تعلیق مجازات اختلاس و ارتشاء
خلاصهٔ رأی
پیام: تعلیق مجازات جرایم ارتشا و اختلاس، فاقد وجاهت قانونی است.
متن کامل
تعلیق مجازات اختلاس و ارتشاء Toggle navigation صفحه اصلی درباره ما درباره پژوهشگاه قوه قضائیه درباره پژوهشکده آرا تماس با ما دریافت نظرات و پیشنهادها عنوان: تعلیق مجازات اختلاس و ارتشاء پیام: تعلیق مجازات جرایم ارتشا و اختلاس، فاقد وجاهت قانونی است. مستندات: شماره دادنامه قطعی : 9209989188600791 تاریخ دادنامه قطعی : 1395/07/05 گروه رأی : کیفری آراء منتخب پرونده: شعبه دیوان عالی کشور مشخصات متن نتیجه تحلیلی کلید واژه ها نمایه قوانین مرتبط گردش پرونده عین عبارت چاپ متن متن تجمیعی پرونده قلم یکان ایران میترا ترافیک زر یاقوت تیتر رأی خلاصه جریان پرونده آقای م. گ.ف. برابر دادنامه شماره 546- 95/10/11 صادره از شعبه اول دادگاه نظامی یک خراسان جنوبی به جهت اخذ رشوه علاوه بر رد مال ناشی از ارتشاء بمبلغ 384000000 ریال ضبط آن به نفع دولت به تحمل 9 سال حبس تعزیری و یک و نیم برابر جزای نقدی معادل وجه مأخوذه و از جهت بزه ارفاق غیر قانونی به حاملین سوخت قاچاق در حکم اختلاس میزان 1500 تعمیر گازوئیل علاوه بر رد مال مورد اختلاس به میزان فوق و ضبط آن وتحمل 9 سال حبس و جزای نقدی معادل ارزش ریالی مال مورد اختلاس و تنزیل 2 درجه بدل از اخراج با اجرای ماده134 ق آ د ک محکوم مینماید و رأی صادره در شعبه سی و دوم دیوان عالی کشور تأیید و ابرام گردیده است. محکوم علیه درخواست اعاده دادرسی نسبت به دادنامه صادره از دیوان عالی کشور تقدیم نموده است. هیأت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش آقای سید اسمعیل م. ی عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده و نظریه کتبی آقای ولی اله بلاغی دادیار دیوان عالی کشور اجمالاً مبنی بر درخواست متقاضی بیشتر حاوی مضامین ماهیتی است که قبلاً عنوان و درمحاکم مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است دلیل قابل توجه جهت پذیرش اعاده دادرسی ارائه نگردیده به رد آن اظهار نظر می گردد. در خصوص دادنامه شماره 9509970910500941- 95/10/11 مورد اعاده دادرسی مشاوره نموده چنین رأی می دهد: رأی شعبه نظر به اینکه ماده474 قانون آئین دادرسی کیفری مصوب1392 مقرر داشته درخواست اعاده دادرسی در مورد احکام محکومیت قطعی دادگاهها اعم ازاینکه حکم مذکور به اجراء گذاشته شده یا نشده باشد در موارد زیر پذیرفته می شود. و در ماده مذکور اعاده دادرسی نسبت به آرای دیوان عالی کشور پیش بینی نشده است که بنا به مراتب درخواست اعاده دادرسی آقای م. گ.ف. نسبت به دادنامه مارالذکر اصداری از شعبه سی و دوم دیوان عالی کشور غیر قابل طرح در شعب دیوانعالی کشور تشخیص داده می شود. شعبه سی و هشتم دیوان عالی کشور رئیس: سیدعلی اصغر لطیفی رستمی عضومعاون: سید اسمعیل م. ی شماره پرونده : 9209989188600791 شماره دادنامه : 9509970910500446 شعبه : شعبه سی و دوم دیوان عالی کشور تاریخ : 1395/07/05-08:20 قاضی : محمدصادق مهدوی راد قاضی : حمیدرضا محمدباقری قاضی : رضا فرج الهی خلاصه جریان پرونده : ح. م. و م. گ. به اتهام تبانی با قاچاقچیان و اخذ رشوه تحت تعقیب دادسرای نظامی سیستان و بلوچستان قرار گرفته اند .بدین توضیح که رئیس حفاظت اطلاعات ارشد انتظامی استان سیستان وبلوچستان طی شماره 64/125/105/02/36/13- 92/11/12 خطاب به دادستان نظامی استان سیستان و بلوچستان می نویسد : برابر خبر واصله احدی از مأمورین هنگ مرزی سراوان به نام ح. م. فرزند م. با استفاده از شماره تلفن ... با قاچاقچیان مواد مخدر تبانی داردو اقدام به اخذ رشوه از آنان می نماید و شماره حسابهای .... متعلق به خودش نزد بانک ملت و شماره کارت حساب فردی بنام حسن صادقی به شماره .... را در اختیار قاچاقچیان قرار داده تا وجوه رشوه را به حساب مذکور واریز نمایند و برابر پرینت حساب پیوستی به تاریخ 92/1/10 مبلغ 105/000/000 ریال توسط خودش و بتاریخ 92/1/19 مبلغ 120/000/000 ریال توسط فردی بنام علی شمس آبادی از شهرستان سراوان به حساب مذکور واریز گردیده است . و مجوز جلب و تحقیق از دادستان نظامی خواستار گردیده و دادستان اجازه احضار و تحقیق را دارد ، و آقای ح. م. فرزند م. متولد 72/3/28 سرباز در سراوان یگان تکاوری پس از حضور در حفاظت گفته است : حدود 16 ماه خدمت سربازی کرده ام . با هیچ کس معامله ای نداشته ام .ایشان پس از اینکه به سئوالات مختلف جواب داده و منکر وصول وجه گردیده در 1392/12/19 اظهار داشته اینجانب از خودروهای حامل گازوئیل به جهت مجوز عبور وجه دریافت می کردم و به آنها نصف نصف فروش گازوئیل قرار می گذاشتم وآنها هم قبول می کردند و بحساب شماره ای که مال یکی از دوستانم م. خسروی واریز می کردند و حدود 3-6 میلیون تومان به حساب اعلامی واریز کردند . یکی از افراد بنام تقی بمبلغ یک میلیون تومان موقع مرخصی به من داد. و بشیر احمدی هم یک کولر گازی به قیمت یک میلیون و پانصد هزار تومان به من داد . و کارت من در اختیار گروهبان گ. بود از واریز بیست و دو میلیون و پانصد هزار تومان که از سراوان به حساب کارت عابر بانک واریز شده اطلاع ندارم . گروهبان م. گ. فرزند ص. متولد 1349 به یگان حفاظت احضار و از نامبرده تحقیق شده و وی گفته ؛ سرباز م. ، سرباز من بوده و ایشان ساکن مشهد است که من به مشهد می رفتم به او سر می زدم و چند بار برای خواهرم طلا از ایشان خریداری کرده ام ولی مقدار آن را نمی دانم . سئوال شده برابر مستندات مبلغ هفت میلیون و چهارصد و چهل هزار تومان از شعبه شهید مدنی مشهد به حساب بانک ملت شما و در تاریخ 92/10/27 واریز شده چگونگی آن را مشخص سازید ؟ جواب داده طلای موجود را فروخته و بحساب اینجانب آمده است و نمیدانم کی و از چه شخصی خریده ام پول آن قرضی بوده است . نمیدانم در حال حاضر چقدر پول نزد م. دارم : س: چگونه ده میلیون تومان به شما قرض داده است ؟ بلحاظ آشنائیت داده است . مأمور حفاظت سوالات مختلف از متهم آقای گ. کرده و ایشان وجوه واریزی به حسابش را بیشتر معامله و قرض مطرح ساخته تا اینکه در صفحه 84-90 درمورخ 93/11/21 بیان داشته : اینجانب از طرف قاچاقچی ها تهدید شدم و در دفعه اول بمن دو بسته تراول پنج میلیون تومانی مجموعاً 10 میلیون تومان و باز درایام مرخصی در زمان عید درکنار خیابان که برای گرفتن پول از عابر بانک ایستادم مبلغ ده میلیون تومان دیگر دادند و از همکاری من تشکر کردند و من در دو سری مبلغ بیست میلیون تومانم به حساب سرباز وظیفه م. ریختم و بشیر احمد ریگی هم یک دستگاه کولر گازی LG بمن هدیه داد ( گفت قیمت رانصف نصف حساب می کنم و لیکن هدیه داد ) و مطلب بالا را در سلامت و رضایت کامل نوشتم . 12-11 سکه ای را که م. گفته نزد او دادم مربوط به دوازده میلیون تومان است که دو میلیون مال خودم است و مبلغ ده میلیون تومان را از شخصی بنام تقی گمشاد زهی رشوه گرفته ام و تقی سوخت قاچاق می کرد و من در رد شدن قاچاق کمک می کردم و هر بار که سوخت قاچاق می کردند مبلغی به حساب من می ریخت و مجموعاً ده میلیون تومان می شود .آقای تقی گمشاد زهی از بومیان منطقه است چندبار مرا تهدید کرد و سوخت قاچاق می کرد و وارد اتاق من می شد و ده میلیون تومان می داد : در یک کیسه پلاستیک مشکی می داد . بصورت تراول بود .آقای م. گ. فرد به ریاست دادسرای نظامی نوشته که در اثر جوانی و بی تجربه گی و ترس از قاچاقچیان و وسوسه آنها از اواخر سال 91 تا 92/8 حدود چهل میلیون تومان از قاچاقچیان گرفتم و پشیمان هستم تقاضای عفو و بخشش دارم .(برگ 103) . نجم الدین ریگی فرزند حسن متولد 1362 در تحقیقات گفته هیچ پولی به سرباز م. نداده و سرباز به لحاظ مریضی دخترش و نیازمندی با وی در قاچاق همکاری داشته است . حفاظت اقدامات خودرا در پیگیری وکشف جرم در 3صفحه به اطلاع دادستان نظامی رسانده است .آقای نجم الدین ریگی فر در بازجوئی بعد گفته که من بحساب سرباز م. در چند بار و در مجموع چهار میلیون تومان پول واریز کرده ام و سوخت غیر مجاز برده ام . و تقاضای بخشش دارم و مقدار 800-700 لیتر سوخت رد کرده ام .در تاریخ 92/12/3 دادیار شعبه سوم دادسرای نظامی خطاب به متهم ( گروهبان یکم م. گ. فر) گفته شما متهم به : تبانی با قاچاقچیان سوخت که توسط آقای تقی گمشاد زهی مبلغ دویست میلیون ریال در دو مرحله پرداخته ، و در مرحله سوم بیست میلیون ریال و مرحله چهارم سی میلیون ریال و در مجموع مبلغ سیصد و هشتاد و دو میلیون ریال دریافت و یک دستگاه کولر گازی هستید چه می گوئید؟ جواب داده اتهام فوق را قبول دارم و نحوه اقدام را توضیح داده و توصیف کرده است .( برگ 139) و در مورخ 92/12/3 به متهم ح. م. هم اتهام ؛ تبانی با قاچاقچیان سوخت (میزان ده هزار لیتر ) و اخذ رشوه با مبلغ دوازده میلیون وهشتصد هزار تومان درچند مرحله که بحساب بنام خسروی واریز شده و دریافت نقدی ده میلیون ریال نقدی از گمشاد زهی و دریافت یک دستگاه کولر گازی و یکدستگاه گوشی و لب تاپ ، تفهیم شده و متهم در دفاع گفته : مبلغ دوازده میلیون ششصد هزار تومان ازنجم الدین ریگی گرفته ام و مبلغ یک میلیون تومان از گمشاد زهی گرفته ام و کولر را از بشیر احمد ریگی گرفته ام و گوشی را به دو نفر از دوستان داده ام و بشرح اظهارات قبول دارم .(برگ42) دادیار پس از اخذ آخرین دفاع طی شماره 93/0140-93/2/2 در خصوص اتهام آقایان 1- سرباز وظیفه ح. م. فرزند م. متولد 1372 دائر بر اخذ رشوه و تبانی با قاچاقچیان سوخت 2- گروهبان یکم م. گ. فرد فرزند ص. متولد 1369 دائر بر اخذ رشوه و تبانی با قاچاقچیان سوخت و عبور دادن 1500 لیتر سوخت 3-غیر نظامی نجم الدین ریگی فر فرزند حسن متولد 1346 دائر بر پرداخت رشوه به مبلغ چهل میلیون ریال به متهم ردیف اول و قاچاق سوخت باتوجه به : 1- اقاریر و دفاعیات بلاوجه متهمین 2- گزارش حفاظت و اطلاعات انتظامی استان ، 3- صورتحساب های بانکی و سایر قرائن و امارات قرار مجرمیت صادر و ابلاغ گردیده که قرار های صادره (مجرمیت ومنع تعقیب ) بموافقت معاون دادستان رسیده و منتهی به صدور کیفرخواست شده و پرونده به دادگاه نظامی یک ارسال شده است . و در قرار مجرمیت و کیفرخواست مشروح اظهارات و نیز جریان پرونده را آورده شده است . دادگاه در مورخ 1393/5/25 برای رسیدگی به موضوع پرونده تشکیل جلسه داده و اتهامات مندرج در کیفرخواست به آقای ح. م. تفهیم شده و ایشان گفته قبول ندارم . من وجه دریافتی از نجم الدین ریگی فر را فرض گفته ا م ولی قبول نکردند و رشوه نوشتند و من تحت فشار بودم من خودم جواهر ساز هستم ابراهیم به من سفارش کار داده من برای وی طلا ساختم و ... اتهام آقای م. گ. فرد هم به نامبرده تفهیم شده وی نیز بیان داشته قبول ندارم من تحت شرایط خاص و شرایط خوبی که نداشتم و اقرار بواسطه بازداشت در بازداشتگاه حفاظت بوده است ... متهم ردیف سوم گفته مبلغ چهل میلیون ریال به آقای م. دادم من گفتم که رشوه ندادم و کاری نکرده ام . من اظهارات گفتم و دادیار گفت رشوه است . من سواد نداشتم نمیدانم چه نوشتند ... دادگاه پس از بررسی لازم جهت تکمیل پرونده هفت مورد را به دادسرا جهت اقدام تذکر داده است . پس از اعاده پرونده به دادسرا ، دادیار موارد مذکور را به حفاظت واطلاعات منعکس کرده و حفاظت در دو صفحه موضوع را تشریح کرده و در جلسات متعدد از متهمین تحقیق شده لیکن آنها منکر اخذ رشوه و یا پرداخت رشوه شده اند وآقای تقی گمشادزهی فرزند وحید 26 ساله نیز همواره پرداخت رشوه به متهمین نظامی را منکر شده است . لیکن وی متعاقب انکار برابر ص 547 اقرار به پرداخت رشوه به م. و گ. فرد کرده و گفته قبول دارم من یک مرحله در سال 91 ( اسفند) و یک مرحله هم در سال 92 ( رشوه ) داده ام و بخاطر قاچاق سوخت بوده و بعد هم در ص 548 نوشته بدون اجبار و ترس می نویسم که مبلغ 38 میلیون تومان در قبال قاچاق سوخت به گ. فرد داده ام فیماین م. و گ. فرد و تقی گمشاد زهی مواجهه حضوری صورت گرفته و تقی گمشاد زهی گفته که من در قبال رد سوخت از ایست و بازرسی مبلغ ده میلیون نقد به م. داده ام و به گ. فرد هم در چند مرحله ( صد میلیون ریال و صد میلیون ریال ) و دو میلیون و سه میلیون تومان داده ام و جمعاً سی وهشت میلیون و چهارصد هزار تومان داده ام و م. و گ. فرد گفته اند پولی نگرفته ایم وهیچ یک از اظهارات او را قبول نداریم و گروهبان گ. فرد اظهار داشته اظهارات سابقم را قبول ندارم و تحت تأثیر فشار گفته ام . پرونده که به بازپرسی شعبه اول دادسرای نظامی ارجاع گردیده بازپرس در پیرو اظهار نظر سابق قرار جلب دادرسی و منع تعقیب بشرح ذیل صادر نموده است : ... با توجه به گزارش اولیه حفاظت و اطلاعات اقاریر متهمین گ. فرد و م. به شرح قرار مجرمیت 93/2/29 پرینتهای اخذ شده از حساب متهم م. ، اقاریر ودفاعیات بلاوجه متهم ردیف اول ( بشیر احد ریگی فر) دائر بر واگذاری یک دستگاه اسپیلت 18 هزار به م. و عدم دریافت وجه از نامبرده در قبال اجازه ورود از ایست و بازرسی وحمل سوخت، بزهکاری وی در خصوص پرداخت رشوه محرز ومسلم است قرار جلب دادرسی وی صادر و اعلام می گردد و راجع به دادن اسپیلت به گ. بلحاظ اصل برائت وفقد دلیل قرار منع تعقیب صادر و در خصوص اتهام یونس جنگجو ومحراب الیاسی دائر بر پرداخت رشوه قرار منع تعقیب و در خصوص اتهام آقای تقی گمشاد زهی دائر بر پرداخت رشوه به م. و گ. فرد نیز قرار جلب دادرسی صادر و اعلام شده و با موافقت دادستان پرونده با صدور کیفرخواست به دادگاه ارجاع و ارسال شده است . دادگاه پس از وصول پرونده دستور تعیین وقت رسیدگی را صادر و بتاریخ 94/11/10 در اجرای ماده 383 گزارش جامع پرونده بشرح صفحات 686 -677 توسط رئیس شعبه یک دادگاه نظامی یک تهیه شده و پرونده آماده برای رسیدگی قلمداد گردیده و وقت رسیدگی به طرفین و وکیل آنها ابلاغ شده و بتاریخ 95/2/7 دادگاه وفق موازین برای رسیدگی جلسه محاکماتی را تشکیل داده و پس از قرائت کیفرخواست توسط نماینده دادستان به