تمایز میان مفهوم حجر و ضعف نفس
خلاصهٔ رأی
و سازمان *به خواسته حجر ( تقاضای صدور حکم حجر ) دادخواست تقدیم و ضمن ان توضیح داده اند فرزند خوانده ردیف اول بوده و ایشان کهنسال و طی سه مرحله دچار سکته مغزی شده است.
متن کامل
تمایز میان مفهوم حجر و ضعف نفس Toggle navigation صفحه اصلی درباره ما درباره پژوهشگاه قوه قضائیه درباره پژوهشکده آرا تماس با ما دریافت نظرات و پیشنهادها عنوان: تمایز میان مفهوم حجر و ضعف نفس پیام: فرجامخواهی در مورد تعیین تاریخ حجر متوفی وارد میباشد زیرا طبق شهادت شهود متوفی سال ۱۳۹۵ سکته مغزی کرده و دو دفعه پرونده بیماری تشکیل گردیده و لذا ضرورت دارد نسخ دارویی و پزشکی بیمار مطالبه و درکمیسیون پزشکی بالاتررسیدگی شود مستندات: شماره دادنامه قطعی : تاریخ دادنامه قطعی : 1401/06/23 گروه رأی : حقوقی آراء منتخب پرونده: مشخصات متن نتیجه تحلیلی کلید واژه ها نمایه قوانین مرتبط گردش پرونده عین عبارت چاپ متن متن تجمیعی پرونده قلم یکان ایران میترا ترافیک زر یاقوت تیتر رأی خلاصه جریان پرونده خلاصه جریان پرونده: در تاریخ ۱۳۹۹/۲/۲۲ پ. ز. پ. و گ. ز. پ. علیه دوست ع. ز. و سازمان *به خواسته حجر ( تقاضای صدور حکم حجر ) دادخواست تقدیم و ضمن ان توضیح داده اند فرزند خوانده ردیف اول بوده و ایشان کهنسال و طی سه مرحله دچار سکته مغزی شده است.بنحوی که قابلیت حرکتی ندارد. و از لحاظ ذهنی نیز دچار مشکل و محجور می باشد. فلذا جهت انجام امور اداری و سایر امور مشارالیه درخواست صدور حکم حجر می باشیم. دادگاه وقت رسیدگی تعیین و به تاریخ ۱۳۹۹/۴/۲ تشکیل جلسه داده پ. ز. پ. و وکیل ایشان ع. خ. م. خواسته را به شرح دادخواست تقدیمی اعلام و تقاضای معرفی خوانده به ساز. *جهت بررسی حجر ایشان و تاریخ شروع ان می نمایند. ز. گ. ب. وکیل خوانده اظهار می دارد. موکل از لحاظ وضعیت روحی هیچ گونه مشکلی نداشته تاریخ جدید که موکل دچار مشکل جسمانی گردیده مشخص می باشد. که در این خصوص دارای مدارک پزشکی می باشیم قصد خواهان تعمیم حجر به دوران قبل از جهت ابطال وکالت نامه های فروش بوده است.مدارک پزشکی تقدیم می گردد. دادگاه د. ز. را جهت تشخیص حجر و تاریخ دقیق شروع ان به سازمان *معرفی و پاسخ حاکیست بر اساس معاینه ، مصاحبه و بررسی سوابق پزشکی ، در حال حاضر به علت اختلال حواس ناشی از سکته مغزی و عوارض ان قادر به اداره امورات شخصی و مالی خود نمی باشد. و بر اساس مدارک پزشکی ، شروع بیماری وی از تاریخ ۹۵/۸/۱۷ بوده است . دادگاه پس از ابلاغ نظریه سازمان *ختم رسیدگی را اعلام و طی دادنامه شماره ۴۹۴ - ۹۹ مورخ ۱۳۹۹/۶/۲۸ با توجه به نظریه سازمان *که حکایت از اختلال حواس خوانده ناشی از سکته مغزی دارد. و تاریخ شروع بیماری را ۹۵/۸/۱۷ اعلام نموده حکم بر اعلام حجر خوانده ردیف اول در امور مالی از تاریخ ۹۵/۸/۱۷ صادر می نماید. ز. گ. ب. به وکالت از دوست ع. ز. پ. از این رای تجدیدنظرخواهی نموده و درخواست نقض رای را می نماید.… استدلال وکیل تجدیدنظرخواه در لایحه به تاریخ ثبت ۱۳۹۹/۹/۱۰ این است.که شروع بیماری نمی تواند دلیل بر محجوریت موکل در ان تاریخ ( ۹۵/۸/۱۷ ) بوده باشد. طبق مدارک پزشکی در وضعیت ( stable ) با حال خوب ترخیص گردیده و این که نظریه سازمان *به وی ابلاغ نشده و ضمن اعتراض به نظریه سازمان *تقاضای ارجاع به هیات کارشناسان با توجه به تاثیر مهم اثار حجر بر معاملات می نماید. شعبه *براساس گواهی فوت مورخ ۹۹/۹/۲۴ که وفات متوفی دوست ع. ز. پ. را به تاریخ ۱۳۹۹/۹/۱۹ اعلام کرده طی دادنامه شماره ۱۵۶۶ - ۹۹ مورخ ۱۳۹۹/۱۰/۲۰ قرار توقیف دادرسی صادر تا پس از تعیین وراث و درخواست ذینفع جریان دادرسی ادامه یابد. گ. ز. پ. به تاریخ ۹۹/۱۲/۳ اسامی ورثه مرحوم دوست ع. ز. را اعلام و تقاضای ادامه رسیدگی پرونده را می نماید.دادگاه وقت رسیدگی جهت استماع شهادت شهود تعیین و به تاریخ ۱۴۰۰/۱/۲۸ تشکیل جلسه داده و ز. گ. و ح. ر. به وکالت از تجدیدنظرخواه و ع. خ. م. وکیل تجدیدنظر خوانده و پ. ز. پ. و گ. ز. پ. و ن. ز. پ. حضورشان ثبت می گردد. ع. ز. پ. ۳۰ سه ساله رییس شورای فخراباد مقیم دواب صمصامی- *شهادت داده مرحوم دوست ع. ز. پ. در سال ۹۵ یک کسالتی داشت و رفت دکتر و بعد از ترخیص هم هیچ مشکلی نداشت و تا سال ۹۷ هم اصلا مشکلی نداشتم و متوجه همه چیز می شد و ادم ساده ای نبود و حتی اگر در دهیاری هم اختلافی می شد می امد و حل وفصل می کرد و در سال ۹۶ هم مشکل پرونده ای در دهیاری داشتیم که مرحوم د. امد حل کرد ولی در سال ۹۷ سکته کرد که از ان به بعد دیگر حال خودش نبود متوجه کردار و رفتارش نمی شد و از حال خودش خارج شد تاریخ دقیق سکته را نمی دانم . د. ز. متولد ۱۳۶۴ شغل ازاد مقیم *گواهی می دهد مرحوم دوست ع. یک مرتبه سال ۹۷ به من گفت چون فرزند ش بنام ن. یک همسر جدید اختیار کرده بود بردم یک بره جلوی همسرش سر ببرم که رفتم و حتی یک ران از گوسفند هم به عنوان هدیه به من داد کم وبیش با او در ارتباط بودم و ادم سرشناسی بود و همه کس او را می شناختند و ادم ساده ای نبود و بنده اطلاعی در مورد سکته مرحوم دوست ع. ندارم. زیاد البته رفت وامد نداریم. بنده دوره گردی می کنم و بار می فروشم . د. ز. در پاسخ دادگاه مبنی براینکه حسب اظهارات وکیل تجدیدنظر خوانده شما ساکن *هستید اظهار می دارد. من سه الی ۴ سال ساکن *هستم و مراسم فوت مرحوم دوست ع. شرکت کردم . وی در پاسخ سوال دادگاه مبنی براینکه کار دیگری هم برای او انجام داده اید اظهار می دارد. بله یک روز هم حتی امد که بروم برای او کرت بندی کنم و رفتم باغ خیار و گوجه برای او کرت بستم ما در محل به مرحوم دوست ع. می گفتیم ملا دوست ع. و ادم اصلا ساده ای نبود و ملا بود . گواه دیگر ن. ز. د. متولد ۱۳۲۹ بازنشسته مقیم د. شعبه *اظهار می دارد. دوست ع. ز. ج. بزرگان منطقه بود و ادم صلح جو و با خدایی بود و هم او را قبول داشتند و حتی یادم است.قبل از فوت یک مرتبه در سال ۹۷ جهت عقد پسرم بود و صحبت سر مهریه شد و او گفت قانون مهریه ۱۰۰ عدد سکه و یک جلد قران و یک شاخه نبات است. و وراث سر زمین مشکل دارند وگرنه او مشکل روحی روانی نداشت و موقعی که سکته کرد تا زمانی که فوت نمود بازهم هوشش سر جا بود و بعد از سکته حدود ۴ الی ۵ ماه شاید کمی بیشتر زنده بود و ادم خوبی بود و یک بار سکته کرد . گواه ص. ق. شغل کاشی کار مقیم *شهادت داده مرحوم دوست ع. سال ۹۵ سکته کرد و از ان زمان به عیادت او می رفتم که دو الی سه بار تا سال ۹۷ به عیادت او رفتم البته بعد از سال ۹۵ وقتی پدرم به او می گفت من را می شناسی او گفت نمی شناسم و هر روز هم بیماری او سخت تر می شد. ما در *ملک داریم و خانه عمه خودم دیوار به دیوار منزل مرحوم دوست ع. بود من هر وقت پدرم را بیمارستان *می بردم در مسیر بازگشت به عیادت مرحوم دوست ع. می رفتم سال ۹۵ او را بیمارستان *بردند و بستری کردند. و سال ۹۷ هم نمی دانم کجا بستری شد . وکلای تجدیدنظر خواهان سپس اظهار می دارند نظریه سازمان *که تنها دلیل پرونده بوده ابلاغ نگردیده و حسب خلاصه پرونده بیمارستان با حال عمومی خوب مرخص گردیده و نظر به اسناد تقدیمی از جمله رای دادگاه صادره از شعبه اول که برمبنای شهادت موکل صادر و در ان دقیقا نام موکل و اظهارات ایشان قید گردیده و در پرونده کلاسه *در شعبه *ر به نقل وانتقالاتی نسبت به اراضی گردیده و حقوق سایرین را تضییع نموده است. فرجام خواهان پیوست دادخواست استشهادیه ای نیز ضمیمه نموده اند که به گواهی ده نفر رسیده و حاکیست مرحوم دوست ع. ز. از ۹۵/۸/۱۷ تا زمان فوت به علت سکته مغزی و کهولت سن دچار فراموشی شده و در امور مالی حتی شناسایی نزدیکان و اشخاص و فامیل دچار مشکل شده و امورات خود را نمی توانست تصمیم بگیرد. فرجام خواهان در لایحه به تاریخ ثبت ۱۴۰۰/۲/۱۵ نیز دو برگ استشهادیه در جمع با امضای ۲۱ نفر تقدیم نموده اند که در تکمیل استشهادیه قبلی است.فرجام خواهان اضافه نموده اند به شهودان ن. ز. و د. ز. که پول گرفته و شهادت داده اند و هر دو معتاد می باشند و نیز به شهادت ع. ز. که با وی دعوی داشته به خصومت وی با انان اهل محل اطلاع دادند اعتراض داشته و رسیدگی به ان را تقاضا می نمایند. ح. ر. ا. ک. به عنوان وکیل فرجام خواندگان به وکالت از ن. و ع. و ر. شهرت همگی ز. ( برگ ۶۷ و ۶۸ ) لایحه تقدیم و عمدتا مطالب سابق را توضیح و استشهادیه ای با امضای و اثر انگشت ۲۵ نفر که حاکیست هیچ گونه مشکلی دال بر ناتوانی جسمی و عقلی تا تاریخ ۱۳۹۷/۷/۲۲ نداشته و فیلم های متعددی از حضور ایشان در مراسمات مختلف روستا تا ان تاریخ موجود می باشد. پیوست می نماید. از سایر فرجام خواندگان لایحه ای واصل نگردیده است. پرونده سپس به دیوان کشور ارسال و رسیدگی در دستور کار این شعبه قرار گرفته و منتهی به صدور دادنامه شماره *– ۱۴۰۰/۷/۱۰ بشرح زیر گردیده است: با توجه به سوابق پزشکی و بیماری متوفی و نظریه سازمان *و مودای شهادت شهود اعتراضات فرجام خواهی موجه و موثر است.زیرا با وجود نظریه سازمان *که تاریخ شروع بیماری متوفی را تعیین کرده است.دادگاه تجدیدنظر به استناد شهادت شهود تاریخ حجر را تغییر داده است.این در حالی است.که اولا-اظهارات شهود مختلف و بعضا متردد است.حتی بعضی شهادت داده که سکته متوفی سال ۱۳۹۵ بوده است. ثانیا-اقدامات پس از بیماری و سکته چه بسا توسط غیر و به نام وی و یا با فعل و انفعالاتی صورت گرفته است.و نمی تواند دلالت بر اثبات تاریخ حجر و نفی نظریه علمی سازمان *کند. ثالثا-فرجام خواهان اعلام کرده اند گواهانی دارند که در مورد بیماری و توانایی متوفی حاضر به شهادت اند و در مورد شخصیت اجتماعی شهودی که شهادت داده اند مطالبی طی لوایح به دادگاه اعلام نموده اند که قابل بررسی است. رابعا-در نظریه سازمان *به بیماری متوفی تصریح و تاریخ ان تعیین شده و اعلام گردیده که درحال معاینه فاقد توانایی اداره امور مالی خود است. اگر دادگاه تجدیدنظر در احراز تاریخ حجر تردید داشت باید مراتب را مجددا استفسار و یا هم چنانکه وکیل تجدیدنظرخواه به جلب نظر کمیسیون روان پزشکی استناد کرده است. ( برگ ۵۰ پرونده ) موضوع را به کمیسیون تخصصی روان پزشکی مرکز استان ارجاع می داد تا با لحاظ سوابق پزشکی صریحا تاریخ شدت بیماری و عدم توانایی انجام امور مالی و غیره متوفی را به دادگاه اعلام کند. دادگاه در اجرای مواد ۳۷ و ۵۷ قانون امور حسبی و نیز ماده ۱۹۹ قانون ایین دادرسی مدنی در بررسی صحت و سقم حدوث حجر و تعیین تاریخ ان مسبوط الید است. و در هر مرحله از رسیدگی می تواند به ارزشیابی ادله و مدارک ارائه شده رسیدگی کند. علیهذا دادنامه ی صادره به علت نقص رسیدگی و تحقیقات با توجه به مراتب فوق الذکر مستندا به بند ۵ ماده ۳۷۱ قانون اخیرالذکر نقض و رسیدگی بعدی با لحاظ بندهای الف و مواد۴۰۱ و ۴۰۵ همان قانون به دادگاه صادرکننده رای محول می شود. پس از اعاده پرونده دادگاه تجدیدنظر مجددا نظر سازمان *را جلب کرده است.در نظریه مورخ ۱۴۰۰/۸/۱۶ ( برگ ۱۱۴ پرونده ) با معاینه دوست ع. ز. پ. شروع عدم توانایی در اداره امور مالی را بر اساس مدارک پزشکی تاریخ ۱۳۹۵/۸/۱۷ اعلام کرده است.و با اعتراض به نظریه فوق به کمیسیون پزشکی ارجاع شده است.زمان اظهار نظر کمیسیون سه نفره دوست ع. ز. پ. فوت شده بوده است.لیکن بالحاظ سوابق پزشکی طی شماره ۷۷۶۱۳ – ۱۴۰۰ – ۱۴۰۰/۱۰/۷ گزارش نموده است: بر اساس بررسی مدارک موجود پزشکی شامل معاینات انجام شده در سازمان *، پرونده های بالینی نامبرده در زمان حیات متوفی از زمان مراجعه به اداره کل سازمان *در تاریخ ۱۳۹۹/۵/۱۲ دچار اختلال شناختی بوده و توانایی اداره امور مالی خود را نداشته است.علیهذا با توجه به مندرجات تصویر پرونده های بالینی مورخ ۱۳۹۵/۸/۱۷ و *( به علت عدم بررسی وضعیت شناختی ) اظهار نظر در خصوص زمان شروع بیماری مقدور نمی باشد. ( برگ ۱۲۴ ) فرجامخواهان و وکلای انان به نظریه فوق الذکر اعتراض و درخواست ارجاع به هیات روانپزشکی بالا را کرده اند دادگاه قرار استماع شهادت شهود را صادر و از گواهان استماع شهادت به عمل اورده است.از سه نفر گواه به اسامی ع. ق. ص. ب. – ب. ز. پ. – م. ز. پ. دادگاه تحقیق کرده و هر سه نفر متفقا شهادت داده اند که مرحوم د. ز. پ. سال ۱۳۹۵ سکته مغزی کرده و حال خوشی نداشت و دیگران را نمی شناخت. ( برگهای ۱۴۴ تا ۱۴۱ پرونده ) در جلسه مورخ ۱۴۰۰/۱۲/۴ پس از استماع شهادت شهود وکیل خوانده دفاع نموده اسامی شهود به من اعلام نشده بود تا انان را جرح کنم پدر طرفین هم مشکلی نداشته در سالهای اخیر به ادارات و بانکها مراجعه و کارهای خود را انجام داده است.وکالتنامه تنظیم نموده است.از لحاظ دماغی سلامت بوده است.در استشهادیه تعدادی از اهالی و شورا انرا تایید کرده اند با اختلال ذهن نمی توان این کار را انجام داد. اظهارات شهود هم مربوط به یک سال قبل یعنی ۹۹ می باشد. و مبنای اطلاع خود را بیان نکرده اند درخواست تایید رای تجدیدنظر را دارد. وکیل تجدیدنظرخوانده توضیح می دهد چون به نظریه کمیسیون اعتراض کرده از جمله دلایل مدارک و نسخ پزشکی داروهای است.که مرحوم د. ز. پ. در زمان بیماری مصرف می کرد ملاحظه انها درتشخیص نوع بیماری موثر است.درخواست استعلام مراتب از بیمه سلامت ( سیستم ارجاع ) را دارد. لذا درخواست توجه به اعتراض به نظریه کمیسیون و ملاحظه مدارک فوق را دارد. دادگاه تجدیدنظر سپس ختم رسیدگی را اعلام و طی دادنامه شماره *مورخ ۱۴۰۰/۱۲/۴ پس از نقل خلاصه ادعا و سابقه رسیدگی چنین رای داده است: از انجا که بر اساس نظریه کمیسیون پزشکی استان در تاریخ ۱۴۰۰/۱۰/۴ که مصون از تعرض موثر طرفین باقیمانده است.اظهار نظر در خصوص زمان شروع بیماری مقدور نیست وانگهی شهود معرفی شده از ناحیه تجدیدنظر خوانده هم دلالت کافی بر این که تاریخ شروع حجر قبل از این تاریخ باشد. ندارد. لذا ضمن اشاره و تاکید بر مطالب مطرح شده در دادنامه ۱۰۹ – ۱۴۰ صادره از همین شعبه مجددا ضمن اصلاح تاریخ شروع حجر به ۹۷/۷/۲۸ و رد تجدیدنظرخواهی مستندا به ماده ۳۸۵ از قانون ایین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی دادنامه