تکلیف دادگاه در در رابطه با تعهدات متقابل
خلاصهٔ رأی
تکلیف دادگاه در در رابطه با تعهدات متقابل Toggle navigation صفحه اصلی درباره ما درباره پژوهشگاه قوه قضائی
متن کامل
تکلیف دادگاه در در رابطه با تعهدات متقابل Toggle navigation صفحه اصلی درباره ما درباره پژوهشگاه قوه قضائیه درباره پژوهشکده آرا تماس با ما دریافت نظرات و پیشنهادها عنوان: تکلیف دادگاه در در رابطه با تعهدات متقابل پیام: در دعوی الزام به انتقال عوضین (در معاملات معاوضی)، درصورت صحت ادعا و صدور حکم به الزام متعهد به انتقال احد عوضین، دادگاه مکلف است تکلیف تعهد متقابل را نیز روشن کند زیرا اقدام دادگاه به نیابت از ممتنع متعهد است و باید در مقام صدور حکم به نفع متعهدله، حقوق متعهد را هم لحاظ کند. بنابراین طرف مقابل تعهدی به طرح دعوی مستقل جهت مطالبه حقوق خود ندارد. مستندات: شماره دادنامه قطعی : 9309985840400267 تاریخ دادنامه قطعی : 1395/04/09 گروه رأی : حقوقی آراء منتخب پرونده: شعبه دیوان عالی کشور شعبه دیوان عالی کشور مشخصات متن نتیجه تحلیلی کلید واژه ها نمایه قوانین مرتبط گردش پرونده عین عبارت چاپ متن متن تجمیعی پرونده قلم یکان ایران میترا ترافیک زر یاقوت تیتر رأی خلاصه جریان پرونده آقای ع. و. به وکالت از آقای ع. ک. درتاریخ 93/4/8 با تقدیم دادخواست بطرفیت خانم م. و.ح. و آقای ع.الف. اقامه دعوی کرده و درخواست رسیدگی با خواسته تنظیم سند رسمی یکباب آپارتمان تحت پلاک ... فرعی از ... فرعی از ... اصلی و خسارت ناشی از تأخیر در اجرای تعهد فعلاً مقوم به پنجاه میلیون و یک ریال وخسارات دادرسی و با استناد به تصویر مصدق مبایعه نامه و تصویر تصدیق شده قرار داد مشارکت در ساخت و توافق نامه الحاقی را نموده و بشرح متن دادخواست توضیح داده برابر قرار داد مشارکت رسمی بشماره 958836 مورخه 87/7/20 دفترخانه 21 بجنورد چهار واحد آپارتمان حق السهم سازنده قرار گرفته خوانده ردیف دوم برابر مبایعه نامه مورخه 88/8/1 یکدستگاه از آپارتمانهای سهمی خود را به موکل واگذار کرده و متعهد شده تا تاریخ 89/6/3 مورد معامله را تحویل و سند رسمی را انتقال دهد بجهت امتناع خوانده موکل به ناچار در تاریخ 92/4/9 از طریق مرجع قضائی ملک خود را تحویل گرفته و تاکنون سند رسمی تنظیم نگردیده لذا درخواست رسیدگی و صدور حکم بشرح ستون خواسته را دارم پس از جری تشریفات قانونی دادگاه ضمن استعلام وضعیت ثبتی پلاک دستور تعیین وقت رسیدگی را داده جلسه مورخه 93/5/12 بجهت عدم ابلاغ به بعضی از خواندگان و عدم حضور آنان رسمیت نیافته اداره ثبت اسناد و املاک در پاسخ طی شماره 139300328 مورخه 93/4/23 اعلام داشته که آپارتمان طبقه دوم به پلاک صدرالذکر بنام م. و.ح. بوده و سند مالکیت به وی تسلیم گردیده است در جلسه مورخه 93/5/26 خواهان اظهار داشته که آپارتمان مورد معامله در طبقه دوم سمت حیاط قرار دارد و در آن ساکن هستم و از ثمن معامله سیصد و پنجاه میلیون ریال پرداخت کرده ام و الباقی ثمن دویست وهفتاد میلیون ریال می باشد آقای م. ش.غ. با ارائه وکالت نامه شماره 160782 خود را بعنوان وکیل خوانده ردیف اول ( خانم م. و.ح. ) تعرفه کرده است در جلسه مورخه 93/6/8 وکلای خواهان وخوانده ردیف اول حضور یافته و خوانده ردیف دوم علیرغم ابلاغ حاضر نشده وکیل خواهان دعوی را بشرح دادخواست تقدیمی دانسته و هر یک از خواسته های خود را به پنجاه میلیون و یک ریال تقویم کرده است وکیل خوانده ردیف اول در مقام دفاع بیان داشته « مستند دعوی خواهان مبایعه نامه مورخه 88/8/1 می باشد و در ماده 3 قرار داد ذکر شده که خریدار می بایست قبل از تنطیم سندکلیه ثمن را تأدیه کند که چنین اقدامی صورت نگرفته است و قبل از تأدیه ثمن طرح دعوی الزام صحیح نمیباشد ضمناً موکل نسبت به دادنامه شعبه سوم دادگاه حقوقی در شعبه پنجم دادگاه تجدیدنظر دعوی اعاده دادرسی طرح کرده و قرار قبولی صادر شده لذا درخواست عنایت دارد وکیل خواهان در ادامه دادرسی توضیح داده که آقای ش.غ. وکیل خانم و.ح. می باشد و در خصوص نحوه پرداخت ثمن ظرف سه روز لایحه تقدیم خواهم کرد 0 وکیل خوانده ردیف اول با تقدیم لایحه که بشماره 401450 مورخه 93/6/9 ثبت گردیده با انضمام یک برگ دادنامه شماره 92001311 مورخه 92/12/18 مدعی گردیده که قرار داد در تاریخ 89/11/2 فی ما بین خانم م. و.ح. و شرکت ط.و آقای ع. الف. ( مدیر عامل شرکت مذکور ) اقاله گردیده است دادگاه اقدام به مطالبه پرونده مذکور کرده و بشرح صورتجلسه مورخه 94/1/25 گزارش نموده که دادگاه حکم بر اثبات اقاله صادر کرده که بعلت عدم تجدیدنظرخواهی قطعی شده است و تصمیم به مطالبه پرونده دیگر به کلاسه 901103 شعبه سوم دادگاه عمومی بجنورد نموده است با وصول پرونده و بشرح صورت مجلس مورخه 94/2/1 گزارش شده که بموجب آراء صادره در مرحله بدوی ، اعتراض ثالث ، تجدیدنظر ، اعاده دادرسی رأی نهایی صادر و قطعی شده است تصویر تهیه شده منضم به پرونده مربوط به قرار داد مشارکت مورخه 87/5/26 فی مابین خانم م.و.ح. و آقای ع. الف. راجع به ساخت هفت واحد مسکونی و یک واحد جهت آموزشگاه خیاطی در پیلوت در پلاک ثبتی صدرالذکر و دادنامه شماره 9100840 مورخه 91/8/6 شعبه پنجم دادگاه تجدیدنظر استان خراسان شمالی و دادنامه شماره 93001391 مورخه 93/12/18 میباشد دادگاه با اعلام کفایت در رسیدگی مبادرت به صدور رأی تحت شماره9400171 مورخه 94/2/27 نموده و با استدلال مرقوم در آن در خصوص مطالبه خسارت ناشی از تأخیر تأدیه با استناد به دادنامه شماره 479 مورخه 1390/4/27 صادره از شعبه سوم دادگاه عمومی بجنورد موضوع را واجد اعتبار امر مختومه دانسته و قرار رد دعوی خواهان را صادر و در ارتباط با دعوی الزام به تنظیم سند ، دعوی را متوجه خوانده ردیف دوم ندانسته وقرار رد دعوی صادر و راجع به دعوی الزام به تنظیم سند خوانده ردیف اول را به حضور در دفترخانه اسناد رسمی و انتقال سند رسمی آپارتمان له خواهان محکوم کرده است و راجع به خسارات دادرسی نیز حکم به بی حقی خواهان صادر گردیده است 0 این رأی در تاریخ 94/3/2 به وکیل خواهان و در تاریخ 94/3/3 به آقای م. ش.غ. ابلاغ گردیده وکیل خوانده ردیف اول ( ش.غ. ) در تاریخ 94/4/3 دادخواست فرجامخواهی تقدیم دفتر دادگاه بدوی نموده و بشرح لایحه منضم به دادخواست توضیح داده « 1-قرار داد مشارکت مالک با شرکت ط. عقدی معلق بوده که معلق علیه ( احداث مجتمع) هیچگاه محقق نگردیده و بموجب دادنامه شماره 9200555 مورخه 92/12/18 قرار داد مزبور اقاله و ساختمان رأساً توسط موکل احداث گردیده است لذا پیش فروش آپارتمان به فرجامخوانده تعهد بیع بوده که مالکیت پس از احداث آپارتمان مستقر خواهد گردید2- مستند خواهان بدوی در طرح دعوی الزام به تنظیم سند دادنامه شماره 900479 شعبه سوم دادگاه حقوقی بجنورد بوده که حکم به الزام شرکت ط. به ایفاء تعهد و ساخت آپارتمان صادر که موضوع تعهد هیچگاه توسط شرکت موصوف محقق نگردیده و قرار داد مشارکت موضوع پیش فروش نیز اقاله گردیده است لذا وصف فقدان مالکیت فرجام خوانده صدور حکم بر الزام موکل به تنظیم سند بنظر صحیح نمی باشد 3- در صورت عدم قبول ایرادات صدرالاشاره به قرار پیش فروش استنادی فرجام خوانده ذکر این نکته ضروریست که در قرار داد پیش فروش فی مابین آقای ک. و شرکت ط.تنظیم سند موکول به تسویه حساب پیش خریدار می باشد در حالیکه خواهان بدوی در ابتداء انعقاد قرار داد صرفاً مبلغ ناچیزی به شرکت تأدیه نموده و بر همین مبنا مدعی مالکیت آپارتمان احداثی توسط موکل گردیده و حتی به هیچ وجه حاضر به پرداخت مانده مطالبات شرکت به موکل نیز نمی باشد 4- موکله بهمراه قرار داد مشارکت عادی با شرکت ط. قرار داد مشارکت مدنی رسمی تنظیم نموده که در ماده چهار آن تصریح گردیده سهم مالک و مجری پس از اتمام عملیات اجرائی ساختمان سه واحد مسکونی و یک واحد کوچک در پیلوت سهم مالک و چهار واحد به مجری تعلق خواهد گرفت بدین معنی که استقرار حصه ی مجری در واحدهای آپارتمانی منوط به ساخت و احداث مجتمع بوده که هیچگاه محقق نگردیده و قرار داد اقاله شده است لذا تقاضای نقض رأی فرجام خواسته را دارم 0 با جری تشریفات قانونی و انجام تبادل لوایح وکیل فرجام خوانده دفاع نموده و بشرح لایحه مرقوم داشته « تاریخ وقوع معامله فی ما بین موکل اینجانب و شرکت سازنده در تاریخ 88/8/1 بوده و اقاله در تاریخ 89/11/2 انجام گرفته و آقای الف. اساساً سمتی در عقد اقاله نداشته و آثاری بر آن مترتب نیست اگر شرکت ط. در عملیات اجرائی قصور و تأخیر در ساخت داشته می بایست مشارالیه الزام به انجام تعهد می شد و یا از حاکم اجازه ادامه عملیات ساختمانی اخذ میگردید 0 البته مستقلاً طرح دعوی فسخ و انحلال قرار داد فی مابین خویش و شرکت مذکور رامطرح که حکم به بطلان دعوی وی صادر و در مرجع تجدیدنظر قطعیت یافته است و حتی دعوی تحویل مورد معامله را مطرح کرده که با رأی شعبه سوم دادگاه عمومی بجنورد اقدام به تحویل واحد آپارتمانی شده است 0 رأی شماره 92001311 شعبه ششم حقوقی بنحو غیابی صادر شده و اصولاً اقاله معامله غیر بدون اذن موکل وجاهت ندارد و حتی درموارد مشابه حکم به تحویل مبیع صادر شده است لذا درخواست رد دعوی فرجام خواهی را دارد 0 پرونده پس از تکمیل به دیوانعالی کشور ارسال که به این شعبه ارجاع گردیده و در دستور کار این شعبه قرارگرفته و پس از رسیدگی منتهی به صدوردادنامه ی شماره ی 9409970909100322- 94/7/15بشرح آتی گردیده «بر رسیدگی دادگاه اشکال وارد است زیرا طرح دعوی علیه م. و.ح. به اعتبار انتقال مالکیت آپارتمان متنازع فیه به فرجامخوانده مع الواسطه است و مستند آن قرار داد عادی مورخ 1388/8/1 تعرفه شده است ید مع الواسطه در دادخواست و نیز قرار داد مزبور ع. الف. معین گردیده است نتیجه صحت انتقال مالکیت مورد معامله و تعهدات طرفین در هر دو انتقال مالکیت باید طبق قوانین موضوعه مراعات و مورد لحاظ قرار گیرد بین م. و.ح. و پیمانکار یا طرف مشارکت دو فقره قرار دادعادی و رسمی منعقد گردیده است یکی قرار داد عادی مشارکت مورخ 1387/5/26 بین مشارالیها و شرکت ط. با مدیریت ع. الف. و دیگر قرار داد رسمی شماره ... / ش / 86 مورخ 87/7/20 تنظیم شده در دفتر اسناد رسمی شماره ی .. بجنورد میان مالک و شخص ع. الف. ( شخص حقیقی ) بدون اشاره به شرکت مزبور لذا باید مشخص گردد که طرف اصلی و قانونی مشارکت مالک در انجام موضوع آن و تعهد وی از هر جهت و نهایتاً ذینفع شخص حقیقی یا حقوقی است با توجه به دادنامه ی شماره 90087- 90/3/28 شورای حل اختلاف و دادنامه ی شماره ی 900875-90/8/21شعبه هفتم دادگاه عمومی بجنورد که در آنها دعوی انحلال یا فسخ قرار دادهای مشارکت مزبور مطرح و توسط مالک پی گیری واقع شده است و نیز مفاد لایحه ی اعتراضیه وکیل فرجامخواه و سایر قرائن و امارات موجود در پرونده مشخص می گردد که علیرغم مفاد سند رسمی مشارکت شماره ... / ش / 86 مورخ 87/7/20 فوق الذکر طرف مشارکت مالک شرکت ط. بوده و هست که در صورت تحقق مشارکت وتعهدات بین طرفین مالک و ذیسهم در بخشی از آپارتمانهای احداثی پس از پایان اجرای عملیات طبق شرایط قرار داد مشارکت شخص حقوقی است شرکت می تواند مایملک خود را به غیر واگذار کند و مستفاد از دادنامه ی شماره 900479- 90/4/27 صادره از شعبه سوم دادگاه عمومی بجنورد هم این است که فرجامخوانده قبلاً در این مورد علیه شرکت مزبور به عنوان الزام به انجام تعهدات ناشیه از قرار داد عادی مورخ 88/8/1 اقامه دعوی کرده است نه شخص حقیقی و رسیدگی بعدی به دعوی اعتراض ثالث و نیز تجدیدنظرخواهی و درخواست اعاده دادرسی بر همین منوال انجام گرفته است و ایضاً مطابق دادنامه ی شماره 9209975840601311- 93/12/18 صادره از شعبه ششم دادگاه عمومی حقوقی بجنورد که بعنوان اثبات اقاله مورخ 89/11/2 قرار داد مشارکت مورخ 89/8/6 مورد رسیدگی و رأی صادر شده است دادگاه دعوی را متوجه ع. الف. ( شخص حقیقی ) ندانسته و قرار رد دعوی صادر کرده است و دعوی را نسبت به شرکت وارد تشخیص و غیاباً حکم به تحقق اقاله صادر نموده است با توجه به مراتب بر دادنامه ی فرجام خواسته اشکالات زیر وارد است اولاً باید با دعوت طرفین و اخذ توضیح روشن شود که طرف مشارکت در قرار دادها چه کسی بوده است تصویر مصدق قرار دادهای مشارکت اصلاحیه بعدی که وکیل فرجامخواه در لایحه ی اعتراضیه فرجامی به آن تصریح و در دادنامه ی صادر ه از شورای حل اختلاف هم به آنها استناد شده است اخذ و پیوست پرونده گردد تا به نحوه دعوی فرجامخوانده بدواً رسیدگی و اظهار کند ثانیاً دادگاه در بند اول رأی صادره که خواسته مطالبه خسارت ناشی از اجرای تعهدات است با استناد به دادنامه ی شماره 900479- 90/4/27 شعبه سوم دادگاه عمومی بجنورد ظاهراً شرکت بتن گستر شرق انبوه سازان ط. را طرف مشارکت و متعهد تشخیص و به این لحاظ قضیه را از باب امر مختوم تلقی کرده است لیکن در بند ثالثاً رأی صادره مالک و ع. الف. را طرفین مشارکت تشخیص داده و به اعتبار انتقال آپارتمان احداثی به ع. الف. بر اساس قرار داد مشارکت مالک اصلی را به تنظیم سند انتقال رسمی محکوم ساخته است ثالثاً در هر مورد در دعاوی مطروحه که موضوع خواسته الزام به انتقال عوضین در معاملات معاوضی است در صورت صحت ادعا و صدور حکم به الزام متعهد به انتقال احد عوضین با توجه به طبیعت معاملات مزبور و تعهدات متقابل دادگاه باید تکلیف هر دو را روشن کند ولی دادگاه ضمن صدور حکم به الزام مالک اصلی به تنظیم سند رسمی انتقال به آپارتمان نحوه پرداخت ثمن را چه از حیث تأدیه وچه ذینفع آن مشخص نکرده است اگر مقدمات و مبانی طرح دعوی و جهات موجهه ی آن صحیح تشخیص گردد و نهایتاً دادگاه فرجامخوانده را محق تلقی کند باید با اخذ توضیح از طرفین و مراجعه به مستندات ارائه شده تکلیف ثمن را هم روشن نماید علیهذا دادنامه ی صادره به جهات یاد شده بعلت نقص رسیدگی و تحقیقات مستنداً به بند 5 ماده 371 و ماده 396 قانون آئین دادرسی مدنی نقض و رسیدگی بعدی با لحاظ بندهای الف مواد401 و 405 همان