تشکیل مجمع عمومی به دعوت صاحبان سهام در شرکت سهامی

خلاصهٔ رأی

پیام: در شرکت های سهامی تفریغ سود و زیان،اندوخته های قانونی و تصویب تراز نامه و یا افزایش یا کاهش سرمایه،حسب مورد در صلاحیت مجامع عمومی عادی یا فوق العاده است.

متن کامل

تشکیل مجمع عمومی به دعوت صاحبان سهام در شرکت سهامی Toggle navigation صفحه اصلی درباره ما درباره پژوهشگاه قوه قضائیه درباره پژوهشکده آرا تماس با ما دریافت نظرات و پیشنهادها عنوان: تشکیل مجمع عمومی به دعوت صاحبان سهام در شرکت سهامی پیام: سهامداران شرکت سهامی (یک پنجم)، صرفا حق "درخواست" دعوت سهامداران جهت تشکیل مجمع عمومی را دارند، لذا نمی توانند در صورت مخالفت و امتناع هیات مدیره یا بازرس شرکت، رأساً برای تشکیل مجمع عمومی اقدام نمایند. زیرا این امر از وظایف ذاتی هیات مدیره و بازرسان بوده و آنها نهایتاً می توانند از دادگاه الزام هیات مدیره به تشکیل مجمع را تقاضا نمایند. عنوان: رکن صالح جهت تفریغ سود و زیان شرکت سهامی پیام: در شرکت های سهامی تفریغ سود و زیان،اندوخته های قانونی و تصویب تراز نامه و یا افزایش یا کاهش سرمایه،حسب مورد در صلاحیت مجامع عمومی عادی یا فوق العاده است. بنابراین ورود دادگاه به این مسائل، محمل قانونی ندارد مگر در صورت عدم انجام تکالیف قانونی از سوی هیات های مذکور؛ که در اینصورت هر ذینفع می تواند ابطال مصوبات مجمع را از محاکم قضایی درخواست کند. مستندات: ماده 90ماده 91ماده 95 قانون تجارت - شماره دادنامه قطعی : 9409970907000569 تاریخ دادنامه قطعی : 1394/12/26 گروه رأی : حقوقی آراء منتخب پرونده: شعبه دیوان عالی کشور مشخصات متن نتیجه تحلیلی کلید واژه ها نمایه قوانین مرتبط گردش پرونده عین عبارت چاپ متن متن تجمیعی پرونده قلم یکان ایران میترا ترافیک زر یاقوت تیتر رأی خلاصه جریان پرونده در پرونده کلاسه 88400384 شعبه دوم دادگاه عمومی حقوقی فلاورجان آقای سیدم. ط. به وکالت از خانم ها الف. ر. و ز. ش. دادخواستی به طرفیت شرکت م. به مدیریت عاملی م. ر. ف.به خواسته الزام خوانده به پرداخت سود سهام شرکت خواهان ها در شرکت م.از تاریخ 1382/11/11 مقوم به 51000000 ریال تقدیم دادگاه نموده ضمن دادخواست توضیح داده موکلین بنده به ترتیب مالک 33 و 7 سهم از 100 سهم شرکت خوانده می باشد شرکت مذکور از تاریخ انتقال سهام به موکلین تا این لحظه هیچ وجهی بابت سود سهام پرداخت ننموده است با توجه به اینکه شرکت خوانده قراردادهای متعدد با شرکت‌های دیگر داشته و وجوهی بابت قراردادها دریافت داشته ولی حاضر به پرداخت سود سهام نشده است لذا به شرح خواسته تقاضای رسیدگی دارم وقت رسیدگی برای 1388/8/17 تعیین شده وکیل خواهان اظهار داشت موکل بنده خانم ر. مالک 33 سهم و خانم ش. مالک 7 سهم از صد سهم شرکت خوانده می باشد که در تاریخ 1383/11/11 طبق صورت جلسه انتقال سهام به میزان فوق مالکیت پیدا کردند خوانده که مدیرعامل شرکت است از تاریخ انتقال سهام تاکنون بابت سود سهام پرداخت نکرده هر چند در این مدت شرکت مذکور با نوسانات مختلف من جمله شرکت گاز اصفهان و توابع عقد قرارداد نموده و وجوه بسیاری نیز دریافت نموده است مطابق ماده 9 اساسنامه شرکت حقوقی و وظایف ناشی از هر سهم متعلق به صاحب سهم دلیل قطعی و قانونی است برابر مواد اساسنامه و تصمیمات مجامع عمومی شرکت و همچنین مستند به ماده 18 اساسنامه تقسیم سود شرکت بین صاحبان سهام فقط با تصویب مجمع عمومی جایز است بنابراین و با توجه به اینکه مدیرعامل اقدام به تشکیل مجمع عمومی جهت تصویب ترازنامه و تقسیم سود ننموده اند و با توجه به اینکه خانم الف. ر. ریاست هیئت مدیره را دارا می باشد بنابراین ایشان اقدام به دعوت سهامداران مجمع عمومی نموده که در جلسه اول که مطابق با ماده 12 و 13 دعوت صورت گرفته بود به حد نصاب مذکور در ماده 15 تشکیل نگردیده مجدداً مجمع را برای مرتبه 2 دعوت نموده متأسفانه با توجه به اینکه کلیه اوراق مدارک چاپی و غیرمالی نزد مدیرعامل بوده و تصویب ترازنامه بدون مدارک مذکور میسر نمی باشد و عدم حضور مدیرعامل در مجمع اول و دوم متعاقب آن موکلین طی ارسال اظهارنامه به خوانده جهت انجام وظیفه قانونی خود و پیرو آن اظهارنامه به بازرسین شرکت جهت اعمال وظایف قانونی خود که با توجه به عدم انجام اقدامات مقرر در اساسنامه ناگزیر به طرح دعوی به شرح دادخواست نمودم خوانده اظهار داشت دفاعیاتم به شرح لایحه است که تقدیم می‌نمایم لایحه با وصول آن به شماره وارده 88400106-1388/8/17 ثبت شده اشعار داشته خواهان ها به ترتیب رئیس و نایب رئیس هیئت مدیره می باشد و شخص مدیرعامل در شرکت‌های تجاری عالی‌ترین مقام اجرائی است بدین معنا که هیئت مدیره کلیه موضوعات را بررسی و پس از تصویب جهت اجرا به مدیرعامل واگذار می‌کند حال چگونه هیئت مدیره از عملکرد مالی شرکت خبر ندارد آیا نباید هیئت مدیره قبل از تشکیل یا دعوت مجمع عمومی جلسه هیئت مدیره را تشکیل تا ابتدا گزارش مالی شرکت تهیه و پس از تأیید بازرس شرکت به مجمع عمومی ارائه دهد در این مورد به ماده 89 لایحه اصلاحی قسمتی از قانون تجارت و تبصره آن توجه شود که صراحتاً بیان می دارد (برای تشکیل مجامع عمومی عادی سالیانه استماع گزارشات هیئت مدیره و بازرس قانونی شرکت الزامی است در غیر این صورت موضوعات جلسه غیرقانونی خواهد بود) آنچه به نظر می رسد از دعوی حاضر مطالبه عواید و سود حاصله شرکت نیست جهت مزید اطلاع خواهان‌ها مادر و فرزند هستند به طور صوری توسط شخصی به نام آقای ع. ش. وارد شرکت شده که نامبرده شوهر و پدر خواهان‌ها بوده که تصمیم گیرندة واقعی در حقیقت شریک واقعی اینجانب شخص ایشان می باشد که از عملکرد شرکت کاملاً باخبر و دفاتر حساب شرکت نیز نزد ایشان می باشد لذا تقاضا دارم به عنوان مطلع از ایشان تحقیق شود همچنین درخصوص عملکرد سال مالی 1387 با توجه به قسمت اخیر ماده 240 لایحه قانونی مذکور (هر شرکت از تاریخ تصمیم مجمع عمومی حداکثر ظرف 8 ماه مهلت دارد تا نسبت به پرداخت عواید شرکت اقدام نماید) صرف نظر از موارد فوق الذکر این مهلت به لحاظ اینکه در تاریخ تقدیم دادخواست منقضی نشده حقی برای خواهان‌ها از زمان تقدیم دادخواست ایجاد ننموده که بتواند مطالبه کنند مضافاً اینکه اجرای این قانون برای سال های گذشته هم الزام آور بوده که خواهان ها در سنوات قبل اقدام ننموده اند و لذا از دادگاه محترم تقاضای هدایت خواهان ها به تشکیل جلسه اعضای هیئت مدیره و تهیه گزارش مالی شرکت و تأیید بازرس شرکت قبل از تشکیل مجمع برای تصویب را دارم عدم حضور بنده در مجمع صرفاً به جهت نقیصه فوق بوده است زیرا هیچ گزارشی توسط هیئت مدیره تنظیم و تهیه نشده و وظیفه دعوت هیئت مدیره هم طبق ماده 120 قانون تجارت با ریاست هیئت مدیره و طبق تبصره 2 ماده 119 همان قانون با نایب رئیس هیئت مدیره می باشد که تاکنون از این موضوع خودداری شده است لذا تقاضای رد دعوی را وارد در توضیحات خود در جلسه دادگاه اضافه نموده آقای ش. در کل جریان امورات و به طور مدام کلیه هزینه ها و درآمدها به ایشان ارجاع می‌شده و ایشان در دفتر حساب و کتاب شرکت ثبت می کرده است و دفاتر نزد ایشان موجود و یک حساب مشترک بین من و آقای ش. موجود و افتتاح گردیده تا شهریور 1387 کلیه مطالبات از طرف قراردادهای شرکت دریافت و به حساب مشترک واریز گردیده و مطابق لیست هزینه هایی از حساب مذکور و جهت خرج امر مشترک دریافت می کرده است از طرفی مدیرعامل یک مقام عالی اجرایی شرکت است و ملزم به اجرای دستورات و تصمیمات هیئت مدیره می باشدو طبق مواد قانون تجارت بایستی درخواست جلسه هیئت مدیره شود و محاسبات انجام گردد سپس گزارشات به بازرس انتقال و نهایتاً درخواست مجمع عمومی خواهان باشند ... من با آقای ع. ش. حساب مشترک داشتیم و افتتاح کردیم و کلیه مطالبات شرکت تا شهریور 1387به حساب مذکور واریز گردیده است و سود به آقای ع. ش. پرداخت شده که برابر دفاتری که نامبرده به صورت مستمر می نوشتند درج گردیده و قابل تشخیص نمی باشد دادگاه پس از استماع اظهارات طرفین قرار کارشناسی صادر می نماید تا کارشناس منتخب میزان سود سهام متعلقه به خواهان ها و اینکه چه میزان به نامبردگان تاکنون پرداخت شده با ملاحظه و بررسی دقیق دفاتر شرکت و استماع اظهارات طرفین و استعلام از ادارات مورد نیاز میزان سود متعلق به خواهان ها را به تفکیک با توجه به سهامشان از تاریخ 1383/11/11 مشخص و بررسی نمایند که یا سودی به نامبردگان پرداخت شده است یا نه نتیجه را ظرف 20 روز به دادگاه اعلام نماید کارشناس منتخب طی گزارش و نظریه تقدیمی به شماره وارده 89400155-1381/2/26 اعلام داشته شرکت خوانده از تاریخ تأسیس 1383/3/13 تاکنون برای ثبت عملکرد مالی خود و تهیه صورت‌های مالی متعارف سالیانه اعم از ترازنامه و صورت حساب سود و زیان و صورت جریان های نقدی از روش ها و اصول حسابداری مورد قبول استفاده ننموده و فاقد دفاتر ثبت شده می باشد لذا برای تعیین سود و زیان عملکرد مالی شرکت که لازمه کار برای تعیین سهم سود خواهان ها می باشد ناگزیر به حسابداری و حسابرسی عملکردهای مالی شرکت در هر دو حوزه درآمدهای پیمانکاری، استحضامی و هزینه های انجام شده گردیده گو نتایج حاصله در قالب گزارش کارشناس تدوین و تقدیم خواهد شد کارشناس منتخب نتایج حاصله را مشتمل بر 67 صفحه متن گزارش و 702 صفحه مستندات مربوط به دادگاه تقدیم نموده خوانده به نظریه کارشناس اعتراض نموده ضمن لایحه اعتراضیه اشعار داشته اینجانب م. ر. همراه آقای ج.ع. و آقای ن. ر. برادرم در تاریخ 1383/3/13 شرکت م.را به ثبت رساندیم با این مبنا که انجام کارهای فنی و تخصصی شرکت با اینجانب و کارهای اداری آقای ن. ر. و پشتیبانی مالی توسط آقای ج. ع.صورت پذیرد به همین منوال در جلسه هیئت مدیره آقای ج.ع. به سمت رئیس هیئت مدیره با 34 سهم و آقای ن.ر. با سمت نایب رئیس با 33 سهم و اینجانب هم با 33 سهم تعیین و شرکت با سرمایه 1400000 ریال که مبلغ 490000 ریال آن توسط سه نفر سهام دار و مؤسسین شرکت پرداخت گردیده تا اینکه آقای ع. به دلیل مشکلات کناره‌گیری و آقای ع. ش. که شوهرخواهر اینجانب بوده به شرکت سرمایه گذاری به مبلغ 150000000 ریال (پانزده میلیون تومان) در عوض دریافت 40% از سهام شرکت وارد شرکت شده نامبرده کارمند شرکت گاز بوده با اعلام نظر ایشان 33 درصد از سهام دریافتی به خانم الف. ر. همسرش و 7 درصد به خانم ز. ش. دخترش که به ترتیب خواهر و خواهرزاده‌ام می باشند واگذار گردید و آقایان ج.ع. و ن. ر. از تاریخ 1383/11/11 با واگذاری سهام خود از شرکت خارج شدند و سهام داران و هیئت مدیره جدید به ترتیب ذیل انتخاب شدند 1- خانم الف. ر. 2- خانم ز. ش. 3- آقای م.ر. به ترتیب 33 سهم به سمت رئیس هیئت مدیره و 7 سهم به سمت نایب رئیس و با 60 سهم به سمت مدیرعامل مع الوصف پس از انتقال سهام به نامبردگان آقای ش. و شرکاء به تعهدات خود عمل نکردند فقط در دو مرحله مبلغ 37000000 ریال به شرکت تزریق و بعد هم به بهانه سپرده‌گذاری برای اخذ وام و تأمین کل مبلغ متعهد شده درخواست وجه مذکور را نموده که به وی پرداخت گردید و بعد هم به تعهدات خود عمل ننموده و در موقعی هم که شرکت نیاز مبرم به وجه نقد داشت هر وجهی که به شرکت پرداخت می نمود اصل و بهره آن را به نام دوستانش دریافت می‌کرد پس از پاسخ و اعتراض به 3 بند صفحه 3 گزارش و بند 4 صفحه 4 و5 و بندهای دیگر تقاضای جلب نظر کارشناس دیگر را نموده دادگاه با وارد دانستن اعتراض در تاریخ 1389/7/10 قرار ارجاع به هیئت سه نفره کارشناسی را صادر نموده تا به تکالیف مقرر در قرار 1389/8/17 عمل نمایند هیئت سه نفره کارشناسان نظریه خود را در 11 برگ اعلام نموده اند این نظریه نیز مورد اعتراض خوانده قرار گرفته دادگاه در این مرحله از رسیدگی طی قرار شماره 90400543-1390/7/9 ضمن استدلال منعکس در رأی قرار رد دعوی خواهان را صادر نموده پرونده با تجدیدنظرخواهی خواهان‌ها به شعبه 13 دادگاه تجدیدنظر استان اصفهان ارجاع به کلاسه 901159 ثبت شده این شعبه به موجب دادنامه شماره 94500409-1394/4/24 ضمن استدلال منعکس در رأی قرار صادره را نقض پرونده را برای رسیدگی ماهوی به دادگاه ارجاع داده است وقت رسیدگی برای 1394/8/11 تعیین شده وکیل خواهان ها به شرح خواسته و دلایل استنادی تقاضای رسیدگی نموده وکیل خوانده ضمن حضور در جلسه دادگاه لایحه ای تقدیم به شماره 92401595-1392/8/11 ثبت دفتر و پیوست پرونده شده ضمن آن اشعار داشته اولاً تعیین سود سهام داران از صلاحیت‌های اختصاصی مجمع عمومی شرکت های سهامی است و محاکم قضایی نمی توانند برخلاف نص قانون تجارت و ماده 90 قانون موصوف براساس موازین حاکم در شرکت های مشاعی به تعیین سود و تقسیم آن و اینکه به چه میزان به سهامداران اختصاص یابد اقدام نمایند چه تشخیص اینکه چه مقدار از سود باید به سهامداران پرداخت شود (ماده 240 قانون تجارت) و چه مقدار اندوخته شود (ماده 238 قانون تجارت) در صلاحیت مجامع عمومی است و سلب اختیار از مجامع ولو به استناد تحلیل رأی غیرقطعی دادگاه تجدیدنظر وجه قانونی نداشته و خلاف این ترتیب پرداخت هرگونه سود مصداق بارز تقسیم منافع موهوم تلقی می گردد (240 ق.ت) ثانیاً مانعی در مسیر تشکیل مجامع عمومی و تعیین تکلیف سود سهام نبوده چنانچه خواهان های پرونده به تشکیل مجمع در دو نوبت توسط خود اشعار و اشاره داشته اند بنابراین با توجه به اینکه برابر ماده 87 قانون شرکت های سهامی مجمع عمومی در دفعه دوم با حضور هر عده از صاحبان سهام رسمیت پیدا خواهد نمود و نامبردگان با داشتن 40% سهام واحد شرایط تصمیم گیری درخصوص تقسیم سهام بوده و تصمیمات آنان به حکم ماده مزبور معتبر و قابل اجرا بوده ادعای تعذر تصمیمات مبنی بر صحت قانونی نبوده و عذر مراجعه به دادگاه محسوب نمی گردد مضافاً به اینکه مدیرعامل بر فرض قصور با توجه به اختیار هیئت مدیره برابر ماده 124 قانون بانک تجارت و تعقیب کیفری ماده 260 منشأ اثر به امتناع را قضیه محسوب نشده است و خواهان های پرونده برابر ماده 118 قانون تجارت از کلیه اختیارات قانونی برای دسترسی به