تقسیط مهریه ضمن گواهی عدم امکان سازش

خلاصهٔ رأی

وکیل زوجه اظهار داشته زوج حسب اظهار خودش در برج 2 سال 1392 متوجه صرع زوجه شده است که البته قبل از آن هم خبر داشته و اقدامی نکرده است حالا مشکل زوجه حاد نیست که نشود زندگی کرد و حسب نظریه پزشک مریضی موکله رو به بهبودی است موکله دانشجوی زبان بوده و ده ترم کلاس زبان رفته است.

متن کامل

تقسیط مهریه ضمن گواهی عدم امکان سازش Toggle navigation صفحه اصلی درباره ما درباره پژوهشگاه قوه قضائیه درباره پژوهشکده آرا تماس با ما دریافت نظرات و پیشنهادها عنوان: تقسیط مهریه ضمن گواهی عدم امکان سازش پیام: صرف تقاضای صدور گواهی عدم امکان سازش از سوی زوج مانع از پذیرش تقاضای اعسار و تقسیط مهریه توسط وی نیست بنابراین دادگاه می تواند در صورت احراز عدم توانائی مالی زوج برای پرداخت یکجای مهریه، دین وی نسبت به مهریه را تقسیط کند. مستندات: شماره دادنامه قطعی : 9309985111500166 تاریخ دادنامه قطعی : 1394/08/04 گروه رأی : حقوقی آراء منتخب پرونده: شعبه دیوان عالی کشور مشخصات متن نتیجه تحلیلی کلید واژه ها نمایه قوانین مرتبط گردش پرونده عین عبارت چاپ متن متن تجمیعی پرونده قلم یکان ایران میترا ترافیک زر یاقوت تیتر رأی خلاصه جریان پرونده پیرو گزارش قبلی آقای م. ص. دادخواستی به طرفیت خانم ز. ع.م. و به خواسته صدور گواهی عدم امکان سازش و صدور حکم مبنی بر اعسار از پرداخت دفعی مهریه و حقوق متعلقه به خوانده و تقسیط آن تقدیم کرده و با استناد به فتوکپی سند ازدواج و شناسنامه و کارت ملی و استشهادیه توضیح داده است به موجب سند رسمی به شماره ترتیب ... مورخ 1391/11/28 دفتر ثبت ازدواج شماره ... حوزه ثبت مشهد با خوانده ازدواج کرده‌ام پس از گذشت مدتی با وجودی که هنوز در عقد بسرمی‌بریم و خوانده دوشیزه می‌باشد به دلایلی از جمله بیماری خوانده به این نتیجه رسیدیم که ادامه زندگی و حتی شروع آن به مصلحت طرفین نیست لذا به استناد ماده 1133 قانون مدنی درخواست رسیدگی و صدور گواهی عدم امکان سازش وفق ماده 26 قانون حمایت خانواده را دارم از آنجا که خوانده مستحق دریافت نیمی از مهر‌المسمی می‌باشد و حقوق متصوره خوانده را یکجا ندارم بدهم به استناد مواد 1 و 20 قانون اعسار و ماده 29 قانون حمایت خانواده و ماده 277 قانون مدنی با تقدیم استشهادیه تقاضای رسیدگی و صدور حکم مبنی بر اعسار خود از پرداخت مهریه و سایر حقوق احتمالی و تقسیط آن به نحوی که در توان پرداخت اینجانب باشد را دارم. شعبه 15 دادگاه عمومی حقوقی مشهد با تعیین وقت رسیدگی در وقت مقرر با حضور طرفین دعوی تشکیل شده است خواهان اظهار داشته خواسته به شرح دادخواست می‌باشد در تاریخ 1391/11/28 ازدواج کرده‌ایم به لحاظ اینکه تحقیقات کافی نکردم برای اولین بار متوجه شدم که زوجه غش می‌کند گفتم شاید به یاد گذشته افتاده است و جریان عادی است تا اینکه مجدداً در برج 2 سال قبل دیدم غش کرد از وی قضیه را سئوال کردم گفت مریضی صرع دارم بعد خواهرش گفت در این مدت که با شما ازدواج کرده دو بار غش کرده است البته من سرکار بودم فقط همان دو مرتبه را متوجه شدم. خوانده اظهار داشته وقتی خواهان به خواستگاری آمد گفتم قرص می‌خورم و ایشان هیچ نپرسید برای چه قرص می‌خوری در برج 2 سال قبل که این اتفاق افتاد شوهرم چیزی نگفت تا اینکه در برج بهمن و اسفند بود که به خاطر بگو و مگوی بین من و خواهرشوهرم شد و جریان غش کردن من را به مادرش گفته بودند مادرشان بانی طلاق است والا شوهرم حرفی نداشت. خواهان اظهار داشته آنچه زوجه در موقع خواستگاری به من گفت این بود که به علت ناراحتی اعصاب گاهی قرص می‌خورم که با مریض صرع 180 درجه فاصله دارد در ثانی من با دکتر ایشان صحبت کردم گفت این مریضی خوب شدن و خوب نشدنش قابل تشخیص نیست. لذا من که ساعت 5 صبح می‌روم سر کار و هشت شب برمی‌گردم چگونه با این وضع و حال همسرم را تحمل کنم. و قضیه به مادر و خواهرم ربطی ندارد. وکیل زوجه اظهار داشته زوج حسب اظهار خودش در برج 2 سال 1392 متوجه صرع زوجه شده است که البته قبل از آن هم خبر داشته و اقدامی نکرده است حالا مشکل زوجه حاد نیست که نشود زندگی کرد و حسب نظریه پزشک مریضی موکله رو به بهبودی است موکله دانشجوی زبان بوده و ده ترم کلاس زبان رفته است. علاوه بر اینکه در راستای پیمان زناشویی زوج هم مبتلا به بیماری واریکوسل بوده که قبلاً عمل کرده که احتمال عقیم بودنش هست اما زوجه کنار آمده است. زوج اظهار داشته بیماری واریکوسل داشته‌ام و نوعاً از هر ده مرد نصف آن‌ها مبتلا به این مریضی هستند و من جراحی کرده و مشکلی ندارم ... وکیل زوجه اظهار داشته اگر زوج مصر به طلاق است باید حقوق موکله را بدهد مهریه را آنچه برعهده وی می‌باشد نقداً بپردازد اگر چه زوجین در عقد بوده‌اند اما عملاً زوج در منزل پدر و مادر زوجه زندگی می‌کرده است اجرت‌المثل مدتی را که با هم بوده‌اند زوج باید بدهد. زوج اظهار داشته ما در عقد بوده‌ایم و من خانه اجاره‌ای گرفته‌ام و زوجه در خانه من نبوده است و زندگی مشترک شروع نشده است تا نفقه زوجه بر عهده من باشد راجع به مهریه توانائی ندارم یکجا بدهم. دادگاه از زوجین سئوال کرده تاکنون رابطه خاصی داشته‌اید که طرفین اظهار داشته‌اند خیر رابطه خاصی نداشته و تمکین خاص زن و شوهری صورت نگرفته است. وکیل خوانده اظهار داشته زوج توانائی مالی دارد و باید حقوق زوج را نقداً بپردازد و دعوی اعسار در مقابل دعوی مطالبه طلب است که اقامه نشده است ایشان دارای مسکن مهر در س. بوده و سهم‌الارث پدری دارد – زوج اظهار داشته مسکن مهر در س. ندارم و پدرم یک آپارتمان داشته که به نام مادرم کرده است. من در قسمت تهیه غذای داخل هواپیما در شرکت آ. در فرودگاه ه. کار می‌کنم و در برج 700 تا 800 هزار تومان حقوق می‌گیرم. دادگاه با این استدلال که با توجه به ماده 29 قانون حمایت خانواده طلاق موکول به تادیه حقوق مالی زوجه از جمله مهریه است و مقوله اعسار و تقسیط متفرع بر صدور حکم قبلی است درخواست اعسار و تقسیط را موجه ندانسته و قرار ارجاع امر به داروی را صادرکرده است داور زوجه به شرح صفحه 22 پرونده و داور زوج به شرح صفحه 23 پرونده نظریه خود را در مورد عدم توفیق در ایجاد صلح و سازش زوجین اعلام کرده‌اند. شعبه 15 دادگاه عمومی حقوقی مشهد به موجب رأی شماره 767-1393/7/24 در خصوص دعوی آقای م. ص. به طرفیت خانم ز. ع.م. با وکالت آقای الف. ح. و به خواسته صدور گواهی عدم امکان سازش دادگاه با توجه به تقاضای خواهان و اصرار بر جدائی و اینکه تلاش دادگاه و داوران در جهت ایجاد صلح و سازش و انصراف زوج از طلاق مؤثر واقع نشده است به استناد ماده 26 قانون حمایت خانواده و ماده 1133 قانون مدنی ضمن صدور گواهی عدم امکان سازش بین طرفین به زوج اجازه داده می‌شود که به یکی از دفاتر رسمی طلاق مراجعه و با رعایت جهات شرعی و قانونی صیغه طلاق را جاری و ثبت رسمی نماید به جهت اینکه حسب اظهارت طرفین زندگی مشترک را شروع نکرده و زوجه غیر مدخوله می‌باشد نوع طلاق بائن غیرمدخوله خواهد بود بدیهی است اجرا و ثبت طلاق منوط به تحویل نصف مهریه زوجه به صورت نقد به وی خواهد بود در رابطه با دعوی دیگر زوج به طرفیت زوجه به خواسته صدور حکم به اعسار خواهان از تحویل یکجای مهریه زوجه نظر به اینکه طلب مهریه زوج مسبوق به صدور حکم نبوده و ثبت طلاق موکول به تادیه حقوق مالی زوجه بوده و مقوله اعسار و تقسیط در ذیل ماده 29 حمایت خانواده متفرع بر صدور حکم قبلی به اعسار و تقسیط است دعوی خواهان را غیرقابل استماع تشخیص و به استناد ماده 2 قانون آیین دادرسی قرار عدم استماع آن را صادر و اعلام داشته است آقای م. ص. نسبت به دادنامه مذکور در مورد اعسار و تقسیط تجدیدنظرخواهی به عمل آورده است که پس از پاسخ تجدیدنظرخوانده شعبه 16 دادگاه تجدیدنظراستان خراسان رضوی به موجب رأی شماره 2001-1393/10/11 با رد اعتراض تجدیدنظرخواه و با تلقی قرار عدم استماع دعوی در مورد اعسار و تقسیط مهریه و اصلاح آن به رأی به رد دعوی به استناد ماده 358 قانون‌ایین دادرسی مدنی رأی تجدیدنظرخواسته را عیناً تایید کرده است. آقای م. ص. نسبت به دادنامه فوق‌الذکر فرجام‌خواهی به عمل آورده است اعتراض او در مورد رد دعوی اعسار و تقسیط مهریه می‌باشد که پس از پاسخ فرجام‌خوانده پرونده به دیوان عالی کشور ارسال و به این شعبه ارجاع شده است. این شعبه به موجب رأی شماره 21- 1394/1/15 و به شرح بین الهلالین زیر رأی فرجام‌خواسته را نقض کرده است. فرجام‌خواهی وارد و پرونده دارای نواقص تحقیقاتی است زیرا: خواسته خواهان به موجب دادخواست 1- صدور گواهی عدم امکان سازش 2- صدور حکم مبنی بر اعسار از پرداخت دفعی مهریه و حقوق متعلقه به خوانده و تقسیط آن به شرح متن دادخواست می‌باشد که خواهان با استناد به قانون اعسار و ماده 277 قانون مدنی درخواست صدور حکم اعسار و تقسیط مهریه را نموده است نظر به اینکه به موجب ماده 29 قانون حمایت خانواده دادگاه مکلف است ضمن رأی خود و با توجه به شروط ضمن عقد و مندرجات آن تکلیف جهیزیه، مهریه و سایر حقوق مالی زوجه را تعیین نماید و ثبت طلاق موکول به تأدیه حقوق مالی زوجه است و طلاق در صورت رضایت زوجه یا صدور حکم قطعی دایر بر اعسار زوج یا تقسیط محکوم به ثبت می‌گردد و به موجب ماده 2 قانون آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور مدنی ذی‌نفع (خواهان) در قسمت اعسار و تقسیط مهریه دادخواست تقدیم کرده است و حسب ماده 3 قانون مذکور قضات دادگاه‌ها موظفند موافق قوانین موضوعه به دعاوی رسیدگی کرده و حکم مقتضی صادر و فصل خصومت نمایند و اینکه بدون رسیدگی ماهیتی در مورد اعسار و تقسیط مهریه صدور گواهی عدم امکان سازش به درخواست زوج که مدعی ناتوانی در پرداخت دفعتاً واحده مهریه می‌باشد امری عبث و بی‌فایده است زیرا با صدور گواهی عدم امکان سازش و مضی مهلت اعتبار آن بلااثر خواهد شد و توجهاً به ماده 37 قانون اعسار در مورد اشخاص که دارایی نداشته یا دارایی آن‌ها کافی برای تأدیه تمام بدهی نباشد ولی با عایدات شغل و حرفه خود بتوانند تمام یا قسمتی از بدهی خود را بپردازند (در مورد محکوم‌به) و اداره ثبت (در مورد اوراق لازم الاجراء) با در نظر گرفتن بدهی و عایدات بدهکار و معیشت ضروری او میزان و مدت وعده اقساطی را که باید داده شود تعیین خواهد کرد. و نظر به اینکه دادگاه ضمن صدور حکم طلاق یا گواهی عدم امکان سازش زوج را مکلف به پرداخت مهریه می‌نماید که در واقع محکومیت او به پرداخت دین می‌باشد و به استناد به ماده 277 قانون مدنی « که متعهد نمی‌تواند متعهدله را مجبور به قبول قسمتی از موضوع تعهد نماید ولی حاکم می‌تواند نظر به وضعیت مدیون مهلت عادله یا قرار اقساط دهد.» لذا ضرورت داشته (با توجه به صدور حکم از سوی شعبه 16 دادگاه تجدیدنظر استان خراسان رضوی به رد دعوی اعسار و تقسیط مهریه) دادگاه مذکور با تعیین وقت رسیدگی و صدور قرار تحقیق از مسجلین استشهادیه پیوست دادخواست بدواً از زوجین در مورد وضعیت مالی زوج و ممر اعاشه او و درآمد و شغل وی توضیح اخذ سپس از گواهان مذکور تحقیق نموده و پس از تعرفه اموال و دارائی زوج به طریق مقتضی از جمله از پاسگاه انتظامی محل کار زوج خواسته شود با حضور زوجین در مورد شغل وی و میزان درآمد وی بررسی همچنین در صورت معرفی اموال غیرمنقول و ذکر پلاک ثبتی وضعیت ثبتی آن را از اداره ثبت اسناد و املاک محل استقرار آن استعلام سپس در مورد اعسار زوج و عند الاقتضاء تقسیط مهریه و صدور گواهی عدم امکان سازش که مستلزم تعیین تکلیف حقوق مالی زوجه و نحوه پرداخت آن است رأی مقتضی صادر گردد بنا به مراتب و به استناد بند الف ماده 401 قانون آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور مدنی رأی فرجام‌خواسته را به لحاظ نقص تحقیقات نقض و رسیدگی مجدد به پرونده شعبه 16 دادگاه محترم تجدیدنظر استان خراسان رضوی ارجاع می‌گردد. شعبه 16 دادگاه تجدیدنظر استان خراسان رضوی به منظور رفع نواقص تحقیقاتی وقت رسیدگی تعیین طرفین را جهت رسیدگی دعوت کرده است و دستور داده تا در اخطاریه تجدیدنظرخواه قید شود اگر شهودی در مورد اعسار دارد همراه بیاورد. شعبه 16 دادگاه تجدیدنظر استان خراسان رضوی در وقت مقرر با حضور طرفین دعوی تشکیل شده است تجدیدنظرخواه اظهار داشته من توان پرداخت مهریه خانم را ندارم شهود را آماده کرده‌ام درخواست تحقیق از شهود را دارم. منزلی که خانم مدعی است برادرم از مسکن مهر گرفته به نام خودش می‌باشد و به من ربطی ندارد از موروثی پدرم یک منزلی بود سال‌ها قبل ورثه حاضر شدیم و فروختیم برای مادرم خانه خریدیم 7 سال قبل بود و سند به نام مادرم می‌باشد در فرودگاه کار می‌کنم و نهایتاً یک میلیون تومان حقوق دارم اجاره خانه پرداخت می‌کنم وام ازدواج پرداخت می‌کنم. زوجه اظهار داشته اگر مادرش بمیرد سهم الارث مادرش به شوهرم می‌رسد مال دیگری از او سراغ ندارم همان حقوق وی می‌باشد 50 هزار تومان اجاره خانه می‌دهد اضافه‌کاری هم می‌تواند داشته باشد شهود وی را قبول ندارم. دادگاه از شهود خواهان به شرح صفحات 69 و 70 پرونده جداگانه تحقیق کرده است سپس به موجب رأی شماره 788 - 1394/5/8 در خصوص تجدیدنظرخواهی آقای م. ص. فرزند م. به طرفیت خانم ز. ع. فرزند الف. و نسبت به دادنامه شماره 767 صادره از شعبه 15 دادگاه عمومی حقوقی مشهد نظر به اینکه حسب محتویات رأی معترض‌عنه بر اساس مستندات و دلایل موجود در پرونده و مطابق موازین قانونی صادر شده و از حیث اصول و تشریفات دادرسی اشکالی بر آن وارد نیست و در این مرحله از دادرسی دلیل موجه و موثری که موجبات نقض و بی‌اعتباری آن را فراهم آورد ارائه نشده است لذا ضمن رد تجدیدنظرخواهی به استناد مواد 1133 و مواد 24 و 26 و 27 و 32 و 33 قانون حمایت خانواده رأی تجدیدنظرخواسته را عیناً با پرداخت 5 سکه به عنوان پیش قسط مهریه و الباقی هر 4 ماه یک سکه ( و ضمن نقض رأی صادره در مورد رد دعوی اعسار ) تأیید و استوار می‌نماید. خانم ز. ع.م. با وکالت آقای الف. ح. نسبت به دادنامه فوق‌الذکر فرجام‌خواهی به عمل آورده است که پس از پاسخ فرجام‌خوانده پرونده به دیوان عالی کشور ارسال و به این شعبه ارجاع شده است لایحه اعتراضیه به هنگام شور قرائت می‌شود. هیأ