تکلیف دادگاه در فرض امتناع زوج از تعیین داور

خلاصهٔ رأی

پیام: در دعوی طلاق، در صورتی که زوج از معرفی داور امتناع نماید، دادگاه مکلف به تعیین داور برای وی مي باشد و تعیین داور زوج توسط زوجه فاقد وجاهت است.

متن کامل

تکلیف دادگاه در فرض امتناع زوج از تعیین داور Toggle navigation صفحه اصلی درباره ما درباره پژوهشگاه قوه قضائیه درباره پژوهشکده آرا تماس با ما دریافت نظرات و پیشنهادها عنوان: تکلیف دادگاه در فرض امتناع زوج از تعیین داور پیام: در دعوی طلاق، در صورتی که زوج از معرفی داور امتناع نماید، دادگاه مکلف به تعیین داور برای وی مي باشد و تعیین داور زوج توسط زوجه فاقد وجاهت است. مستندات: شماره دادنامه قطعی : 9209983437100083 تاریخ دادنامه قطعی : 1395/01/31 گروه رأی : حقوقی آراء منتخب پرونده: مشخصات متن نتیجه تحلیلی کلید واژه ها نمایه قوانین مرتبط گردش پرونده عین عبارت چاپ متن متن تجمیعی پرونده قلم یکان ایران میترا ترافیک زر یاقوت تیتر رأی خلاصه جریان پرونده خانم الف. م. با وکالت خانم ز. ق. به طرفیت آقای م. س. به خواسته صدور گواهی عدم امکان سازش بمنظور اجرای صیغه طلاق طرح دعوی کرده است بدین توضیح موکله بموجب سند ازدواج شماره ... به عقد دائم زوج در آمده و حاصل ازدواج دوفرزند می باشد و علیرغم اینکه قریب دو سال می باشد جدا از هم زندگی می کنند 0 و در جلسه 92/4/20 وکیل خواهان اظهار داشته موکله در مورخ 82/6/27در عقد دائم زوج در آمد و در این مدت زندگی مشترک مدت زمان زیادی می باشد که در عسر و حرج می باشد و عسر و حرج ایشان 1- به جهت عدم پرداخت نفقه در این مدت حداقل دو سال که جدا هستند و همین تخلف زوج از شروط ضمن عقد ازدواج می باشد که آن هم اعتیاد ایشان می باشد و علیرغم اینکه موکل 8 سال با زج در شهر اهواز زندگی میکردند و اکنون نیز مدتی است که در شهرستان زرند سکونت دارند و جهت اعتیاد ایشان در بعد از عقد ازدواج تقاضای اعطاء نیابت به اهواز خواستار شدیم که دادگاه محترم موافقت فرموده و پرونده ای که در آنجا بابت سنوات کاری ایشان بوده موارد تخلف ایشان به صورت محدود قید شده است از جمله تست اعتیاد که بیان شده و دلالت بر اعتیاد ایشان دارد و یکی از مواردی که ایشان از کار اخراج شدند همین می باشد و در این مدتی که در زرند زندگی مشترک داشته اند نیز مرتب زوجه را مورد ضرب و جرح قرار داده و حتی اعتیاد داشته و دارند و ریالی نیز بابت نفقه پرداخت نکرده اند و در این خصوص شاهد بر موارد ذکر شده داریم که هم زوجه در عسر و حرج می باشد و هم تخلف از شروط ضمن عقد ازدواج نموده است در صورت لزوم تقاضای استماع اظهارات شهود را از محضر دادگاه محترم داریم 0 وکیل خوانده اظهار داشته زوجه از فروردین سال 91منزل مشترک را ترک و حاضر به ادامه زندگی با موکل نمی باشد که موکل اقدام به طرح دعوی تمکین نموده است که در شعبه سوم خصوصی در حال رسیدگی می باشد پس عدم پرداخت نفقه به نامبرده عدم تمکین می باشد و در خصوص اعتیاد موکل مدعی است که اعتیاد ندارد و حاضر به انجام هر گونه تست جهت روشن شدن موضوع می باشد در خصوص اظهارات خواهان مبنی بر اخراج موکل از کار به دلیل اعتیاد لازم به ذکر است که موکل به علت غیبت در محل کار اخراج گردیده است و در خصوص استعلام صورت گرفته لازم به ذکر است که بند 1 استعلام مربوط به قبل از ازدواج موکل با خواهان می باشد و در خصوص بندهای 4 و 5 استعلام لازم به ذکر است که قرار منع تعقیب موکل صادر گردیده است و هیچگونه اعتیاد به مواد مخدر نداشته است لذا تقاضای رد دعوی خواهان را استدعا کرده است 0 وکیل خواهان اظهار داشته عقد ایشان 82 بوده که سه مورد بعد از آن تست اعتیاد ایشان مثبت بوده است خود دلیلی بر اعتیاد می باشد و فقط یک مورد قرار صادر شده است که مربوط به سال 87 بوده و ایشان اعتیاد داشته است ( صفحات 24 تا 26) شعبه اول دادگاه عمومی حقوقی زرند قرار ارجاع امر به داوری را صادر کرده است 0 نتیجه آزمایش در صفحه 35 قید شده است 0 زوجه آقای م. م. را داور خود تعیین نموده است ( ص 41) وی در نظریه خود در نهایت مرقوم داشته «0000 به نظر میرسد که زوج نیز تمایلی به زندگی ندارد و ادامه زندگی نیز به صلاح طرفین نمی باشد »; زوج داور خود را معرفی نکرده زوجه به نیابت از زوج پدر خود آقای ح. م. را بعنوان داور زوج معرفی کرده که مشارالیه در نظریه خود مرقوم داشته « 000 پدر زوجه می باشم و در جریان زندگی دخترم با زوج می باشم و چندین سال می باشد که با هم اختلاف دارندو علیرغم اینکه خیلی با دو طرف صحبت کردم ولی فایده ای نداشته و ادامه زندگی نیز به صلاح هیچکدام نمی باشد 000 »; ( ص 45) آقای م. ر. فرزند غ. ح. 50 ساله بنا بعنوان گواه اعتیاد آقای م. س. را تأیید کرده است ( ص 56) آقای الف. م. فرزند ر. گفته «000 مردم میگویند اعتیاد دارد از شکل و شمایل ایشان میتوان فهمید خواهان در جلسه 92/7/13 اظهار داشته اینجانب در مورخ 1382/6/27 با آقای م. س. ازدواج نموده که حاصل این ازدواج دو فرزند مشترک یکی دختر 7 ساله و پسر 5 ساله است که بعد از ازدواج متوجه شدم که ایشان اعتیاد دارد تریاک مصرف میکرد ایشان از شرط ضمن عقد تخلف کرده لذا تقاضای طلاق دارم ضمناً مرتب اینجانب را کتک می زند که در این خصوص نه ( گواهی ) پزشکی قانونی دارم و نه پرونده کیفری ، ولی در خصوص اعتیاد ایشان هم تست ایشان مثبت است و هم شاهد دارم 0 مهریه اینجانب 250 عدد سکه تمام بهار آزادی و پانزده میلیون و جه نقد ( ص 58)می باشد که جداگانه اقدام کردم ولی از این مهریه دو میلیون تومان را می بخشم و بذل میکنم در خصوص نفقه و اجرت المثل جداگانه اقدام کرده البتــــــه اجرت المثل را می بخشم و بذل میکنم 0 جهیزیه پیش خودم است حضانت بچه ها را بر عهده میگیرم وکیل خواهان مضموناً مطالب قبلی خود را تکرار کرده است وکیل خوانده در جلسه 92/7/13 اظهار داشته در خصوص اظهارات وکیل خواهان مبنی بر اعتیاد زوج لازم به ذکر است که موکل اعتیاد به مواد مخدر نـــــــدارد و استعلام اخذ شده از لشکر 92 اهواز را قبول ندارد و اظهار میدارد که تست مربوط به سال 86 است 0000 می بایست موکل به دادسرای نظامی معرفی تا در خصوص اعتیاد نامبرده نتیجه گیری شود 0 و در خصوص اظهارات شهود لازم به ذکر است که شهود اعلام نموده اند که ما شنیده ایم آقا اعتیاد دارد 000 لذا شهادت ظنی و حاکی از شنیدها است و در خصوص ترک نفقه لازم به ذکر است که زوجه حاضر به تمکین از موکل نبوده و حکم تمکین نامبرده صادر گردیده است لذا با توجه به عدم ارائه دلایل مثبت مبنی بر تخلف زوج تقاضای رد دعوی خواهان مورد استدعاست از آقای ح. پ. فرزند ح. 32 ساله بعنوان گواه تحقیق بعمل آمده وی اظهار داشته 00« چندین بار دیدم که آقای س. مواد مخدر از نوع تریاک مصرف می کرد 000(ص 69) در تاریخ 92/9/12 وکیل خواهان در جلسه دادگاه مضموناً عسر وحرج زوجه را بلحاظ عدم پرداخت نفقه و اعتیاد از ناحیه زوج اعلام کرده است 0 وکیل زوج در مقام دفاع مضموناً اظهار داشته موکل اظهارات شهود را قبول ندارد و شهادت نامبرده مربوط به زمانی است که موکل در ده چنار زندگی می نموده است مربوط به سال 91 است که زوجه حاضر به زندگی با موکل نبوده است ، زوجه از پایان سال 90 منزل مشترک را ترک نموده است و در خصوص شاهد لازم به ذکر است با توجه به اینکه موکل با نامبرده مدتی همسایه بوده است و به دلیل اختلاف مالی با یکدیگر اختلاف داشته 000 لذا رد دعوی خواهان را استدعا کرده است 0 بالاخره شعبه اول دادگاه عمومی حقوقی زرند پس از یک سلسله رسیدگی بموجب دادنامه شماره 9209973437100973 مورخ 1392/9/26 چنین رأی صادر کرده است « رأی دادگاه : در خصوص دعوی خانم الف. م. فرزند ح. با وکالت خانم ز. ق. بطرفیت آقای م. س. فرزند ح. با وکالت آقای ح. پ. به خواسته صدور حکم طلاق به این شرح که خواهان 000 در تاریخ 82/6/27 بموجب سند رسمی ازدواج شماره 298205 به عقد دائم خوانده در آمده و اینک با توجه به اینکه زوج معتاد به مواد مخدر می باشد و از شرایط ضمن عقد نکاح تخلف نموده تقاضای صدور حکم طلاق را دارد و نیز بیان داشته حقوق مالی خود را جداگانه مطالبه می کند مبلغ دو میلیون تومان از مهریه را در قبال طلاق به زوج بذل می کند دارای 2 فرزند مشترک دختری 7 ساله و پسرش 5 ساله می باشند که در خصوص اعتیاد زوج مراتب از محل خدمت سابق ایشان استعلام که پاسخ ارسالی حکایت از اعتیاد ایشان دارد و علاوه بر این شاهد معرفی شده از سوی زوجه نیز به اعتیاد زوج شهادت داده است لذا دادگاه با توجه به مراتب فوق و دفاعیات بلا وجه زوج و با احراز علقه زوجیت بین زوجین و تخلف زوج از شرایط ضمن عقد دعوی خواهان را وارد تشخیص و با عنایت به اینکه مساعی این دادگاه و داوران منتخب در جهت اصلاح ذات البین بی ثمر بوده به استناد مواد 34 ، 31 ، 27 ، 26 از قانون حمایت خانواده و ماده 1146 از قانون مدنی و بند 7 از شرایط ضمن عقد نکاح حکم به احراز شرایط اعمال وکالت در طلاق جهت اجرای صیغه طلاق صادر و به زوجه اجازه داده میشود با داشتن وکالت بلا عزل با حق توکیل غیر مندرج در سند ازدواج به یکی از دفاتر رسمی ثبت طلاق مراجعه و خود را مطلقه نماید دفاتر ثبت طلاق موظف به ثبت طلاق واقع شده می باشند 0 استطلاع از وضعیت شرعی زوجه در هنگام اجرای صیغه طلاق بر عهده سر دفتر مجری صیغــــه طلاق می باشد نوع طلاق خلعی ، حضانت فرزندان مشترک با مادر حق ملاقات برای پدر هفته ای 24 ساعت ترجیحاً روزهای جمعه محفوظ است و اعتبار این گواهی از تاریخ قطعیت شش ماه می باشد رأی صادره حضوری و ظرف مدت بیست روز پس از ابلاغ قابل تجدیدنظر در محاکم محترم تجدیدنظـــــر استان است »;آقای م. س. با وکالت آقای ح. پ. نسبت به دادنامه 100973 یاد شده به شرح دادخواست و لایحه تقدیمی تجدیدنظرخواهی کرده است و در قسمتی از لایحه آمده « در خصوص استعلام صورت گرفته قید گردیده که از موکل تست اخذ گردیده است که در صورت مثبت بودن نتیجه می بایست به دادسرای محل خدمت معرفی گردد که به اتهام نامبرده رسیدگی و حکم صادر گردد ولی در هیچیک از مواد مذکور موکل محکوم نگردیده است تا ملاک عمل قرار گیرد و حتی موکل بموجب قرار منع تعقیب شماره 93/821/87 مورخ 87/5/30 از اتهام اعتیاد و سرقت مهمات برائت یافته است 000 در خصوص اظهارات الف. م.نامبرده پدر بزرگ تجدیدنظر خوانده می باشد ثانیاً000 اعلام نموده که اینجانب به چشم خود ندیده ام که مواد مصرف کند ولی از مردم شنیده ام در خصوص شاهد دیگر ح. پ. 000 شاهد باید سوگند یاد نماید ثانیاً با موکل دارای سابقه اختلاف و درگیری می باشد 00 و حتی شاهد به مواد مخدر اعتیاد دارد که همسر نامبرده به دلیل اعتیاد از نامبرده طلاق گرفته است 00 تقاضای نقض دادنامه را نموده است »; (صفحات 83 -84 ) وکیل تجدیدنظرخوانده نیز مفاداً مطالب قبلی خود را تکرار کرده است زوجه در تاریخ 1393/7/26 اظهار داشته « کل وجه نقد مهریه را به اضافه یکصد عدد سکه بهار آزادی از مهریه ام را در قبال طلاق و کراهت از شوهرم به ایشان بذل می نمایم و از طرف شوهرم قبول بذل می نمایم »; ( ص 113) بهر حال شعبه ششم دادگاه تجدیدنظر استان کرمان بموجب دادنامه 93009973413601021 مورخ 1393/7/30 چنین رأی صادر کرده است « رأی دادگاه تجدیدنظرخواهی آقای م. س. فرزند ح. با وکالت آقای ح. پ. نسبت به دادنامه شماره 100973-92صادره از شعبه اول حقوقی زرندکه بموجب آن بلحاظ تخلف زوج از بند هفتم شرایط ضمن عقد حکم طلاق صادر گردیده است وارد بنظر میرسد زیرا دلائلی که زوجه برای اثبات ادعای خود اقامه نموده است دو چیز است 1- پاسخ استعلام از محل خدمت زوج ( صفحه 35)که مربوط به سالهای گذشته می باشد و اعتیاد مضر فعلی او را اثبات نمی کند 2- شهادت شهود که دو نفر از شهود اعلام داشته اند ما خودمان اعتیاد زوج را ندیدیم از دیگران شنیده ایم فقط یک نفر از شهود استعمال مواد مخدر زوج را دیده است با توجه به مراتب فوق زوجه بینه شرعی و دلائل محکمه پسند برای اثبات ادعای خود اقامه نکرده است و تخلف زوج از بند هفتم شرائط ضمن عقد محرز نمی باشد لهذا دادگاه به استناد ماده 358 قانون آئین دادرسی مدنی دادنامه معترض عنه را نقض و رأی بر رد دعوی خواهان بدوی صـــــادر می نماید و این رأی ظرف بیست روز از تاریخ ابلاغ قابل فرجام خواهی در دیوانعالی کشور می باشد »; این رأی در تاریخ 93/8/7 به خانم ز. ق. ح. ابلاغ شده است خانم الف. م. با وکالت خانم ز. ق. به شرح لایحه و دادخواست تقدیمی نسبت به دادنامه 9309973413601021 مورخ 1393/7/30 فوق الذکر فرجام خواهی نموده و دو برگ استشهادیه نیز پیوست پرونده کرده است مضموناً مطالب قبلی را تکرار کرده است پرونده به دیوان عالی کشور ارسال جهت رسیدگی به شعبه 19 دیوان ارجاع شده است 0 کلیه محتویات پرونده به هنگام شور قرائت می شود 0 هیئت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید پس از قرائت گزارش آقای عبدالرضا کریمی صحنه سرائی عضو ممیز و اوراق پرونده اجمالاً مبنی بر فرجام خواهی خانم الف. م.نسبت به دادنامه شماره 73413601021-93/7/30 صادره از شعبه ششم دادگاه تجدیدنظر استان کرمان مشاوره نموده چنین رأی میدهد: رأی متن رأی در مورد فرجام خواهی خانم الف. م. نسبت به دادنامه شماره 9309973413601021 مورخ 1393/7/30 صادره از شعبه ششم دادگاه تجدیدنظر استان کرمان با توجه به محتویات پرونده وکیل آقای م. س. در جریان رسیدگی بیان داشته که موکل وی جهت تست آمادگی دارد و از طرفی زمانی که زوج داور خود را معرفی نمی نماید داور زوج از ناحیه دادگاه تعیین میشود نه از ناحیه زوجه چون مراتب فوق لحاظ نشده و فرجام خوانده به پزشکی قانونی معرفی نگردیده و داور زوج از طرف دادگاه تعیین نگردید لذا نظر به مراتب فوق دادنامه فرجام خواسته به استناد ماده 370 قانون آئین دادرسی مدنی نقض و با توجه به بند ج ماده 401 قانون آئین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی رسیدگی پرونده به دادگاه هم عرض دادگاه صادر کننده رأی محول میگردد 0 17-93/11/2 مستشاران شعبه 19 دیوانعالی کشور - ح. یاوری و عبدالرضا کریمی صحنه سرائی رأی متن رأ