدای تحقیق و پرونده می گردد. در تاریخ ۳۰/ ۷/ ۱۴۰۰ قرار شماره *بازپرس محترم در خصوص اتهام متهم دائر بر ایراد صدمه بدنی عمدی منتهی به نقص عضو و با استدلالی جرم را درجه پنج فرض نموده و به لحاظ مرور زمان قرار موقوفی تعقیب صادر نموده و جهت تعیین تکلیف دیه به استناد ماده ۸۵ قانون ایین دادرسی به این شعبه ارسال می گردد. و این شعبه ( ۱۰۲ دادگاه کیفری ) نیز طی دادنامه شماره *مورخ ۱۲/ ۸/ ۱۴۰۱ با توجه به اینکه جرایمی که مستوجب نصف دیه و بیشتر از ان هستند را قانون گذار در صلاحیت دادگاه کیفری یک قرارداد است.قرار عدم صلاحیت به این دادگاه صادر نموده است.و پرونده در تاریخ ۲۵/ ۱/ ۱۴۰۱ به این دادگاه کیفری یک ارجاع شده است.و به شرح زیر برای پرونده اتخاذ تصمیم می گردد. ( رای دادگاه ) " در خصوص درخواست دادستان محترم *جهت اعمال ماده ۸۵ از قانون ایین دادرسی کیفری و تبصره های ذیل ان در خصوص تعیین تکلیف دیه موضوع شکایت اقای م. م. ن. فرزند ی. با وکالت اقای ف. ص. ت. علیه اقای د. س. پ. با وکالت اقای ب. ش. صرف نظر از ایرادهای عدیده و نقایص فراوان موجود در پرونده از قبیل: ۱- عدم اخذ رونوشت شناسنامه طرفین پرونده و به تبع ان استخراج دقیق سن طرفین در زمان وقوع حادثه ۲- عدم شناسایی عاقله متهم ۳- عدم تفهیم و بیان نتیجه پرونده برای عاقله در صورت محکومیت ۴- اینکه عمد طفل خطاست و موضوع در صورت صحت ، خطا محسوب می گردد. ۵- رسیدگی به جرایم اطفال زیر سن بلوغ بر صلاحیت دادگاه اطفال است.و نه دادگاه کیفری یک ۶- رسیدگی به جرم که منتهی به دیه باشد. در مورد پرونده حاضر حتما باید با صدور کیفرخواست در دادگاه انجام شود. و مرور زمان در جنبه عمومی جرم موجب عدم امکان رسیدگی به بخشی از مجازات است.و نه همه مجازات زیرا که دیه در قانون به عنوان مجازات امده است.و دیگر نقایص که بخشی توسط دادسرا و بخشی توسط دادگاه باید تعیین تکلیف شود.؛ با توجه به اینکه به نظر می رسد متهم در زمان وقوع در زیر سن بلوغ بوده است.و عمد طفل خطا محسوب می گردد. و با انگاشت موضوع نهایتا به عنوان خطای محض و مسئولیت پرداخت ان توسط عاقله و اینکه صلاحیت دادگاه کیفری یک محدود به موارد مصرحه قانونی و ماده ۳۰۲ قانون ایین دادرسی کیفری است.و از سوی دیگر دادگاه کیفری دو دارای صلاحیت عام می باشد. لذا مستند به مواد ۳۰۱٫۳۰۲ و ۳۸۳ از قانون ایین دادرسی کیفری قرار عدم صلاحیت به صلاحیت و شایستگی دادگاه کیفری دو شازند صادر می گردد. با توجه به حصول اختلاف در صلاحیت پرونده جهت حل اختلاف به دادگاه محترم تجدید نظر ارسال گردد." و پس از ارسال پرونده به مرجع تجدید نظر بدین شرح مبادرت به اتخاذ تصمیم می نماید. " راجع به حدوث اختلاف در صلاحیت فیمابین شعبه *و شعبه *در خصوص رسیدگی به درخواست دادستان محترم *جهت اعمال ماده ۸۵ از قانون ایین دادرسی کیفری و تبصره های ذیل ان در خصوص تعیین تکلیف دیه موضوع شکایت اقای م. م. ن. فرزند ی. با وکالت اقای ف. ص. ت. علیه اقای د. س. پ. با وکالت اقای ب. ش. که هرکدام از شعب مذکور بنا به استدلال مندرج در قرار از خود نفی صلاحیت نموده اند و پرونده جهت حل اختلاف در صلاحیت به محاکم تجدیدنظر استان *ارسال و به این شعبه ارجاع شده است ، از بررسی محتویات پرونده و مفاد استدلال همکاران محترم ، با توجه به وضعیت سنی متهم در زمان وقوع بزه احتمالی ، رسیدگی به موضوع در صلاحیت دادگاه کیفری دو است ، علیهذا هیات دادگاه مستندا به ماده ۳۱۷ قانون ایین دادرسی کیفری و ماده ۲۷ قانون ایین دادرسی مدنی ، با صایب دانستن نظر شعبه *، حل اختلاف می نماید.رای صادره قطعی است. دفترمحترم نتیجه ثبت ، وفق مقررات جاری اقدام گردد." ، لازم به توضیح است.با توجه به مقررات ایین دادرسی کیفری ۱۳۹۲ خصوصا تبصره ۲ ماده ی ۳۰۴ قانون ایین دادرسی کیفری ۱۳۹۲ استدلال همکاران محترم در شعبه دادگاه کیفری یک و شعبه *له داشتن وکیل تسخیری ، و مسئول بودن عاقله با توجه به خطایی بودن جنایت به لحاظ صغیر بودن متهم در زمان حادثه بر فرض ثبوت ) برخور دار گردد. ، و به نظر می رسد استدلال همکاران محترم در شعبه دادگاه کیفری یک و تجدید نظر اجتهاد در مقابل نص می باشد. ، لیکن با عنایت به لزوم تبعیت مرجع تالی از مرجع عالی ، پس از وصول پرونده از مرجع تجدید نظر پرونده ثبت وقت رسیدگی تعیین ، طرفین و وکلای ایشان دعوت شدند و از ایشان تحقیق گردید." بسمه تعالی به تاریخ فوق پرونده در وقت مقرر جلسه شعبه *به تصدی امضایکننده ذیل تشکیل است؛ ملاحظه می گردد. که حسب گزارش پیش جلسه امر ابلاغ به طور صحیح و قانونی صورت پذیرفته است؛ دادستان محترم و نماینده ی ایشان حضور ندارد. ، و حضور ایشان الزامی نمی باشد. ، شاکی اقای م. م. ن. و وکیل ایشان اقای ف. ص. ت. حضور دارند ومشتکی عنه اقای د. س. پ. و وکیل ایشان اقای ب. ش. حضور دارند ، موجبات رسیدگی فراهم بوده و جلسه رسمیت دارد. ، خطاب به حاضرین مفاد مواد ۱۹۳؛ ۱۹۴ و ۳۵۴ و ۳۵۸ قانون ایین دادرسی کیفری به شما تفهیم می گردد. بیان داشتند فهمیدیم نظم دادگاه را رعایت می کنیم؛ و بر خلاف ادب؛ نزاکت؛ وجدان و قانون و حقیقت سخنی نمی گوییم؛ هر وقت ادرس خود را تغییر دادیم به این مرجع اعلام می کنیم ، خطاب به شاکی شکایت خود را بیان کنید: وکیل دارم. در جلسه حضور دارد. ایشان پاسخ می دهند؛ وکیل شاکی: به شرح شکواییه و صورت جلسات تنظیمی در دادسرا و تحقیقات اولیه در این شعبه می باشد. ، موکل بنده و مشتکی عنه پسر عمو هستند ، در یک شب در منزل پدری موکل بوده اند ، و بعد از نوشتن مشق ، و به وسیله هل دادن اقای م. چشم موکل اسیب مبیند ، و وعده های گوناگون می شود. که جبران خسارت شود. کاری انجام نمی شود. ، و علاوه بر مدارک قبلی ما شرح عمل را نیز گرفته ایم که تقاضا داریم ضم پرونده شود. و موکل حاضر به اتیا ن سوگند نیز می شود. و با توجه به اینکه دیه مشمول مرور زمان نمی شود. تقاضای رسیدگی داریم ، تاریخ وقوع اواخر سال ۱۳۷۸ می باشد. و موکل در اسفند در *اقدام به عمل نموده که مدارک موجود است.و تقاضا داریم ضم پرونده شود. ، و موکل را هل می دهند ، و موکل به شیشه درب اتا ق برخود و شیشه خورد می شود. و چشم موکل اسیب می بیند و این اتفاق در *افتاده است ، خطاب به شاکی: چرا در طول این مدت شما و پدرتان شکایت نکردید و بعد از بیست و سه سال شکایت کرده اید: مدام به من وعده وعید می دادند ولی به هیچ کدام عمل نکردند. ، خطاب به مشتکی عنه و وکیل ایشان اظهارات شاکی و وکیل راشنیدید چه توضیحی دارید: اقای س. پ. وکیل دارم. ایشان پاسخ می دهند ، وکیل مشتکی عنه: قبل از دفاع یک سوال داریم: به صورت جلو به درب خورد و یا به پشت سر: شاکی: به پشت سر به درب خوردم و افتادم ، و دری که شیشه داشت یک پله داشت و من به پشت به درب خوردم و افتادم و درب به دیوار خورد و شکست و به چشم من ریخت ، وکیل مشتکی عنه: دفاعیات حول چند محور است ، ۱- قرار موقوفی تعقیب در دادسرا قطعی شده است ، ۲- در عنصر مادی جرم تردید داریم ، رفتار مجرمانه ی منتسب به موکل قویا محل تردید و انکار موکل است ، و در مراحل اولیه ی تحقیق نیز موکل منکر بوده است ، یکی از اشخاص که مورد قبول هر دو طرف می باشد. و شهود این شخص را در صحنه ی حادثه تایید کرده اند ع. س. پ. که برادر موکل می باشد. ، در اظهارات خود در دادسرا بیان داشته اند ، که بیان می کند موکل در اتاقی که شاکی مدعی صدمه هستند حضور نداشته است ، بیان می کنند در زمان شستن چشم شاکی ایشان اعلام کرده ، ر. ر. چکار کردی کورم کردی ، و ر. برادر شاکی می باشد. و اینها چند تا برادر می باشند که در ان اتاق جمع بودند و شاکی مدعی است.که موکل نیز در انجا بوده است ، این اظهارات مورد تایید شهود دیگر که در محل حضور داشته اند تایید شده به نام ا. ا. س. پ. و خانم خ. م. ، و بیان می کنند که موکل در بغل ا. ا. بوده و در اتاق نبوده است ، ۳- شاکی بیان می کند به پشت سر به درب خورده است ، در حالی که شاهد معرفی شده توسط شاکی به نام م. که برادر شاکی هست در دادسرا بیان داشته: م. با صورت به شیشه خورد و بیان می دارد. که قشنگ یادم هست ، و تناقض در اظهارات شهود شاکی وجود دارد. ، یکی می گوید م. با صورت خورد و دیگری می گوید به پشت خورد و در خصوص چگونگی حادثه اتحاد نظر وجود ندارد. ، ۴- در سازمان *تاریخ دقیق وقوع حادثه را بیان نکرده است ، حتی در سال وقوع حادثه را بیان نکرده اند ، بعضی گفته اند در سال ۱۳۷۸ و برخی گفته اند در سال ۱۳۷۹ وبرخی گفته اند یادمان نیست در چه تاریخی بوده است ، ۵- معیار و سنجش ثابتی برای نرخ دیه نداریم شاید در زمان حادثه ۱۰ درصد از بینایی شاکی از بین رفته و در اثر گذشت زمان و عدم مراقبت شاکی کل بینایی از بین رفته است.و مدارکی که همکار ارائه داده فقط نشان می دهد شاکی به پزشک مراجعه کرده است ، ۵- اشخاصی که گواهی دادند در زمان وقوع حادثه حضور نداشته اند ، و در تحقیقات محلی نیز اهل محل اظهار بی اطلاعی کرده اند ، و در حال حاضر منزل تخریب شده و از بین رفته است.و امکان بازسازی صحنه وجود ندارد. ، و موکل نیز حاضر به اتیان سوگند می باشند ، ۶- خانواده شاکی با موکل دارای خصومت می ب