تعارض دو سند عادی

خلاصهٔ رأی

و اگر خوانده مدعی خرید می باشد اعلام کند ثمن معامله را چگونه پرداخت نموده است.

متن کامل

تعارض دو سند عادی Toggle navigation صفحه اصلی درباره ما درباره پژوهشگاه قوه قضائیه درباره پژوهشکده آرا تماس با ما دریافت نظرات و پیشنهادها عنوان: تعارض دو سند عادی پیام: در تعارض دو سند عادی برای تحقق عید بیع، سندی که دارای تاریخ است، مقدم و حاکم می باشد. مستندات: شماره دادنامه قطعی : 9409970907500601 تاریخ دادنامه قطعی : 1394/12/22 گروه رأی : حقوقی آراء منتخب پرونده: شعبه دیوان عالی کشور مشخصات متن نتیجه تحلیلی کلید واژه ها نمایه قوانین مرتبط گردش پرونده عین عبارت چاپ متن متن تجمیعی پرونده قلم یکان ایران میترا ترافیک زر یاقوت تیتر رأی خلاصه جریان پرونده شماره پرونده : 9009982735400577 شماره دادنامه : 9409970907500601 تاریخ : 1394/12/22 خلاصه جریان پرونده در این پرونده آقای م. قربان پور به وکالت از حسین س. فرزند م. در مورخه 90/6/22 با تقدیم دادخواست به خواسته 1- تقاضای رسیدگی و صدور حکم مبنی بر اثبات عقد بیع نسبت به پلاک ثبتی 433-4239 بخش یکم شاهرود مقوم به پنجاه میلیون و یکصد ریال 2- اثبات مالکیت موکل نسبت به پلاک ثبتی مرقوم مقوم به بیست میلیون و یکصد ریال 3- الزام خوانده به انتقال پلاک مرقوم بنام موکل مقوم به بیست میلیون و یکصد ریال به انضمام پرداخت کلیه خسارات دادرسی به طرفیت الف: غ. ی.ع.الف. ی ب : الف. س. طرح دعوی نموده و اعلام کرده موکل در سال 1363 ششدانگ پلاک ثبتی ذکر شده را از خوانده ردیف یک به مبلغ دویست و بیست هزار تومان خریداری می نماید و کلیه ثمن معامله را در چند قسط به وی پرداخت نموده و ملک را تحویل می گیرد و به دلیل کسالت ، خوانده ردیف دوم ( برادر موکل ) قسمتی از ملک را در اختیار وی جهت سکونت و انتفاع مجانی قرار میدهد . تا اینکه حدوداً 4 سال قبل خوانده دوم به موکل مراجعه و اظهار میدارد که جهت اخذ وام نیاز به سند مالکیت پلاک مرقوم دارد و چون سند به نام خوانده ردیف اول بوده موکل به وی مراجعه و با اصرار موکل سند به نام خوانده ردیف دوم منتقل می گردد و از زمان انتقال تا کنون خوانده ردیف دوم اقدامی جهت اخذ وام ننموده و با مراجعات مکرر موکل جهت انتقال سند اقدامی نمی نماید . اصل قولنامه در ید خوانده ردیف اول می باشد . و موکل قولنامه خود را گم کرده است . ضمناً اقرار نامه آقای غ. ی.ع.الف. ی مبنی براینکه ملک را به خواهان فروخته و ثمن را دریافت نموده و با اصرار خواهان سند را به نام برادرش حسین س. منتقل نموده است پیوست دادخواست می باشد در صفحه 11 پرونده آقای غ. ی.ع.الف. ی اعلام کرده قولنامه در یک نسخه بوده و مفقود شده ولی شهود آن آقایان 1- علی م. ساغری 2- علی اکبر ساغری 3- معصومه ساغری بوده اند . پرونده به شعبه دوم دادگاه حقوقی شاهرود ارجاع و دادگاه با ابلاغ وقت درمورخه 90/8/12 جلسه رسیدگی تشکیل داده است . وکیل خواهان ابتدا خواسته را به شرح دادخواست اعلام وتقاضای استماع شهادت شهود از جهت مبایعه نامه مفقود شده را نموده است . خوانده اظهار داشته قولنامه به نام من تنظیم شده و شهود ( ساغری ها ) درزمان تنظیم حضور نداشته اند و بعد هم به محضر رفتیم . مطلب دیگری ندارم . وکیل خوانده اظهار داشته ، ملک در سال 86 به بیع قطعی به موکل منتقل شده است .و قبل از آن نیز آقای عشرت آبادی در دفتر خانه 19 حاضر و وکالت بلاعزل به نام موکل داده و ملک در سال 85 به نام عشرت آبادی انتقال یافته است . وکیل خواهان اظهار داشته : ملک در سال 63 توسط موکل از عشرت آبادی خریداری شده و از آن تاریخ موکل در آن تصرفات مالکانه داشته و در حال حاضر نیز موکل در آن متصرف است . لیکن به دلیل کسالت خوانده ردیف 2 برادر موکل، قسمتی از ملک مجانی در اختیار وی قرار گرفته که حاضریم بنا و نقاش و گچ کار و سنگ کار که در ملک کار کرده اند را معرفی کنیم . که شهادت دهند. و تقاضای تحقیق محلی نیز در این جهت مورد استدعاست . بعد از اعلام برادر موکل برای اخذ وام از فروشنده خواسته شده سند رسمی بنام خوانده انتقال یابد . ضمناً برادر خانم های خوانده نیز شاهد می باشند. و اگر خوانده مدعی خرید می باشد اعلام کند ثمن معامله را چگونه پرداخت نموده است. وکیل خوانده 2 : با انکار ادعای وکیل خواهان اظهار نموده حتی یک برگ قولنامه هم ندارد و موکل از روی برادری وی را در منزل خود سکنی داده است . و با توجه به اختلاف پیش آمده اقدام حقوقی نموده چون موکل دادخواست خلع ید داده است. مدارک ارائه شده توسط خوانده ردیف 2 1- وکالت مورخه 69/11/18 دفتر 19 شاهرود که توسط مالک غ. یوسفی به ایشان ( الف. س. ) داده جهت اخذ پروانه و ساخت و ساز و مشارکت و فروش و اخذ وام و هر گونه تعهدی نسبت به پلاک ثبتی مورد دعوی 2- فروش نامه رسمی 85/2/3 تنظیمی در دفتر 2 اسناد رسمی شاهرود که به موجب آن ملک مورد دعوی از ناحیه سازمان ملی مسکن به آقای غ. یوسفی انتقال یافته است. 3- سند مورخه 86/2/18 (رسمی) مبنی بر فروش قطعی ملک مورد دعوی از آقای غ. یوسفی به الف. س. (ص 24) دادگاه دستور تجدید وقت جهت استماع شهادت شهود را داده است . و جلسه بعدی در مورخه 90/10/20 تشکیل گردیده ابتدا آقای م. ن.ح. به وکالت از الف. س. به عنوان خواهان تقاضای خلع ید خوانده آقای حسین س. را در پلاک ثبتی مورد دعوی نموده و خوانده آقای حسین س. پاسخ داده من خانه را خریدم و به نام خواهان کردم. تا کارهایی انجام دهد جواب نمی دهد و مطالب به شرح لایحه می باشد . نماینده ثبت اظهار داشته: ملک برابر سند رسمی 85/2/3 از سازمان زمین و مسکن به غ. یوسفی عشرت آبادی واگذار و طی سند رسمی 86/2/18 به نام الف. س. انتقال قطعی یافته است . دادگاه با توجه به دو فقره پرونده بین طرفین رسیدگی توأم را دستور داده است در جلسه مورخه 91/6/8 (ص 45) دادگاه از شهود استماع شهادت نموده است . 1- خانم معصومه ساغری 52 ساله اظهار داشته آقای الف. س. مستأجر ما بود در منزل ما خودم دیدم که مبایعه نامه را با فردی که رضا نام داشت (فروشنده) نوشتند و پول اولیه را حسین داد و مبلغ آن هفتاد هزار تومان بود که پنجاه هزار تومان از ما طلب داشت و بیست هزار تومان خودش (حسین ) روی آن گذاشت و داد و بقیه قرار شد اقساط پرداخت گردد و این ملک دو اتاق داشت که الف. س. رفت و ساکن شد و بعد ساخت و ساز انجام شد که تا آنجا که من اطلاع دارم حسین هزینه ساخت و ساز را داد البته چایی و صبحانة کارگران را همه الف. زحمت می کشید و تهیه می کرد. س- ثمن معامله چقدر بود؟ دویست و بیست هزار تومان بود که هفتاد هزار تومان نقد و بقیه ماهی بیست هزار تومان پرداخت شود . س- درمورد انتقال سند چه اطلاعی دارید ؟ شنیدم سند به نام الف. زده شده است از حسین س. پرسیدم چرا سند به نام الف. زدید گفت می خواست وام بگیرد سند را به نام اوزدم . س- در زمان تنظیم مبایعه نامه چه کسانی حضور داشتند ؟ من بودم شوهرم علی اکبر ساغری و برادر شوهرم علی م. ساغری و مرحوم ابراهیم ساغری و همسرش و الف. س. و حسین س. و فروشنده حضور داشتند و محل منزل الف. س. بود که مستأجر ما بود و در یک حیاط با هم سکونت داشتیم و حتی غذایمان با الف. س. مشترک بود این قضیه بیش از 25 سال قبل اتفاق افتاد . س- شما ذیل مبایعه نامه راامضاء کردید؟ خیر من امضاء نکردم . فقط مردها امضاء کردند زمان امضاء من حضور نداشتم .س- آیا شخص دیگری هم بود؟ فکر نکنم ، شاید ح. خاکی هم بود .دقیق نمی دانم .س- مبایعه نامه به نام حسین س. تنظیم شد یا الف. س. ؟ به نام حسین س. نوشته شد . س- در آن سال که معامله شد الف. س. توان خرید ملک به این قیمت را داشت ؟ خدایی اگر بخواهی حساب کنی نداشت . س- چرا حسین ملک را در اختیار الف. س. گذاشت ؟ چون الف. مستأجر بود حسین گفت برو در این خانه بنشین تا مستأجر نباشی در آن زمان حسین منزل پدری ساکن بود .س- اطلاع دارید چند سال است حسین و الف. مشترکاً دراین ملک ساکن هستند ؟ فکر کنم حدود 13 یا 14 سال است .دقیقاً به خاطر ندارم .از آقای علی م. ساغری 53 ساله صفحه 49 به بعد استماع شهادت شده است .س- نسبت خود را با طرفین بیان کنید ؟ هر دو پسرخاله من هستند. س- خواهان مدعی است پرونده کیفری دارید ؟ من سال 72 به اتهام حفاری غیر مجاز دستگیر و حکم برائت گرفتم .س- مورد گواهی تفهیم می شود بفرمائید؟ در سال 59 یا 60 که به مستضعفین زمین میدادند به من و برادرم علی اکبر هر کدام یک قطعه دادند که ساختیم ولی الف. س. مستأجر برادر من شد بعد اختلاف افتاد از منزل خود بیرون کرد و الف. رفت در کشتارگاه در منزل حاج میرزا الف. نشست حسین واسطه شد و الف. را به منزل برادرم برگرداند بعد حسین زمین مورد دعوی را از رضا نامی که فامیل وی را نمی دانم در حضور من و برادرم علی اکبر و خانم معصومه ساغری وابراهیم ساغری ( مرحوم ) به 220هزار تومان خرید که در زمین دو اتاق با سقف چوبی بود حسین س. به برادرش الف. اجازه داد که در خانه سکونت کند و بعددر طی این مدت حسین در زمین ساخت و ساز کرد و توسعه داد و سنگ کار آن م. یوسفی به من مراجعه کرد وگفت س. پول من را نمی دهد که من شخصاً پول را از حسین س. گرفتم و به یوسفی دادم . در مورد انتقال سند یکروز حسین به من مراجعه و گفت میخواهد سند را برای اخذ وام به برادرش الف. منتقل کند من او را منع کردم . حتی فر وشنده زمین هم او را منع کرد گفت برادرم می خواهد دخترش را عروس کند احتیاج به وام دارد که سند رابرای اخذ وام به نام الف. کرد . س - در زمان تنظیم مبایعه نامه بودید؟ بله به نام حسین س. تنظیم شد .به مبلغ 220 هزار تومان و 60 یا 70 هزار تومان نقد وبقیه اقساط ماهیانه 20 هزار تومان که گاهی حسین بابت قسط آن از من پول قرض می کرد .س- مبایعه نامه به خط چه کسی بود و چه کسانی امضاء کردند ؟ به خط مرحوم ابراهیم ساغری که با سواد ما بود نوشته شد . و فروشنده آقای رضا و خریدار حسین س. من و علی ا کبر ساغری و الف. س. و ابراهیم ساغری امضاء کردند یاد ندارم که خانم معصومه امضاء کرد یا نه .س-در چه تاریخی سند را به نام الف. زدند ؟ من فقط به حسین پیشنهاد کردم این کار را نکن اما تاریخ تنظیم را نمی دانم . نبودم . س - چه سالی الف. س. دختر خود را شوهر داد ؟ حدود دوازده سال قبل بود . از آقای علی اکبری ساغری 60 ساله بشرح صفحه 54 به بعد استماع شهادت شده است . اظهار داشته طرفین پسرخاله من هستند درسالهای شاید 63 یا 64 یا سال دیگری پسر عمویم ابراهیم ساغری که مرحوم شده گفت حسین س. می خواهد زمینی بخرد من پیدا کردم اگر قصد دارد بگو بیاید بخرد که من با حسین س. صحبت کردم و جلسه ای با حضور فروشنده به نام رضا و برادرم علی م. ساغری و همسرم معصومه ساغری و خودم و الف. س. که مستأجر من بود مبایعه نامه نوشته شد و طرفین امضاء کردند وحسین س. مبلغ هفتاد هزار تومان به فروشنده داد و قرار شد بقیه به صورت اقساط ماهیانه 20 هزار تومان پرداخت کند و حاضرین به عنوان شاهد امضاء کردند یاد ندارم خانم من امضاء کرد یا نه حتی بعد از مدتی که حسین س. قسط زمین را پرداخت نکرده بود فروشنده به من مراجعه و گفت حسین پول من رانمی دهد من از دست شما که شاهد بودید شکایت می کنم . با حسین صحبت کردم و او پول فروشنده را داد البته زمین شامل دو اتاق وآب و برق و سرویس دستشوئی بود ، بعدها حسین با هزینه خود ساخت و ساز کرد .برادرش می خواست وام بگیرد ، گفت قصد تنظیم سند به نام او دارد . من گفتم این کار را نکن ولی کرد .س- در چند نسخه مبایعه نامه نوشته شد ؟من بیاد دارم که رفتیم از رضائی نامی که همسایه ما در شهرک امام مغازه داشت کارین خریدیم و مبایعه نامه دردو نسخه تنظیم شد در منزل ما بعداً رضا فروشنده زمین به من گفت حسین س. گفته سند را به نام الف. س. بزن فردا اگر مشکلی پیش بیاید به من نگوید چرا سند زدی . الف. در زمان معامله توان مالی نداشت حسین حتی طلای همسرش را به من داد که در طلافروشی کار می کردم . فروختم و پنجاه هزار تومان مادرش که خاله من بود دست من داشت و می گفت مال حسین است و اگر مردم بده به حسین و داده بود من با آن کاسبی کنم من آن پول را به حسین دادم وهفتاد هزار تومان تهیه شد و به فروشنده داد . وکیل آقای حسین س. اظهار داشته با توجه به شهادت شهود و پرداخت ثمن توسط موکل و اینکه بیع به نام وی بوده درخواست دارم از خوانده سئوال شود چه کسانی درزمان انتقال سند در دفترخانه حضور داشتند . وکلای الف. س. اظهار داشته اند شهادت شهود کذب محض است و سند رسمی به نام موکل می باشد و وجود مبایعه نامه رسمی و وکالتنامه درسالهای 63 و 69 در تأیید ادعای موکل می باشد .دادگاه : مبایعه نامه ارائه شده وکلای الف. س. را ملاحظه فرمائید چه پاسخی دادید ( خطاب به شهود ) ؟ این مبایعه نامه ای نیست که ما امضاء کردیم وکیل حسین س. نسبت به این مبایعه نامه ادعای تردید نموده است .چون این سند در این جلسه ارائه گردیده است .و قبلاً ارائه نشده است وکلای الف. س. ارجاع به کارشناسی را قبول نموده اند . دادگاه :1-قرار ارجاع به کارشناسی سند ارائه شده از ناحیه الف. س. را صادر نموده 2-گواهان ذیل سند را برای استماع شهادت دستور احضار داده است . آقای حسین مظفری طی لایحه ای بشرح صفحات 70 و 71 پرونده اعلام کرده 1- مبایعه نامه 63/2/15 که الف. س. ارائه داده امضاء من در ذیل آن جعلی است . و من اطلاعی ندارم 2-من برادر خانم الف. س. هستم و اطلاع کامل دارم که این زمین را حسین س. خریده و پول آن را داده و ساخت و ساز کرده من پنج سال مستأجر حسین س. بودم . در جلسه مورخه 92/6/20دادگاه به شرح صفحه 82 پرونده آقای علی م. ساغری 56 ساله اظهار داشته: سندعادی 63/2/15 به اینجانب در محکمه نشان داده شد امضای من در ذیل آن نیست و من امضاء نکردم . در صفحه 102 پرونده کارشناس خط و امضاء الف. ق. ی با بررسی سند عادی مورخه 63/2/15 اعلام کرده امضاء ذیل سند منتسب به غ. یوسفی باامضائات وی مطابقت دارد .آقای غ. ی.ع.الف. ی نسبت به این