تکلیف حقوق مالی زوجه در درخواست طلاق توسط وی

خلاصهٔ رأی

پیام: در مواردی که زوجه متقاضی طلاق است محکوم نمودن زوج به پرداخت حقوق مالی زوجه از جمله اجرت المثل، نفقه و استرداد جهیزیه فاقد وجاهت قانونی است ومطالبه هرکدام از حقوق مذکور مستلزم تقدیم دادخواست جداگانه است.

متن کامل

تکلیف حقوق مالی زوجه در درخواست طلاق توسط وی Toggle navigation صفحه اصلی درباره ما درباره پژوهشگاه قوه قضائیه درباره پژوهشکده آرا تماس با ما دریافت نظرات و پیشنهادها عنوان: تکلیف حقوق مالی زوجه در درخواست طلاق توسط وی پیام: در مواردی که زوجه متقاضی طلاق است محکوم نمودن زوج به پرداخت حقوق مالی زوجه از جمله اجرت المثل، نفقه و استرداد جهیزیه فاقد وجاهت قانونی است ومطالبه هرکدام از حقوق مذکور مستلزم تقدیم دادخواست جداگانه است. مستندات: ماده ۱۱۳۰ قانون مدنی -ماده ۲۹ ماده ۳۰ قانون حمایت خانواده - شماره دادنامه قطعی : 9409970906800306 تاریخ دادنامه قطعی : 1394/04/24 گروه رأی : حقوقی آراء منتخب پرونده: شعبه دیوان عالی کشور مشخصات متن نتیجه تحلیلی کلید واژه ها نمایه قوانین مرتبط گردش پرونده عین عبارت چاپ متن متن تجمیعی پرونده قلم یکان ایران میترا ترافیک زر یاقوت تیتر رأی خلاصه جریان پرونده خانم الف. آ. درتاریخ1394/8/12 دادخواستی با وکالت آقای ع. ح. به طرفیت آقای ف.الف. م. به خواسته طلاق تقدیم نموده که شعبه دوم دادگاه عمومی ک. تحت پرونده شماره 1390/1087 عهده دار رسیدگی شده است . وکیل خواهان در دادخواست تقدیمی توضیح داده که موکلش به موجب سند رسمی ازدواج شماره ... مورخ 1370/4/11 دفتر ازدواج شماره ...حوزه ثبتی همدان با مبلغ دو میلیون ریال به عقد دائمی و رسمی خوانده درآمده است .متاسفانه زوجه از ابتداء زندگی مشترک تاکنون مورد ضرب و شتم و آزار روحی و روانی از ناحیه خوانده قرار گرفته است . ازسال گذشته به حدی مواجه با رفتار خشونت آمیز زوج قرار گرفته که دوام زندگی مشترک غیرممکن شده است . حتی به موجب دادنامه شماره 1454 مورخ 1389/11/24 شعبه هشتم دادگاه عمومی همدان دعوی تمکین به لحاظ مظنه خوف و ضرر بدنی زوجه رد شده است . زوج طی دادنامه شماره 571 مورخ 1390/5/9 شعبه 102 دادگاه جزای ک. به اتهام ترک انفاق محکوم شده است . زوج طی دادنامه شماره 1213 مورخ 1389/10/13 شعبه 101 دادگاه جزائی ک. به اتهام ایراد ضرب و جرح عمدی و افتراء نسبت به زوجه به پرداخت دیه و تحمل سه ماه و یک روز حبس تعزیری و پرداخت دو میلیون ریال جرای نقدی محکوم شده است زوجه حدود بیست سال است که به غیر از فحش و کتک وتهمت دزدی و ناسزا و بی احترامی و تحقیر چیز دیگری از همسرش ندیده است . حاصل این ازدواج دو فرزند دختر 14 و 19 ساله می باشد .با توجه به سوءرفتار زوج و عسروحرج زوجه و تخلف زوج از شروط ضمن عقد تقاضای رسیدگی و صدور حکم طلاق دارد پرونده بدواً در شعبه 8 دادگاه عمومی همدان مطرح شده و با توجه به محل اقامت خوانده طی دادنامه شماره 1089 مورخ 1390/8/17 قرارعدم صلاحیت خود را به شایستگی محاکم ک. صادر می نماید .اولین جلسه رسیدگی دادگاه به تاریخ 1390/10/25 با حضور خوانده و خواهان و وکیل وی تشکیل می گردد. وکیل خواهان مطالب خود را به شرح دادخواست تقدیمی اعلام و اضافه می نماید عنوان خواسته را به صدور حکم و اجبار خوانده به مطلقه کردن خواهان تصحیح می نمایم . به علت سوء معاشرت زوج و ایراد ضرب و جرح وعدم پرداخت نفقه در مدت یکسال اخیر زوجه در عسروحرج قرارداشته و قادر به ادامه زندگی مشترک نیست برای اثبات ادعای خود به دادنامه های استنادی و شهادت شهود اشاره می نمایم. زوجه مهریه اش را دریافت نموده و جهیزیه را به شرح لیستی که ارائه می شود می خواهد .نفقه معوقه را از تاریخ 1389/11/1 دریافت نکرده است . خوانده در مقام دفاع اظهار می دارد حاضر به طلاق همسرم نیستم . تمام ادعای ایشان کذب است . تاکنون همسرم را کتک نزده ام و هرگز با وی سوء معاشرت نداشته ام و نفقه وی را تاکنون کامل پرداخت کرده ام .خواهان مهریه اش را دریافت نموده و جهیزیه بمنزل من نیاورده است . چنانچه طلاق واقع شود حضانت فرزندان را می خواهم .در این مرحله دادگاه مبادرت به صدور قرار ارجاع امر به داوری نموده که پس از تعیین داوران و طی تشریفات نظر آنها که مفاداً حکایت از عدم توفیق دربرقراری صلح و سازش بین زوجین دارد، ارائه می شود .تصویر دادنامه شماره 42 مورخ 1391/1/17 شعبه هشتم دادگاه عمومی همدان مبنی برمحکومیت زوجه به تمکین ارائه می شود .البته شعبه چهارم دادگاه تجدیدنظر استان همدان به موجب دادنامه شماره 304 مورخ 1391/3/24 با استناد به احکام کیفری متعدد که زوج به اتهام ایراد ضرب و جرح و افترا نسبت به زوجه تحصیل نموده و بودن زوجه در منزل را متضمن خوف و ضررر بدنی و شرافتی دانسته ضمن نقض رای بدوی حکم به بطلان دعوی زوج به خواسته تمکین صادر نموده است. در جلسه بعدی رسیدگی دادگاه به تاریخ 1391/10/18 شهادت دو نفر از شهود زوجه استماع گردیده و شهود اجمالاً بر سوء رفتار زوج گواهی داده‌اند .وکیل زوجه در این جلسه دلایل عسروحرج زوجه را توضیح میدهد .می گوید زوجه حدود دو سال است بدون دریافت نفقه با دو فرزند دخترش در منزل جداگانه زندگی می کند . زوج نیز لیست ارائه شده از سوی خواهان در مورد جهیزیه را قبول نمی کند در جلسه بعدی رسیدگی دادگاه به تاریخ 1392/2/4 پرونده استنادی زوجه مطالبه گردیده و خلاصه مفید آنها در صورت‌مجلس قید می گردد. دادگاه به منظور تعیین نفقه معوقه زوجه قرار ارجاع امر به کارشناس صادر نموده و کارشناس منتخب در نظریه مورخ 1392/6/18 بابت نفقه معوقه زوجه از تاریخ 1389/11/1 تا تاریخ تقدیم دادخواست مبلغ 15/040/000ریال تعیین می نماید . پس از اعتراض طرفین به نظریه کارشناس مجدداً همان کارشناس بابت اجرت المثل از تاریخ 1370/4/11 تا 1389/8/7 مبلغ 145/840/000ریال و بابت نفقه ایام عده مبلغ 7/330/000ریال تعیین می نماید دادگاه پس از تشکیل جلسات متعدد غیرموثر در خصوص بررسی اجرت المثل یا جهیزیه زوجه ختم دادرسی را اعلام و باتوجه به محتویات پرونده و اظهارات طرفین و احراز رابطه زوجیت و اینکه مساعی دادگاه و داوران در جهت ایجاد صلح و سازش مفید و موثر واقع نگردیده وزوجه و وکیل وی با اشاره به سوءرفتار زوج و ایراد ضرب و جرح وافتراء نسبت به زوجه و رد دعوی تمکین و مفارقت جسمانی طولانی مدعی عسروحرج زوجه در تداوم زوجیت گردیده و با عنایت به مطالبه پرونده‌های استنادی و ملاحظه دادنامه های صادره و استماع شهادت شهود وسایر قرائن و امارات موجود ادعای خواهان مبنی بر عسروحرج را وارد دانسته و طی دادنامه شماره 562 مورخ 1393/8/17 مستنداً به ماده 1130 قانون مدنی و مواد 24 تا 33 قانون حمایت خانواده حکم به الزام زوج به طلاق زوجه صادر می نماید .زوجه مهریه را دریافت نموده است .درمورد جهیزیه اقلام ردیف 16 تا 25 مندرج در لیست پیوست به زوجه مسترد شود .در مورد نفقه معوقه ازتاریخ 1389/11/1 تا 1390/8/12 حسب نظر کارشناس مبلغ 15/400/000ریال تعیین شده که زوجه اقرار نموده مبلغ 700 هزار تومان دریافت کرده فلذا باقیمانده را درقبال طلاق بذل نموده است . بابت اجرت المثل باید مبلغ 145/840/000ریال به زوجه بپردازد فرزندان مشترک از مدار حضانت خارجند . نوع طلاق بائن است . اعتبار این حکم شش ماه از تاریخ قطعیت است پس از ابلاغ این رای به زوج ، نامبرده مبادرت به تجدیدنظرخواهی نموده و در لایحه خود توضیح داده که حدود هفت میلیون تومان به همسرم پرداخته ام و افراد زیادی را برای بازگشت زوجه واسطه نمودم . زوجه هیچ دلیلی برای عسروحرج ندارد . مدت طولانی است جدا از هم زندگی می کنیم و مستحق دریافت اجرت المثل و جهیزیه نیست . شعبه سوم دادگاه تجدید نظر استان همدان به موضوع رسیدگی و تجدیدنظرخواهی زوج نسبت به دادنامه شماره 562 مورخ 1393/8/17 شعبه دوم دادگاه عمومی ک. را وارد ندانسته و طی دادنامه شماره 1797 مورخ 1393/12/25 رای تجدیدنظرخواسته را تایید نموده است . این رای درتاریخ 1394/1/20 به زوج ابلاغ گردیده و نامبرده ظرف مهلت مقرر قانونی، اعتراض و دادخواست فرجامی خود را نسبت به دادنامه اخیر تقدیم نموده که پس از ثبت و تبادل لوایح جهت رسیدگی به این شعبه ارجاع شده است . گزارش پرونده و لایحه فرجامی هنگام شور قرائت می شود.هیات شعبه درتاریخ بالا تشکیل گردید.پس از قرائت گزارش آقای مسعود کریمپور نطنزی عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده مشاوره نموده چنین رای می‌دهد : رأی شعبه دیوان عالی کشور فرجام‌خواهی آقای ف.الف. م. ن. نسبت به دادنامه شماره 1797 مورخ 1393/12/25 شعبه سوم دادگاه تجدیدنظر استان همدان که در مقام تایید دادنامه شماره 562 مورخ 1393/8/17 شعبه دوم دادگاه عمومی ک. (که در رای اشتباهاً همدان درج شده) اصدار گردیده و متضمن حکم طلاق به خواسته زوجه فرجام‌خوانده است وارد و موجه بنظر نمی رسد . زیرا زوجه و وکیل وی در دادخواست تقدیمی مراحل دادرسی و لوایح ارائه شده با اشاره به سوء رفتار زوج و محکومیت کیفری وی به اتهام ایراد ضرب و جرم و افتراء نسبت به زوجه و ترک انفاق و رد دعوی تمکین و مفارقت جسمانی مدعی عسروحرج زوجه در تداوم زوجیت گردیده و محکمه با توجه به محتویات پرونده و اظهارات و مدافعات طرفین و اخذ نظریه داوران و ملاحظه پرونده‌های استنادی و دادنامه‌های صادره و استماع شهادت شهود ادعای خواهان مبنی بر عسروحرج را وارد دانسته و مبادرت به صدور حکم طلاق با شرایط مندرج در رای نموده است که بر این تشخیص و استنباط دادگاه خدشه و خللی وارد نگردیده است . که اینکه زوج به موجب دادنامه شماره 1213 مورخ 1389/10/13 شعبه 101 دادگاه جزایی ک. به اتهام ایرا د ضرب و جرح عمدی و افتراء نسبت به زوجه به پرداخت دیه و جزای نقدی محکوم شده است . ضمن اینکه زوج طی دادنامه شماره 571 مورخ 1390/5/9 شعبه 102 دادگاه جزایی ک. به اتهام ترک انفاق محکومیت کیفری تحصیل نموده است . از طرفی طی دو نوبت دعوی تمکین به لحاظ خوف ضرر بدنی زوجه محکوم به رد شده است . شهادت شهود نیز موید صحت و اظهارات زوجه می باشد بنابراین با شرایط موجود عسروحرج زوجه قابل احراز است . النهایه در اینگونه موارد که زوجه متقاضی طلاق است محکوم نمودن زوج به پرداخت حقوق مالی زوجه از جمله اجرت المثل و نفقه و استرداد جهیزیه فاقد وجاهت قانونی است و مطالبه هرکدام از حقوق مذکور مستلزم تقدیم دادخواست جداگانه است که در پرونده ملاحظه نمی گردد .بنابراین دادنامه فرجام‌خواسته در حدود اعتراضات مطروح از ناحیه فرجام‌خواه در قسمت اصل طلاق فاقد ایراد و اشکال مستوجب نقض بوده و مستنداً ‌به مواد 370 و 403 قانون آئین دادرسی مدنی رای فر جام‌خواسته با حذف قسمت هایی از رای بدوی که متضمن الزام زوج به پرداخت اجرت المثل و استرداد جهیزیه است نتیجتاً ابرام می گردد. شعبه 8 دیوانعالی کشور - رئیس و مستشار و عضو معاون حسن عباسیان - مسعود کریم پور نطنزی - جعفر پور بدخشان فهرست خلاصه جریان پرونده شعبه دیوان عالی کشور نقد رأی نقد رأی نام * : رایانامه * : توضیح: کدتصویری: تعدادموافق: 0 ـ تعدادمخالف: 0 نقدهای شما تماس با ما نشانی: تهران اتوبان چمران شمال ، اتوبان یادگار جنوب، بعد از خروجی اوین درکه، پشت مجتمع دشت بهشت، خیابان شهید قدوسی کد پستی : 1983846514 تلفــــن : 22376843 دورنگار : 22376840 سامانه پیام کوتاه:5000969900070 رایانامه : bijp@jri.ac.ir پیوندها پژوهشگاه قوه قضاییه قوه قضاییه جمهوری اسلامی ایران مرکز آمار و فناوری اطلاعات قوه قضاییه روزنامه رسمی کشور معاونت حقوقی قوه قضاییه مرکز مطبوعات و انتشارات قوه قضاییه نسخه کلیه حقوق برای پژوهشگاه قوه قضاییه محفوظ است