تخریب دستبند نیروی انتظامی

خلاصهٔ رأی

) تحت تعقیب کیفری قرار گرفته و به‌موجب دادنامه شماره 600240 مورخه 1393/09/01به مجازات‌های قصاص نفس و تحمل زندان به شرح منعکس در متن رأی مذکور محکوم گردیده است.

متن کامل

تخریب دستبند نیروی انتظامی Toggle navigation صفحه اصلی درباره ما درباره پژوهشگاه قوه قضائیه درباره پژوهشکده آرا تماس با ما دریافت نظرات و پیشنهادها عنوان: تخریب دستبند نیروی انتظامی پیام: تخریب دستبند نیروی انتظامی، مصداق بزه تخریب وسایل و تأسیسات مورداستفاده عمومی نیست. مستندات: ماده 687 قانون مجازات اسلامی 1375- شماره دادنامه قطعی : 9309970907600483 تاریخ دادنامه قطعی : 1393/12/09 گروه رأی : کیفری آراء منتخب پرونده: شعبه دیوان عالی کشور مشخصات متن نتیجه تحلیلی کلید واژه ها نمایه قوانین مرتبط گردش پرونده عین عبارت چاپ متن متن تجمیعی پرونده قلم یکان ایران میترا ترافیک زر یاقوت تیتر رأی خلاصه جریان پرونده به‌موجب کیفرخواست بدون شماره و تاریخ صادره از سوی دادستان عمومی و انقلاب شهرستان ...، آقای ح. 37 ساله و دارای پیشینه کیفری زندان، به اتهامات: 1- قتل عمدی مرحوم م. به‌وسیله تبر، 2- نگه‌داری غیرمجاز چهار عدد فشنگ شکاری، 3- تخریب دستبند نیروی انتظامی 4- تهدید و قدرت‌نمایی با قمه نسبت به مأموران انتظامی(آقای ح.) تحت تعقیب کیفری قرار گرفته و به‌موجب دادنامه شماره 600240 مورخه 1393/09/01به مجازات‌های قصاص نفس و تحمل زندان به شرح منعکس در متن رأی مذکور محکوم گردیده است. شرح اجمالی ماوقع بدین گونه بوده است: در تاریخ 1392/03/20 یک مورد درگیری و انتقال فردی مصدوم به بیمارستان به مرجع انتظامی ...، اعلام گردیده و مأمورین به بیمارستان اعلام شده عزیمت نموده‌اند. صورت‌جلسه تنظیمی حاکی است که شخصی به نام م. متولد 1362 از ناحیه گردن مصدوم و قادر به تکلم نبوده و طبق اظهارات خانمی به نام ف. شخصی به نام ح. وارد منزل مصدوم شده و وی را در حضور همسرش به نام م. به‌وسیله تبر مصدوم و از محل متواری شده و جا و مکان مشخصی ندارد. از همسر مقتول خانم م. تحقیق و از وی سؤال شده: چگونگی و نحوه درگیری برادرت با شوهرت را بیان کنید. مشارٌالیها اظهار داشته: بنده به‌اتفاق همسرم در منزل خودمان نشسته بودیم و... که برادرم ح. آمد، شوهرم از او تقاضای طلبش را کرد که برادرم بلافاصله تبر را از پشت کمد برداشت و از ناحیه گردن شوهرم زد که مجروح شد و توسط یکی از اهالی محل به بیمارستان منتقل شد و برادرم به من نیز حمله‌ور شد من فرار کردم و بعد برادرم از محل فرار کرد و رفت. برادرم جایی نداشت در منزل ما می‌خوابید و جرأت نداشتیم که او را راه ندهیم چون چاقو و تبر داشت(صفحه5). آقای ع.(پدر مقتول) در تاریخ 1393/09/21 در تحقیقات مرجع انتظامی ضمن توضیح چگونگی مطلع شدن خود از فوت فرزندش، از قاتل وی شاکی شده و درخواست رسیدگی را نموده است(صفحه9). شاکی نام­برده در تحقیقات مورخ 1392/03/21 دادرس بخش ... به جانشین بازپرس نیز با تکرار اظهارات قبلی‌اش از متهم ح. به‌عنوان قاتل فرزندش شاکی شده و تقاضای قصاص نموده است(صفحه12). خانم م.(همسر مقتول و خواهر متهم) در نزد آقای دادرس نیز بیان داشته: برادرم ح.، همسرم را با تبر به قتل رسانید. حدود دو ماه بود که برادرم در منزل ما می‌خوابید. آدم شرّی بود. چندین بار برای پدر و مادرم اسلحه و چاقو کشیده ... و حتی یک‌بار پدرم را با چاقو مضروب نموده است. برادرم همیشه یک تبر همراه خود داشته و آن را داخل منزل ما تیز می‌کردند ظاهراً آن روز تبر را پشت کمد مخفی کرده بود. من و شوهرم نشسته بودیم داشتیم حرف می‌زدیم. شوهرم به من گفت از داداشت پول بگی، یک‌صد هزار تومان به شوهرم بدهکار بودند. من گفتم به ح. نمی‌گویم. ح. جای راه‌پله‌ها بود صدای ما را شنید و داخل خانه آمد و با م.(شوهرم) جر و بحث شد. ح. گفت موتور را گرفتند الآن پول ندارم بدهم، در حالت ایستاده با همدیگر درگیر شدند، پای شوهرم را گرفتند من نشسته بودم با لگد مرا پرت کردند، ظاهراً به دست شوهرم نیز تبر خورده بود. یک‌دفعه با تبر به گردن شوهرم زدند و شوهرم به زمین افتاد و ح. متواری شد و من جیغ کشیدم که مردم جمع شدند و ... همسرم را به بیمارستان منتقل نمودند و در اثر شدت جراحت همسرم فوت کردند و من از ایشان به جرم قتل همسرم شاکی و قصاص وی را خواستار هستم و دارای یک فرزند پسر سه‌ساله به نام ی. هستم(صفحه 13،14). خانم ف. به‌عنوان گواه در تحقیقات دادگاه بخش اظهار داشته: قاتل برادرم و مقتول شوهر خواهرم م. است. خانه ما روبروی خانه مقتول و مشرف به آنجاست. من دیروز خانه را جابه‌جا می‌کردم. یک‌دفعه از لب پنجره دیدم که مقتول پایین آمدند و درب را باز کردند و قاتل روی پله‌های منزل نشسته بود وارد اتاق نشده بود. هر وقت برادرم باشد من به آنجا نمی‌روم چون آدم خطرناکی است حتی اسلحه و چاقو و شوکر برقی نیز دارد. چندین بار به خواهرم م. گفتم ح. را به خانه‌ات راه نده نمک می‌خورد و نمکدان می‌شکند ولی خواهرم گوش نداد تا این‌که جیغ خواهرم را شنیدم و وارد خانه شدم با پیکر خون‌آلود و بی‌جان م. مواجه شدم و ...(صفحه 15،16). آقای د.، 35 ساله، به‌عنوان گواه در مرجع قضایی بیان داشته: همسر مقتول دخترعموی من است. من در منزل ن. دعوت بودم، صدای جیغ و فریاد شنیدم و بیرون آمدم. مردم می‌گفتند ح.، م. را با تبر زده است، داخل خانه رفتیم و مقتول را بغل گرفتیم و به بیمارستان بردیم(صفحه17). نظریه پزشکی قانونی پس از انجام معاینه و کالبدگشایی از جسد مقتول در تاریخ 1392/03/22 به شرح برگ (6) 195 پرونده واصل و طی آن علت فوت را خون‌ریزی شدید و خون‌ریزی داخل جمجمه روی بطن‌ها و مخچه و بصل‌النخاع و عوارض ناشی از آن در اثر اصابت جسم برنده و سنگین به ناحیه سمت راست جمجمه تعیین و اعلام گردیده است. النهایه متهم ح. در تاریخ 1392/04/20 توسط مأمورین دستگیر و در تحقیقات اولیه دایره آگاهی بیان داشته: این‌جانب دارای 5 بار سابقه کیفری هستم و به جرم‌های سه فقره سرقت، یک فقره تریاک و یک فقره جعل، سابقه داشته‌ام و ... در روز حادثه من از سر چاه آب کشاورزی مرغداری به منزل خواهرم آمدم. برای صرف نهار حدود ساعت 12 یا یک بعدازظهر از پله‌ها رفتم بالا دیدم فی‌مابین م. و خواهرم در اتاق‌خواب درگیری بود... م. از اتاق‌خواب آمد بیرون و مرتباً به خواهرم فحش ناموسی می‌داد و من به آن‌ها گفتم باز شماها با هم سگ و گربه شدید، رفتم به سمت اتاق‌خواب خواهرم م.، دیدم خواهرم سر لخت و دست‌هایش کبود شده بود و به من گفت امروز سه روز است که مرا کتک‌کاری می‌کند و ... من هم ناراحت و عصبانی شدم چشمم افتاد به تبر که در داخل هال منزل گوشه‌ای که به سمت آشپزخانه بود، رفتم تبر را گرفتم و م. هنوز هم فحاشی ناموسی می‌کرد و عربده‌کشی می‌نمود تا این‌که من دستم بلند شد که اول تبر را به‌طور بالا به پائین با دست چپ زدم که به انگشتان دست راست وی اصابت نمود و تبر بعدی را که خودم کاملاً عصبانی بودم و اختیارم دست خودم نبود روی سر وی زدم که نشست و روی بالش افتاد و تبر بعدی را روی گردن وی که به سمت راست گردن وی برخورد نمود و دیگر از منزل بیرون رفتم و تبر را با خودم بردم و تبر را در ... گذاشتم و سپس از محل رفتم. نمی‌دانم چه شد که این موضوع پیش آمد. من با م. خیلی با هم خوب بودیم و ... متهم اتهام نگه‌داری 4 عدد فشنگ سلاح شکاری مکشوفه از منزل مقتول را قبول کرده و بیان داشته: متعلق به من است، آن‌ها را برای شکار تهیه کرده بودم ولی سلاحی پیدا نکردم که برای شکار بروم و در ادامه بیان نموده: من حقیقت را گفتم و قبول دارم که م. که دامادم است را از روی عصبانیت به قتل رساندم و در حال حاضر پشیمان هستم و طلب عفو و بخشش دارم(صفحه 142 - 145). به حکایت برگ‌های 147 و 148 پرونده، صحنه قتل با حضور متهم توسط دادرس و مأمورین آگاهی بازسازی شده و متهم با تکرار مطالب قبلی خود چگونگی حادثه را توضیح داده و به قتل مقتول با ضربات تبر اعتراف نموده و مراتب صورت‌جلسه و به امضاء حاضرین رسیده است. متهم نام­برده در تحقیقات مورخ 1392/04/22 نیز با تکرار مطالب قبلی خود به ارتکاب قتل عمدی مرحوم م. با تبر اعتراف نموده و بیان داشته است: اتهام وارده را قبول دارم، عصبانی بودم، کنترل خود را از دست دادم و با تبر دامادم را به قتل رساندم و الآن پشیمان هستم و ... (صفحه 151 -153). به حکایت برگ‌های 202 پرونده، در تاریخ 1392/04/05(15 روز قبل از دستگیری متهم و در ایامی که هنوز متواری و تحت تعقیب از بابت اتهام قتل بوده است) شخصی به نام آقای ع. به مأمورین انتظامی مراجعه و اظهار داشته: شخصی جهت سرقت وارد منزل شده است، تقاضای دستگیری او را دارم و مأمورین در محل حاضر و با اذن صاحب‌منزل وارد شده و فردی را در داخل خانه که قصد سرقت داشته مشاهده می‌نمایند و به‌محض رؤیت مأمورین اقدام به فرار می‌نماید که توسط مأمورین دستگیر می‌شود و به دست راست او دستبند می‌زنند و در تلاش زدن دستبند به دست چپ او می‌باشند که متهم مقاومت می‌کند و با کشیدن قمه و تهدید مأمورین در نهایت از دست مأمورین خلاص و با استفاده از تاریکی شب با یک‌رشته دستبند که به دست راست وی زده شده بود متواری می‌گردد. و مأمورین ضمن صورت‌جلسه مراتب و منعکس نمودن آن به مراجع ذی‌ربط به پیگیری و تعقیب متهم فراری ادامه می‌دهند و درنهایت متهم فراری را به‌موجب صورت‌جلسه مورخ 1392/04/19 در ... در منزل شخصی به نام الف. دستگیر می‌کنند که در حین دستگیری به‌محض مشاهده مأمورین چاقو به سمت مأمورین گرفته و از سوی مأمورین نیز با گرفتن اسلحه به سمت وی نام­برده را به آرامش دعوت و با گذاشتن چاقو به زمین او را دستگیر می‌نمایند و از داخل جیب شلوار ایشان یک‌رشته دستبند فلزی فاقد شماره به علت سنگ‌کوب کردن روی آن، کشف می‌گردد و در تحقیقات مشخص می‌گردد که این شخص دستگیر شده همان متهم متواری ح. است که به اتهام قتل عمدی مرحوم م. تحت تعقیب بوده است(صفحه 202-204). مأمورین به نام‌های ح. و ج. از بابت تهدید، تمرد و سرقت و تخریب دستبند، علیه متهم به شرح برگ‌های 205 و 206 اعلام شکایت نموده‌اند و آقای ع. نیز از بابت تهدید و توهین و ورود به عنف متهم به منزلش به‌قصد سرقت که با حضور به‌موقع مأمورین سرقت صورت نگرفته است، به شرح برگ 207 پرونده علیه متهم مذکور(ح.) اعلام شکایت نموده است. در تحقیقات 1392/04/19 دایره آگاهی از متهم که شکایت مأمورین دایر بر تمرّد از دستور مأمورین و تهدید و قدرت‌نمایی با قمه و سرقت و تخریب یک حلقه دستبند به وی تفهیم گردیده است. نام­برده اظهار داشته: اتهامات فوق را کلاً قبول دارم. بنده از ترس روی مأمورین قمه کشیدم و آن‌ها را تهدید کردم و از دستور آنان تمرد نمودم و دستبندی که به دستم زده بودند سرقت و آن را از دستم جدا و تخریب نمودم. و در خصوص شکایت آقای ع. مبنی بر ورود به عنف و سرقت و تهدید با قمه و توهین و فحاشی بنده در مورخه 1392/04/05 حدود ساعت 23:00 جلوی منزل وی آمدم و در زدم. پسر شاکی حضور یافت و من گفتم که دو روز است غذا نخورده‌ام و گرسنه هستم و بعد من با دامادم به نام ب. و ر. به منزل ایشان رفتم و دیدم که مأمورین با ع. آمدند و بعد من ترسیدم و بلند شدم و پس از دستبند زدن مأمورین از محل متواری شدم و اتهامات را قبول ندارم(صفحه208). پرونده موضوع شکایت مأمورین و آقای ع. در شعبه سوم دادیاری دادسرای عمومی و انقلاب شهرستان ... مطرح رسیدگی قرار گرفته و شعبه دادیاری مذکور به‌موجب قرار شماره 700069 مورخ 1392/05/04 با استدلال مندرج در متن آن، پرونده را با اصدار قرار عدم صلاحیت به اعتبار صلاحیت دادگاه‌های عمومی ..... ، به مرجع مذکور ارسال نموده است. متهم ح. در تحقیقات مورخ 1392/06/21 دادگاه با تفهیم اتهام قتل عمدی مرحوم م. به وی، با تکرار مطالب قبلی و توضیحات بیشتر چگونگی حادثه، اتهام انتسابی را قبول کرده است (صفحه 221 -223). در تاریخ 1392/06/20 آقای م. در دادگاه حضور یافته و علیه متهم و فرد دیگری به نام ن. مطالبی را به‌عنوان شکایت بدین گونه عنوان نموده است: ... در روز موردنظر، ن. مرا تعقیب می‌کرد احتمال سرقت را می‌دادم، حدود ساعت 4 تا 4/5 بود داخل خیابان که آمدم می‌خواستم فرار کنم. من را به کوچه‌ای که خلوت بود هدایت کردند، ن. جلوی من پیچید با موتور و قمه را از داخل خورجین موتور درآورد. من که با دیدن قمه ترس و فکر فرار مرا سرگردان کرده بود، ایست نکردم و دوباره اقدام به فرار کردم که به ح. گفت بزن و نگذار فرار کند موتور را بگیر، که دیدم ح. از پشت با چاقو حمله و چاقو را در گردن من فرو کرد، بعد از این‌که افتادم ن. شروع به فحاشی ناموسی نمود و مرا به روی زمین انداخت و با پا شروع به لگدزدن من باحالی که چاقو خورده بودم موتور را رها نکردم و شروع به فریاد کردم که دیدم ن. سوار موتوری که با آن آمده بود، شد و متواری شد و ح. هم پشت سر ن. گریختند. اول ن. با قمه حمله کرد و ضربه به دستم زد و بعد ح. با چاقو در گردنم زد و مجروح شدم و ... (صفحه226). دادگاه در تاریخ 1392/09/04 با تفهیم اتهامات: قتل عمدی مرحوم م.، مشارکت در ایراد جرح عمدی نسبت به م.پ. و ایجاد مزاحمت تلفنی نسبت به خانم س.، نگه‌داری چهار عدد فشنگ شکاری، تخریب دستبند نیروی انتظامی و تهدید و قدرت‌نمایی با قمه نسبت به ح.ز.، بر متهم ح.، نام­برده اظهار داشته: به‌طوری‌که در جلسات قبلی مطرح کرده‌ام، من دامادمان م. را با دو ضربه تبر به قسمت گوش و سرش کشتم. مشارکت در ایراد جرح عمدی به م.پ. را قبول ندارم و ... برای این‌که حق مرا پایمال کند شکایت کرده است. اتهام ایجاد مزاحمت به خانم س. را قبول ندارم. این خانم عروسمان و همسر برادرم ح. است، گفتم که به پدرش بگوید اشتباه کردم تا رضایت بدهد. توهین و تهدیدی نکردم و چهار عدد فشنگ از خانه مقتول پیدا شده و ... من هیچ فشنگ اسلحه‌ای را نداشته‌ام و پلیس‌ها قصد دستگیری مرا داشتند با یک دستبند فرار کردم چون می‌خواستند به چشم من اسپری بزنند. بعد از 45 روز که دستگیر شدم دستبند به همراه داشتم که مأمورین مواد