تکلیف دیوان عالی در فرض انصراف خواهان بدوی از دعوا

خلاصهٔ رأی

که در این خصوص اظهارنامه ای مبنی بر فسخ نکاح به دلیل تدلیس نیز ابلاغ گردیده است.

متن کامل

تکلیف دیوان عالی در فرض انصراف خواهان بدوی از دعوا Toggle navigation صفحه اصلی درباره ما درباره پژوهشگاه قوه قضائیه درباره پژوهشکده آرا تماس با ما دریافت نظرات و پیشنهادها عنوان: تکلیف دیوان عالی در فرض انصراف خواهان بدوی از دعوا پیام: صرف بیماری روانی زوجه تا هنگامی که به حد جنون مستمر نرسد، مجوزی برای فسخ نکاح توسط زوج نخواهد بود. مستندات: شماره دادنامه قطعی : تاریخ دادنامه قطعی : 1401/09/13 گروه رأی : حقوقی آراء منتخب پرونده: شعبه دیوان عالی کشور مشخصات متن نتیجه تحلیلی کلید واژه ها نمایه قوانین مرتبط گردش پرونده عین عبارت چاپ متن متن تجمیعی پرونده قلم یکان ایران میترا ترافیک زر یاقوت تیتر رأی خلاصه جریان پرونده خلاصه جریان پرونده: در تاریخ ۱۴۰۰/۵/۱۰ اقای ح. د. با وکالت اقای و. ک. دادخواستی بخواسته صدور حکم مبنی بر فسخ نکاح مورخ ۱۳۸۹/۷/۶ بطرفیت خانم ف. ب. تقدیم دادگاه خانواده مجتمع قضایی خانواده ۲ *نموده و توضیح داده که موکل برابر سند نکاحیه به شماره ۸۹۰۰ دفترخانه *مورخ ۱۳۸۹/۷/۶ اقدام به ازدواج با خوانده نموده برابر سند ازدواج خوانده با ارائه شناسنامه المثنی اعلام می نماید. همسر ایشان فوت نموده است. موکل با دقت در ضمایم دادخواست متوجه رونوشت شناسنامه اصلی خوانده می گردد. که برابر ان نه تنها همسرش فوت ننموده است.بلکه دارای دو فرزند نیز می باشد. که در این خصوص اظهارنامه ای مبنی بر فسخ نکاح به دلیل تدلیس نیز ابلاغ گردیده است.که به پیوست تقدیم گردید.نظر به اینکه خوانده با فریب و تدلیس موکل با ایشان ازدواج نموده است.به نحوی که اگر موکل اطلاع از عدم فوت همسر و مطلقه بودن ایشان و از همه مهمتر داشتن دو فرزند داشت هرگز با ایشان ازدواج نمی کردم پرونده به شعبه *ارجاع گردید.وقت رسیدگی تعیین طرفین دعوت شدند. در وقت رسیدگی وکیل خواهان اظهار داشت خواسته بشرح دادخواست تقدیمی است. در عقد تصریح شده که همسرش فوت کرده است.در عقدنامه عادی هم مشخص است. در عقد ازدواج شخصیت طرف علت عمده عقد است.موکل سال ۹۹ متوجه شد اگر موضوع مهم نبود چرا پنهان کرده است.ماده ۱۱۲۸ قانون مدنی همین را تصریح میکند خوانده اظهار داشت خواهان خود با من زندگی میکرد و خودش به دروغ گفته زن و بچه ندارد. ( الان هم دوست دارد. با من زندگی کند الان بعد از ده سال چرا امد این ادعا را کرد میخواهد مهریه ندهد. دادگاه ختم رسیدگی را اعلام و برابر دادنامه شماره ۵۵۲ – ۱۴۰۰ – ۱۴۰۰/۷/۱ حکم به بطلان دعوی صادر نموده است. وکیل زوج نسبت به رای تجدیدنظرخواهی نموده پرونده به شعبه *ارجاع گردید.که بموجب دادنامه شماره ۸۹۹۲ – ۱۴۰۰ – ۱۴۰۰/۹/۲۲ با رد تجدیدنظرخواهی دادنامه تجدیدنظرخواسته را تایید نموده است.که این رای از سوی وکیل خواهان بدوی مورد فرجامخواهی قرار گرفت پس از شروع ماوقع خلاصه لایحه اعلام نمود.دادگاه تجدیدنظر در دادنامه بدوی به دو مطلب اشاره نموده است.۱ به فوری بودن خیارات اشاره نموده است. در این خصوص فوری بودن خیارات از زمان اطلاع بوده است.که موکل پس از اطلاع دعوای کیفری را مطرح که به دلیل محدودیت های قانونی در خصوص مرور زمان حق ایشان ضایع میگردد. ۲ – مدعی شده است.با توجه به اینکه در عقدنامه تصریح به عدم بکورت شده تدلیس را مورد تردید جدی قرار می دهد که در پاسخ باید گفت ایا تدلیس را باید در این یافت که از شخص به باکره بودن یا نبودن اشاره داشته و بر خلاف ان واقع شده و یا اینکه تدلیس عبارت است.از اینکه اظهار وصف کمال بر خلاف واقع موجود و یا اختفا نقص در مال یا غیر ( مانند انسان ) در عقد یا خارج عقد. سکوت از بیان واقع موجود با وجود اگاهی بر ان اخفای است.لذا صرف تصریح به عدم بکارت و قبول زوج اسقاط تدلیس نمی کند. چرا که عقد ازدواج از جمله عقودی که شخصیت طرف علت عمده عقد است.به نحوی که بر اساس ان شخصیت که در ذهن دارد. اقدام به ازدواج مینماید. بر اساس این شخصیت مهریه برای ان تعیین می کند در کلاسه مذکور هویت واقعی پنهان مانده چگونه می توان تفاوتی بین شخصی که مطلقه شده و دارای دو فرزند بوده و شخصی که اعلام داشته در دوره نامزدی همسرش فوت کرده قایل نشد. موکل اعلام داشته زوجه در تمام طول زندگی مشترک مصرف داروی ضد افسردگی داشته و دائم شخصی بنام م. را صدا می زد و حالا مشخص شد که ان شخص فرزند ش بوده. تدلیس صورت گرفته سبب گردیده موکل در هویت زوجه دچار اشتباه گردد. موکل تاکید بر ان دارد. در صورت کشف حقیقت هرگز اقدام به ازدواج با ایشان نمی کرد. تقاضای رسیدگی بر اساس عدالت دارم. مشروح لایحه فرجامخواهی هنگام شور قرائت میشود. هییت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش اقای س. ح. ع. عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده ، و نظریه کتبی اقای ی. ی. گ. دادیار دیوان عالی کشور اجمالا مبنی بر نظر به این که عقد نکاح درتاریخ ۸۹/۷/۶ فی مابین اصحاب دعوا منعقد زوج در تاریخ ۱۴۰۰/۶/۱ یعنی حدود یازده سال بعد اقدام به طرح دعوای فسخ نکاح مذکور نموده که صرف نظر ازاستجاد عقلی و اشاره به ازدواج سابق فرجام خوانده در عقد نکاح استنادی ، فوریت مذکور در ماده ۱۱۳۱قانون مدنی رعایت نشده است. لذا به تجویز ماده ۳۷۰ قانون ایین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی عقیده به رد اعتراض و تایید رای مورد اعتراض دارم. در خصوص دادنامه شماره *– ۱۴۰۰/۹/۲۲ فرجام خواسته مشاوره نموده چنین رای می دهد: رأی شعبه دیوان عالی کشور رای شعبه با توجه به محتویات پرونده رای فرجام خواسته مربوط به دعوی فسخ نکاح اقای ح. د. بطرفیت همسر موقت سابق وی خانم ف. ب. که درتایید رای بدوی شماره ۱۵۵۲ – ۱۴۰۰ – ۱۴۰۰/۷/۱ شعبه *مبنی بر بطلان دعوی خواهان بدوی صادر شده است.مغایرتی با موازین شرعی و مقررات قانونی ندارد. و فرجام خواهی وکیل مشارالیه به کیفیتی نیست که نقض ان را ایجاب نماید. لذا با رد فرجام خواهی وی مستندا به ماده ۳۷۰ قانون ایین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی رای فرجام خواسته ابرام و پرونده به دادگاه صادر کننده رای اعاده میشود. شعبه * رییس: ع. خ. ، مستشار: س. ح. ع. فهرست خلاصه جریان پرونده شعبه دیوان عالی کشور نقد رأی نقد رأی نام * : رایانامه * : توضیح: کدتصویری: تعدادموافق: 0 ـ تعدادمخالف: 0 نقدهای شما تماس با ما نشانی: تهران اتوبان چمران شمال ، اتوبان یادگار جنوب، بعد از خروجی اوین درکه، پشت مجتمع دشت بهشت، خیابان شهید قدوسی کد پستی : 1983846514 تلفــــن : 22376843 دورنگار : 22376840 سامانه پیام کوتاه:5000969900070 رایانامه : bijp@jri.ac.ir پیوندها پژوهشگاه قوه قضاییه قوه قضاییه جمهوری اسلامی ایران مرکز آمار و فناوری اطلاعات قوه قضاییه روزنامه رسمی کشور معاونت حقوقی قوه قضاییه مرکز مطبوعات و انتشارات قوه قضاییه نسخه کلیه حقوق برای پژوهشگاه قوه قضاییه محفوظ است