تعیین وکیل تسخیری برای متهم غائب
خلاصهٔ رأی
پیام: تعیین وکیل تسخیری برای متهم غایب فاقد وجاهت قانونی است.
متن کامل
تعیین وکیل تسخیری برای متهم غائب Toggle navigation صفحه اصلی درباره ما درباره پژوهشگاه قوه قضائیه درباره پژوهشکده آرا تماس با ما دریافت نظرات و پیشنهادها عنوان: تعیین وکیل تسخیری برای متهم غائب پیام: تعیین وکیل تسخیری برای متهم غایب فاقد وجاهت قانونی است. مستندات: شماره دادنامه قطعی : 9509980925800038 تاریخ دادنامه قطعی : 1395/05/10 گروه رأی : کیفری آراء منتخب پرونده: شعبه دیوان عالی کشور شعبه دیوان عالی کشور مشخصات متن نتیجه تحلیلی کلید واژه ها نمایه قوانین مرتبط گردش پرونده عین عبارت چاپ متن متن تجمیعی پرونده قلم یکان ایران میترا ترافیک زر یاقوت تیتر رأی خلاصه جریان پرونده حسب صورتجلسه مورخ 1391/1/16 در پی اخبار واصله پلیس مبارزه باموادمخدر جهت دستگیری ن. س. به فاضل آباد ... عزیمت و درساعت 930 نامبرده را شناسائی و قصد دستگیری وی را داشته اند که بمحض مشاهده مأمورین دو بسته پلاستیکی چسب کاری شده را به داخل حیاط منزل خود پرتاب می نماید که مأمورین با اجازه مادر ن. که جلو درب منزل حاضر بوده حیاط را جستجو و موادمخدر به وزن تقریبی 56 گرم با لفاف از نوع شیشه کشف و ضبط می شود (ص 1 ) در بازجوئی از وی اظهار میدارد بنده امروز قبل از ظهر داخل کوچه روبروی منزلم بسر می بردم که شخصی به هویت ر که ساکن روستای ر. است به من مراجعه و اظهار داشت موتورم خراب است و مامورین در خیابان ... هستند و این دو بسته مواد را برایم نگهدار که مامورین بلافاصله به من نزدیک و بنده دو بسته مواد را داخل حیات منزل پرتاب کردم و نهایت دستگیر شدم و مواد کشف شد ( ص 2 ) و در بازجوئی مجدد اظهار داشته قبل از ظهر 91/1/16 روبروی حیاط منزلم بودم که شخصی به هویت ر. که ساکن ر. است دو بسته موادمخدر را تحویل داد که ناگهان مامورین نزدیک من شد و بنده آنرا داخل حیاط منزلم پرتاب کردم و نهایت مواد کشف و بنده دستگیر شدم و رضا موفق به فرار شداز او سئوال شده بنا به اخبارواصله مواد را از خانمی به هویت م. ت دریافت نموده و ایشان مواد را از طبقه دوم برای شما پرتاب کرد چه دفاعی دارید پاسخ می دهد بنده اطلاع ندارم و ندیدم که مواد را از چه کسی اخذ کرد ولی مواد را در داخل کاپشن خود بیرون آورد (ص 4 ) رنگ نوشته های برگ تحویل و توزین بخصوص در قسمت درج وزن ماده مکشوفه پریده وقابل خواندن نیست ولی از اثر باقی ماده خودکار می شود حدس زد که با لفاف 56 گرم بوده ولی بدون لفاف مشخص نیست ( ص 5 ) در تاریخ 91/1/17 در دادسرا از ن. س. تحقیق شده اظهار داشته بنده سابقه ندارم کارگرهستم متأهل هستم ولی اولاد ندارم جلو حیاط پدری ام علف روئیده است که من جوجه داشتم و فردی که فقط اسم او را می دانم به نام ر. که فامیلی او را نمی دانم با موتور خود عبور کرد رفت جلو و از کنار منزلی که مواد می فروشند عبورکرد و من برگشتم سرخیابان دیدم ماشین پاسگاه رفت داخل روستای ... ودیدم ر برگشت و متوجه مأمورین پاسگاه شد و به من سلام کرد و موتور خود را خاموش کرد و من گفتم موتور را می برند و پیاده شد و کاپشن خود را گذاشت روی جک و از داخل کاپشن یک بسته که داخل پلاستیک بود را گذاشت روی موتور و بعد پلاستیک را از روی موتور افتاد و بمن گفت یک لحظه نگهدار و من نگه داشتم و وقتی مأمورین پاسگاه آمد ر. گفت ن. پلاستیک را بیانداز و من نمی دانستم که پلاستیک چیست و آن را انداختم داخل منزل خودمان و ماموران آمدند و مرا دستگیر کردند و وارد منزل شدند و مواد را ازداخل منزل کشف کردند مواد مکشوفه مال من نیست و ر آنجا ایستاده بود و موتور نیز همان جا بود ومن مواد مصرف نمی کنم و بی گناهم و وقتی که پلاستیک را پرتاب کردم نیم گرم از آن پلاستیک افتاد و نگاه کردم دیدم مواد است و من چون مامورین را دیده بودم ترسیدم و آن نیم گرم را ریختم داخل جیب خودم سپس با استناد به ادله اتهام حمل و نگهداری 44 گرم و 50 سانت شیشه بوی تفهیم شده اظهار داشته قبول ندارم علیه من گزارش نداده اند گزارش مال پسرعمویم بنام م. می باشد که بالاتر ازمنزل ما در ساختمان دو طبقه شیشه و کراک می فروشد مشتری دارد او مواد را از بالای ساختمان برای مشتری ها پرتاب می کند و پول مواد را باطناب می کشد بالا دیروز من فهمیدم مواد مکشوفه پنج میلیون ارزش دارد بنده خلاف کار نیستم ( ص 9 ) در تاریخ 91/1/19 در نیروی انتظامی اظهار داشته بنده جلوی درب منزل بودم که م. س. دوبسته حاوی مواد را برای من پرتاب کرد و اظهار داشت به شخصی به هویت ر. بده که قبل از رساندن جنس به دست ر. توسط مأمورین دستگیر شدم و ر. و م. محل را ترک کردند و متواری شدند سئوال شده جنس ( مواد ) مکشوفه متعلق به چه کسی است جواب داد متعلق به م. س. که درحال حاضر متواری است سئوال شده آیا م . ت. در این موضوع دخالت داشت و یا مواد را به شما م. داد جواب داده م. همسر م. است و هر دو آنها مواد فروشی می کنند ولی در آن روز بنده م. را ندیدم و م. مواد را بدست من داد ( ص 17 ) در برگ کپی آگهی خبر که روی آن مهر محرمانه خورد اعلام شده با احترام برابر خبر واصله فردی به هویت خانم م. ت. حدود 35 ساله ساکن ف. مبادرت به تهیه و توزیع مواد از نوع شیشه بصورت کلی و جزئی می نماید ( ص 18 ) کپی گزارش دیگری با همین مضمون در صفحه 19 پرونده درج است از متهم ن. س. تست مواد مخدر گرفته شده پاسخ حاکی است از وی آزمایش ادرار گرفته شده که فقط از نظر شیشه و مرفین مثبت می باشد (ص این برگه شمارش نشده و بین برگهای 24 و 25 قرار دارد ) درتاریخ 91/1/21 در بازپرسی اظهار داشته قبول ندارم مواد مال من نیست ماموران در تعقیب م. ت. بودند که م. مواد فروش کوچه ماست م. پسر عموی بنده شوهر اوست م. با موتور ترک ر. بود که از جلو من عبور کردند و بسته ای را به سمت درب حیاط ما پرتاب کرده ماموران در حین تعقیب ایشان بودند و وقتی که بمن رسیدند مرا دستگیر کردند ماموران کلاً چهارنفر بودند و من اصلاً دستم به مواد نرسید و جلسه قبلاً از ترس در سابق نام م. را نیاوردم چون او طرفدارانی دارد که با شمشیر دستان چند نفر را قطع کرده بودند وبنده نیز از ترس در جلسه قبل دروغ گفتم (ص26 ) در تاریخ 91/1/22 از مأمورتنظیم کننده صورتجلسه کشف مواد از ن. س. بنام س. خ. در دادسرا تحقیق شده مامور نامبرده اظهار داشته در روز دستگیری خودم به همراه سه سرباز دیگر با ماشین سازمانی نیسان پیکاپ به خیابان... مراجعه کردم و از قبل برای م. ت. درساختمان دو طبقه همان کوچه گزارش داشتیم و گزارشی از سابق برای ن. س. نداشتیم وقتی که ما رسیدیم خودم دیدم ن. س. به سمت خانه دو طبقه رفت و درب را زد و خانم م. ت. از پنجره نگاه کرد و خودم دیدم ن. چیزی بالا انداخت و دست خود را قلاب کرد و بعد بسته ای دریافت ولی از داخل منزل کسی را ندیدم ن. پیاده بود و قصد عزیمت به خیابان اصلی نمود و بسمت منزل خودش می رفت که وقتی که ما را دید قصد فرار داشت که بسته را به داخل منزل خود پرتاب کرد که ما به او رسیدیم و از بازرسی منزل بسته را پیدا کردیم ولی من در مورد خرید و رد و بدل نمودن پول چیزی ندیدم و نمی دانم و حتی در بازرسی مجدد از جیب شلوار ن. حدود نیم گرم شیشه کشف گردیداز وی سئوال شده متهم ادعا نموده فردی به هویت ر. با موتور به همراه م از داخل کوچه ... به سمت وی و مواد متعلق به ایشان بوده است جواب داد در محل و در کوچه فقط ن. حضور داشت حتی کسی ازآن منزل دوطبقه خارج نشدو من فردی جز ن. را ندیدم(ص31-31) سه سرباز همراه خ. نیز تقریباً و مختصرتر اظهارات وی را تأیید کرده اندنوع مواد مکشوفه طبق پاسخ آزمایشگاه شیشه بوده است (ص 35 ) ن. س. اظهارات مامورین را کذب دانسته و اظهارداشته م ترک ر بود و م اجناس را پرتاب کرد داخل منزل او مریم مواد فروش است و م. س. نیز مواد فروش هستند ولی من از این دو نفر موادی نخریدم و در مورد اظهارات اولیه گفته من از م می ترسیدم روز اول گفتم که من مواد را پرتاب کردم ولی الان نمی ترسم چون می دانم برادرش م. در زندان است (ص 38-39 ) برای ن. س. به اتهام حمل و نگهداری 44 گرم و 50 سانت شیشه قرار مجرمیت صادر شده برای م. س. و م. ت. قرار منع تعقیب صادر نموده ( ص 41و42 ) دادیار اظهار نظر در ذیل قرار ایراد نموده که با توجه اظهارات ن. س. که حکایت از دخالت م. س. و خانم م. ت در امر موادمخدر مکشوفه دارد و ... تفتیش و بازرسی از منزل و محل سکونت م. س. و م. ت ضرورت داشت ثانیاً تحقیق از م. س. و م. ت. درخصوص موضوع مواجهه حضوری با مأمورین موثر در مقام بود لذا پس از رفع نقص اظهارنظر شود سوابق کیفری آنان نیز استعلام شود که از این پس علیرغم مراجعات مکرر مامورین به نشانی اعلامی متهمین م. س. و م. ت. حضور نداشتند نهایتاً برای م. س. و م. ت.هم به اتهام نگهداری و فروش 44/5 گرم شیشه با دلائل مندرج در فرار از جمله متواری بودن ایشان و عدم حضورشان قرار مجرمیت صادر کرده است ( ص 52 ) و برای هر سه متهم کیفرخواست صادر شده (ص53 ) پرونده به دفترکل دادگستری علی آباد ارسال و به شعبه 101 دادگاه انقلاب ارجاع شده 91/3/3 (ص 54 ) آقای الف. ب از ن. س. اعلام وکالت نموده (ص 80-81 ) دادگاه طی نامه شماره 9110111769100277 مورخ 91/6/21 ظاهراً اشتباهاً به جای کانون وکلا از کانون کارشناسان استان گلستان خواسته است که برای م. س. و خانم م. ت. وکیل تسخیری تعیین نمایند و کانون وکلای دادگستری گلستان آقای الف. د. را به عنوان وکیل تسخیری م. ت. و م. د. را به عنوان وکیل تسخیری م. س. معرفی کرده است ( ص 111 ) از زندان سوابق ن. س. استعلام شده که سوابقی چون ایراد ضرب و جرح و اعتیاد به موادمخدر و خرید و فروش یکصدگرم تریاک و اعتیاد و مساعدت با متهمین جهت خلاص آنان از محاکمه و باز هم اعتیاد داشته که مجازات جزئی آنها را که غالباً جزای نقدی و شلاق بوده تحمل نموده است ( ص 91 ) سپس در تاریخ 91/7/24 طی دادنامه شماره 910479 صادره از دادگاه انقلاب علی آباد کتول ن. و م. س. به اتهام حمل و نگهداری و در مورد م. س. علاوه برآن اتهام فروش 44/5 گرم شیشه به اعدام محکوم و سپس به استناد تبصره 1 ماده 8 قانون اصلاح قانون مبارزه با موادمخدر مجازات اعدام ن س. را به حبس ابد تبدیل ولی در مورد م. س. با این استدلال که وی دارای سابقه می باشد محکومیت وی را همان اعدام اعلام کرده و م. ت. را تبرئه نموده است و رأی را درمورد ن. س. و م. ت. حضوری و قطعی و در مورد م. س. غیابی اعلام کرده است (ص 129-130 ) آقای م. د. که به عنوان وکیل تسخیری برای متهم غایب م. س. انتخاب شده از دادنامه مذکور واخواهی نموده (ص147 ) و دادگاه طی دادنامه شماره 910706 مورخ 91/10/10 با رد واخواهی دادنامه غیابی را تایید و آنرا حضوری اعلام نموده است سپس پرونده به دادستانی کل کشور ارسال و در اجرای ماده 32 قانون اصلاح قانون مبارزه باموادمخدرطی دادنامه شماره 332/92/409 مورخ 92/2/22 دادستان محترم کل کشور دادنامه غیابی 9100479 و دادنامه شماره 910706 مورخ 91/10/10 را که در تائید دادنامه غیابی صادر و حضوری اعلام شده بود به جهت نقص در تحقیقات و ضرورت مواجهه حضوری بین م. س. و همسرش و محکوم علیه دیگر ن. س. و نیز بررسی دلائل مربوط به خرید و فروش موادمخدر نقض و به جهت رفع نقص و تجدیدرسیدگی و صدور رأی مقتضی به دادگاه صادرکننده رأی اعاده می نماید ( ص 91 ) دادگاه وقت رسیدگی تعیین و همه متهمان از جمله ن. س. که نسبت به وی رأی قطعی بود و م. ت. که تبرئه شده و دادستانی هم معترض برائت وی نشده و م. س. و وکلای ایشان را جهت مواجهه حضوری دعوت نموده و تنها ن. س. و وکیل وی که درضمن لایحه بسیار مفصلی هم برای دفاع مجدد از موکل خود تقدیم نموده حاضر و وکیل خانم م . ت. هم طی لایحه مختصری اعلام کرده موکلش متواری بوده و بوی دسترسی ندارد و وکیل م. س. آقای م. د. ن. هم حاضر نگردیده و دادگاه طی دادنامه شماره 9209971769100190 با این استدلال که چون م. س. که قبلاً واخواهی وی ردشده حاضر نیست و امکان مواجهه حضوری وجود ندارد و با توجه به اظهارات ن. س. و وکیل ایشان که درجلسه حاضر بوده اند و با توجه به لایحه وکیل م. ت. و این که رأی در مقام رسیدگی مجدد پس از نقض آراء سابق الصدور توسط دادستان محترم کل کشور صادر می شود. دادگاه واخواهی م. س. را وارد ندانسته و مجدداً محکومیت و دادنامه 910479 را تائید کرده است (ص 232 ) حسب صورت جلسه 93/4/12 م. س. در خیابان مشاهده و شناسائی و دستگیر شده است و با اعلام محکومیت به زندان اعزام شده است متعاقباً آقای ف. خ. از متهم اعلام وکالت می نماید (ص 349-350 ) و درتاریخ 93/4/16 از دادنامه غیابی تقاضای واخواهی می نماید (ص 351 ) با توجه به اینکه دادگستری علی آباد کتول قاضی ویژه رسیدگی به پرونده های دادگاه انقلاب را نداشته در تاریخ 93/6/1 رئیس شعبه اول دادگاه انقلاب گرگان دراین مورد اظهارنظر و چون واخواهی وکیل تسخیری متهم بنام آقای م. د. قبلاً مردود اعلام شده واخواهی مجدد را فاقد وجاهت قانونی دانسته است این تصمیم با شماره اداری9310390057500002 مورخ 93/6/1 ثبت شده است (ص 373 ) متعاقباً دادیار اجرای احکام طی شرحی اعلام داشته که در اجرای ماده 32 می بایست پرونده به نظر دادستانی کل برسد که نرسیده و این امر مستلزم صدور قرار تأمین قانونی می باشد و پرونده نزد دادگاه فرستاده است ( ص 381 ) دادگاه در تاریخ 93/9/13 مطالب دادیار اجرای احکام را صحیح دانسته و برای متهم در برگ جداگانه قرار بازداشت موقت صادر کرده است (ص 383 ) قرار بازداشت موقت در تاریخ 93/9/15 صادر شده است (ص 385 ) آقای ف. خ. طی شرحی به دادستانی کل نسبت به آراء صادره که شماره های آنرا ذکر نکرده اعتراض نموده پرونده به دادستانی ارسال و با نسخ ماده 32 به شعبه اول دادگاه انقلاب گرگان اعاده شده (ص 393 ) آقای ف. خ. مجدداً در تاریخ 93/11/18 به دادنامه اعتراض و واخواهی نموده ( ص 394 ) درتاریخ 94/4/8 رئیس شعبه اول د