تعارض مفاد شهادت و شناسنامه در دعوای نفی نسب

خلاصهٔ رأی

فوت نموده حکم بر بطلان دعوی خواهان صادر نموده است.

متن کامل

تعارض مفاد شهادت و شناسنامه در دعوای نفی نسب Toggle navigation صفحه اصلی درباره ما درباره پژوهشگاه قوه قضائیه درباره پژوهشکده آرا تماس با ما دریافت نظرات و پیشنهادها عنوان: تعارض مفاد شهادت و شناسنامه در دعوای نفی نسب پیام: اگر در دعوای نفی نسب، شهود طرفین در زمان تولد خوانده، صغیر باشند و شهادت آن ها شنیداری باشد به گونه ای که هیچ کدام شاهد تولد یا عدم تولد خوانده در زمان ثبت شناسنامه نباشند، شهادت آن ها در تعارض و قابل اسقاط خواهد بود. لذا در چنین شرایطی وجود شناسنامه و اقرار پدر و مادر به فرزندی وی در زمان تولد مناط اعتبار خواهد بود. مستندات: شماره دادنامه قطعی : تاریخ دادنامه قطعی : 1401/01/23 گروه رأی : حقوقی آراء منتخب پرونده: مشخصات متن نتیجه تحلیلی کلید واژه ها نمایه قوانین مرتبط گردش پرونده عین عبارت چاپ متن متن تجمیعی پرونده قلم یکان ایران میترا ترافیک زر یاقوت تیتر رأی خلاصه جریان پرونده خلاصه جریان پرونده: در این پرونده ع. م. به وکالت مع الواسطه از ا. گ. با واسطه ح. ه. با تقدیم دادخواست به خواسته انکار نسب خوانده نسبت به مورث خواهان مرحوم م. ه. و مرحومه ق. م. به طرفیت ف. ه. طرح دعوی نموده است.و اعلام کرده خوانده گواهی حصر وراثت به عنوان وارث ق. م. گ. د. ح. فرزند خ.ه ب. است. شعبه *در ۹۷/۱۲/۲۱ تشکیل جلسه داده است. وکیل خوانده اعلام کرده به نظر میرسد خواهان ف. سمت باشند. وکیل خواهان گفته وکالت مطلق است.و مربوط به کلیه سهم الارث است. دادگاه پس از اخذ لوایح وکلای طرفین ختم دادرسی به موجب دادنامه شماره *مورخه ۹۸/۲/۲۸ به علت عدم ارائه دلیل از ناحیه خواهان و عدم امکان ازمایش dna به لحاظ اینکه تنها بازمانده مرحوم م. ه. فوت نموده حکم بر بطلان دعوی خواهان صادر نموده است. اقای ع. م. به وکالت از ح. ه. نسبت به دادنامه اعتراض نموده است. شعبه *در ۹۸/۶/۲۳ تشکیل جلسه داده است. خانم ف. ه. در جلسه حاضر و اعلام کرده من فرزند م. ه. هستم و اظهارات تجدیدنظرخواه را قبول ندارم. وکیل وی نیز به شکایت کیفری خواهان علیه موکل اشاره که منجربه برائت شده است. دادگاه تجدیدنظر به موجب دادنامه شماره *۹۹/۶/۲۴ دادنامه بدوی را تایید نموده است.ص ۵۹ در مورخه ۹۸/۱۱/۷ اقای ع. م. به وکالت از ۱- م. ۲- م. ۳- ح. ۴- ن. ۵- ن. ه. ا. ی. و ۶- ز. گ. با تقدیم دادخواست به طرفیت ح. و ف. ه. طرح دعوی اعتراض ثالث نسبت به دادنامه شماره *۹۸/۶/۲۴ نموده اند و اعلام کرده اند که موکلین نوادگان مرحوم م. ه. هستند و ان مرحوم خواهر نسبی م. ه. ( پدر خوانده ف. ه. ) ب. است.و طبق قانون موکلین در توارث ذینفع هستند لذا تقاضای نفی نسب ف. ه. را دارند ص ۷۹ دادگاه تجدیدنظر در ۹۸/۱۲/۲۴ تشکیل جلسه داده است. وکیل معترض ث. به مفاد دادخواست اشاره و اعلام کرده همه اهالی محلات می دانند که م. ه. ف. فرزند ب. و خانم ف. ر. ب. فرزند خ. قبول نموده است. اقای م. ه. در ۷۵/۷/۱ فوت نموده و وراث وی در ان زمان س. م. ع. ح. همگی ه. هستند و شهود و متعدد هستند که حاضر به شهادت هستند. گواهی انحصار وراثت صادره در مورخه ۹۱/۸/۲۲ شعبه *ورثه مرحوم م. ه. را ح. و ع. ه. معرفی نموده است. ص ۸۹ دادگاه به موجب دادنامه شماره *۹۹/۱/۲۰ باتوجه به اینکه مورث معترضین ثالث جزی ورثه حین الفوت مرحوم م. ه. در گواهی انحصار وراثت قید نشده نامبردگان را فاقد سمت دانسته و قرار رد دعوی ایشان را صادر نموده است.ص ۹۱ ) متعاقبا گواهی انحصار وراثت جدید در ۹۹/۱/۳۰ صادر و ورثه حین الفوت م. ه. ۱- سلطنت ۲- م. ۳- ع. ۴- ح. همگی ه. خواهران متوفی اعلام شده اند ص ۹۴ ) لذا اقای ع. م. به وکالت از ورثه مرحوم م. ه. مجددا با تقدیم دادخواست اعتراض ثالث به طرفیت ف. و ح. ه. طرح دعوی نموده اند و خود را دارای سمت اعلام کرده اند. دادگاه تجدیدنظر در ۹۹/۴/۱۸ ( ص ۱۲۰ ) تشکیل جلسه داده است. وکیل خواهان های معترض ثالث با ارائه گواهی انحصار وراثت و اعلام اینکه مورث موکلین مرحوم م. ه. از ورثه م. ه. بوده تقاضای رسیدگی و نفی نسب خانم ف. ه. را نموده و استماع شهادت شهود و ازمایش dna را درخواست نموده است. دادگاه از اداره ثبت احوال قم درخواست گواهی ولادت ف. ه. را نموده که بشرح اوراق ۱۲۴ الی ۱۲۷ ارائه شده و اعلام شده ولادت وی به عنوان فرزند محروم م. ه. و ق. م. با حضور دو شاهد ثبت شده است. دادگاه تجدیدنظر در ۹۹/۵/۲۰ تشکیل جلسه داده و از شهود استماع شهادت نموده است. ۱- م. م. : ۷۱ ساله: من از زمانی که صحبت در این موضوع بود و فامیل می گفتند این طور بود که خاله ام این بچه را اورده بزرگ شود. چون خودش فرزند نداشت این بچه در منزل خاله من بود زمانی که شوهر کرد و رفت من دیگر اطلاعی ندارم. تا امروز که حقیقت را گفتم. ۲- م. ش. : انچه در محلات متوجه شدم و معروف بود می گفتند مرحوم م. ه. این دختر را بزرگ کردند. من نشنیدم که بچه واقعی او باشد. ۳- شکراله ش. م. ۸۸ ساله مرحوم م. ه. بچه دار نمی شد این بچه را اورد و بزرگ کرد و مدرسه فرستاد و شوهر داد این خانم فرزند و. م. ه. و خانم م. نیست چون قادر به بچه دار شدن نبودند. و در محلات معروف بود. ۴- ح. ش. ۷۵ ساله: انچه اطلاع دارم. مرحوم م. ه. بچه دار نمی شد و این دختر را از بهزیستی گرفته و بزرگ نموده و قسم می خورم. بچه واقعی مرحوم ه. و خانم ق. م. نیست اکثر مردم محلات می دانند معروف بود که از بهزیستی گرفته است. ۵- م. ح. غ. ۷۸ ساله: قسم می خورم مرحوم ه. بچه دار نمی شد و این دختر را گفته اند از بهزیستی گرفته و من یقیین دارم. که این خانم ف. ه. از مرحوم ه. و همسرش متولد نشده بلکه او را بزرگ کردند. خیلی از مردم اطلاع دارند. دادگاه با ختم دادرسی به موجب دادنامه شماره *۹۹/۶/۵ باتوجه به شهادت شهود مبنی بر اینکه ف. ه. فرزند م. م. ه. نب. دعوی اعتراض ثالث را پذیرفته و حکم بر الفای دادنامه شماره *مورخه ۹۸/۶/۲۴ صادر نموده است. اقای م. ت. به وکالت از ف. ه. از دادنامه فرجامخواهی نموده که متن لایحه وکیل در زمان شور قرائت می گردد. هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش اقای س. م. ت. عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده در خصوص دادنامه شماره*۱۳۹۹/۶/۵ فرجامخواسته مشاوره نموده چنین رای می دهد: فرجامخواهی اقای م. ت. به وکالت از ف. ه. نسبت به دادنامه شماره *مورخه ۹۹/۶/۵ صادره از شعبه *که به موجب ان با پذیرش دعوی اعتراض ثالث ف. گان حکم به الفای دادنامه شماره *مورخه ۹۸/۶/۲۴ شعبه مذکور صادر گردیده وارد و موجه میباشد. زیرا ۱- به موجب دادنامه بدوی شماره *مورخه ۹۸/۲/۲۸ صادره از شعبه *حکم بر بطلان دعوی مطروحه خواهان ح. ه. صادر گردیده و خواسته وی در دادخواست انکار نسب خوانده ف. ه. نسبت به مورث خواهان مرحوم م. ه. و مرحوم ق. م. بوده است. ۲- اگر چه در گواهی حصر وراثت سمت ف. گان به عنوان ورثه مرحوم م. ه. احراز گردیده است.و دعوی ایشان از جهت نفی نسب نسبت به مورث قابلیت رسیدگی داشته است. لیکن ف. گان هیچگونه دلیلی ارائه نکرده اند که نسبت به مرحومه ق. م. به عنوان مادر فرجامخواه دارای سمت می باشند و دعوی ایشان از این جهت نمی تواند قابلیت استماع داشته باشد. زیرا در دادخواست اولیه مطرح شده که خانم ف. ه. خود را بعنوان وارث مرحومه ق. م. معرفی نموده است.و مشخص نیست با فرض اینکه ف. گان سمتی نسبت به ق. م. ندارند و فوت ایشان هم بعد از فوت مورث انها مرحوم م. ه. بوده است.صرف نظر از اینکه خانم ف. فرزند و. مرحومه ق. م. باشد. یا خیر چه ارتباطی می تواند به ف. گان داشته باشد. و دعوی از این جهت تفکیک نشده است. ۳- فرجامخواه از جهت اثبات نسب خود به مرحوم ه. اعلام نموده در مقابل شهود ارائه شده معترضین ثالث نیز شهودی داشته لیکن به این خواسته وی از این جهت نیز توجه نشده است. و ضرورت داشته از شهود وی نیز استماع شهادت بعمل اید. ۴- با الفای دادنامه صادره از دادگاه تجدیدنظر تکلیف دعوی روشن نیست و معلوم نیست درخصوص خواسته اولیه مطروحه در دادگاه بدوی چه رایی صادر شده است. لذا باتوجه به مراتب مذکور مستندا به بند ۵ ماده ۳۷۱ و بند الف ماده ۴۰۱ قانون ایین دادرسی مدنی دادنامه فرجامخواسته را نقض و پرونده را جهت رسیدگی مجدد به دادگاه صادر کننده رای منقوض ارجاع می نماید. با نقض دادنامه و ارجاع به مرجع تالی شعبه *در مورخه ۱۴۰۰/۲/۷ تشکیل جلسه داده است. وکیل معترضین ثالث اظهارداشته موکلین بنده فرزند ا. ق. ا. هستند و نوه های م. ه. می باشند و به قائم مقامی ازسوی مورث خود اقدام به طرح دعوی نموده اند. و ذینفع در دعوی میباشند. زیرا م. ه. مورث موکلین است.و جزی وراث حین الفوت م. ه. بوده است. و م. ه. بلا وارث بوده اند وبعد از م. ه. ق. و ن. فرزند ا. وی نیز فوت نموده اند و لذا نوه های م. معترض ثالث در دعوی می باشند از خ.ه خواسته شده شهود خود را معرفی نماید. وکیل وی اظهارداشته شهود م. ه. و ح. م. ج. حاضر به شهادت هستند از شهود استماع شهادت شده است. ۱- م. ح. ه. ۷۶ ساله: بنده ۱۲ ساله بودم که برادرم ع. ا. فوت نمود وهمسایه ما افاق یعنی ق. م. منزل ما امده بود تا به مادرم تسلی دهد گریه می کرد و ناراحت بود ان شب شوهر ایشان نبود مادرم گفت ایشان را ببر خانه من وقتی بلند شد دیدم حامله است.بردم درب خانه گفتم کاری ندارید گفت نه بعد از سه چهار روز مادرم گفت وضع حمل کرده و همین مقدار اطلاع دارم. م. م. ج. ۶۳ ساله: ف. ه. فرزند و. است.اینجانب سالها در محلات خدمت کردم. و ف. کارمند رسمی اداره کشاورزی بود و تمام مردم ایشان را فرزند م. ه. می دانند از پدر و مادرم هم شنیدم و پدر و مادر اقای ح. ع. همسر ف. ه. همسایه پدرخانم من بودند اگر مشکلی بود تن به ازدواج نمی دادند. دادگاه با ختم دادرسی به موجب دادنامه شماره *۱۴۰۰/۲/۲۷ بانقض دادنامه مورد اعتراض ثالث تحت شماره *۶ ۹۸/۶/۲۴ حکم به نفی ولد خانم ف. ه. نسبت به مرحوم م. ه. صادر نموده است.اقای م. ت. به وکالت از ف. ه. ازدادنامه فرجامخواهی نموده که متن لایحه تقدیمی وکیل و پاسخ وکیل ف. گان اقای ع. م. درزمان شور قرائت می گردد. هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش اقای س. م. ت. عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده در خصوص دادنامه شماره *۱۴۰۰/۲/۲۷ فرجامخواسته مشاوره نموده و چنین رای می دهد. فرجامخواهی اقای م. ت. به وکالت از ف. ه. نسبت به دادنامه شماره *مورخه ۱۴۰۰/۲/۲۷ صادره از شعبه *که به موجب ان با پذیرش اعتراض ثالث ف. گان نسبت به دادنامه شماره *۹۸/۶/۲۴ و الغای ان حکم به نفی ولد خانم ف. ه. نسبت به مرحوم م. ه. صادر گردیده وارد و موجه میباشد. زیرا اولا همانطور که در دادنامه قبلی نیز تذکر داده شد در دادنامه مورد اعتراض ثالث دعوی ح. ه. از جهت نفی نسب فرجامخواه نسبت به مرحوم ه. و مرحومه ق. م. رد شده و دادگاه دادنامه مورد اعتراض ثالث را کلا نقض و الغای نموده است.در حالیکه ف. گان صرفا نسبت به مرحوم ه. دارای سمت میباشند و نسبت به ق. م. فاقد سمت هستند و از این جهت تکلیف دادنامه در خصوص دعوی نسبت به ق. م. روشن نیست. در حالیکه دعوی معترضین ثالث نسبت به ق. م. قابلیت استماع نداشته است. و لذا رسیدگی از این جهت همچنان دارای نقص میباشد. ثانیا دادگاه به استناد صرفا شهادت شهود دعوی معترضین ثالث را پذیرفته است.این در حالی است.که ۱- تولد فرجامخواه با حضور دو شاهد و پدر و مادر ایشان مطابق گواهی اداره ثبت احوال قم بشرح صفحات ۱۲۴ الی ۱۲۷ به ثبت رسیده است.۲- دو نفر از شهود نیز در جلسه اخیر دادگاه تجدیدنظر شهادت داده اند که فرجامخواه فرزند و. مرحومین میباشد. از جمله اقای م. ح. ه. صراحتا به حامله بودن ق. م. و زایمان وی شهادت داده است. لذا ملاحظه می گردد. که شهادت شهود از ناحیه طرفین دارای تعارض بوده و قابلیت اسقاط دارد. مضافا به اینکه شهادت دو شاهد فرجامخواه در اداره ثبت احوال حضوری بوده و در سند رسمی درج گردیده است.درحالیکه شهادت شهود ف. گان صرفا شنیداری است. و همگی اظهار می دارند که شنیده اند که مرحوم ه. فرجامخواه را بزرگ کرده و بچه دار نمی شده است. ثالثا اینکه غیر از شهادت شهود معارض دلیل دیگری نیز از ناحیه ف. گان بر نفی نسب یا ولد فرجامخواه ارائه نگردیده است. علی ایحال بانقص اعلامی در بند یک مستندا به بند ۵ ماده ۳۷۱ و بند الف ماده ۴۰۱ قانون ایین دادرسی مدنی دادنامه فرجامخواسته نقض و پرونده جهت رسیدگی مجدد به دادگاه صادر کننده رای منقوض ارجاع می گردد. با نقض دادنامه و اعاده پرونده به دادگاه تجدیدنظر شعبه *به موجب دادنامه شماره *مورخه ۱۴۰۰/۹/۲۷ باتوجه به شهادت شهود مبنی بر اینکه م. ه. قادر به بچه دار شدن نبوده وخانم ف. ه. ر. ب. ع. فرزند ب. نموده است.و شهود خانم ف. از نظر سنی در حدی نبوده اند که بتواند شهادت بر تولد ایشان بدهند و لذا از نظر تعداد گواهان و صراحت بیان واقعیت تعارضی احراز نمی گردد. لذا حکم به نفی ولد خانم ف. ه. از مرحوم م. ه. با امضای دادنامه مورد اعتراض ثالث شماره *۹۸ مورخه ۹۸/۶/۲۶ صادر نموده است. همچنین دادگاه استدلال نموده که شهود خانم ف. ه. در زمان تولد ایشان سن کمی داشته یا یکی از انها متولد نشده بوده است. اقای م. ت. به وکالت از ف. ه. از دادنامه فرجامخواهی نموده که متن لایحه ایشان در زمان شور قرائت می گردد. هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش اقای س. م. ت. عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده در خصوص دادنامه شماره *۰۰/۹/۲۷ فرجامخواسته مشاوره نموده چنین رای می دهد. رأی متن رأی رای شعبه فرجامخواهی اقای م. ت. به وکالت از ف. ه. نسبت به دادنامه شماره *مورخه ۱۴۰۰/۹/۲۷ صادره از شعبه *که به موجب ان با پذیرش دعوی اعتراض ثالث ف. گان حکم به امضای دادنامه شماره *مورخه ۹۸/۶/۲۴ دادگاه مذکور و نفی ولد فرجامخواه نسبت به مرحوم م. ه. صادرگردیده وارد و موجه میباشد. زیرا اولا مستند فرجامخواه در انتس