تعریف برص
خلاصهٔ رأی
لاحیت پزشکی و داخل در محدوده فقهی و حقوقی می باشد ، نظریه استنادی بر خلاف مقررات قانون آئین دادرسی مدنی به موکل ابلاغ نگردیده و حق وی برای اعتراض بدان نادیده گرفته شده است »;، دادگاه پس از جری تشریفات ابلاغ و تبادل لوایح که مشروح آن هنگام شور قرائت خواهد شد، پرونده را به دیوان عالی کشور ارسال نموده ، پس از وصول و ثبت در دفتر کل به شماره 92000379/3 مورخه 1393/12/17 جهت رسیدگی به این شعبه ارجاع شده است.
متن کامل
تعریف برص Toggle navigation صفحه اصلی درباره ما درباره پژوهشگاه قوه قضائیه درباره پژوهشکده آرا تماس با ما دریافت نظرات و پیشنهادها عنوان: تعریف برص پیام: برص که یکی از عیوب مختص زوجه و موجب حق فسخ نکاح برای زوج می شود، معادل بیماری پیسی بوده و در علم پزشکی روز، ویتیلیگو (VITILIGO) نامیده می شود. این بیماری یک اختلال تولید رنگ دانه است که در آن ملانوسیت ها (سلولهایی که رنگدانه تولید می کنند) در قسمتهای از پوست تخریب شده و در نتیجه لکه های سفید در نواحی مختلف بدن ظاهر می شوند. مستندات: ماده 1123ماده 1126 قانون مدنی - شماره دادنامه قطعی : 9409970907800568 تاریخ دادنامه قطعی : 1394/12/16 گروه رأی : حقوقی آراء منتخب پرونده: شعبه دیوان عالی کشور مشخصات متن نتیجه تحلیلی کلید واژه ها نمایه قوانین مرتبط گردش پرونده عین عبارت چاپ متن متن تجمیعی پرونده قلم یکان ایران میترا ترافیک زر یاقوت تیتر رأی خلاصه جریان پرونده در پرونده پیوست آقای م. ق. دادخواستی به طرفیت خانم س. م. به خواسته صدور حکم تنفیذ فسخ نکاح به علت وجود عیب از نوع برص به دادگستری شهرستان ابرکوه تقدیم که نهایتاً پس از ارجاع امر به شورای حل اختلاف و عدم اخذ نیتجه در ایجاد صلح و سازش پرونده به شعبه اول دادگاه عمومی حقوقی ابرکوه ارجاع و شعبه مرجوع الیه پس از جری تشریفات قانونی ختم رسیدگی را اعلام وبرابر دادنامه شماره 92000912 مورخه 1392/10/30 با این استدلال که «.... اظهارات وکیل خوانده که مؤید قبول بیماری برص از ناحیه موکل خود بوده و اینکه مدافعات وکیل خوانده مبنی بر اطلاع خواهان از وجود عیب قبل از وقوع عقد مؤثر در مقام دفاع نبوده و صرف نظر از اینکه شهود بستگان درجه اول خوانده ( برادران وی می باشند ) شهود موصوف مورد جرح خواهان واقع گردیده و با عنایت به گزارش مراجع انتظامی در خصوص احد از گواهان ادعای وکیل خواهان با معرفی یک نفر شهود ثابت نمی گردد و توجهاً به اینکه عیب موصوف از موارد فسخ قانونی نکاح مسحوب می گردند»; دعوی را محمول بر صحت تلقی و مستنداً به مواد 1123 ، 1124 و 1126 قانون مدنی و مواد 198 و 519 قانون آئین دادرسی مدنی حکم به تنفیذ فسخ نکاح بین خواهان و خوانده و الزام خوانده به پرداخت مبلغ 213000 ریال بابت هزینه دادرسی در حق خواهان صادر و اعلام کرده است ، تجدیدنظرخواهی خانم س.م. با وکالت آقای ح. م. و خانم م. د.چ. به شعبه هشتم دادگاه تجدید نظر استان یزد ارجاع و شعبه مرجوع الیه با این استدلال که «... بنا به نظریه پزشکی قانونی زوجه مبتلا به بیماری ویتیلیگوکه نوعی بیماری پوستی می باشد و بیماری مزبور را نمی توان با بیماری برص تطبیق نموده و نظریه پزشکی قانونی به شماره 10207/م /25 مورخه 1393/8/17 نیز دلالت بر آن دارد که بیماری پوستی ویتیلیگو یا برص مورد نظر قانونگذار که سبب فسخ نکاح می گردد مطابقت ندارد.»;برابر دادنامه شماره 93000831 مورخه 1393/8/22 تجدید نظر خواهی تجدیدنظرخواه را موجه تشخیص و مستنداً به ماده 358 قانون آئین دادرسی مدنی ضمن نقض دادنامه حکم به ابطال دعوی خواهان صادر و اعلام کرده است ، دادنامه اخیرالصدور در تاریخ 1393/9/21 به خواهان پرونده ( تجدیدنظرخوانده ) ابلاغ شده آقای ع. ع. به وکالت از مشارالیه با تقدیم دادخواست که به شماره 9300033 مورخه 1393/10/13 ثبت گردیده از رأی دادگاه تجدیدنظر ضمن اعتراض فرجام خواهی نموده که عمده دلایل فرجام خواهی عبارت است از :« نظریه اداره کل پزشکی قانونی استان یزد که مستند و مبنای صدور دادنامه ی فرجام خواسته قرار گرفته است به جهت آنکه در مخالفت صریح با دستور العمل های سازمان محترم پزشکی قانونی کشور ابراز گردیده مخدوش می باشد ، تشخیص تطابق و یا عدم مطابقت دو چیز وقتی میسر است که هر دو امر معلوم باشند و مطابقه ی میان امیر معلوم با امر مجهول محال و لذا مردود عقل و منطق است ، پزشکی قانونی در پاسخ به استعلاماتی که بعمل آمده اعلام نموده است که چون تعریف دقیق و مشخص از برص در قانون وجود ندارد فلذا ویتیلیگو را نمی توان با برص تطبیق داد و مطابقه ی میان آن دو یک موضوع فقهی حقوقی می باشد که از محدوده ی کارشناس پزشکی قانونی خارج است ، در یک مصادره ی به مطلوب از عبارت ( ویتیلیگو را نمی توان با بیماری برص تطبیق داد ) ، استفاده ی {ویتیلیگو با بیماری برص .... مطابقت ندارد } را نموده است و در واقع از قضیه ای که امکان تطبیق را نفی می کند به قضیه ای که انگار نتیجه تطبیق را افاده می کند تلقی و تعبیر نموده و همین تلقی مخدوش ، مستند و مبنای صدور دادنامه ی فرجام خواسته قرار گرفته است ، نظر به اینکه موضوع ابتلای فرجام خوانده مستند به اقرار مشارالیها بوده است و این اقرار به سبب سابقه طولانی ابتلای ایشان و مراجعات متعددی که به مراکز درمانی تخصصی مرتبط با موضوع بیماری داشته اند ، از روی علم و آگاهی واشراف کامل به موضوع صورت گرفته است ، فلذا مقرون به صحت تلقی می گردد. دادنامه فرجام خواسته به لحاظ نادیده گرفتن اقراری که معتبر بوده است و در اقدامی بر خلاف اعتبار دادن به امری که به جهت تعارض و تناقض معتبر نبوده است محل اشکال و مواجه با ایراد تلقی می گردد، مضافاً آنکه قانونگذار مدنی ، در موضوع عیوب موجب فسخ نکاح، در خصوص برص از نظر فقهای معظمی تبعیت نموده است که چنین عیوبی را به لحاظ آنکه بقاء و دوام زندگی خانوادگی را به مخاطره می اندازند موجب فسخ نکاح دانسته اند و لذا همچنان که در نظریه ی صائب سازمان محترم پزشکی قانونی کشور عنوان شده امر تشخیص مصداق بیماری برص خارج از حوزه صلاحیت پزشکی و داخل در محدوده فقهی و حقوقی می باشد ، نظریه استنادی بر خلاف مقررات قانون آئین دادرسی مدنی به موکل ابلاغ نگردیده و حق وی برای اعتراض بدان نادیده گرفته شده است »;، دادگاه پس از جری تشریفات ابلاغ و تبادل لوایح که مشروح آن هنگام شور قرائت خواهد شد، پرونده را به دیوان عالی کشور ارسال نموده ، پس از وصول و ثبت در دفتر کل به شماره 92000379/3 مورخه 1393/12/17 جهت رسیدگی به این شعبه ارجاع شده است. هیئت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید پس از قرائت گزارش آقای سعید عمرانی عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده مشاوره نموده چنین رأی میدهد. شماره پرونده : 9209983520100379 شماره دادنامه : 9409970907800568 تاریخ : 1394/12/16 خلاصه جریان پرونده پیرو گزارش قبلی در پرونده پیوست آقای م. ق. دادخواستی به طرفیت خانم س. م. به خواسته صدور حکم تنفیذ فسخ نکاح به علت وجود عیب از نوع برص به دادگستری شهرستان ابرکوه تقدیم که نهایتاً پس از ارجاع امر به شورای حل اختلاف و عدم اخذ نتیجه در ایجاد صلح و سازش پرونده به شعبه اول دادگاه عمومی حقوقی ابرکوه ارجاع و شعبه مرجوع الیه پس از جری تشریفات قانونی ختم رسیدگی را اعلام وبرابر دادنامه شماره 92000912 مورخه 1392/10/30 با این استدلال که «.... اظهارات وکیل خوانده که مؤید قبول بیماری برص از ناحیه موکل خود بوده و اینکه مدافعات وکیل خوانده مبنی بر اطلاع خواهان از وجود عیب قبل از وقوع عقد مؤثر در مقام دفاع نبوده و صرف نظر از اینکه شهود بستگان درجه اول خوانده ( برادران وی می باشند ) شهود موصوف مورد جرح خواهان واقع گردیده و با عنایت به گزارش مراجع انتظامی در خصوص احد از گواهان ادعای وکیل خواهان با معرفی یک نفر شهود ثابت نمی گردد و توجهاً به اینکه عیب موصوف از موارد فسخ قانونی نکاح مسحوب می گردند»; دعوی را محمول بر صحت تلقی و مستنداً به مواد 1123 ، 1124 و 1126 قانون مدنی و مواد 198 و 519 قانون آئین دادرسی مدنی حکم به تنفیذ فسخ نکاح بین خواهان و خوانده و الزام خوانده به پرداخت مبلغ 213000 ریال بابت هزینه دادرسی در حق خواهان صادر و اعلام کرده است ، تجدیدنظرخواهی خانم س. م.با وکالت آقای ح. م. و خانم م. د.چ. به شعبه هشتم دادگاه تجدید نظر استان یزد ارجاع و شعبه مرجوع الیه با این استدلال که «... بنا به نظریه پزشکی قانونی زوجه مبتلا به بیماری ویتیلیگوکه نوعی بیماری پوستی می باشد و بیماری مزبور را نمی توان با بیماری برص تطبیق نموده و نظریه پزشکی قانونی به شماره 10207/م /25 مورخه 1393/8/17 نیز دلالت بر آن دارد که بیماری پوستی ویتیلیگو یا برص مورد نظر قانونگذار که سبب فسخ نکاح می گردد مطابقت ندارد.»;برابر دادنامه شماره 93000831 مورخه1393/8/22تجدید نظر خواهی تجدیدنظرخواه را موجه تشخیص و مستنداً به ماده 358 قانون آئین دادرسی مدنی ضمن نقض دادنامه حکم به ابطال دعوی خواهان صادر و اعلام کرده است ، دادنامه اخیرالصدور در تاریخ 1393/9/21 به خواهان پرونده ( تجدیدنظرخوانده ) ابلاغ شده آقای ع. ع. به وکالت از مشارالیه با تقدیم دادخواست که به شماره 9300033 مورخه 93/10/13 ثبت گردیده از رأی دادگاه تجدیدنظر ضمن اعتراض فرجام خواهی نموده که عمده دلایل فرجام خواهی عبارت است از :« نظریه اداره کل پزشکی قانونی استان یزد که مستند و مبنای صدور دادنامه ی فرجام خواسته قرار گرفته است به جهت آنکه در مخالفت صریح با دستور العمل های سازمان محترم پزشکی قانونی کشور ابراز گردیده مخدوش می باشد ، تشخیص تطابق و یا عدم مطابقت دو چیز وقتی میسر است که هر دو امر معلوم باشند و مطابقه ی میان امر معلوم با امر مجهول محال و لذا مردود عقل و منطق است ، پزشکی قانونی در پاسخ به استعلاماتی که بعمل آمده اعلام نموده است که چون تعریف دقیق و مشخص از برص در قانون وجود ندارد فلذا ویتیلیگو را نمی توان با برص تطبیق داد و مطابقه ی میان آن دو یک موضوع فقهی حقوقی می باشد که از محدوده ی کارشناس پزشکی قانونی خارج است ، در یک مصادره ی به مطلوب از عبارت ( ویتیلیگو را نمی توان با بیماری برص تطبیق داد ) ، استفاده ی {ویتیلیگو با بیماری برص .... مطابقت ندارد } را نموده است و در واقع از قضیه ای که امکان تطبیق را نفی می کند به قضیه ای که انگار نتیجه تطبیق را افاده می کند تلقی و تعبیر نموده و همین تلقی مخدوش ، مستند و مبنای صدور دادنامه ی فرجام خواسته قرار گرفته است ، نظر به اینکه موضوع ابتلای فرجام خوانده مستند به اقرار مشارالیها بوده است و این اقرار به سبب سابقه طولانی ابتلای ایشان و مراجعات متعددی که به مراکز درمانی تخصصی مرتبط با موضوع بیماری داشته اند ، از روی علم و آگاهی واشراف کامل به موضوع صورت گرفته است ، فلذا مقرون به صحت تلقی می گردد. دادنامه فرجام خواسته به لحاظ نادیده گرفتن اقراری که معتبر بوده است و در اقدامی بر خلاف اعتبار دادن به امری که به جهت تعارض و تناقض معتبر نبوده است محل اشکال و مواجه با ایراد تلقی می گردد، مضافاً آنکه قانونگذار مدنی ، در موضوع عیوب موجب فسخ نکاح، در خصوص برص از نظر فقهای معظمی تبعیت نموده است که چنین عیوبی را به لحاظ آنکه بقاء و دوام زندگی خانوادگی را به مخاطره می اندازند موجب فسخ نکاح دانسته اند و لذا همچنان که در نظریه ی صائب سازمان محترم پزشکی قانونی کشور عنوان شده امر تشخیص مصداق بیماری برص خارج از حوزه صلاحیت پزشکی و داخل در محدوده فقهی و حقوقی می باشد ، نظریه استنادی بر خلاف مقررات قانون آئین دادرسی مدنی به موکل ابلاغ نگردیده و حق وی برای اعتراض بدان نادیده گرفته شده است »;، دادگاه پس از جری تشریفات ابلاغ و تبادل لوایح که مشروح آن هنگام شور قرائت خواهد شد، پرونده را به دیوان عالی کشور ارسال نموده ، پس از وصول و ثبت در دفتر کل به شماره 92000379/3 مورخه 1393/12/17 جهت رسیدگی به این شعبه ارجاع شده است.هیئت شعبه تشکیل و پس از قرائت گزارش عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده برابر دادنامه شماره 9400094 مورخ 1394/3/19 چنین رأی داده است . « فرجام خواهی آقای ع. ع. به وکالت از آقای م. ق. نسبت دادنامه شماره 93000831 مورخه 1393/8/22 صادره از شعبه هشتم دادگاه تجدید نظر استان یزد وارد است زیرا دادگاه محترم در خصوص بیماری فرجام خوانده با عنایت به پاسخ های ضدو نقیض اداره کل پزشکی قانونی محترم استان یزد که در نظریه صفحه 70 پرونده مرقوم داشته اند «.... بیماری مذکور با بیماری برص مطابقت دارد »; و در نظریه صفحه 139 پرونده اعلام نموده « هر چند بیماری پوستی ویتیلیگو در علوم جدید اشتباهاً بنام برص ترجمه و شناخته شده است اما این بیماری پوستی (ویتیلیگو ) با بیماری برص مورد نظر قانون که سبب فسخ نکاح گردد ، مطابقت ندارد »; ، تحقیق و بررسی کافی انجام نداده است ، قانون مدنی تعریفی از برص ارائه نکرده اما طبق بند 3 ماده 1123 قانون مدنی برص از عیوب مختص زن محسوب می شود و هر گاه در هنگام عقد وجود داشت زوج می تواند در صورت جاهل بودن با استناد به مواد 1123 و 1126 قانون مذکور از حق فسخ استفاده نماید ، نظریات کارشناسان در امور مبتلابه در دعاوی و هکذا در امور پزشکی جنبه طریقیت دارد مدیریت و هدایت امور کارشناسی تا رسیدن به یک نظریه مطلوب ، دقیق و مستدل پزشکی و تعیین مصداق احکام شرعی و قانونی با قضات محترم دادگاه است ، و اما برص ، از عیوبی است که مختص زن و مرد حق فسخ نکاح را دارد ، محقق رحمه اله علیه در شرایع می فرمایند «و اما البرص فهو البیاض الذی یظهر علی صفحه البدن لغلبه البلغم »; برص سفیدی است که در اثر غلبه بلغم در پوست بدن ظاهر می شود ، اگر ثابت شود که زن برص دارد مرد حق خیار دارد اما اگر شک داشت « ولایقضی بالتسلط مع الاشتباه »; که این سفیدی برص است یا نه مرد حق خیار ندارد و در عبارت دیگری از شرایع آمده است « و اما البرص فهو البیاض الظاهر علی صفحه البدن لغلبه البلغم و لا اعتبار بالبهق و لا بالمشتبهه به »; مرحوم محقق در این فراز به مرضی که شبیه برص است اشاره می کند و آن بهق است (المنجد : البهق بیاض فی الجسد لامن برص ) که با وجود آن مرد حق خیار فسخ ندارد و اما فرق بین برص و بهق : برص و بهق هر دو لکه های سفید یا سیاه در پوست بدن هستند ، در برص خیار فس