تعیین عده در طلاق با وجود باکره بودن زوجه

خلاصهٔ رأی

پیام: درصورتی که علیرغم برگزاری مراسم عروسی و زندگی مشترک زوجین به مدت چندین ماه، زوجه همچنان باکره باشد، تعیین عده برای زوجه ضمن صدور حکم به طلاق فاقد وجاهت است.

متن کامل

تعیین عده در طلاق با وجود باکره بودن زوجه Toggle navigation صفحه اصلی درباره ما درباره پژوهشگاه قوه قضائیه درباره پژوهشکده آرا تماس با ما دریافت نظرات و پیشنهادها عنوان: تعیین عده در طلاق با وجود باکره بودن زوجه پیام: درصورتی که علیرغم برگزاری مراسم عروسی و زندگی مشترک زوجین به مدت چندین ماه، زوجه همچنان باکره باشد، تعیین عده برای زوجه ضمن صدور حکم به طلاق فاقد وجاهت است. مستندات: ماده 1155 قانون مدنی - شماره دادنامه قطعی : 9409970907201334 تاریخ دادنامه قطعی : 1394/11/26 گروه رأی : حقوقی آراء منتخب پرونده: شعبه دیوان عالی کشور مشخصات متن نتیجه تحلیلی کلید واژه ها نمایه قوانین مرتبط گردش پرونده عین عبارت چاپ متن متن تجمیعی پرونده قلم یکان ایران میترا ترافیک زر یاقوت تیتر رأی خلاصه جریان پرونده خانم س. ا.فرزند ع. با وکالت خانم پ. ج.پ. وکیل پایه یک دادگستری دادخواستی به طرفیت آقای ی. ق. فرزند ر. بخواسته صدور گواهی عدم امکان سازش ( طلاق ) به استناد و بند یک (ترک انفاق ) و عدم رعایت حقوق واجبه زن و بند 2 سوء رفتار معاشرت به محاکم عمومی حقوقی شهرستان بابل تقدیم داشته و به شعبه 10 ارجاع گردیده است وکیل خواهان در توضیح اعلام کرده 1 - خوانده دعوی در تاریخ 1392/3/10 موکله را به عقد رسمی و دائمی خود درآورده بعد از گذشت قریب به دو ماه مراسم عروسی توسط پدر شوهر موکله و خانواده موکله برگزار می شود 2 - متأسفانه زوج از ابتدا زندگی و عقد بنای ناسازگاری و بی توجهی با موکله گذاشته و کوچکترین توجهی به وی نمی کند بطوریکه زوجه بعد از گذشت چندین ماه از عقد و انجام مراسم عروسی همچنان باکره بوده و زوج هیچ اهمیتی به بر طرف کردن نیاز های زوجه نداده و با وی همبستر نمی شود و بنا به اظهارات موکله حتی مدتی در یک رختخواب نمی خوابیدند 3 - زوج از زمان عقد تا کنون حاضر به پرداخت نفقه نشده و زوجه که خود پزشک می باشد با حمایت خانواده اش گذران زندگی می نماید 4 - زوج تحت نظر پزشکان اعصاب روان از قبیل ح.ع.و دکتر ف.ن. بوده و دارو مصرف می کند در زمان ازدواج از زوجه مخفی نگاه داشته است لذا تقاضای صدور گواهی عدم امکان سازش ( طلاق ) دارد ملاحظه می شود که آقای م. خ. م. وکیل پایه یک دادگستری با تقدیم وکالت نامه خود را وکیل خوانده معرفی نموده است شعبه مذکور پس از تعیین وقت دادرسی و دعوت از طرفین بتاریخ 1393/3/17 جلسه دادگاه در وقت مقرر با حضور وکلای طرفین تشکیل داده وکیل خواهان اظهار داشت خواسته به شرح دادخواست تقدیمی است وکیل خوانده در دفاع از موکل خود اظهار داشت مستند خواهان در طرح دعوی بند 1 و 2 شروط ضمن عقد نامه می باشد لازم به ذکر است در صورتی استحقاق تقاضای طلاق به موجب بند یک ایجاد می گردد که زوج از پرداخت نفقه استنکاف نموده و الزام وی نیز به پرداخت ممکن نباشد لذا فی الحال حقی برای زوجه ایجاد نمی کند از طرفی با دقت در مضمون بند 2 شروط به نحوی به شرایط عسرو حرج اشاره دارد که اگر ادامه زندگی مشترک برای طرفین با زوجه غیر قابل تحمل باشد که در مانحن فیه بین موکل و همسرش در مدت 5 ماه زندگی مشترک مسائلی پیش آمده که موجب وقفه در زندگی ایشان شده و موضوع به اندازه ای حاد نیست که توجیهی برای مفارقت باشد موکل و خانواده اش مصرانه تقاضای بازگشت همسرش به زندگی دارند موکل حاضر است برای اثبات حسن نیت خود منویات و منظور همسرش را تامین و فراهم نماید با توجه براینکه زوجه خانم دکتر ا.در جلسه دادگاه حاضر نشده استدعای اصلاح بین طرفین داشته و درخواست می شود جلسه رسیدگی را جهت حضور زوجه و ارجاع موضوع به مراکز مشاوره تجدید فرمائید وکیل خواهان اظهار داشت اینجانب تقاضای وکیل خوانده مبنی بر ارجاع موضوع به مرکز مشاوره را قبول ندارم و با توجه به دفاعیات وکیل زوج لوایح دفاعیه خویش را تقدیم خواهم داشت ضمنآً کلمه زوجه در سطر سوم در بند 4 از صفحه دوم دادخواست با کلمه زوج تصحیح می شود دادگاه طرفین را به مرکز مشاوره شهرستان بابل معرفی و مرکز مذکور طی صورت جلسه اعلام کرده زوجین 12 ماهی است که ازدواج کرده و علت درخواست طلاق طبق گفته زوجه بیماری وسواس زوج می باشد و زوجه طی برگزاری جلسات مشاوره حاضر به ادامه زندگی مشترک نبوده و خواستار طلاق می باشد دادگاه قرار ارجاع امر به داوری صادر و تذکر داده طرفین در مهلت تعیین شده داوران واجد شرایط خودشان را به دادگاه معرفی نمایند بتاریخ 1393/4/29 در وقت فوق العاده جلسه دادگاه تشکیل و در این جلسه آقای ع. ا. به عنوان داور زوجه معرفی و شرایط و وظائف داوری به نامبرده تفهیم گردیده است و آقای آ. گ. نیز از طرف زوج به عنوان داور معرفی و بتاریخ 1393/5/23 در وقت فوق العاده وظائف داوری به داور مذکور تفهیم شده است داوران منتخب نظریه خود شانرا بطور جداگانه تقدیم و پیوست پرونده می باشد اداره پزشکی قانونی شهرستان بابل شرحی در پاسخ به دادگاه به شماره 93/3982 - 1393/5/29 اعلام کرده خانم س. ا. باکره بوده و از حیث بارداری منفی میباشد ( ص 51 ) دادگاه پس از طی مراحل دادرسی ختم رسیدگی اعلام و به شرح دادنامه شماره 1195 - 1393/6/3 مبادرت به صدور رأی می نماید دادگاه استدلال کرده است به اینکه : به عنایت به گوهیهای پزشکان متخصص در مورد طوج مضبوط در صفحات 32 و 33 پرونده و اعلام نتیجه نهائی مرکز مداخله در خانواده به منظور کاهش طلاق صفحه 29 پرونده و با عنایت به اینکه مساعی دادگاه و داوران جهت سازش بین طرفین مؤثر واقع نگردیده و به لحاظ تحقق شروط بند یک از بند ب شروط ضمن العقد مندرج در نکاحنامه رسمی در نتیجه دعوی خواهان را وارد تشخیص و به استناد مواد 234 - 237- 1119- 1221 - 1257 - قانون مدنی مواد 26 - 27 - 28 - 33 - 34 قانون حمایت از خانواده و مواد 198 و 519 قانون آئین دادرسی مدنی حکم به الزام زوج به طلاق با احراز شرایط اعمال وکالت در طلاق صادر می نماید. طلاق مزبور بائن است و عده آن از تاریخ وقوع طلاق سه ظهر است و رعایت وجود شرایط صحت اجرای صیغه طلاق از جمله مراعات مفاد 1134 -1135 - 1140 - 1141 - قانون مدنی حسب مورد به عهده مجری صیغه طلاق خواهد بود خواهان در این پرونده هیچ ادعای مالی علیه خوانده مطرح نکرده و برابر گواهی پزشکی قانونی بابل به شماره ... - 1393/5/29 باکره و فاقد حمل است همچنین به استناد مواد 32 و 33 قانون حمایت از خانواده مدت اعتبار حکم طلاق شش ماه پس از ابلاغ رأی فرجامی یا انقضاء مهلت فرجام خواهی است و به نمایندگی سر دفتر در اجرای صیغه طلاق در صورت امتناع زوج تصریح می گردد ضمنآً خوانده را به پرداخت هزینه دادرسی و حق الوکاله در حق خواهان محکوم می نماید پس از ابلاغ دادنامه آقای ی. ق. با وکالت آقای م. خ.طی دادخواست و لایحه پیوستی نسبت به دادنامه صادره تجدید نظر خواهی کرده است و پرونده به شعبه 12 دادگاه تجدیدنظر استان مازندارن ارجاع گردیده است شعبه مذکور پس از وصول پرونده بتاریخ 1393/8/7 در وقت فوق العاده جلسه دادگاه را تشکیل و دستور داده با تعیین وقت دادرسی جهت اخذ توضیح در خصوص عسرو حرج زوجه طرفین دعوت شوند سپس بتاریخ 1393/11/5 جلسه دادگاه را در وقت مقرر با حضور طرفین و وکلای آنان تشکیل داده ابتداء تجدید نظر خوانده ( زوجه ) اظهار داشت در تاریخ 1392/3/10 به عقد آقای ی. ق. در آمده و زندگی مشترک را شروع نمودیم مدت 6 ماه باهم زندگی کرده ایم اختلاف اساسی از ابتدای شروع زندگی وجود داشته ولی در تاریخ 1392/11/1 ارتباط قطع شد در خصوص ترک انفاق دادخواست حقوقی داده ام حکم به رد آن صادر شده است نامبرده روابط زناشویی با من نداشته است شوهرم وسواس فکری شدید دارد سابقآً ازواج کرده و دائمآً به همسرش فکر می کرد علاقه به من نداشت از زمان ازدواج باکره می باشم وکیل مشارالیها نیز مطالب موکلش را تأیید کرده و اضافه نموده به اینکه برآورده ساختن نیازهای جنسی و عاطفی همسر از اهداف اولیه زندگی مشتر می باشد حسب اقاریری که زوج در دادگاه بدوی داشته و لایحه و اظهارات موکله زوج همچنان در فکر زندگی اول خویش بوده و اساسآً هیچ مهر و محبتی به موکله ندارد لذا مصداق بارز ترک حقوق واجبه زن و سوء معاشرت و عسرو حرج می باشد زوج حسب گواهی های متعدد مضبوط در پرونده تحت درمان دو پزشک اعصاب و روان بوده با توجه به اینکه حتی حاضر به همبستر شدن با زوجه نبوده و حتی منزلی در خصوص زندگی مشترک فراهم نکرده و اینجانب به همراه موکله جهیزیه زوجه را از انباری منزل پدری زوج بیرون آورده و صورت جلسه آن ضمیمه پرونده میباشد بنا به مراتب تقاضای تأیید دادنامه بدوی را داریم تجدید نظر خوانده اظهار داشت سابقآً در سال 1385 با خانم ف. س. ازدواج نموده ام بعلت فشار روحی وی را طلاق داده ام مجددآً در تاریخ 1392/3/10 با خانم س. ا. عقد نموده و در تاریخ 1393/6/15 مراسم عروسی برگزار گردیده و هزینه زندگی و نفقه وی را پرداخت می کردم توان مالی ندارم دانشجو می باشم مسکن مستقلی در رامسر دارم علت وسواسی نداشته ام و ندارم ( عین عبارت ) مرا به پزشکی قانونی بفرستید تا معاینه شوم پس : علت عدم همبستر شدن شما به زوجه چه بوده است جواب : اوائل زندگی عمل نزدیکی داشته ایم بلحاظ اینکه اختلاف خانوادگی پیش آمده با هم جدا زندگی می کردیم پس : با توجه به اظهارات زوجه وی باکره می باشد قبول دارید ؟ جواب : باکره بودن وی را قبول دارم دخول انجام نگرفته است زوج اضافه کرد : بنده خدمت دادگاه عرض میدارم که از ته دل قلبآً و ظاهرآً که حلقه دستم هست و با اینکه از حدود یکسال پیش تا حالا حتی یکبار ایشان را ندیده ام و به خدای واحد قسم ایشان را دوست دارم و در آخرین نشست بنده عرض کردم تمام خاطرات زندگی گذشته را فراموش کردم و بابحث پزشک بودن شماهم کنار آمدم و برایم عادی است فقط بحث خانه مطرح شد ایشان گفته بابل باشد ولی من قبول نکردم گفتم ساری باشد در عین حال الآن حاضرم هرجا ایشان بفرمایند منزل با امکانات درحد وسع ام تهیه کنم تجدید نظر خوانده اظهار داشت مشکل اصلی ایشان تفکر وسواس گونه به همسر قبلی ایشان بوده است اگر دست به دست ایشان میزدم دستم را پرت می کرد در بازگشت به منزل سوئیچ ماشین را با مایع و آب شستو شو میدهد وسواس کثیفی داشته است حتی از ایشان تقاضای رابطه جنسی داشته ام ایشان مخالفت می نمودند و می گفت از زمان خواستگاری داروی اعصاب و روان مصرف می کردم و به من هم می گوید دارو مصرف کن تا میل جنسی خود را از بین ببری حتی چند بار ذکر کرد من خودم را می کشم یا از منزل متواری می شوم و حتی می گفت اگر من به جای تو بودم تا الآن طلاق گرفته بودم وکیل تجدید نظر خواه مطالب گذشته را تکرارو اضافه کرده نکته ای که بارها خواهان و وکیل محترم وی در رسیدگی برآن تأکید داشتند بحث بیماری روحی و روانی موکل بوده و دادگاه بدوی این موضوع را مستمسک قرار داده است حال آنکه ادعی خواهان با نظر احد از پزشکان معالج که البته از جانب خانم زوجه به موکل معرفی شده بود نمی تواند ملاک عملی قرار گیرد در خصوص اخذ نظریه پزشکی قانونی می تواند مؤثر و مبین واقعیات باشد ضمنآً موکل بلحاظ فیزیکی و پزشکی هیچگونه مشکل مقاربتی و جسمی یا وسواس اعم از جنسی یا فکری ندارد دادگاه از خود تجدید نظر خواه سوال کرد که آیا شما دارای وسواس فکری و اختلال اضطرابی هستید جواب : خیر من دارای وسواس فکری و اختلال اضطرابی نیستم پس : علت مراجعه شما نزد پزشک اعصاب و روان از تاریخ 1392/10/20 چه بوده است ؟ بخاطر دوری از پدر و مادرم فوت نموده پیش پزشک متخصص رفته ام اظهارات دکتر ف. ن. را قبول ندارم زیرا از آشنایان زوجه می باشد وکیل تجدید نظر خوانده از تجدید نظر خواه سئوال کرد : در صورتی که هیچگونه بیماری و وسواس فکری نداشته علت عدم همبستری با زوجه و عدم دخول و یا حتی افعال مادون همبستری چه بوده ؟ جواب : اصلآً عدم افعال مادون همبستری را قبول ندارم و حاضرم دست روی قرآن بگذارم ولی دلیل عدم دخول دلیل اختلاف فرهنگی بین دو خانواده که من متوجه آن شدم این علاقه و این امر را در من سرکوب کرد که الحمدا...به لطف خدا کاملآً حل شده است دادگاه پس از استماع اظهارات طرفین و وکلای آنان طی تصمیمی دستور داده با تعیین وقت نظارت زوج به پزشکی قانونی معرفی شود در ضمن گواهیهای پزشکی در صفحه 32 و 33 پرونده مربوط به دکتر ف.ن. و دکتر ح. ع. پیوست نامه پزشکی قانونی گردد در ضمن چنانچه زوج دارای پرونده های بالینی در خصوص بیماری باشد از سوی پزشکی قانونی موردبررسی قرار گیرد و نتیجه اعلام شود بتاریخ 1393/11/28 در وقت فوق العاده جلسه دادگاه تشکیل شده و دادگاه با توجه به نامه شماره 377729/م/13 - 1393/11/25 پزشکی قانونی شهرستان ساری دستور داده درفتر وقت رسیدگی تعیین و زوجین جهت معرفی به پزشکی قانونی دعوت شوند سپس بتاریخ 1394/3/2 در وقت مقرر جلسه دادگاه با حضور زوجین تشکیل و نامبردگان در این جلسه به پزشکی قانونی معرفی شوند اداره پزشکی قانونی شهرستان ساری طی شرحی به شماره ... بتاریخ 1394/3/2 اعلام کرده از آقای ی. ق. مصاحبه بعمل آمده نامبرده در حال حاضر مبتلا به اختلال دو قطبی نوع تیپ II در اپینرود هیپومانیا می باشد از جمله اختلالات خلقی می باشد سابقه مشکلات شخصیتی هم وجود داشته است ( ص 107 ) سپس بتاریخ 1394/3/4 جلسه دادگاه با حضور طرفین و وکیل زوجه در وقت مقرر تشکیل گردید وکیل زوجه مطالب گذشته را تکرار و اضافه کرده طرفین دارای پرونده طلاق در همین شعبه به کلاسه 930970 می باشند و زوج نیز در این جلسه اظهارات قبلی را تکرار نموده است دادگاه طی تصمیمی استدلال کرده است به اینکه : طرفین در این دادگاه دارای پرونده دیگری بکلاسه 930970 با موضوع طلاق دارند که اتخاذ تصمیم در هریک مؤثر در دیگری است لذا مستندآً به ماده 103 آئین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی قرار رسیدگی توامان صادر مقرر است دفتر ضمن لف این پرونده به پرونده کل