ترتیب بررسی طرح صحیح دعوی و ذینفعی خواهان

خلاصهٔ رأی

پیام: بررسی طرح صحیح دعوی بر اساس مقررات قانونی، مقدم بر تشخیص و احراز ذینفعی خواهان است.

متن کامل

ترتیب بررسی طرح صحیح دعوی و ذینفعی خواهان Toggle navigation صفحه اصلی درباره ما درباره پژوهشگاه قوه قضائیه درباره پژوهشکده آرا تماس با ما دریافت نظرات و پیشنهادها عنوان: ترتیب بررسی طرح صحیح دعوی و ذینفعی خواهان پیام: بررسی طرح صحیح دعوی بر اساس مقررات قانونی، مقدم بر تشخیص و احراز ذینفعی خواهان است. چرا که رسیدگی به امر ذینفعی خواهان منتهی به قرار ماهوی می شود که با قطعیت آن، دعوی اعتبار امر مختومه پیدا می کند. اما قرار صادره به لحاظ عدم طرح صحیح دعوی، از جمله قرارهای ماهوی نبوده و موجب اعتبار امر مختومه نیست. بنابراین صدور قرار رد دعوی به لحاظ عدم احراز نفع خواهان، قبل از احراز درستی طرح دعوی صحیح نیست. مستندات: شماره دادنامه قطعی : 9309984148000638 تاریخ دادنامه قطعی : 1394/07/12 گروه رأی : حقوقی آراء منتخب پرونده: شعبه دیوان عالی کشور مشخصات متن نتیجه تحلیلی کلید واژه ها نمایه قوانین مرتبط گردش پرونده عین عبارت چاپ متن متن تجمیعی پرونده قلم یکان ایران میترا ترافیک زر یاقوت تیتر رأی خلاصه جریان پرونده آقایان ت. ی.ک. و م. پ.به وکالت مع الواسطه از خانم ک. ت. فرزند غ. دادخواستی به طرفیت آقایان و بانوان : 1ـ م. 2ـ الف. 3ـ ک. 4ـ ز. شهرت همه آنان ح.پ. 5ـ الف. 6ـ ر. 7 ـ س. 8ـ آمنه 9 ـ ث. شهرت همه آنان ع. 10 ـ ق. ز. به خواسته نفی نسب رابطه پدری و فرزندی مورث خواهان و اثبات نسبت مورث خواهان به مرحوم الف. ت.ز. تقدیم محاکم عمومی شهرستان ک. نموده که در تاریخ 1393/8/3 به شعبه اول ارجاع شده است . مستند خواهان دو فقره گواهی حصر وراثت است که به موجب آن وی تنها ورثه مرحوم غ. ت. قید شده و آقایان ی. ح.و خانم‌ها س. خانم ک. و ش. س. به ترتیب پدر و همسران مرحوم ح. ح. وراث حین الفوت او می‌باشند . وکلای خواهان در شرح خواسته در دادخواست توضیح داده‌اند که مورث خواهان دعوی (مرحوم ح. ح.) فرزند نسبی مرحوم الف. و فرزند خوانده مرحوم ی. ح. (مورث خواندگان ردیف 1 الی 9) که قبل از مورث خواندگان دعوی فوت نموده و در گواهی حصر وراثت اصداری به نام ح. ح. ، پدرخوانده‌اش (ی. ح.) با سمت پدری ورثه قید گردیده که این امر به نوبه خود به موجبات تضییع حق وراث واقعی آن مرحوم ح. ح. را فراهم نموده که از این حیث تقاضای نفی نسب و با عنایت به اینکه نسب مورث خواهان (مرحوم ح. ح.) منتسب به مرحوم الف. (پدر واقعی‌اش) می‌باشد که از این حیث تقاضای اثبات نسب در جهت احقاق حق موکله و متعاقب آن فراهم شدن مقدمات جهت احراز وراث واقعی مرحوم ح. مورد استدعاست . پس از تعیین وقت دادرسی و دعوت طرفین آقای ح.الف. ف. به وکالت از خواندگان ردیف اول تا نهم وارد دعوی شده و در جلسه دادرسی مورخ 1393/9/3 که با حضور وکلای خواهان و خواندگان و همچنین خوانده آقای م. ح. تشکیل شده بود وکلای خواهان ضمن تاکید بر مفاد خواسته توضیح داده اند که مورث موکل ( ک. ) که مرحوم غ. می‌باشد و غ. ورثه منحصر به فرد مرحوم ح. ح. بوده و نظر به اینکه ح.ح. فرزند خوانده مرحوم ی. ح. بوده که در گواهی حصر وراثت فرزند نسبی قید گردیده است ، از این حیث موجبات تضییع حق وراث واقعی و شرعی و قانونی مرحوم ح. ح. که در حال حاضر ک. تقی‌زاده مع الواسطه می‌باشد شده است لذا از محضر دادگاه تقاضای رسیدگی و صدور حکم مبنی بر نفی نسب رابطه فرزندی و پدری ح. ح. با ی. ح. و اثبات نسب به نسب واقعی‌اش مرحوم الف. مورد استدعاست . وکیل خواندگان هم توضیح داده است ادعای خواهان بی پایه و اساس می‌باشد چرا که بر اساس اسناد و مدارک پیوستی و تقدیمی مرحوم ح. ح. فرزند مرحوم ی. ح. یعنی پدر موکلین می‌باشد و شناسنامه به نام مورث موکلین در ثبت احوال صادر شده است و بر اساس اظهارات موکلین ، آنها آن مرحوم را در پیش پدرشان دیده‌اند و در خانه پدر موکلین بزرگ شده و مرحوم ح. ح. در خانه ی. بزرگ شده و عروسی نموده و از مرحوم ی. حق برده چرا که بر اساس حصر وراثت مرحوم ح. ح.ارث برده است . با توجه به عدم حضور احد از خواندگان به نام ق. ز. و درخواست وکلای اصحاب دعوی مبنی بر تجدید جلسه دادرسی به منظور ایجاد سازش وقت دیگری تعیین و طرفین دعوت شده‌اند در جلسه دادرسی مورخ 1393/9/26 که با حضور وکلای خواهان و شخص خواهان و احد از خواندگان به نام ق. ز. تشکیل شده بود ، وکلای خواهان شهود خود را نیز در دادگاه حاضر نمودند وکیل خواندگان حاضر نگردیده و لایحه‌ای نیز تقدیم ننموده است . خواهان و وکلای او به مفاد خواسته تاکید نموده و خوانده آقای ق. ز. نیز اظهار نموده است خواهان دختر مرحوم غ. ح. ح. می‌باشد که برادر ح. ح. است . آقای ح. ح. پدر واقعی‌اش آقای الف. ت. می‌باشد بعد از فوت الف. زن وی به نام ت. با ی. الف. ی ازدواج کرد آقای یع. ح.پ. به خاطر اینکه به خدمت نرود پسر الف. یعنی ح. ح. را به فرزندی قبول کرد و در حقیقت ح. ح. فرزند الف. ت. است نه فرزند ی.ح. . این موضوع را تایید می‌نمایم . با این توضیح که مادر اینجانب به نام س.ک. بعد از فوت پدرم ع. ز. با آقای ح. ح. ازدواج کرده است . متعاقب آن وکیل خواندگان به همراه احد از خواندگان به نام م. ح.پ. حاضر شده و اظهار نموده‌اند دفاع به شرح جلسه قبلی است . و شهود را نیز حاضر کرده‌ایم . شاهد معرفی شده از سوی خواهان آقای ق. ب. است وی که متولد سال 1315 و شغل او کشاورز است اظهار نموده ح. ح. فرزند الف. ت.می‌باشد بعد از فوت الف. شنیدم که الف. به خاطر امر سربازی و اینکه به خدمت نرود وی را به عنوان فرزند خوانده پذیرفته است و موضوع را از خود آقای ح. ح. . شنیده‌ام. شهود خواندگان عبارتند از : خانم م. ت. و آقای ح. ب. که خانم ت. فرزند ص. 70 ساله شغل خانه‌دار شهادت داده است . ح. ح. پسر واقعی الف. ت.ز. بوده که بعد از فوت الف. ت. یو. ح. وی را به عنوان فرزند خوانده بزرگ کرده است و ایشان سه برادر هستند به نام م. و غ. و ح.و مادرشان هم ت. خانم است . آقای ح. ب.که شغل وی کشاورز و سن وی 76 سال است اظهار نموده که آقای ح. حس. پسر واقعی الف. ت. بوده و چون الف. ت. فوت کرد و وی سرپرستی نداشت آقای ی. ح. وی را به فرزندی قبول کرد . متعاقب آن دادگاه ختم رسیدگی را اعلام نموده و طی دادنامه شماره 000868 ــ 1393/9/29 با توجه به شهادت شهود و عدم ارائه دلیلی از سوی خواندگان در رد دعوی خواهان ، با احراز خواسته خواهان آن را وارد تشخیص و حکم به اثبات نسب و رابطه پدری فرزندی میان مورث خواهان آقای ح. ح. با پدر واقعی‌اش الف. ت. و نفی نسب وی از آقای ی. ح. صادر نموده است . دادنامه مزبور نسبت به آقای ز. به لحاظ اقرار او حضوری و قطعی تلقی شده است . پس از ابلاغ دادنامه به طرفین آقای ح.الف. ف. به وکالت از موکلین خویش (خواندگان ردیف 1 الی 9) دادخواستی به طرفیت خانم ک. ت. به خواسته اعتراض و تجدیدنظر خواهی نسبت به دادنامه مزبور تقدیم نموده است (در دعوی تجدیدنظر خواهی ، خوانده ردیف دهم طرف دعوی قرار نگرفته است . عضو ممیز) پرونده جهت رسیدگی به شعبه پنجم دادگاه تجدیدنظر استان آذربایجان شرقی ارجاع گردیده و وقت دادرسی تعیین شده است . در جلسه دادرسی مورخ 1394/2/29 که با حضور وکلای طرفین و شخص تجدیدنظر خوانده (خانم ک. ت.) تشکیل شده بود. وکلای طرفین توضیحاتی‌ داده‌اند. وکیل تجدیدنظرخواه با تکیه به اینکه مرحوم ح. ح. فرزند چه کسی‌ است فروض مختلفی را مطرح نموده و وکیل تجدیدنظر خوانده ضمن پاسخ به آن اظهار نموده است که تجدیدنظر خواهان‌ها ورثه شرعی و قانونی نیستند هر چند در شناسنامه مورث آنها نام مورث موکله قید گردیده است و عنایت به اینکه ح. ح. در مورخه 63 فوت نموده ورثه شرعی حین الفوت آن مرحوم فقط غ. (برادرش) بوده است و عنایت به اینکه غ. در سال 77 فوت نموده ورثه حین الفوت آن مرحوم موکله می‌باشد . تجدیدنظرخوانده خانم ک. ت. هم اظهار نموده است بنده اعلام می‌دارم که غیر از خودم یک خواهر دارم خ. و چهار برادر دارم به نام‌های ص. ، و. ، ع. و ر. برادران بنده در قید حیات هستند و برای خودشان اموال دارند در جمهوری آذربایجان . وکیل تجدیدنظر خواهان‌ها متعاقب آن توضیح داده است به استحضار می‌رساند که بر حسب اظهار موکل و همچنین بر حسب اقرار تجدیدنظر خوانده مادربزرگ تجدیدنظر خوانده پس از فوت شوهرش مرحوم ع. که پدر غ. بوده با آقای الف. پدر انتسابی ح. ازدواج نموده که از آن مرحوم ح. متولد شده و پس از فوت پدرانتسابی‌ ح. مرحوم الف. با مرحوم ی. ازدواج نموده و از ایشان مرحوم م. متولد شده که ماحصل موضوع اینکه مرحوم ح. ت. در حین فوت دارای دو برادر امی به نام غ. و م. و وراث نامبردگان می‌باشد که دعوی حاضر با وضع موجود قابلیت استماع نمی‌باشد . پس از آن دادگاه ختم رسیدگی را اعلام و طی دادنامه شماره 00327 ــ 1394/3/3 با این استدلال که قطع نظر ازاینکه خواهان بدوی در مقام اثبات نسب خود نبوده به لحاظ اینکه از سوی وکلای محترم وی دلائل کافی جهت احراز ذینفع بودن خود در دعوی مطروحه ارائه ننموده است . دادنامه تجدیدنظر خواسته را دارای اشکال اساسی و قابل نقض دانسته و با نقض آن در هر دو قسمت دعوی (نفی و اثبات نسب) قرار رد دعوی خواهان بدوی را صادر نموده است . این دادنامه درتاریخ 1394/5/7 به نحو واقعی به خانم ک. ت. ابلاغ و وی طی دادخواست فرجام خواهی به طرفیت همه خواندگان بدوی که به شماره و تاریخ 00115 ــ 1394/5/10 ثبت دفتر دادگاه شده نسبت به رأی فرجام خواهی نموده است . پرونده پس از تبادل لوایح ، وصول پاسخ وکیل فرجام خواندگان به دبیر خانه دیوان عالی کشور ارسال و به این شعبه ارجاع شده است . مفاد لوایح طرفین حین المشاوره قرائت می‌شود. هیئت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش آقای سید صالح سجادی عضو ممیز و اوراق پرونده در خصوص دادنامه شماره 00327 ــ 1394/3/3 فرجام خواسته مشاوره نموده چنین رأی می‌دهد: رأی شعبه دیوان عالی کشور در خصوص فرجام خواهی خانم ک. ت. به طرفیت آقایان و بانوان : 1ـ ر. 2ـ الف. 3ـ آ. 4ـ س. 5ـ ث. شهرت همه آنان ع. 6ـ م. 7 ـ الف. 8 ـ ک. 9 ـ ز. شهرت همه آنان ح. و 10ـ ق. ز. نسبت به دادنامه شماره 00327 ــ 1394/3/3 شعبه پنجم دادگاه تجدیدنظر استان آذربایجان شرقی متضمن نقض دادنامه شماره 000868 ــ 1393/9/29 شعبه اول دادگاه عمومی حقوقی شهرستان ک. مشعر بر اثبات نسب و رابطه پدری و فرزند میان مورث فرجام خواه به نام مرحوم آقای ح.ح. با پدر واقعی او الف. ت. و نفی نسبت مورث وی از آقای ی. ح. و صدور قرار رد دعوی در هر دو قسمت (نفی و اثبات نسبت) به لحاظ ذینفع نبودن خواهان بدوی دردعوی مطروحه ، قطع نظر از اینکه در دعوی تجدیدنظر خواهی فرجام خوانده ردیف دهم آقای ق. ز. طرف دعوی قرار نگرفته و حکمی در مرحله تجدیدنظر خواهی درباره او صادر نشده و ازدادنامه بدوی قطعی تلقی شده در مهلت قانونی فرجام خواهی بعمل نیامده است نظر به اینکه از اظهارات خواهان و وکلای او و مفاد دادخواست و اظهارات خواندگان و وکیل آنها و اظهارات شهود و توضیحات فرجام خواه در دادگاه تجدیدنظر چنین مستفاد می‌شود که : 1ـ مرحوم ح. ح.که فرجام خواه مدعی است نام خانوادگی او ت. و فرزند الف. ت. است ، دارای دو برادر به نام م. و غ. ت.بوده و غ. ت. پدر فرجام خواه است . 2ـ آقای ح. ح. در سال 1363 فوت نموده و برادرش (مورث فرجام خواه) در سال 1377 فوت نموده است . وراث حین الفوت مرحوم ح. ح. برابر گواهی انحصار وراثت عبارتند از : آقای ی. ح. ، پدر و بانوان س. خانم ک. و ش. سر. همسران آن مرحوم . 4ـ مرحوم ی. ح. عموی فرجام خواه است و غیر از افراد مذکور ورثه دیگری نداشته و اصولاً صاحب فرزند نشده است . 5ـ فرجام خواه دارای خواهری به نام خ. و برادرانی به نام‌های : ص. ، ر. ، و. و ع. می‌باشد . علیهذا با توجه به اینکه لازم است در دعوایی به خواسته نفی و اثبات نسب همه افرادی که مدعی درخواست نفی نسب از او و همچنین اثبات و پیوستن نسب او به شخص معینی را دارد در صورت حیات و الّا ورثه آنان طرف دعوی قرار می‌گیرند و در ما نحن فیه اولاً همه وراث شرعی مرحوم غ. ت.(مورث فرجام خواه) که فرجام خواه مدعی داشتن چهار برادر و یک خواهر است طرف دعوی قرار نگرفته‌اند . ثانیاً آقای م. ت.در صورت حیات و ورثه او در صورت فوت طرف دعوی قرار نگرفته‌اند . و از آنجا که طرح صحیح دعوی بر اساس مقررات آیین دادرسی مدنی و قانون امور حسبی مقدم بر تشخیص و احراز نفع در دعوی است به عبارت دیگر طرح صحیح دعوی بر اساس مقررات قانونی از قواعد آمره بوده و تابع تشریفات قانونی است و لاجرم قرار رد صادره درباره آن به لحاظ عدم طرح صحیح دعوی از جمله قرارهای ماهوی نبوده و موجب اعتبار امر مختومه نخواهد بود در حالی که رسیدگی درباره نفع خواهان در دعوی از جمله قرارهای ماهوی است که با قطعیت ان دعوی اعتبار امر مختومه را پیدا خواهد نمود و اصولاً نفع در دعوی که خود اعم از نفع مادی یا معنوی است در مرحله بعدی از تشخیص درستی طرح دعوی قرار می‌گیرد . بنابراین و بنا به جهات و دلائل مذکور صدور قرار رد دعوی به لحاظ عدم احراز نفع فرجام خواه قبل از احراز درستی طرح دعوی موجه نبوده و دادنامه فرجام خواسته از این حیث مستعد نقض و رسیدگی مجدد است . درنتیجه و مستنداً به مواد 366 و 370 و 397 و بند الف ماده 401 قانون آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور مدنی دادنامه فرجام خواسته نقض و رسیدگی مجدد به همان شعبه صادر کننده قرارمنقوض ارجاع می‌گردد. شعبه 47 دیوان عالی کشور - رئیس و عضو معاون سید احمد طباطبائی - سید صالح سجادی فهرست خلاصه جریان پرونده شعبه دیوان عالی کشور نقد رأی نقد رأی نام * : رایانامه * : توضیح: کدتصویری: