تعیین منشا دعوای طلاق مطروحه از سوی زوجه

خلاصهٔ رأی

انه را خالی کنند و می خواهم خانه را به مستأجر بدهم همیشه وقتی آقا می آمدند 110 هم می آمدند اگر خانم برای کوچکترین کاری مثلاً خرید خوراکی برای بچه از خانه بیرون می رفتند و زمانی که سرکار بودند اگر ده دقیقه دیرتر می آمدند آقا به 110 زنگ می زدند و می گفتن خانم من منزل نیست و چند روزی از ایشان خبر ندارم می آمدند توی کوچه سر و صدا می کردند شیشه می شکستند حتی دوربین خانه همسایه هم این مسائل را ضبط کرده است.

متن کامل

تعیین منشا دعوای طلاق مطروحه از سوی زوجه Toggle navigation صفحه اصلی درباره ما درباره پژوهشگاه قوه قضائیه درباره پژوهشکده آرا تماس با ما دریافت نظرات و پیشنهادها عنوان: تعیین منشا دعوای طلاق مطروحه از سوی زوجه پیام: در دعاوی طلاق مطروحه از سوی زوجه ضرورت دارد مشخص شود منشا دعوا، عسر حرج زوجه یا تخلف زوج از شروط ضمن عقد است و در صورت ابهام در این خصوص، ضروریست از خواهان در این مورد تحقیق به عمل آید. عنوان: نحوه احراز بیماری اعصاب و روان انتسابی به زوج پیام: در دعوای طلاق مطروحه از سوی زوجه به استناد بیماری اعصاب و روان زوج، ضروریست این بیماری در در کمیسیون پزشکی مربوطه مستقر در مرکز پزشکی قانونی محل طرح گردیده و آن مرجع این بیماری را احراز کند؛ بنابراین ارائه یک نسخه پزشکی از پزشک متخصص در امر روان پزشکی در مقرون به واقع قلمداد نمودن ادعای زوجه در این خصوص کافی نیست. مستندات: شماره دادنامه قطعی : 9409983411500150 تاریخ دادنامه قطعی : 1395/06/24 گروه رأی : حقوقی آراء منتخب پرونده: شعبه دیوان عالی کشور شعبه دیوان عالی کشور مشخصات متن نتیجه تحلیلی کلید واژه ها نمایه قوانین مرتبط گردش پرونده عین عبارت چاپ متن متن تجمیعی پرونده قلم یکان ایران میترا ترافیک زر یاقوت تیتر رأی شعبه دیوان عالی کشور در تاریخ 1394/2/14 از ناحیه خانم ف. ش.ب. با وکالت آقای ر. ک. و خانم م. ر. ب. د. بطرفیت آقای ح. ق. دادخواستی بخواسته طلاق به درخواست زوجه بانضمام تصویر دادنامه شماره 9309973413701247 صادره از شعبه هفتم دادگاه تجدیدنظر استان کرمان و استشهادیه محلی و نامه صادره از کلینیک تخصصی روانشناسی بالینی مبنی بر اصرار زوجین به طلاق و نامه پزشکی قانونی و سند ازدواج و وکالت نامه تقدیم دادگستری شهرستان کرمان نموده که به شعبه 15 دادگاه خانواده آن شهرستان ارجاع گردید. در دادخواست مذکور از ناحیه وکیل خواهان مطرح شده که به وکالت از خانم ف. ش.ب. به استحضار می رساند موکل به موجب سند ازدواج به شماره ... تنظیمی در دفترخانه شماره 10 کرمان در مورخ 90/1/8 به عقد دائم خوانده محترم درآمده است و ثمره این ازدواج یک دختر 3 ساله است متأسفانه خوانده از بدو زندگی مشترک بنا ء سوء رفتار و سوء معاشرت را پیشه کردند و بارها موکل را مورد ضرب و جرح، توهین و فحاشی قرارداده اند که گواهی پزشکی قانونی به شماره ... به دادنامه قطعی به شماره930738 استشهادیه نامه مرکزمشاوره پیوست مؤید درادعاست و همچنین خوانده محترم به دلیل بیماری اعصاب و روان تحت درمان روان پزشک می باشد که در این خصوص تقاضای معرفی مشارالیه به پزشک قانونی وهمچنین استعلام از روان پزشک معالج می باشد. دادگاه درتاریخ 94/2/17 در وقت فوق العاده تشکیل جلسه داده و در صورتجلسه ذکر نموده که با توجه به اظهارات خواهان قرار استماع شهادت شهود را صادر و اعلام می نماید و همچنین جهت ایجاد صلح و سازش فیما بین قرار ارجاع امر به داوری صادر و اعلام می گردد که به دنبال این تصمیم دفتر را مقرر نموده که نسبت به تعیین وقت رسیدگی و ابلاغ وقت رسیدگی و دعوت از شهود و معرفی داور و ارسال نسخه ثانی دادخواست و ضمائم به خوانده اقدام نمایند که پس از سیر مراحل مذکور در تاریخ1394/6/29دادگاه در وقت مقرربا حضور وکیل خواهان وخوانده اجلاس نموده وکیل خواهان اظهار داشته پیرو دادخواست تقدیمی به استحضار می رساند خواسته موکل صدور حکم بر گواهی عدم امکان سازش جهت اجرای صیغه طلاق می باشدزیرا با عنایت به مدارک پیوست دادخواست ازجمله گواهی پزشکی قانونی وهمچنین شهادت شهودکه هم اکنون جهت ادای شهادت دردادگاه حاضرهستند خوانده محترم ازشروط ضمن العقد تخلف کرده ومرتکب سوء رفتار و ضرب و جرح مکرر موکل شده و بارها مشارالیه را کتک کاری کرده و با الفاظ رکیک و فحاشی موجب آزار و اذیت وی شده و بدین وسیله شروط ضمن عقد سند ازدواج را نقض نموده است لذا از محضر دادگاه استدعای صدور حکم بر مبنای دادخواست تقدیمی می باشد اضافه می نماید که خوانده محترم ظاهراً بدلیل بیماری اعصاب و روان تحت درمان روان پزشک می باشد که این امر موجب عسر و حرج موکل نیز شده است خوانده در مقام دفاع پاسخ داده که بنده مدتی پس از ازدواج دچار درگیری های خانوادگی که همگی به علت دخالت خانواده همسرم ایجاد شده بود گردیدم که تاکنون نیز همچنین ادامه دارد لذا در تاریخ 92/12/17 متوجه مطالبه مهریه از سوی همسرم گردیدم که از آن روز به بعد و با راهنمایی های وکیل محترم همسرم خانم خ. روند تکراری که در اکثریت پرونده های سرکار خانم خ. دیده می شود مشکلات زیادی در زندگی بنده ایجاد شد طرح چندین پرونده کیفری و حقوقی صورتجلسه های متعدد به صورتی که همسرم بنده را به دلیل اینکه برای منزل خرید کنم به خارج از منزل می فرستادند و با تماس با 110 و طرح صورتجلسه های کذب و تکراری زمینه سازی برای این پرونده می نمودند از جمله در مورد گواهی پزشک قانونی باید به اطلاع برسانم که یک شب که بنده بیرون از منزل بودم وقتی درب منزل رسیدم دیدم مأمورین انتظامی در منزل می باشند و اظهار می دارند که همسر شما اطلاع داده که دزد آمده ولی ما چیزی مشاهده ننمودیم پس از رفتن مأمورین همسرم به داخل منزل آمد و با جیغ و داد و فریاد کشیدن می گفت همسرم دارد مرا می زند و با 110 تماس گرفته و بنده در کلانتری اظهار داشتم که بنده هرگز ایشان را نزدم و می توانید بازدید کنید یا ما تا صبح همین جا می مانیم و فردا به اتفاق هم به پزشکی قانونی می رویم در غیر اینصورت بنده فردا هیچ مسئولیتی نمی پذیرم که با وساطت مأمورین ایشان به منزل ( فعلی قید شده)پس از مدتی گواهی پزشکی قانونی را ارائه دادند و در دادگاه کیفری مربوطه نیز با ادای قسم بنده را محکوم نمودند با تمام تفاسیر بنده از ته دل همسرم را دوست دارم و به ایشان عشق می ورزم و حاضر نیستم به خاطر دخالت خانواده ایشان و دلایل مبهم ایشان زندگی خود و یک فرزندم دختر 3 ساله را نابود کنم دادگاه در ادامه رسیدگی بصورت علیحده از شهود تعرفه شده خواهان به شرح علیحده تحقیق و پیوست نموده (ورقه37 الی46) که اولین شاهد بنام خانم ف. ش. که خود را خواهر خواهان معرفی نموده اظهار داشته: در طول این یکی دوسال گذشته بارها شاهد فحاشی آقای ح. ق. به خواهر و پدرم و مادر و بعضاً همسایه بوده ام و حتی چندین مرتبه که در داخل خانه پیش خواهرم بودم این آقا آمدند و موجب رعب و وحشت شده، فحاشی کرده و وسایل اعم از وسایل دکور و رومیزی و تلفن را شکستند و به طرف من و خواهرم حمله ور شدند و خواهرم را با چاقو تهدید کردند و وسایل را به طرف خواهرم پرتاب کردند و حدود زمستان سال 93 شیشه درب ورودی منزل را شکستند و با تکیه های شیشه به طرف خواهر و مادر من حمله ور شدند و چندین مرتبه خواهر من را مورد ضرب و شتم قرار دادند و زمانی که من به خانه خواهرم رسیدم خانه را در حضور من ترک کرده و زمانی که وارد منزل شدم آثار کبودی را روی بازو و پشت سر خواهرم مشاهده کردم البته چندین مرتبه در حضور خود بنده نیز به صورت خواهر من سیلی زده و خواهرم را هل دادند ومن با چشمان خود مشاهده کردم که این آقا قرص های بیماریهای اعصاب می خوردند در طول این مدت این آقا هیچ گونه موادغذایی و پوشاکی برای همسر و فرزند خود تهیه نمی کردند و هفته ها به خانه نمی رفتند. دادگاه در ادامه رسیدگی از شهود دیگر بنام ع. ر. ش. 49 ساله که خود را دایی خواهان معرفی نموده پس از تفهیم مورد گواهی از وی با این شرح تحقیق نموده که نامبرده اظهار نموده با نام خداوند جناب آقای قاضی اولین مطلبی را که می خواهم خدمت شما بیان کنم این مطلب است که شوهر دختر خواهر من در جایی به دختر خواهرم گفته است که من تو زندگی هیچ احساسی نسبت به تو ندارم و احساس من نسبت به تو مثل احساس به خواهرم است لذا انگیزه برای زندگی در وی وجود ندارد مشاهدات من از زندگی این دونفر این است هر وقت خانه خواهرم می رفتم و می دیدم نیست بچه ها می گفتند پیش ف. است (مخصوصاً شب ها) و چند مرتبه به خواهر گفتم اگر دامادت خانه نمی آید ف. را بیاور پیش خودت می گفت ممکن است شوهرش اعلام عدم تمکین کند مشاهده بعدی من یک روز داماد خواهرم با همسر خود درگیر فیزیکی شده بود و خواهرم من رو صدا زد و پشت گردن و بازوی دخترش را نشان داد (گواهی پزشکی قانونی وجود دارد)از طرف دیگر از دادن خرجی و نفقه خودداری می کرد. شاهد دیگر بنام آقای ع. ش. 40 ساله که خود را دایی دیگر خواهان معرفی نموده پس از تفهیم مورد گواهی اظهارات دو شاهد قبل را تکرار نموده و آخرین شاهد بنام ث. ن. که خود را متولد 1353 و فاقد رابطه خویشی و خادم و مخدومی با طرفین معرفی نمود. پس از تفهیم مورد گواهی اظهارداشته آقای ق. از اواخر مهرماه خیلی کم به منزلشان می آمدند بعضی وقتها 2 هفته ای یک بار و خیلی وقتها ماهی دو ماهی یک بار می آمدند خانم منزل تنها بودند و توی کوچه 48 اول و آخر کوچه نگهبان گذاشته بودند اگر کسی در منزل می رفت حتی مادر و پدر خانم می رفتند و مایحتاج خانم و فرزند ایشان می آوردند اما فوری می آمدند و فحاشی می کردند که چرا در خانه من آمدند هیچ کس حق نداشت با خانم ارتباط داشته باشدحتی یک سلام خالی خود بنده یک بار توی کوچه بطور اتفاقی خانم را دیدم و احوال پرسی کوتاهی کردم آقا مدعی شد و بشدت با من برخورد کردند و تهدید کردند البته چند تااز همسایه جای دیگر را نیز تهدید کردند که متأسفانه الان مسافرت هستند نتوانستند بیایند یک بار هم دیدم که بزور خانم را مجبور به خالی کردن خانه کردن گفتم چرا اینکار را می کنید گفتند خانم باید خانه را خالی کنند و می خواهم خانه را به مستأجر بدهم همیشه وقتی آقا می آمدند 110 هم می آمدند اگر خانم برای کوچکترین کاری مثلاً خرید خوراکی برای بچه از خانه بیرون می رفتند و زمانی که سرکار بودند اگر ده دقیقه دیرتر می آمدند آقا به 110 زنگ می زدند و می گفتن خانم من منزل نیست و چند روزی از ایشان خبر ندارم می آمدند توی کوچه سر و صدا می کردند شیشه می شکستند حتی دوربین خانه همسایه هم این مسائل را ضبط کرده است. دادگاه بدنبال قرار ارجاع امر به داوری در تاریخ 94/2/17 به شرح گذشته و معرفی داوران و تفهیم موارد داوری به آنان بترتیب آقای م. بعنوان داور خواهان در تاریخ 94/7/12 و آقای ع. ر. پ. بعنوان داور خوانده در تاریخ 94/7/27طی نظریه کتبی (اوراق 57 و 58) اعلام داشتند که موفقیتی در اصلاح ذات البین کسب ننموده اند که بدنبال نظریه داوران در تاریخ 94/8/9 دادگاه در وقت نظارت پرونده را تحت نظر قرارداده و طی صورتجلسه ای اعلام نموده که از بررسی سوابق ملاحظه می شود خواهان نوع طلاق را انتخاب ننموده مع الوصف بدین منظور دفتر را مقرر نموده که خواهان دعوت بحضور گردد. و در ادامه رسیدگی خواهان طی لایحه ای که در تاریخ 94/8/10 ثبت و ضبط در پرونده گردیده اعلام نموده اینجانب ف. ش.ب. خواهان پرونده کلاسه 940/154 با موضوع صدور حکم مبنی بر طلاق از تعداد 1364 عدد سکه کامل بهار آزادی بعنوان مهریه تعداد 164 عدد سکه را در قبال طلاق بذل می نمایم استدعای صدور حکم شایسته است که پس از لایحه مذکور دادگاه بدون اجرای دستور مورخه 94/8/9 در تاریخ 94/8/10 در وقت فوق العاده تشکیل جلسه داده پس از بررسی اوراق پرونده ختم رسیدگی را اعلام و مبادرت به صدور رأی نموده و با پذیرش دعوی خواهان در رأی صادره به شماره 9409973411501223 با این شرح که به حکایت پرونده پیوست، خانم ف. ش.ب. باتقدیم دادخواستی به طرفیت آقای م. ر. ق. (که اسم خوانده در دادنامه اشتباهاً قید شده) و با ادعای اینکه همسرش سوء رفتار دارد صدور حکم طلاق را خواستار گردیده. از آنجائیکه از رهگذر اظهارات شهود و مفاد دادنامه شماره 93/738 صادره از شعبه محترم 109 جزایی مورد ادعایی خواهان محرز و بالنتیجه تحقیق بند ب و شق 3 از جمله شرایط ضمن العقد محقق و ثابت است، لهذا توجهاً به مفاد تصویر سند نکاحیه پیوست دادخواست که حکایت از وجود علقه زوجیت بین طرفین مبنی بر عقد نکاح دائم دارم و اینکه مساعی داوران در جهت اصلاح ذات البین و رفع شقاق مؤثر واقع نگردیده حکم بر احراز شرط اعمال وکالت در طلاق صادر و به تجویز مواد 4 - 26 - 27 - 31 و 33 قانون حمایت خانواده و مادتین 1119 و 1120 قانون مدنی به زوجه اجازه داده می شود ظرف شش ماه از تاریخ ابلاغ دادنامه و قطعی یا قطعیت دادنامه صادره به یکی از دفاتر رسمی مربوطه مراجعه و با استفاده از وکالت مفوضه و بذل و قبول بذل 164 قطعه سکه از مهریه شخصاً یا با توکیل غیر نسبت به ایقاع و ثبت طلاق اقدام و اسناد و دفاتر مربوطه را اصالتاً از طرف خود و وکالتاً از طرف خوانده امضاء نماید. ماهیت طلاق با توجه به اعلام زوجه دائر به بذل به میزان مورد اشاره خلعیست، استعلام از وضعیت شرعی زوجه و رعایت مفاد مواد 1134 و 1140 و 1141 و 1142 قانون مدنی و ماده 31 قانون حمایت خانواده و اخذ گواهی پزشکی به منظور احراز وجود یا عدم وجود جنین به عهده سردفتر مجری صیغه طلاق می باشد. حضانت فرزند به اعتبار سن با مادر و پدر «ضمن داشتن حق ملاقات در روز جمعه هر هفته از ساعت 9 به مدت 10 ساعت»; موظف است نفقه او را پرداخت نماید اقدام نموده که پس از صدور رأی مذکور و ابلاغ به طرفین، خوانده دعوی با وکالت آقای ع. ح. با تقدیم دادخواستی در تاریخ 93/9/10 نسبت به رأی صادره تجدیدنظرخواهی نموده و وکیل مذکور در لایحه پیوست دادخواست تجدیدنظر خواهی مطرح نموده .»; به نظر می رسد که ایرادات اساسی ذیل به رأی صادره وارد است 1- در باب اظهارات شهود و مطلعین فارغ از اینکه نامبردگان ارتباط نسبی نزدیکی با تجدیدنظر خوانده داشته اند به نظر می رسد که اظهارات آنان مؤثر در مقام نمی باشد زیرا که نامبردگان در محاکم مختلف کیفری و حقوقی متعدد حاضر و همین اظهارات را بیان و در پاره ای از دادگاهها اعلام نموده ان