تفهیم اتهام

خلاصهٔ رأی

دارد، که تکمیلاً اعلام شده پس از بررسی فایل رایانه مشخص گردیده خودروی مذکور دارای سابقه سرقت است.

متن کامل

تفهیم اتهام Toggle navigation صفحه اصلی درباره ما درباره پژوهشگاه قوه قضائیه درباره پژوهشکده آرا تماس با ما دریافت نظرات و پیشنهادها عنوان: تفهیم اتهام پیام: در صورتی که دادگاه، صرفاً مشارکت در جرم قتل عمدی را به متهم تفهیم اتهام نماید، نمی تواند در حکم صادره وی را به مباشرت در جرم قتل عمدی محکوم نماید. مستندات: شماره دادنامه قطعی : 9309970908000109 تاریخ دادنامه قطعی : 1393/05/28 گروه رأی : کیفری آراء منتخب پرونده: شعبه دیوان عالی کشور مشخصات متن نتیجه تحلیلی کلید واژه ها نمایه قوانین مرتبط گردش پرونده عین عبارت چاپ متن متن تجمیعی پرونده قلم یکان ایران میترا ترافیک زر یاقوت تیتر رأی خلاصه جریان پرونده گزار ش مورخ 1379/08/25 ریاست آگاهی ... خطاب به ریاست دادگستری ... حکایت از کشف یک‌دستگاه اتومبیل به‌شماره ... دارد، که تکمیلاً اعلام شده پس از بررسی فایل رایانه مشخص گردیده خودروی مذکور دارای سابقه سرقت است. در تحقیق از راننده خودرو به نام ع.م. اظهارداشته:«خودرو متعلق به ع.م. می‌باشد و جهت اینکه برادرم به دکتر ببرم خودرو را از نام­­برده گرفته‌ام»، لازم به‌ذکر است فقدانی شخصی بنام ص.الف. با خودروی مذکور اعلام شده‌است. موضوع جهت رسیدگی به شعبه 20 دادگاه عمومی ... ارجاع شده‌است. فرمانده کلانتری 11 ... نیز شکوائیه خانم ط.الف. همسر استوار ص.الف. را ضمیمه نموده که به­موجب آن اعلام‌شده که نام­برده با اتومبیل به­شماره فوق به قصد ... در تاریخ 1387/12/12 از منزل خارج شده، تاکنون مراجعت ننموده‌است. (لازم به‌ذکر است شکوائیه مذکور تاریخ ندارد.) مدیرکل آگاهی ناجا درخصوص موضوع فقدانی استوار ص.الف. جهت پیدایش و شناسایی فقدانی دستورات لازم را به فرماندهان نواحی انتظامی سراسر کشور داده‌است. نامه همسر مفقود مذکور ضمیمه شده، به­موجب آن اعلام داشته: «حسب اطلاع باندی از سارقین توسط مأمورین دستگیر شده‌اند و تحت پیگرد می‌باشند. از آنجا که مفقود شدن همسر اینجانب نیز مشابه مفقود شدن مرحوم ح.ب. که اکنون متهمین دستگیرشده به قتل او اعتراف کرده‌اند و جسدش نیز کشف شده می‌باشد، احتمال فراوان دارد که همسر من هم توسط همین باند ربوده شده باشد. تقاضا دارم از طریق اگاهی که متهمین هم‌اکنون در اختیار آن اداره می‌باشند، درخصوص موضوع تحقیق به­عمل‌آید». با ملاحظه نیابت قضایی صادره از شعبه 19 دادگاه عمومی ... به دادگستری ... درخصوص تحقیق از نحوه سرقت خودرو و این­که صاحبش را آیا کشته‌اند یا خیر و اینکه ایادی ما قبل آنها چه اشخاصی می‌باشند و سپس اتومبیل مذکور تحویل مأمورین اعزامی از آگاهی ... شود، مشخص می‌گرددکه شکایت همسر مفقود مربوط به حوزه قضائی ... می‌باشد. از ع.م. تحقیق شده، اظهارداشته:«اتومبیل را به رسم امانت از ل.م. گرفته‌ام. از اقوام و آشنایان من است». در تحقیق از ع.م. اظهارداشته:«ع. اتومبیل را از ع.ب. گرفته است». از ل.م. تحقیق شده، اظهارداشته:«اتومبیل را از فردی بنام ع.ب. به‌مبلغ چهار میلیون و پانصدهزار تومان خریده است و قرار شد به‌محض تحویل سند دو میلیون دیگر به او بدهد. قول­نامه دارم. کارت اتومبیل و بیمه نیز تحویل من داده شده‌است». صورت­جلسه مورخه 1379/09/15 مأمورین حکایت از این دارد که با راهنمایی ل.م. جهت دستگیری ع.ب. به روستای ... محل سکونت او مراجعه، لکن اثری از نام­برده بدست نیامده و نام­برده پس از توقیف خودرو توسط مأمورین به کوه‌های اطراف گریخته است. در تحقیق مجدد از ل.م. اظهارداشته: ع. اتومبیل را از شخصی بنام ن. و ن. آن را از شخصی به­نام ن. روستای ...خریداری کرده. مأمورین جهت دستگیری دو فرد اخیر نیز اقدام که موفق به شناسایی و دستگیری آنها نشده‌اند. قول­نامه خریداری اتومبیل مذکور توسط ل.ر. تحویل داده شده‌است. در جریان اقدام برای دستگیری ن. فرمانده پاسگاه مربوطه اعلام داشته نام­برده به اتهام قتل شخصی بنام ح.الف. متواری است و هویت اصلی وی م.ب. می‌باشد. به ل.م. تفهیم اتهام خرید مال مسروقه شده، اظهارداشته: قبول دارم من ماشین را چهار میلیون و پانصدهزار تومان از ع.ب. خریداری کرده‌ام و اطلاعی از سرقتی بودن اتومبیل نداشته‌ام . سپس دادگاه با اعلام اینکه محل سرقت در شهرستان ... واقع شده، قرار عدم‌صلاحیت به صلاحیت رسیدگی دادگستری ... صادرنموده‌است. از ناحیه دادگاه عمومی ...باتوجه به دستگیری فردی متهم به­نام م.م. در میناب نیابت قضایی درخصوص تحقیق درخصوص موضوع فقدانی ص.الف. به دادگستری ... داده‌شده‌است که از وی تحقیق شده، اظهارداشت: «از برج 11 سال 1378دستگیر شده‌ام. به‌اتهام موادمخدر و در زندان شهرستان ... بوده‌ام. در تاریخی که نام­برده مفقود شده، من در زندان میناب بوده‌ام». در تاریخ 1379/09/29شعبه 19 دادگاه عمومی ... قرار عدم‌صلاحیت به صلاحیت دادگستری شهرستان ... درخصوص اتهام آقایان: 1- م.م. 2- م.ج. 3- ق.ر. دایر بر شرکت در قتل مرحوم ص.الف. باتوجه به این­که جرم در آن حوزه قضایی واقع شده‌است، صادرنموده‌است. موضوع به شعبه 3 دادگاه عمومی ارجاع، دادگاه در تاریخ 1379/10/19 با اعلام این­که درخصوص اتهام متهمین به­شرح و اسامی فوق باتوجه به اینکه نام­بردگان در آگاهی اقرار نموده‌اند و دادگاه محترم راجع به صحت و سقم اقرار آنان اقدامی نکرده‌است و صرفاً با تحقیقات مأمورین انتظامی قرار عدم‌صلاحیت به‌صلاحیت این مرجع صادرنموده که متهم م.م. در جلسه این دادگاه اتهام را تکذیب کرده‌است. ضمن اینکه نام­برده در پرونده دیگری به‌اتهام مشارکت در قتل‌عمدی م.ب. تحت تعقیب بوده‌است و همین افراد را به‌عنوان مشارکت در قتل معرفی کرده که با تحقیقات انجام شده نه جسدی کشف گردیده، نه محل آتش‌زدن جسد مشخص شده؛ لذا باتوجه به مراتب فوق، باتوجه به اینکه عنصر مادی جرایم و مجازات‌ها فعلاً مفقود می‌باشد و درشهرستان ... بزهی اتفاق نیفتاده، قرار عدم‌صلاحیت به صلاحیت دادگاه عمومی ... صادر می‌گردد. با حصول اختلاف، شعبه 3 دادگاه تجدیدنظر استان وارد رسیدگی شده و حسب دادنامه شماره 779- مورخ 1379/11/12 با تایید نظر شعبه 3 دادگاه عمومی ...، شعبه 19 دادگاه عمومی را صالح به رسیدگی اعلام نموده‌است. مجدداً شعبه 3 دادگاه عمومی ... شعبه 19 دادگاه عمومی را صالح به رسیدگی اعلام نموده‌است. مجدداً شعبه 19 دادگاه عمومی ... مبادرت به صدور نیابت قضایی به دادگستری ... نموده‌است تا با دستگیری ل.م. از وی تحقیق و نسبت به شناسایی سایر متهمین و جلب آنان اقدام و از آنان نیز درخصوص موضوع تحقیق شود. در پاسخ مأمورین گزارش کرده‌اند: ل.م. به‌کار قاچاق مشغول است و ده روز قبل به‌هنگام قاچاق پارچه از مرز پاکستان به ایران توسط عوامل پلیس پاکستان دستگیر شده‌است و امکان تحقیق از او میسر نیست. سپس شعبه 19 دادگاه عمومی ... دستور استعلام از زندان ... را داده که اعلام نمایند: آیا م.م. در سال 1378 در آن زندان بوده است یا خیر؟ زندان طی فرمی که ارسال داشته‌است، اعلام‌نموده عطف به ابلاغ شماره ع-197-79-19 م.م. در تاریخ 1381/03/13 از زندان آزاد، لیکن به‌دلیل داشتن قرار دیگر همچنان در حبس است. سپس دادگاه عمومی بندرعباس طی دادنامه شماره 201 مورخ 1380/02/12 چنین رأی داده‌است: «درخصوص اتهام م.م. دائر بر آدم‌ربایی با توجه به شکایت شاکی، گزارش مأمورین و با توجه به سایر اوراق پرونده، طبق تحقیقات انجام شده و استعلام از زندان ... محرز گردیده متهم از تاریخ 1378/01/07 تاکنون، به‌جرم موادمخدر و شرکت در سرقت، در زندان بوده است. لذا به لحاظ عدم کفایت ادله اثباتی، مستنداً به بند (الف) ماده 177 قانون آئین دادرسی کیفری نام­برده را از بزه انتسابی تبرئه می‌نماید. رأی صادره قابل تجدیدنظر در دیوان‌عالی‌کشور است. لازم بذکر است رئیس اداره زندان ... پاسخ دادرس شعبه 19 دادگاه عمومی ... را به­موجب شماره 588-7682 مورخ 1380/11/03 داده و اعلام داشته، نام­برده در تاریخ 1378/01/07 به‌جرم موادمخدر به جریمه محکم شده که در تاریخ 1378/02/01 به زندان معرفی شده‌است و در تاریخ 1379/07/10 تحت قرار به‌جرم قتل عمد زندانی که در تاریخ 1379/09/15 آزاد شده‌است، هم‌اکنون نیز به اتهام شرکت در سرقت و قتل عمدی در زندان است. این پاسخ به­صورت جابجا قرارگرفته است. نیز لازم بذکر است که اولاً: تمامی اوراق تا به این قسمت از پرونده کپی بوده و اکثراً نیز جابجا در پرونده بایگانی شده‌است. سپس دادگاه طی دادنامه شماره 201 مورخ 1381/02/12 درخصوص اتهام متهم ل.م. دایر بر خرید مال مسروقه، باتوجه به این­که محل وقوع بزه در شهرستان ... بوده است، قرار عدم‌صلاحیت به‌شایستگی و صلاحیت رسیدگی دادگاه عمومی صادر نموده‌است. نیز اعلام‌داشته: درخصوص موضوع سرقت و آدم‌ربایی پرونده مفتوح خواهد بود. سپس در تاریخ 1380/02/17 شعبه اول دادگاه عمومی ... با توجه به این­که پرونده توسط معاونت دادگستری به آن شعبه ارجاع شده، اعلام داشته م.م. در ارتباط با بزه انتسابی قتل عمد طی دادنامه شماره 201 مورخ 1381/02/12 برائت حاصل نموده، چون شعبه 19 بلاتصدی می‌باشد و زندان ... درخواست تعین تکلیف زندانی را نموده‌است، درخصوص اتهام دیگر زندانی دایر بر شرکت در آدم‌ربایی قرار آزادی متهم را به‌قید ایداع وثیقه به‌مبلغ پنجاه‌میلیون ریال صادر و اعلام می‌نماید. (این درحالی است که متهم از اتهام آدم‌ربایی به­موجب دادنامه شماره 201 مورخ 1381/02/12 شعبه 19 دادگاه عمومی ... برائت حاصل نموده‌است و درخصوص اتهام قتل عمدی ص.الف. نیز به­موجب دادنامه دست‌نویس به شماره 201 مورخ 1381/02/12 برائت حاصل نموده‌است. سپس گزارش پاسگاه انتظامی ... به فرمانده انتظامی شهرستان ... ضمیمه شده که به موجب آن اعلام‌شده: در ساعت 18/50 مورخ 1384/01/14 حسب اطلاع واصله از آقای الف.الف. مبنی بر این­که در یوم‌جاری تعدادی کارگر مشغول لایروبی یک حلقه قنات بوده‌اند که به اسکلت فردی شبیه انسان برخورد نموده‌اند. مأمورین به محل اعزام، مشاهده نموده‌اند که تعدادی استخوان اسکلت شبیه انسان توسط عده‌ای کارگر به بیرون از قنات آورده شده، داخل قنات حدوداً 5 متر می‌باشد و یک کارت شناسایی ژاندامری سابق به مشخصات ص.الف. متولد 1343 و گواهینامه رانندگی پایه دوم به­نام نام­برده کشف گردیده که اسکلت مذکور به‌همراه کارت‌های شناسایی به پاسگاه آورده شده‌است. اسکلت به پزشکی قانونی انتقال داده شده، گزارش پزشکی قانونی شهرستان ... خطاب به فرمانده پاسگاه چنین است: از بقایای اسکلت ارسال شده معاینه به­عمل آمد. متعلق به مردی حدود 30 ساله، قد تقریبی 168 سانتی متر می‌باشد. بقایای استخوان‌ها شامل استخوان جمجمه، فک تحتانی، یک‌عدد مهره گردنی، دوعدد مهره سینه‌ای و یک عدد مهره‌کمری استخوان‌های کتف راست و چپ و ترقوه راست و چپ و بازوی راست و چپ استخوان‌های زند اعلی و اسفل راست و چپ استخوان خاجی، لگن راست و چپ، ران راست و چپ، درشت نی و نازک نی چپ و نازک نی راست می‌باشد. البسه همراه شامل پیراهن مردانه سفید آستین بلند و زیرپوش آستین کوتاه سفید، شلوار مشکی چهارخانه و کمربند مشکی و یک رشته بند نخی گره خورده می‌باشد. کلیه استخوان‌ها و البسه پوشیده از گل‌ولای بوده و بافت و نسوج نرم کاملاً استحاله گردیده و از بین رفته است. نکته قابل ذکر در معاینات استخوانی، شکستگی التیام یافته قدیمی در ثلث میانی استخوان درشت نی ساق پای چپ می‌باشد. باتوجه به مورد تعین علت فوت مقدور نیست. موضوع به اطلاع ریاست دادگستری ... رسیده که دستورات قضایی صادر شده‌است. درمورد کشف جسد موضوع به آگاهی ... نیز اعلام شود. سپس صورت­جلسه‌ای با امضاء فرمانده پاسگاه و افراد دیگری که نسبت خود را پسرعمو و برادر و داماد متوفی اعلام نموده‌اند و از روی بقایای جسد آن‌را متعلق به ص.الف. شناسایی نموده‌اند و اعلام داشته‌اند: در سال 1378 نام­برده با یک‌دستگاه اتومبیل مسافرکشی می‌کرده که مفقود شده و خودروی وی در سال 1379 در شهرستان .. کشف شده‌است. با بررسی پیراهن و شلوار اظهارداشته‌اند: اینها متعلق به ص.الف. است. از کارگران تحقیق شده که اظهارداشته‌اند: موقع لایروبی این استخوان‌ها و لباس‌ها را پیدا کرده‌اند و آنها رابیرون آورده‌اند . در تاریخ 1384/01/21 از آقای م.الف. تحقیق شده، اظهارداشته: «در سال 1378 فرزندم با یک‌دستگاه اتومبیل مفقود شده‌بود که خودروی او در سال 1379 در شهرستان ... کشف شد. فرزندم هم پرونده مفقودی در آگاهی ... دارد و هم پرونده کشف خودرویش می‌باشد. جسد و اسکلتی که در قنات حوزه پاسگاه ... کشف شده، متعلق به فرزندم می‌باشد. چون هم لباس فرزندم را شناختم و هم کارت‌شناسایی او در قنات کشف شده، هم پایش شکستگی داشته که حالا در معاینات پزشکی از اسکلت مشخص شده و از فردی که خودری فرزندم نزد او کشف شده شکایت دارم.» سپس کروکی محل کشف اسکلت ترسیم شده‌است. سپس پدر مقتول اعلام داشته: مقتول دارای چهار فرزند است. ط. 19 ساله، ع. 16 ساله، ط. 15 ساله، ز. شش ساله، ذیل قسمت شکایت پاره شده و قابل خواندن نمی‌باشد. ولی این­گونه بررسی شد که اعلام شده همسرش و مادرش گ.پ. نیز شکایت دارند. رئیس دادگستری ... خطاب به پزشکی قانونی شهرستان ... اعلام نموده که با رایزنی با پزشکی قانونی شهرستان ... درحد توان علت فوت مشخص و درصورت عدم امکان تعیین علت فوت با رضایت بستگان جسد تحویل پدر مقتول گردد. جواز دفن صادر شده، در آن علت فوت غیرقابل‌تعیین ذکر شده‌است. از خانم گ.پ. مادر مقتول تحقیق شده، اظهارداشته: شکایتم همان شکایت همسرم است. از قاتل یا قاتلین شکایت دارم. از خانم ط.الف. همسر مقتول نیز تحقیق شده، اظهارداشته: «شکایت من نیز همین شکایت پدر و مادر مقتول است و تقاضای صدور حکم قصاص دارم. از ع.الف. 16 ساله در تاریخ 1384/03/01 تحقیق شده او نیز از قاتل یا قاتلین پدرش شکایت نموده‌است و تقاضای قصاص قاتل یا قاتلین را نموده‌است. از ط.الف. دختر م