تسبیب در قتل شبه عمدی به نحو تقصیر

خلاصهٔ رأی

شرح کالبد گشایی در اوراق ۱۷ و ۱۸ اورده شده است.

متن کامل

تسبیب در قتل شبه عمدی به نحو تقصیر Toggle navigation صفحه اصلی درباره ما درباره پژوهشگاه قوه قضائیه درباره پژوهشکده آرا تماس با ما دریافت نظرات و پیشنهادها عنوان: تسبیب در قتل شبه عمدی به نحو تقصیر پیام: تسبیب در قتل شبه عمدی سلب ازادی های افراد ملت و محروم نمودن از حقوق مقرر در قانون اساسی به واسطه قراردادن مرحوم . در داخل صندوق عقب خودروی سازمانی ، محرز ومسلم است مستندات: شماره دادنامه قطعی : تاریخ دادنامه قطعی : 1400/06/10 گروه رأی : کیفری آراء منتخب پرونده: شعبه دیوان عالی کشور مشخصات متن نتیجه تحلیلی کلید واژه ها نمایه قوانین مرتبط گردش پرونده عین عبارت چاپ متن متن تجمیعی پرونده قلم یکان ایران میترا ترافیک زر یاقوت تیتر رأی خلاصه جریان پرونده خلاصه جریان پرونده: اقای ح. ح. فرزند ح. طی شکواییه اعلام می دارد. در تاریخ ۹۳/۶/۱۰ ساعت ۱۲/۵۰ بامداد با خبر شدم برادرم م. ح. فرزند ح. توسط پلیس دستگیر و سپس فوت شده تقاضای رسیدگی دارم. دادستان نظامی استان دستور بررسی موضوع را می دهد. ( ۱۳۹۳/۶/۱۵ ) دادیار در غیاب بازپرس از شاکی شکایتش استماع می شود. و از اقای م. م. نیز به عنوان مطلع تحقیق می نماید. و دستور بررسی موضوع را به بازرسی انتظامی استان را صادر می نماید. پس از حضور بازپرس ، دستورات تکمیلی نیز صادر می شود. شرح کالبد گشایی در اوراق ۱۷ و ۱۸ اورده شده است. و علت مرگ را موکول به دریافت جواب ازمایشات سم شناسی و نمونه های از ریه ، کبد ، قلب و کلیه اعلام داشته است. بازرسی گزارش اولیه خود را خطاب به بازپرس ( نظامی ) اعلام می نماید. و بازپرس قرار عدم صلاحیت به شایستگی دادسرای عمومی و انقلاب شهرستان بندر خمیر صادر می نماید. معاون دادستان نظامی *دستور استعلام بازپرس از دادسرای بندر خمیر برای تایید ادعایی مامورین برای کسب مجوز از مقام دادسرا را صادر می نماید. و بازپرس مراتب را به سازمان* استان ( شهرستان خمیر ) اعلام می نماید. و جانشین دادستان نیز مراتب را به شرح برگ ۲۶ تایید می نماید. و معاون دادستان با قرار صادر شده موافقت می نماید. پرونده به شعبه اول دادیاری *ارجاع می گردد. دادیار دستور استعلام از پزشکی قانونی را به جهت مشخص شدن علت فوت را صادر می نماید. دادیار از اقای ا. ح. ز. فرزند م. ( سرباز وظیفه حاضر در ماموریت ) ح. ح. برادر متوفی ( اولیای دم ) م. م. ( گواه ) م. ا. ( گواه ) س. ع. ( گواه ) در خصوص حادثه تحقیق می نماید. ( صفحات ۳۳ الی ۴۰ ) پزشکی قانونی به شرح برگ ۴۱ نظریه خود را اعلام می نماید. و اظهار می دارد. با توجه به عدم وجود اثار ضرب و جرح و شکستگی و عدم وجود اسیب بافتی و اینکه در ازمایشات سم شناسی هیچگونه سم و یا دارویی قابل تشخیص نبوده علت فوت مقدور نبوده و کالبد گشایی سفید می باشد. بازپرس از اقای ی. ب. بعنوان گواه حاضر در پاسگاه *" ) تحقیق می نماید. سپس از اقای م. س. مامور انتظامی تحقیق می گردد. و اتهام ازار و شکنجه متهم و نقض حقوق و ازادی های فردی به واسطه قرار دادن متهم در داخل صندوق عقب خودرو را به ایشان تفهیم می نماید. بعد از دستگیری مرحوم ح. به جهت عدم امکان سوار شدن در خودروی سازمانی به جهت تکمیل ظرفیت وی را به داخل صندوق عقب گذاشته و به پاسگاه انتقال دادیم و این اقدام با موافقت ایشان انجام شد و هیچگونه ضرب و جرح انجام نشد و اظهارات گواهان که در صحنه نبودند را قبول ندارم. و شاهدی که در پاسگاه بود سلامت وی را در پاسگاه گواهی داده است. بازپرس اتهام را مجدد تفهیم تا اخرین دفاع خود را بیان نماید. بنده چون نیروی کافی نداشتم و متهم هم کارتون خواب بود به صندوق عقب رفت و در این فاصله کوتاه با میل و رغبت خودش در صندوق عقب نشست و هیچگونه ضرب و جرح و شکنجه نیز نکردم. قرار وثیقه برای ایشان صادر می گردد. ( صفحه ۴۹ الی ۵۱ ) و دستور بازداشت تحت قرار در یگان صادر می نماید. پس از توثیق وثیقه ایشان ازاد می گردد. ( صفحه ۶۸ ) بازپرس در خصوص اتهام م. س. دایر بر ازار و شکنجه متهم و نقض حقوق مقرر در قانون اساسی قرار مجرمیت و در خصوص ارتکاب قتل قرار منع تعقیب صادر می نماید. ( صفحه ۶۹ ) و در خصوص مجرمیت با صدور کیفر خواست به شعبه ۱۰۱ دادگاه کیفری دو *ارسال می گردد. قرار منع تعقیب به اولیای دم متوفی ( برادرش ) ح. ح. ابلاغ و ایشان اعتراض می نماید. نیروی انتظامی اقای ر. ا. را به عنوان نماینده حقوقی شکایت علیه م. س. مامور انتظامی معرفی می نماید. دادگاه به جهت رسیدگی به پرونده در مقام بازپرس قرار امتناع از رسیدگی صادر می نماید. ( صفحه ۸۳ ) پرونده به شعبه ۱۰۳ کیفری دو *عباس ارجاع می گردد. دادگاه نیز قرار عدم صلاحیت به شایستگی کیفری یک استان صادر می نماید. ( صفحات ۹۲ و ۹۳ ) دادگاه کیفری یک ( شعبه چهارم ) در خصوص قرار عدم صلاحیت نظر به صلاحیت کیفری دو *صادر و پرونده را جهت رفع اختلاف به دادگاه تجدید نظر استان ارسال می نماید. پرونده به شعبه دوم دادگاه تجدید نظر استان ارجاع و این شعبه به صلاحیت شعبه ۱۰۳ کیفری دو بندر عباس حل اختلاف می نماید. ( صفحه ۱۰۰ ) دادگاه قرار منع تعقیب را نقض و دستور جلب به دادرسی را صادر می نماید. پرونده به شعبه هفتم بازپرسی دادسرای بندرعباس ارجاع می گردد. بازپرس مامور متهم اقای م. س. را احضار و اتهام قتل عمدی را به ایشان تفهیم می نماید. متهم در داخل تحت نظرگاه با دستور قضایی بازداشت بوده و زمانی که به داخل پاسگاه وارد شده صحیح و سالم بوده متهم چون کارتون خواب بوده با رضایت خودش به داخل صندوق عقب رفته است.چون وضعیت ظاهری او مانند معتادها بود و تعداد سرنشین ها هم کامل بود و ماشینهای عبوری هم کسی حاضر به همکاری نبود با رضایت خودش به صندوق عقب رفت و درب هم ( صندوق عقب ) بسته نمی شد او را منتقل کردیم و ایشان در بازداشگاه فوت نموده است. اتهام مجدد به ایشان تفهیم می شود. تا اخرین دفاع خود را بیان نماید. اقای ی. ب. شورای روستای کهورستان در پاسگاه حضور داشته که متهم مرحوم ح. را بنده صورت صحیح و سالم به پاسگاه تحویل دادم و از وی بازجویی شده و پس از دستور شفاهی معاون دادستان وی به بازداشگاه تحویل شده است.بازپرس قرار التزام برای ایشان صادر می نماید. ( صفحات ۱۱۷ الی ۱۱۹ ) پرونده شخصیت برای ایشان تهیه می شود. ( ۱۲۴ الی ۱۳۴ ) اقای ح. ح. گواهی حصر وراثت مرحوم را به شرح برگ ۱۵۱ ضمیمه می نماید. خانم ش. ف. فرزند ا. به عنوان مادر متوفی م. ح. در بازپرسی حاضر و به عنوان مادر مرحوم تقاضای قصاص می نماید. اقای ح. ح. ( پدر متوفی ) تقاضای قصاص می نماید. ( صفحات ۱۳۸ و ۱۳۹ ) بازپرس متهم را جهت اخذ اخرین دفاع در معیت وکیل احضار می نماید. معاونت حقوقی سازمان* اقایان ص. ر. ا. و ع. ف. را به عنوان وکیل متهم معرفی می نماید. بازپرس به دادسرای شهرستان نهاوند نیابت ارسال تا متهم را احضار و تفهیم اتهام و قرار صادر نماید. ( صفحه ۱۵۰ ) بازپرس از پزشکی قانونی علت تامه فوت را استعلام می نماید. بازپرس قرار عدم صلاحیت به دادسرای نظامی هرمزگان صادر می نماید. ( با توجه به اجازه نامه م. م. ر. و در راستای ماده ۵۹۷ قانون ایین دادرسی جرایم نیروهای مسلح را صادر می نماید. دادیار دادسرای *با توجه به اینکه قرار صادره فاقد گردشگار و استدلال کافی است.عقیده بر تکمیل تحقیقات و انشای مجدد قرار نهایی ابراز می دارد. و نتیجه نیابت قضایی به دلیل کافی نبودن اوراق اعاده می گردد. بازپرس با توجه به نظر نوعا کشنده بودن دادگاه که مدت زیادی سپری شده است.پرونده را به دادگاه ارسال نموده و به شعبه دوم دادگاه کیفری یک استان هرمزگان ارجاع می گردد. ا. از مستشاران دادگاه به شرح اوراق ۲۰۰ الی ۲۰۷ گزارش تنظیم می نماید. دادگاه دستور تعیین وقت را صادر می نماید. دادگاه در تاریخ ۹۹/۱۲/۲۶ تشکیل جلسه می دهد. دادگاه شکایت اولیای دم را به متهم اعلام می نماید. متهم اظهار می دارد. بنده به همراه همکاران در اجرای دستور مقام قضایی و سلسله مراتب فرماندهی بر اجرای طرح مبارزه با مواد مخدر و دستگیری معتادین متجاهر و دستور قضایی از منزل شخصی به هویت ر. ح. بازرسی و مقداری مواد مخدر کشف شد و دستگیر که به همراه مامورین به پاسگاه در حال اعزام بودیم. در طول مسیر به شخصی که معتاد متجاهر بود ( م. ح. ) برخورد که ظاهری کاملا نامناسب بود و موهای بلند و کثیفی داشت لذا به وی گفته شد که جیبهای خود را خالی کند و از بازرسی از وی ۱/۵ گرم هرویین کشف گردید. چون نفرات ما پنج نفر بود و جای دیگری نبود و به جهت کثیفی وی ، به ناچار جلوی ماشینهای عبوری را گرفتیم که متاسفانه کسی او را سوار نمی کرد و خودش گفت به جهت وضعیت ظاهری به داخل صندوق عقب می روم و همکاری کرد و گفت می خواهم ترک نمایم و خانواده هم مرا ترد کرده است. من هم یک پتو زیر پایش انداختم و علیرغم میل باطنی بنده ، سوار صندوق عقب شد. بعد به پاسگاه رسیدیم حاج ی. ب. از اهالی روستا داخل پاسگاه بود و با وی صحبت نمود و به صورت صحیح و سالم تحویل افسر نگهبان شده از ایشان بازجویی شد و دستور قضایی هم گرفتم تا اول وقت اداری روز بعد تحت نظر باشد. و تحویل افسر نگهبان شد و من به منزل رفتم که افسر نگهبان ساعت ۲۰/۱۵ به بنده زنگ زد و گفت متهم م. ح. فوت شده است. متهم چون می خواست ترک کند دستبند نزدم و پتو زیر پایش انداختم و با میل خودش به داخل صندوق عقب رفت و بصورت سالم تحویل افسر نگهبان شد. با پای خودش رفت و درب هم بسته نمی شد و خراب بود بنده در زمان دستگیری هیچگونه اذیت ، ازار و حتی توهینی یا فحاشی نکردم قسم می خورم. من ایشان را ساعت ۱۲/۳۰ دستگیر و پس از هشت ساعت در بازداشتگاه فوت نموده است. اظهارات شهود را قبول ندارم. و اصلا فحاشی در کار نبوده است. دادگاه خطاب به اولیای دم چه دلیلی بر قتل فرزندتان دارید. چون پسرمان را داخل صندوق عقب خودرو نموده اند و میزان رطوبت هوا و دمای هوا بالا بوده است.و فکر می کنیم متهم پسرمان را زده است.و از م. س. فرمانده وقت پاسگاه شاکی هستیم. دادگاه خطاب به متهم اتهام تسبیب در قتل شبه عمدی مرحوم م. ح. فرزند ح. به نحو تقصیر و ایجاد ازار و شکنجه و نقض حقوق و ازادی عمل فردی به واسطه قرار دادن مرحوم در داخل صندوق عقب خودرو سمند سازمانی تفهیم می نماید. قبول ندارم. بدلیل اینکه پتو زیر پای وی انداختم و هیچگونه هتک حرمت و ضرب و جرحی نکردم و با پیشنهاد خودش به صندوق عقب رفت و هیچ ازار و شکنجه ای در بین نبوده است. وکیل ایشان اظهار می دارد. مطالب به شرح تفصیلی لایحه تقدیمی است.و در تکمیل اعلام می شود. حسب پاسخ پزشکی قانونی و اظهارات شهود حاضر در صحنه از جمله سرباز وظیفه ا. ح. ز. و نظامی ن. خ. و نظامی م. ک. دو و اقای ی. ب. حکایت از ان دارد. که هیچگونه ضرب و جرحی در محل دستگیری و یا *وجود نداشته و هیچ اثاری به بدن وی رویت نشده است.و موکل به محض دستگیری متوفی به جهت حمل مواد مخدر وی را پاسگاه انتقال و سالم تحویل داده است.و فرم های تحویل گویای عدم وجود هرگونه اثار در بدن وی می باشد. لذا از انجایی که هیچگونه ارتباطی فی ما بین فعل موکل و نتیجه حاصله ارتباطی وجود ندارد. انتساب قتل به وی بلاوجه است.و فوت وی به صورت طبیعی بوده است.لذا تقاضای صدور حکم برایت وی را دارم. و لازم به ذکر است.به قرار منع تعقیب صادره برادر متوفی اعتراض کرده که فاقد سمت می باشد. دادگاه مجدد اتهام را به متهم تفهیم می نماید. تا اخرین دفاع خود را بیان نماید. دفاع بنده به شرح لایحه وکیل تسخیری و نماینده محترم نیروی انتظامی است. ( صفحات ۲۲۰ الی ۲۳۰ ) شعبه دوم دادگاه کیفری یک استان هرمزگان طی دادنامه شماره ۹۹۰۹۹۷۷۶۱۶۶۰۰۲۸۲- ۹۹/۱۲/۲۷ مبادرت به صدور رای می نماید. که متن کامل رای صادر شده به شرح اوراق اتی خواهد امد. بسمه تعالی گردشکار: اقای ح. ح. با تقدیم شکواییه ای خطاب به دادستان نظامی *اعلام نموده است.که با خیر شدم که برادرم به نام م. ح. فرزند ح. در مورخه ۱۳۹۳/۶/۱۰ راس ساعت ۱۲:۵۰ بامداد ، توسط نیروی پاسگاه انتظامی کهورستان دستگیر و بازداشت و فوت شده است.و پاسگاه هیچ گونه اطلاعی از دستگیری و فوت به خانواده ما نداده است.و توسط اقوام و اهالی از این موضوع مطلع شدم. طبق اظهارات یکی از شاهدین هنگام دستگیری برادرم وی را مورد ضرب و شتم قرار داده اند و در جعبه عقب خودروی سمند قرار داده اند و به پاسگاه منتقل نموده اند. مشخص نیست دقیقا و کجا فوت شده است.و ظاهرا ساعت ۱۲ ظهر همان روز ایشان را دستگیر نموده اند. ( ص ۲ ) دادستان محترم دستور ثبت و رسیدگی پرونده توسط شعبه اول بازپرسی را صادر می نماید. ( ص ۲ ) در دادسرای نظامی اقای م. م. فرزند ه. به عنوان شاهد بیان داشته که در روز ۱۳۹۹/۶/۱۰ در جلوی مغازه شخصی به هویت ع. خ. واقع در *کهورستان که در حال برگشت از منزل ر. ح. بودند ، در جلوی مغازه مرحوم م. ح. را دیده که پس از بحث وی را کتک کاری نموده و داخل جعبه عقب خودروی سواریشان انداخته و حدود ۳۵ کیلومتر وی را با نگهداشتن در صندوق عقب خودرو طی نموده تا به *رسیده که متاسفانه بدون اطلاع به خانواده و اقوام و عدم حضور پزشک موجب فوت مرحوم شده اند. صاحب مغازه و همسرش و خانم ا. درتاج که در نزدیکی مغازه سکونت دارند ، موضوع را کاملا برایم تشریح کرده اند و همچنین م. ا. نیز همانجا بوده است. ( ص ۳ ) اقای ح. ح. به عنوان شاکی نیز بیان داشته نظر به اینکه مامورین *در تاریخ ۱۳۹۹/۶/۱۰ با کتک کاری ، نگه داشتن مرحوم در جعبه عقب خودروی سمند ، بازداشت بدون حکم و نرساندن وی به پزشک و مراجع درمانی باعث فوت برادرم م. ح. شده اند لذا از مامورین شاکی هستم که به چه علت در ساعت ۱۲ ظهر او را بازداشت و در جعبه عقب خودروی سمند گذاشته اند و فاصله مسافت طی شده تا *ستان ۳۰ کیلومتر می باشد. و شاید به علت خفگی فوت شده باشد. تقاضای رسیدگی دارم. دادیار محترم شعبه دوم دادسرای نظامی هرمزگ