تکلیف دیوان عالی در فرض نارسا بودن تحقیقات

خلاصهٔ رأی

تکلیف دیوان عالی در فرض نارسا بودن تحقیقات Toggle navigation صفحه اصلی درباره ما درباره پژوهشگاه قوه قضائ

متن کامل

تکلیف دیوان عالی در فرض نارسا بودن تحقیقات Toggle navigation صفحه اصلی درباره ما درباره پژوهشگاه قوه قضائیه درباره پژوهشکده آرا تماس با ما دریافت نظرات و پیشنهادها عنوان: تکلیف دیوان عالی در فرض نارسا بودن تحقیقات پیام: در مواردی که رای فرجام خواسته بلحاظ نارسا بودن تحقیقات، نقض می شود، اگر دادگاه مرجوع الیه با رفع نقص و بدون اظهار نظر در ماهیت موضوع، پرونده را به دیوان عالی ارسال کند، دیوان مجددا پرونده را برای صدور رای به دادگاه مذکور باز می گرداند زیرا نمی تواند خود اقدام به رسیدگی و صدور رای ماهوی کند. مستندات: ماده 405 ماده 401 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی- شماره دادنامه قطعی : 9309988110301534 تاریخ دادنامه قطعی : 1395/06/16 گروه رأی : حقوقی آراء منتخب پرونده: شعبه دیوان عالی کشور شعبه دیوان عالی کشور مشخصات متن نتیجه تحلیلی کلید واژه ها نمایه قوانین مرتبط گردش پرونده عین عبارت چاپ متن متن تجمیعی پرونده قلم یکان ایران میترا ترافیک زر یاقوت تیتر رأی خلاصه جریان پرونده پیرو گزارش مورخ 1395/6/16 در تاریخ 93/12/4 خانم الف. ن. باستناد تصویر مصدق سند ازدواج شماره 3020 مورخ 84/9/28 دفتر ازدواج شماره 9 حوزه ثبتی همدان و استعلامیه محلی و معرفی زوج برای معاینه پزشکی قانونی دادخواستی بخواسته صدور حکم طلاق به طرفیت آقای ج. ت. تقدیم و توضیح می دهد ، شوهرم معتاد بموادمخدر است و مرا فحاشی کرده و ایراد ضرب و جرح و از خانه اخراج کرده است بچه ام فوت شده و علت آن این بوده است از یخچال مواد مخدر توسط خوانده گذاشته و بچه ام متوجه نبود آنرا خورده است و دیناری نفقه مرا نمی دهد با تقدیم دادخواست تقاضای رسیدگی و صدور حکم را دارم آقای م.ف. از دفتر حمایت حقوقی و قضائی خود را وکیل آقای ج. ت. معرفی می کند شعبه سوم دادگاه عمومی حقوقی همدان به موضوع رسیدگی و در تاریخ 94/2/15 با حضور طرفین دعوا تشکیل جلسه داده و خواهان اظهار می دارد با شوهرم در سال 1384 ازدواج کرده ام و فرزندم فوت شده ولی الان فرزندی ندارم و مدت دو سال جدا از هم زندگی می کنیم مهریه را به اجرا گذاشتم و شوهرم بابت نفقه محکوم شده است و جهیزیه را برده ام زوج اظهار می دارد همسرم را دوست دارم و الآن پاک هستم و یک بار زندان رفتم وکیل زوج اظهار می دارد موکل در تاریخ 84/9/28 با خوانده ازدواج کرده است و الآن مدت دو سال است موکل اعتیاد ندارد و آراء صادره حکایت از آن دارد دادگاه سوابق اعتیاد زوج را استعلام می کند به موجب رأی شماره 1418-92/10/24 شعبه 6 دادگاه حقوقی همدان آقای ج. ت. باتهام اعتیاد از طرف زوجه تحت تعقیب قرار گرفته و دادگاه او را از اتهام انتسابی تبرئه کرده و رأی مذکور طی دادنامه 1350-92/12/24 در شعبه 9 دادگاه تجدیدنظر استان همدان تأیید شده است ضمناً حسب تصویر رأی شماره 1734-1392/12/15 شعبه 6 دادگاه عمومی همدان زوجه به تکمین از شوهرش محکوم شده است دادگاه در تاریخ 1394/2/15 قرار ارجاع امر به داوری را صادر می کند حسب گواهی مورخ 94/2/15 پزشکی قانونی ، آقای ج. ت. مورد معاینه قرار گرفته و اعلام می شود از جهت مرفین و غیره منفی است رئیس پلیس آگاهی همدان در تاریخ 94/2/17 سوابق آقای ج. ت. فرزند ر. را بدادگاه اعلام می کند و توضیح می دهد «در شعبه 5 همدان نامبرده به نگهداری 60 سانت گرم شیشه داشته و پرونده در شعبه دوم دادگاه انقلاب است همچنین نامبرده به نگهداری موادمخدر تحت قرار (قاضی) کشیک بوده و دادیار اجرای احکام نامبرده به استعمال تریاک تحت تعقیب بوده و شماره پرونده 1/10098/92-92/1/21 میباشد داور زوج و داور زوجه در تاریخ 94/2/26 و صفحه 32 نظر خود را بدادگاه اعلام می کنند و گفته اند طرفین حاضر به صلح و سازش نیستند دادگاه در تاریخ 94/5/4 با حضور زوجین تشکیل جلسه می دهد زوجه اظهار می دارد مهریه ام را به اجرا گذاشتم . نفقه و اجرت المثل را به زوج بذل می کنم و فرزند مشترک نداریم خوانده و وکیل او اظهار می دارند اگر مهریه اش را بذل کند (من طلاق او را می دهم) بابت مهریه خانه پدرم توقیف شده است و من الآن پاک هستم حاضرم وکالت در طلاق بدهم و من خانه دارم و آماده است والا زنم را طلاق نمی دهم .دادگاه پایان رسیدگی را اعلام و طی رأی شماره 300650-1394/5/5 با شرح دعوای خواهان و اینکه گواهی پزشکی حاکی از عدم اعتیاد زوج دارد و نظرات داوران و محکومیت زوج مربوط به سالهای قبل است و الآن زوج معتاد نیست ، لذا دعوای خواهان را ثابت ندانسته و باستناد ماده 197 قانون آیین دادرسی مدنی سال 1379 حکم به بطلان دعوی خواهان را صادر و اعلام می دارد پس از ابلاغ رأی زوجه نسبت به آن تجدیدنظرخواهی می کند. شعبه اول دادگاه تجدیدنظر استان همدان به موضوع رسیدگی و طی رأی شماره 1734-1394/8/7 باستناد ماده 358 قانون آئین دادرسی مدنی مصوب سال 1379 رأی تجدیدنظرخواسته را تأیید می نماید رأی در تاریخ 1394/8/20 به زوجه ابلاغ و نامبرده در تاریخ 1394/8/23 نسبت به آن فرجامخواهی می کند که پرونده پس از تبادل لوایح بدیوان عالی کشور ارسال و برای رسیدگی به این شعبه ارجاع می شود طرفین در زمان قرائت گزارش و شور مطالعه خواهد شد . هیئت شعبه در تاریخ بالا تشکیل است پس از قرائت گزارش آقای قدرت اله طیبی عضو ممیز و اوراق پرونده مشاوره نموده چنین رأی می دهد : رأی شعبه : بر دادنامه فرجام خواسته بجهات ذیل ایراد وارد است : یک - زوجه برای اثبات ادعای خود و اعتیاد زوج بموادمخدر به شهادت شهود استناد نموده است در حالیکه حسب مندرجات پرونده دادگاههای در مورد فوق رسیدگی ننموده اند و از گواهان تحقیق نکرده اند دو - سوابق اتهام آقای ج. ت. فرزند ر. طی نامه مورخ 1394/2/17 رئیس پلیس آگاهی همدان بدادگاه اعلام شده است لذا با توجه بتاریخهای آن و تاریخ ازدواج زوجین انقضاء داشت دادگاه وضعیت پرونده را با ملاحظه آن بررسی و آنرا در پرونده درج نماید. ;سه - زوجه گفته شوهرش معتاد بموادمخدر از انواع مختلف است و چند بار ترک نموده ولی دوباره آنرا شروع کرده است اقتضاء داشت دادگاه با تعیین وقت رسیدگی و دعوت از طرفین ، از زوجه محل ترک اعتیاد زوج از وی سوأل و با تعیین محل ترک آن وضعیت زوج را استعلام نماید سپس با توجه به بررسی وی آنگاه مبادرت به صدور رأی نماید فلذا باستناد بند الف ماده 401 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی رأی فرجامخواسته نقض و پرونده برای رسیدگی مجدد شعبه اول دادگاه محترم استان همدان ارجاع می گردد . پس از اعاده پرونده شعبه اول دادگاه تجدید نظر استان همدان درتاریخ 1394/12/13 وقت دادرسی تعیین و طرفین را دعوت به رسیدگی می نماید .دادگاه درتاریخ 1395/2/19 با حضور زوجین و وکیل زوج آقای م.ف. تشکیل جلسه میدهد زوجه اظهار میدارد همسرم به مواد مخدر معتاد است و جهت ترک رفته ولی من جای آنرا نمیدانم و شهادت شهود دلیل من است وشوهرم به پزشک قانونی معرفی شود و تقاضای طلاق دارم .وکیل تجدید نظرخوانده اظهار میدارد موکل از لحاظ ترک اعتیاد پاک است و علی رغم تمکین و صدور رأی از شعبه 6 دادگاه خانواده بشماره 601418 و رأی شماره 7901350 شعبه 9 دادگاه تجدید نظر استان مبنی بر نقض دادنامه و رأی شعبه اول دادگاه تجدید نظر استان با شماره 6101734 و اینکه بشرح دادخواست زوجه تقاضای شهادت شهود نکرده است تقاضای رد دعوی زوجه را دارم وموکل حاضر است به پزشکی قانونی معرفی شود زوج اظهار میدارد من قبلاً به تریاک معتاد بودم جهت ترک آن به کمپ ملایر رقتم بعد بعلت فوت دخترم به کمپ فامنین مراجعه کردم سالهای 91 و 92 بوده است و باز هم به کمپ فامنین رفتم و دو سال و نیم من ترک اعتیاد کردم و همسرم را فحاشی و کتک کاری نکردم .دادگاه قرار استماع شهادت شهود را صادر می کند و ضمناً زوج را برای معاینه پزشکی معرفی می کند .پزشک قانونی در تاریخ 1395/2/27 بدادگاه پاسخ میدهد از آقای ج. ت. به روش کروماتوگرافی لایه نازک ( TLC) و تایید آن به روش CHPL بعمل آمدکه مرفین و سایر آلکالوتیدهای تریاک در حد قابل تشخیص یافت نگردیده آمفتامین و مت مفتامین به روش ایمونوکروماتوگرافی یافت نگردید و متادون به روش ایمونوکروماتوگرافی و تأیید آن HPLC یافت نگردید.آقای الف. ن.خ. باتقدیم وکالتنامه خود را وکیل زوجه معرفی کنند دادگاه در تاریخ 1395/3/26 با حضور زوجین و وکلای آنها تشکیل جلسه میدهد و در اوراق جداگانه از گواهان تجدیدنظرخواه تحقیق می کند.آقای م. دادخواه اظهار میدارد من خانم الف. ن. بخاطر همسایه بودن میشناسم یک وقتی گفتند بچه وی بعلت ;مصرف متادون فوت کرده است و خود ندیدم که شوهرش معتاد باشد و خانم ن. در منزل پدرش زندگی میکند.آقای شریفی همت نام کوچک وی ذبیح اله است اظهار میدارد من از اعتیاد ج. ت. اطلاعی ندارم ولی میدانم چهارسال خانم ن. درمنزل پدرش هست آقای ب.س. اظهارمیدارد من دائی خانم ن. هستم و او مدت 4 سال است درمنزل پدرش زندگی می کند من شخصاً ندیدم آقای ت. مواد مصرف می کند اما 4 سال قبل به من مصرف مواد مخدر تعارف کرد گفتم اهل هیچ چیزی نیستم آن زمان دیدم که شیشه و وسیله مصرف شیشه در دست وی است تا مرا دید آنرا پنهان کرد .وکیل زوجه پس از تحقیق از گواهان توضیح میدهد در صفحات 29 و 37 پرونده زوج اقرار به اعتیاد بمواد مخدر کرده است و چند جای بستری شده است و در این مدت زوجه درمنزل پدرش زندگی می کند وکیل زوج اظهار می دارد. طبق نظریه پزشکی قانونی زوج فاقد اعتیاد است و با شهادت شهود اعتیاد قابل اثبات نیست و مدت 3 سال است که در پاکی است .دادگاه پایان رسیدگی را اعلام و طی رأی شماره644 - 1395/3/27 با شرح دعوای تجدیدنظرخواه از رأی شماره 650 مورخ 1394/5/5 شعبه سوم دادگاه عمومی حقوقی همدان ، با توجه به مندرجات پرونده و پاسخ استعلام از پزشکی قانونی در مورد اعتیاد زوج و اینکه اظهارات شهود معرفی شده کافی بر نقض رأی دادگاه نخستین نمیباشد لذا اعتراض تجدید نظرخواه را وارد ندانسته و باستناد مواد 348 و 358 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب درامور مدنی ، رأی تجدیدنظر خواسته را تأیید و استوار می نماید .رأی در تاریخ 1395/4/5 به وکیل زوجه ابلاغ و آقای الف. ن.خ. ابلاغ و نامبرده به وکالت از زوجه در تاریخ1395/4/24 نسبت به آن فرجامخواهی می کند که پرونده پس از تبادل لوایح به دیوانعالی کشور ارسال میشود و لایحه فرجامخواه در زمان قرائت گزارش و شور مطالعه خواهدگردید.هیأت شعبه درتاریخ بالا تشکیل است پس از قرائت گزارش آقای قدرت الله طیبی عضو ممیز و اوراق پرونده مشاوره نموده چنین رأی می دهد: «رأی شعبه »; موارد نقص پرونده و بررسی هایی که بر اساس قانون با توجه به رأی این شعبه ، شعبه محترم اول دادگاه تجدید نظر استان همدان علاوه بر استماع شهادت عبارت بود 1- سوابق اتهامی آقای ج. ت. فرزند ر. بر مبنای گزارش شماره 1143 مورخ 1394/2/17 پلیس آگاهی همدان که میبایستی استعلام شود ولی با مراجعه به پرونده ظاهراً دادگاه محترم خود را موظف بررسی امر ندانسته و در مورد سوابق اتهامی فرجامخوانده اقدامی مبذول نداشته است .2- زوجه ادعا کرده که شوهرش بمواد مخدر از انواع مختلف معتاد بوده که برای ترک آن بمراکز مربوطه مراجعه کرده است : و زوج در صفحه 94 پرونده و وقت رسیدگی مورخ 1395/2/19 در دادگاه تجدید نظر اظهارداشته « .... من قبلاً به تریاک اعتیاد داشتم و تریاک مصرف کرده ام ولی ترک کرده و یکسال پس از ازدواج جهت ترک به کمپ ترک اعتیاد رفته ام چهارسال بعد ترک کردم مجدداً بخاطر فوت دخترم مجدداً تریاک مصرف میکردم جهت تریاک به کمپ رفتم - بار اول به کمپ ملایر که حدود ده سال پیش بوده و بار دوم درکمپ فامنین مراجعه کردم که سال 92 بوده است و مرحله دوم ( یعنی سوم ) هم درسال 91 بود با زهم به کمپ فامنین مراجعه کرده ام .... »; اما دادگاه تجدید نظر استان همدان با توجه بادعای زوجه و اقرار زوج در جلسه دادرسی مذکور نسبت به استعلام ازکمپ های مختلف و وضعیت و نوع مصرف مواد مخدر زوج اقدامی نکرده است ، با توجه بتاریخ طرح دعوا از سوی زوجه ( 1393/12/4 ) نقائص مذکور که بصراحت قید شده و اقرار زوج و گزارش پلیس آگاهی همدان رفع نشده است و با توجه به آثار آن در اتخاذتصمیم قضائی و اینکه بنظر میرسد حسب مندرجات پرونده مدتها است بین زوجین اختلاف واقع شده و زوجه در منزل پدرش زندگی می کند و جدائی آنها بمدت زمان نسبتاً زیادی بوده لذا باستناد بند الف مواد 401 و 405 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب درامور مدنی پرونده مجدداً برای رفع نقائص و اقرار زوج در جلسه دادگاه که با ادعای خواهان تطبیق دارد به شعبه اول دادگاه تجدید نظر استان همدان ارجاع میشود.پس از ارسال پرونده به شعبه اول دادگاه تجدیدنظر استان همدان دادگاه درتاریخ 1395/9/3 باحضور اصحاب دعو ا و وکلای آنها تشکیل جلسه میدهد ( وکیل معترض ) عنوان کرد خواسته بر اساس دادخواست است و توضیح میدهد دلیل اعتیاد زوج بر اساس مندرجات پرونده اعلام شده است زوج قبلاً اعتیاد داشته است و اقاریر زوج مبنی بر اعتیاد و سوابق او مشخص است و رفتار او و اینکه زوج در مرکز ترک اعتیاد .... بستری شده لذا تقاضای استعلام از مرکز مذکور میشود و در حدود سه بار در مرکز ترک اعتیاد بستری شده است و تقاضای بررسی امر را دارم . زوجه اظهار می دارد همسرم معتاد است و شیشه ، تریاک مصرف می کند و حدود 4 سال از هم جدا زندگی می کنیم وکیل زوج اظهار میدارد . زوجه محل ترک اعتیاد را نمیداند و مضافاً اعتیاد موکل مضر نمی باشد و الان دو سال است که ترک اعتیاد کرده است و با توجه به نظریه پزشکی قانونی و زوج حاضر نیست زنش را طلاق بدهد - زوج اظهار میدارد من پاک هستم و سه سال پیش در کمپ فامنین برای ترک تریاک بستری شدم خودم میروم نامه ترک اعتیاد را می آورم .دادگاه به وکیل تجدیدنظرخواه اخطار می کند مشخصات