تکلیف دادگاه در فرض صدور حکم طلاق توافقی
خلاصهٔ رأی
اخیر الذکر فرجام خواهی نموده و در لایحه فرجامی قید می نماید اینجانب دارای فرزند مشترک با زوجه هستم و تمامی دلائل دادخواست همسرم صرفاً اختلاف با برادرهای همسرم می باشد و در حال حاضر حتی همسرم راضی به این جدائی نمی باشد و صرفاً با تحت فشار قرار گرفتن وی با طلاق توافقی موافقت نموده اید لذا درخواست عدول از گواهی عدم امکان سازش می نماید پرونده به دیوانعالی کشور ارسال و رسیدگی به این شعبه ارجاع گردیده است.
متن کامل
تکلیف دادگاه در فرض صدور حکم طلاق توافقی Toggle navigation صفحه اصلی درباره ما درباره پژوهشگاه قوه قضائیه درباره پژوهشکده آرا تماس با ما دریافت نظرات و پیشنهادها عنوان: تکلیف دادگاه در فرض صدور حکم طلاق توافقی پیام: در صورتی که به موجب توافق طرفین بر طلاق، گواهی عدم امکان سازش صادر شود، دادگاه باید در حکم صادره زوجین را «ملزم» به اجرای صیغه طلاق کند. زیرا در غیر این صورت، با عدول زوج از توافق، زوجه مجاز به اجرای صیغه طلاق نبوده و وکالتی نیز در این خصوص ندارد. بنابراین حکم صادره بلااثر می ماند که قاطع دعوی نیست. مستندات: شماره دادنامه قطعی : 9209988650200810 تاریخ دادنامه قطعی : 1394/02/08 گروه رأی : حقوقی آراء منتخب پرونده: شعبه دیوان عالی کشور مشخصات متن نتیجه تحلیلی کلید واژه ها نمایه قوانین مرتبط گردش پرونده عین عبارت چاپ متن متن تجمیعی پرونده قلم یکان ایران میترا ترافیک زر یاقوت تیتر رأی خلاصه جریان پرونده خانم م. م. در تاریخ 1392/07/02 به وکالت از خانم م. س.دادخواستی به طرفیت آقای ب. ش.م. به خواسته صدور حکم مبنی بر احراز شرائط اعمال وکالت در طلاق مستنداً به بند 2 شروط ضمن عقد تقدیم دادگاه عمومی شهرستان خمین نموده و توضیح می دهد موکل برابر سند نکاحیه پیوست در تاریخ 1382/05/13 به عقد دائم با خوانده ازدواج کرده و در مدت زندگی مشترک بطور مداوم درگیر مشکل بوده اند و موکل چندین بار از سوی خوانده مورد خشونت قرار گرفته است و آراء صادره از شعبات 101 و 102 دادگاه جزائی خمین موید این امر است علیهذا با عنایت به مراتب و اقرارنامه شمارۀ 2090 درخواست صدور حکم نموده است رسیدگی به شعبه دوم دادگاه حقوقی خمین ارجاع می گردد و آقای غ. م. با تقدیم وکالتنامه از سوی آقای ب. ش.م. اعلام وکالت می نماید جلسه دادگاه در تاریخ 1392/07/28 با حضور طرفین و وکلای آنها تشکیل گردیده وکیل خوانده اظهار داشته علت درخواست طلاق را درگیری و استناد به بند 2 سند نکاحیه اعلام شده در صورتی که رأی استنادی پیوست حاکی از درگیری برادران زوجه و زوج می باشد و از طرفی زوجه مرتکب کودک آزاری شدید گردیده و محکوم به تمکین نیز شده است و بعد از دادنامه ای که مورد استناد قرار گرفته با هم زندگی مشترک داشته اند و این امر حاکی از عدم سوء رفتار زوج می باشد لذا درخواست ردّ دعوی نموده است وکیل خواهان اظهار داشته تعهد نامه ای که خوانده به همسرش داده نشان از سوء معاشرت داشتن خوانده دارد و بعلت عدم تأمین جانی موکل درخواست تمکین رد شده است دادگاه قرار ارجاع امر به داوری صادر، داور زوجه در نظریه مکتوب خود اعلام داشته زوجه چهارده سکه از مهریه خود را می بخشد و بقیه را مطالبه می نماید و جهیزیه را نیز می خواهد و اصرار به جدائی دارد و داور زوج نیز نظر خود را مبنی بر اینکه از تلاش خود در امر داوری نتیجه ای نگرفته است اعلام داشته ص 27 و 29 . دادگاه طرفین را به مرکز مشاوره بهزیستی معرفی می نماید که جواب رسیده حکایت از عدم سازش از طرف خانم م. س. دارد و لذا امکان ارائه گزارش را غیرمقدور اعلام داشته ص 42 دادگاه با اعلام ختم رسیدگی برابر دادنامه شماره – 001 ک.رح 1393/01/06 در خصوص دادخواست خانم م. س. به خواسته صدور حکم به احراز شرایط اعمال وکالت در طلاق به لحاظ تخلف زوج از شروط ضمن عقد (سوء رفتار زوج) نظر باینکه عمده دلیل خواهان دادنامه شماره – 1051 مورخ 1389/10/11 شعبه 101 جزائی بوده و پس از آن زوجین مدت زیادی زندگی مشترک داشته اند و وکیل زوج اعلام نموده درگیری به وجود آمده ناشی از کودک آزاری زوجه بوده و درگیری اخیر نیز بین زوج از یک طرف و برادران زوجه از طرف دیگر بوده و زوجه نیز به تمکین از زوج محکوم گردیده لذا دادگاه دعوی خواهان را غیروارد تشخیص و حکم به بی حقی خواهان صادر و اعلام می نماید خانم م. س. از دادنامه فوق الذکر تجدیدنظرخواهی نموده در این مرحله آقای ع. ج. از سوی خانم م. س. اعلام وکالت نموده شعبه دوم دادگاه تجدیدنظرحسب الارجاع ااقدام به رسیدگی نموده و تجدیدنظر خواه بیان داشته علت تجدیدنظرخواهی خیانت شوهرم است او با زنهای دیگر رابطه دارد من گواه دارم و مجلس ختم دختر عمه ام خانمی را آورده بود و مجلس چهلم هم زن دیگری آورده بود که من بگذارم بروم و طلاق بگیرم دست بزن دارد چند بار مرا زده یک بار دندان جلوی مرا شکست شکایت نکردم دوباره ساق پای راست مرا شکست شکایت کردم واسطه شدند رضایت دادم ایشان تعهد محضری داد که دیگر مرا نزند حرف مرا گوش بدهد که ضمیمه پرونده است دوباره زد بینی ام را شکست که شکایت کردم که محکوم شد ایشان سابقه کیفری دارد و الان صیغه دارد ادامه زندگی ما فایده ای ندارد و فرزند مشترکمان که ده ساله است به نام ب. پیش پدرش می باشد حکم جهیزیه گرفته ام و اجرا شده چند قلم باقیمانده است وکیل تجدیدنظرخواه نیز مطالبی در دفاع از وی بیان داشته و زوجه بیان داشته حاضرم به صورت توافقی از هم جدا بشویم و اعلام می دارد تمام حق و حقوق خود را اعم از مهریه ، اجرت المثل، نفقه را می بخشم فقط سه دانگ از مسکن مهر که قولنامه هم دارم به خودم بدهد – که زوج اظهار می دارد ایشان حقی ندارد و قولنامه به نام او است ولی پولی نداده است ... زوج اظهار می دارد پول سه دانگ خانه را حاضرم قسطی بدهم که در نهایت با هم توافق می نمایند خانمی بنام س.ی.به عنوان شاهد مطالبی را گفته که در خور تأمل است ص 39 دادگاه تجدیدنظر با اعلام ختم رسیدگی طی دادنامه شماره – 0796 مورخ 1393/08/11 با عنایت به توافق زوجین به طلاق و بذل حقوق از سوی زوجه و قبول بذل از سوی زوج ضمن نقض دادنامه تجدیدنظرخواسته گواهی عدم امکان سازش صادر نموده که زوجین بر مبنای توافق حاصله مجاز به مراجعه به یکی از دفاتر رسمی طلاق و نسبت به اجرای و ثبت صیغه طلاق خلع اقدام نمایند آقای ب. ش.م. در فرجه قانونی از دادنامه اخیر الذکر فرجام خواهی نموده و در لایحه فرجامی قید می نماید اینجانب دارای فرزند مشترک با زوجه هستم و تمامی دلائل دادخواست همسرم صرفاً اختلاف با برادرهای همسرم می باشد و در حال حاضر حتی همسرم راضی به این جدائی نمی باشد و صرفاً با تحت فشار قرار گرفتن وی با طلاق توافقی موافقت نموده اید لذا درخواست عدول از گواهی عدم امکان سازش می نماید پرونده به دیوانعالی کشور ارسال و رسیدگی به این شعبه ارجاع گردیده است.هیئت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید پس از قرائت گزار ش آقای جعفری عضو ممیز و اوراق پرونده مشاوره نموده چنین رأی میدهد: رأی شعبه دیوان عالی کشور ایرادیکه بر دادنامه فرجام خواسته مشهود است این است که گواهی عدم امکان سازش در نهایت بر اساس توافق زوجین صادر شده و دادگاه هم به آنان (متفقاً) اجازه داده که با مراجعه به یکی از دفاتر طلاق مبادرت به اجرای صیغه طلاق و ثبت آن بنمایند و آنان در حکم صادره ملزم به اجرای صیغه طلاق نگردیده اند با این وصف پس از عدول زوج از توافق چون زوجه به تنهائی مجاز به اجرای صیغه طلاق نبوده و از ناحیه زوج نیز وکالت در طلاق در این راستا به وی اعطاء نگردیده است حکم دادگاه بلا اثر و مآلاً ، قاطع دعوی نمی باشد و از این جهت رأی صادره دارای ابهام و نقص رسیدگی است و قابلیت تأیید را ندارد و نقض می گردد و رسیدگی مجدداً به همان دادگاه صادر کننده رأی منقوض محول می شود. شعبه 23 دیوان عالی کشور- رئیس و مستشار یعقوب انصاری - موسی جعفری فهرست خلاصه جریان پرونده شعبه دیوان عالی کشور نقد رأی نقد رأی نام * : رایانامه * : توضیح: کدتصویری: تعدادموافق: 0 ـ تعدادمخالف: 0 نقدهای شما تماس با ما نشانی: تهران اتوبان چمران شمال ، اتوبان یادگار جنوب، بعد از خروجی اوین درکه، پشت مجتمع دشت بهشت، خیابان شهید قدوسی کد پستی : 1983846514 تلفــــن : 22376843 دورنگار : 22376840 سامانه پیام کوتاه:5000969900070 رایانامه : bijp@jri.ac.ir پیوندها پژوهشگاه قوه قضاییه قوه قضاییه جمهوری اسلامی ایران مرکز آمار و فناوری اطلاعات قوه قضاییه روزنامه رسمی کشور معاونت حقوقی قوه قضاییه مرکز مطبوعات و انتشارات قوه قضاییه نسخه کلیه حقوق برای پژوهشگاه قوه قضاییه محفوظ است