تقاضای طلاق زوجه به دلیل وقوع طلاق در خارج از کشور

خلاصهٔ رأی

پیام: چنانچه زوجین در دادگاه های خارجی از همدیگر جدا شده باشند هرچند برابر قانون ایران هنوز زن و شوهر محسوب می شوند امّا وضعیت حادث بر زندگی زوجه پس از انحلال رابطه زوجیت توسط دادگاه محل اقامت او، از مصادیق عسر و حرج است.

متن کامل

تقاضای طلاق زوجه به دلیل وقوع طلاق در خارج از کشور Toggle navigation صفحه اصلی درباره ما درباره پژوهشگاه قوه قضائیه درباره پژوهشکده آرا تماس با ما دریافت نظرات و پیشنهادها عنوان: تقاضای طلاق زوجه به دلیل وقوع طلاق در خارج از کشور پیام: چنانچه زوجین در دادگاه های خارجی از همدیگر جدا شده باشند هرچند برابر قانون ایران هنوز زن و شوهر محسوب می شوند امّا وضعیت حادث بر زندگی زوجه پس از انحلال رابطه زوجیت توسط دادگاه محل اقامت او، از مصادیق عسر و حرج است. مستندات: شماره دادنامه قطعی : 9209970906801528 تاریخ دادنامه قطعی : 1392/11/12 گروه رأی : حقوقی آراء منتخب پرونده: شعبه دیوان عالی کشور مشخصات متن نتیجه تحلیلی کلید واژه ها نمایه قوانین مرتبط گردش پرونده عین عبارت چاپ متن متن تجمیعی پرونده قلم یکان ایران میترا ترافیک زر یاقوت تیتر رأی خلاصه جریان پرونده خانم م.ص. با وکالت مع الواسطه خانم ش.م. دادخواستی به طرفیت آقای ب.الف. به خواسته صدور حکم طلاق مسـتند به تصویر سند ازدواج 2/7/1380 که رابطه زوجیت دائم بین خواهان و خوانده برقرارشده است و نیز ترجمه رسمی حکم طلاق مورخ 28/11/87 صادره از دادگاه بخش ساوت همپتون انگلسـتان و ترجمه رسـمی حـکم مورخ 15/12/87 مـربوط به واگذاری حضانت فرزند مشترک به خانم م.ص. و حکم اقامت فرزند به تبع اقامت مادر و ترجمه رسمی گزارش پلیس انگلستان مربوط به شرب خمر و ضرب و شتم خوانده و استشهادیه درمحاکم با تقدیم آن به دادگاه خانواده تهران به شعبه 255 خانواده ارجاع شده در متن دادخواست وکیل مع الواسطه خواهان گفته است فرزند مشترک که در انگلستان متولدشده است چون زوجین در تاریخ 17/7/80 به کشور انگلستان عزیمت نموده اند خوانده از بدو زندگی مشترک از مشروبات الکلی استفاده می نمود است و زوجه را مورد ضرب و شتم قرار می داده که برابر تصویر مصدق ترجمه رسمی گزارش پلیس انگلستان در تاریخ 19/2/87 خوانده به دلیل مستی و شرب خمر موکل را مورد ضرب و شتم قرار داده که در دادگاه بخش ساوت انگلستان ازدواج نامبردگان منحل و حکم طلاق نیز صادر گردیده است و در تاریخ 16/2/88 نیز قطعیت یافته که تصویر مصدق ترجمه رسـمی حکم مزبور و قطعـیت آن تقـدیم می شـود به تبعـیت مادر سـرپرسـتی و اقامت فرزند به موکل داده شده است علی رغم قطعیت حکم طلاق از تاریخ 16/2/88 خوانده از اجرای طلاق امتناع نموده و موکل را با فرزندش بدون پرداخت نفقه رها کرده و ادامه این وضعیت برای موکل از موجبات عسر و حرج شدید می باشد مستنداً به مواد 1129 و 1130 قانون مدنی تقاضای ارجاع امر به داوری و استماع شهادت شهود و النهایه با بذل مهریه و نفقه و سایر حقوق شرعیه در قبال قبول حضانت فرزند مشترک صدور حکم طلاق مورد استدعاست. چون خوانده مجهول المکان معرفی شده است. خوانده از طریق نشر آگهی وقت دادرسی و دادخواست تقدیمی ابلاغ گردیده است در جلسه دادرسی مورخ 11/3/89 خوانده حضور نداشته است وکیل خواهان گفته است زوج لامکان است نفقه ای پرداخت نکرده است و شرب خمر دارد ضرب وجرح داشته است در حالت مستی زوجه را اذیت و آزار می دهد گزارش پلیس انگلستان مؤید این امر است. موکل حاضر است که مهریه خود را در قبال اجرای صیغه طلاق به زوج بذل نماید جهیزیه ندارد در مورد نفقه معوقه ادعایی ندارد بابت اجرت المثل نیز درخواستی ندارد حضانت و پرداخت نفقه طفل مشترک را خود به عهده می گیرد دادگاه قرار ارجاع امر به داوری صادر نموده است. مراتب قرار داوری به طرفین ابلاغ شده است وکیل زوجه در لایحه ای گفته است زوجه خودش در حال حاضر در کشور انگلستان سـاکن می باشد به عنوان وکیل مع الواسـطه او اقدام به تقدیم دادخواست نموده ام مهریه فقط یک جلد کلام الله مجید است موکل با استرداد ده هزار ریال از حقوق مالی خود به زوج درخواست طلاق دارد سایر حقوق خود را کلاً بذل می نماید لیکن نفقه فرزند مشترک را خواستار است نظریه داور زوجه در برگ 37 پرونده اعلام شده برای زوج که تاکنون داور معرفی نکرده است وکیل زوجه درخواست تعیین داور از طریق واحد داوری نموده است گواهی نتیجه تست حاملگی که منفی بوده است نیز توسط وکیل زوجه ارائه شده است که به زبان فارسی ترجمه و مورد تأیید مترجم رسمی قرارگرفته است. دادگاه با اعلام ختم دادرسی به شرح دادنامه 89/898 در تاریخ 1/6/82 با توجه به مستندات وکیل زوجه در دادخواست و با توجه به اظهارات او که زوج به زوجه تاکنون نفقه نپرداخته است و اینکه زوج مجهول المکان بوده و در زمان زوجیت در انگلستان که زوجین در کنار هم بوده اند زوجه برابر گزارش پلیس انگلستان مورد اذیت و آزار زوج قرارگرفته و شرب خمر و ایراد ضرب عمدی نسبت به او داشته است و اینکه پس از انتشار آگهی و دعوت زوج به دادرسی وی هیچ گونه دفاعی ننموده و نظریه داوران نیز در جهت رفع اختلاف زوجین نبوده و موفق به انصراف زوجه از طلاق نشده اند مستنداً به ماده 1119 و 1129 و 1130 و 1133 و 1146 قانون مدنی گواهی عدم امکان سازش جهت اجرای صیغه طلاق خلع صادر نموده و مدت اعتبار این گواهی را سه ماه تعیین نموده است. دفتر طلاق ... تهران از دادگاه در خصوص قطعیت رأی برای اجرای صیغه طلاق و نحوه اجرای آن کسب تکلیف نموده که دادگاه طی نامه مورخ 16/9/89 (برگ 61 پرونده) از قطعیت رأی و بلامانع بودن اجرای آن به دفترخانه پاسخ داده است و سردفتر طلاق برابر نامه مورخ 20/9/89 به شماره 14901 از وقوع طلاق فی مابین ب.الف. و م.ص. در تاریخ 16/9/89 خبر داده است (برگ 62 پرونده) آقای ب.الف. محکومٌ علیه دادنامه غیابی طلاق با وکالت آقای و.الف. و آقای ف.م. واخواهی خود را از دادنامه 898 ـ 1/6/89 اعلام نموده است و نقض رأی را با استناد به ترجمه رسمی رأی شماره S008D01097 دادگاه شهرستان سوتامیتون که در مورد مسائل مالی زوجین تعیین تکلیف شده است و اینکه زوجه در انگلستان به دادگاه محلی مراجعه و کلیه حقوق مالی خود را به اضافه نفقه دریافت نموده که رسید آن از طریق دادگاه و بانک موجود می باشد وی تاکنون قریب چهارصد میلیون تومان دریافت کرده است لذا موکل با توجه به پنهان کاری زوجه که موضوع امور مالی خود را پنهان کرده است و طلاق غیابی صادر و به لحاظ عدم ابلاغ به موکل به قطعیت رسید و آن را اجرا کرده است. در جلسه مورخ 16/5/91 نیز وکیل زوج گفته است زوجه بابت نفقه و حضانت طفل بعد از طلاق و جاریه و هزینه های بیکاری مبالغ اعلام شده را دریافت کرده است هرچند در پرونده گفته است آن را بذل کرده لذا تقاضای نقض رأی را دارم. چون دلیلی برای اثبات شرب خمر و ضرب و شتم از ناحیه ی زوج نسبت به زوجه ارائه نشده است وکیل زوجه گفته است موکل دریکی از مراکز اسلامی در انگلستان طلاق گرفته ناچاراً در دادگاه تهران اقامه دعوی شده است دادگاه به شرح دادنامه 89/795 با ردّ واخواهی زوج و وکیل او رأی بدوی را عیناً تأیید نموده است از این رأی وکلای آقای ب.الف. تجدیدنظرخواهی نموده اند لایحه تجدیدنظرخواهی وکلای زوج نسبت به رأی حضوری دادگاه بدوی که بر تأیید رأی غیابی آن دادگاه اصدار یافته است در سه صفحه تنظیم و منضمات آن همان مدارکی است که در مرحله واخواهی از حکم غیابی پیوست پرونده گردیده است و مطالب مندرج در لایحه نیز تکرار همان مطالب مرحله واخواهی آنان است که تکرار آن ضروری به نظر نمی رسد النهایه پرونده پس از تبادل لوایح و معرفی وکیل زوجه در این مرحله از دادرسی که با تقدیم لایحه چهارصفحه ای خودش خلاصتاً انحلال عقد نکاح را با صدور حکم طلاق در کشور انگلستان که در تاریخ 16/2/88 اعلام قطعیت آن شده است واقع شده دانسته النهایه مراجعه موکلش را به دادگاه ایران جهت اخذ اجازه ثبت آن به دلیل عدم جاری شدن صیغه طلاق بوده است که بر این مبنا تمام احکام قطعی طلاق و حضانت ترجمه رسمی شده که نشان دهنده محل اقامت تجدیدنظرخواه در انگلستان است از طرفی زوجین فاقد اقامتگاه می باشند لذا چون در احکام صادره برای زوج نشانی وجود ندارد مجهول المکان اعلام شده است دلیل سوء رفتار زوج نسبت به زوجه را در انگلستان گزارش پلیس انگلستان در تاریخ 19/2/87 و همچنین شهادت شهود مسجل در برگ استشهادیه و در زمان تقدیم دادخواست تا صدور حکم قطعی دادنامه تجدیدنظر خواسته حکم کیفری صادره از کشور انگلستان دانسته است که خود تجدیدنظرخواه نیز حکم بدوی و فرجامی کیفری را در مرحله واخواهی به دادگاه تقدیم کرده است!! چون موکله نسبت به حقوق مالی خود ادعایی ندارد لذا بحث آن از جانب وکلای زوج موضوعیت نداشته توافق زوجین در مورد حضانت فرزند مشترک در خارج از کشور نیز منفی ندانسته و بر مبنای توافق تعیین تکلیف در مورد تمام پرداختی ها نیز صورت گرفته بلاتکلیف نگاه داشتن موکله بعدازآن توافق ها مجاز و قانونی نبوده بلکه بیم ارتکاب گناه را برای موکله به دنبال خواهد داشت که این امر و حالت برای موکله در غربت امری مذموم خواهد بود لذا با توجه به کراهت زوجه از زوج که با بذل تمامی حقوق مالی و شرعی خود پس از صدور حکم بدوی اقدام به جاری نمودن صیغه طلاق ثبت آن نموده است و بر اساس حق وی بوده است. درخواست تنفیذ دادنامه تجدیدنظر خواسته را نموده اند پرونده به شعبه 26 دادگاه تجدیدنظر ارجاع شده است دادگاه محترم تجدیدنظر استان تهران وقت جهت رسیدگی تعیین نموده است. در جلسه دادرسی مورخ 9/10/91 وکلای تجدیدنظرخواه ایراد به نحوه اقامه دعوی از سوی زوجه که زوج را در دادخواست مجهول المکان معرفی کرده است و اینکه در مورد نفقه و ترک انفاق و ضرب وجرح عمدی ادعا صحت ندارد زیرا در دادگاه هیچ حکم قطعی علیه ب.الف. صادر نشده بلکه برائت حاصل نموده که رأی برائت در انگلیس پیوست پرونده است به علاوه پزشکان هرسال باید گواهی عدم سوءپیشینه دریافت کنند و وجود کوچک ترین خشونت رفتاری مانع اشتغال به طبابت است و دلالت بر سلامت نفس دارد پیوست می شود ب.الف. در انگلستان حاضر نشده است تا تقاضای صدور طلاق شرعی کند در خصوص انتساب خشونت نیز گواهی حسن پیشینه جدید پیوست پرونده شده است دادگاه تجدیدنظر پس از استماع اظهارات وکلای طرفین چون از ناحیه وکلا درخواست استمهال برای ایجاد صلح و سازش شده است دادگاه مهلت چهارماهه به آنان داده و مقرر نموده پرونده در پایان مدت مذکور به نظر برسد با انقضاء مهلت تفویضی دادگاه به طرفین جهت مذاکرات اصلاحی و وصول لوایح جدیدی از وکلای آنان که دلالت بر وجود اختلافات مالی و مسائل حضانت و نفقه بچه که نزد مادر است دارد در تاریخ 10/2/92 دستور تعیین وقت و دعوت طرفین را صادر کرده است در جلسه مورخ 2/5/92 خانم م.ص. و وکیل او حضورداشته اند وکیل آقای الف. نیز حضورداشته است وکیل آقای الف. با تکرار مطالب قبلی که در لوایح تقدیمی در پرونده مطرح نموده است گفته است هیچ یک از شرایط مذکور در عقدنامه جهت صدور گواهی عدم امکان سازش محقق نشده است و هیچ دلیلی بر ایراد ضرب و شتم و سوء رفتار زوج و شرب خمر نبوده و ارائه نشده است به شهادت فرد غیرمسلمان در دادگاه بدوی که اعلام داشته که سنگ پرتاب نموده دادگاه استناد جسته که موکل اینجانب تبرئه گردیده است و تجدیدنظر خوانده وجوه زیادی که بالغ بر چهارصد هزار پوند بوده در انگلستان و در حکم دادگاه نیز آمده از موکل دریافت نموده ولی در دادگاه ایران آمده و اظهار داشته همه چیز را بخشیده است حتی وی قصد ابطال پروانه موکل بنده را داشته که موفق نشده چون دلیلی بر عسر و حرج ادعایی او نبوده درخواست نقض رأی و صدور حکم شایسته را دارم شخص تجدیدنظر خوانده که حضورداشته است در دادگاه جریان زندگی مشترک و مطالبی در رابطه با سوء رفتار تجدیدنظرخواه بیان نموده که قبلاً از سوی وکیلش نیز مطرح شده سرانجام دادگاه با اعلام ختم دادرسی به شرح دادنامه 92/759 تجدیدنظرخواهی وکلای آقای ب.الف. را موجه دانسته زیرا با توجه به محتویات پرونده و نیز لایحه اعتراضیه وکلای تجدیدنظرخواه و دفاعیه تجدیدنظر خوانده ازآنجایی که طبق محتویات پرونده هیچ گونه دلیلی بر عسر و حرج زوجه در اجرای مواد 1129 و 1130 قانون مدنی و نیز شرایط ضمن العقد فراهم نشده و زوجین در خارج از کشور زندگی می نمایند و چنانچه کتک کاری احیاناً بوده وکلای تجدیدنظرخواه منکر آن می باشند و صرف گزارش پلیس بین الملل دلیل بر عسر و حرج زوجه نمی باشد و امکان ارجاع امر به مددکاری در مورد سوء معاشرت و یا حسن معاشرت زوج به لحاظ زندگی خارج از کشور امکان پذیر نمی باشد لذا بنا به مراتب فوق ضمن نقض دادنامه مارالذکر مستنداً به قسمت اول ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی حکم به ردّ دعوی زوجه خانم م.ص. در مورد صدور گواهی عدم امکان سازش اعلام می نماید اکنون از این رأی وکیل خانم م.ص. فرجام خواهی نموده است که هنگام شور لایحه وکیل فرجام خواه با گزارش پرونده قرائت می شود. هیأت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید پس از قرائت گزارش آقای ناصح عضو ممیّز و ملاحظه اوراق پرونده مشاوره نموده چنین رأی می دهد: رأی شعبه دیوان عالی کشور محتویات پرونده حاکی است زوجه در دادگاه محل اقامت خود در انگلستان که با زوج و فرزند مشترک زندگی می نمود است اقدام به تقدیم دادخواست برای طلاق نموده است که جهت استحقاق او بر طلاق شرب خمر توسط زوج و حمله او به طرف زوجه مستند به گزارش پلیس که ترجمه آن پیوست دادخواست بوده است اعلام شده است دادگاه بخش ساوت همپتون در تاریخ 28/11/87 عقد زوجیت فی مابین زوجین را که در تاریخ 2/7/80 در دفتر ازدواج شماره ... تهران واقع شده است منحل اعلام نموده است که این حکم نیز در تاریخ 16/2/88 برابر گواهی صادره از دادگاه مذکور قطعی شده است. با وصف اینکه زوجین کمافی السابق در انگلستان اقامت دارند و ازنظر قوانین کشور محل اقامت آنان زوجیت مدنی فی مابین آنان منحل اعلام گردیده است و رابطه زوجیت آنان با انحلال عقد زوجیت و تفریق جسمانی آنان که ناشی از سوء رفتار زوج نسبت به زوجه برابر شهادت پلیس محلی که اظها