تجدیدنظر خواهی از ابطال دستور فروش

خلاصهٔ رأی

2- در صورتی که زوجه به موجب سند رسمی، مهریه خود را بذل کرده اما از قرائن موجود، مشخص شود که این اقدام در جهت تحکیم رابطه زوجیت انجام شده است، در صورتی که این رابطه توسط زوج گسسته شود، سند رسمی مذکور باطل و فاقد اثر حقوقی است.

متن کامل

تجدیدنظر خواهی از ابطال دستور فروش Toggle navigation صفحه اصلی درباره ما درباره پژوهشگاه قوه قضائیه درباره پژوهشکده آرا تماس با ما دریافت نظرات و پیشنهادها عنوان: تجدیدنظر خواهی از ابطال دستور فروش پیام: 1- بذل مهریه به طور عرفی یا به منظور استحکام بنیان خانواده انجام می شود و یا به انگیزه وقوع طلاق و قطع رابطه زوجیت. بنابراین در فرضی که زوجه تمایلی به جدایی ندارد، بذل مهریه، بر اساس یک توافق نانوشته، معوّضی در قبال استمرار زندگی مشترک است و اگر زوج متعاقباً بطور یکجانبه و برخلاف تمایل زوجه، او را مطلقه کند، این اقدام به منزله عدول از توافق محسوب شده و بی اعتباری بذل مهریه زوجه را در پی دارد.2- در صورتی که زوجه به موجب سند رسمی، مهریه خود را بذل کرده اما از قرائن موجود، مشخص شود که این اقدام در جهت تحکیم رابطه زوجیت انجام شده است، در صورتی که این رابطه توسط زوج گسسته شود، سند رسمی مذکور باطل و فاقد اثر حقوقی است.- نعیمی عنوان: وضعیت بذل مهریه توسط زوجه در فرض طلاق از ناحیه زوج پیام: درصورتی که احراز شود بذل مهریه توسط زوجه به منظور استمرار و مداومت زندگی مشترک صورت گرفته است ، مطلقه نمودن زوجه توسط زوج به صورت یکجانبه و بدون رضایت وی، منجر به بلااثر شدن بذل بوده و وی می تواند مهریه خود را مطالبه کند. مستندات: شماره دادنامه قطعی : 9509970906800011 تاریخ دادنامه قطعی : 1395/01/28 گروه رأی : حقوقی آراء منتخب پرونده: شعبه دیوان عالی کشور مشخصات متن نتیجه تحلیلی کلید واژه ها نمایه قوانین مرتبط گردش پرونده عین عبارت چاپ متن متن تجمیعی پرونده قلم یکان ایران میترا ترافیک زر یاقوت تیتر رأی خلاصه جریان پرونده رأی شعبه دیوان عالی کشور اعتراضات فرجامخواه نسبت به دادنامه شماره 488-94 مورخ 1394/5/29 شعبه دوّم دادگاه عمومی حقوقی شهرستان جوانرود با لحاظ بند یک قسمت الف ماده 367 قانون آئین دادرسی مدنی و قبول دادخواست فرجامی مآلاً وارد بوده و دادنامه فرجامخواسته درخور نقض می باشد زیرا فرجامخواه بشرح دادخواست نخستین بادعای اینکه حسب سند رسمی شماره 102 مورخ 92/1/21 تعداد هفتاد سکه بهار آزادی را بعنوان بخشی از مهریه مافی القباله خود به شرط استمرار و مداومت زندگی مشترک به فرجامخوانده که همسرش بوده بذل نموده و فرجامخوانده متعاقب این امر برخلاف تعهدات فیمابین اقدام به تقدیم دادخواست طلاق نموده که حسب دادنامه های اصداری حکم به طلاق صادر گردیده لذا صدور حکم بر ابطال سند رسمی فوق الذکر را خواستار گردیده است که هرچند مدلول سند رسمی مذکور که شماره صحیح آن 5127 مورخ 92/1/22 بوده صراحتی بر مشروط بودن بذل بخشی از مهریه ندارد ولی از آنجائیکه اولاً- در گواهی مورخ 93/1/22 دفترخانه تنظیم کننده سند استنادی فرجامخواه (برگ 55 پرونده) صریحاً اعلام شده که فرجامخواه با کمال میل بخاطر استمرار زندگی قسمتی از مهریه خود را به زوج خود بذل نموده است و ثانیاً- تنها شاهد مرد تعرفه شده از طرف فرجامخواه بشرح برگ 91 پرونده در محضر دادگاه صریحاً شهادت داده که فرجامخواه تعداد هفتاد سکه از مهریه خود را به شرط ادامه زندگی گذشت نموده است که متعاقب گواهی شاهد مذکور، فرجامخواه به تجویز قسمت اخیر بند ب ماده 230 قانون آئین دادرسی مدنی جهت تکمیل دلیل استنادی بر صحت ادعای خود در محضر دادگاه بشرح صورتجلسه دادرسی مورخ 94/5/19 با لفظ جلاله سوگند یاد نموده که بخشی از مهریه خود به تعداد هفتاد سکه بهار آزادی را در قبال بقاء و استمرار زندگی به خوانده (فرجامخوانده) بذل نموده است ثالثاً- عرفاً و حسب رویه معمول در جامعه، بذل تمام یا قسمتی از مهریه از طرف زوجه به زوج با بمنظور استحکام بنیان خانواده و دوام و استمرار زوجیت بوده و یا بانگیزه وقوع طلاق و قطع رابطه زوجیت می باشد باین معنا که زوجه یا بمنظور اثبات علاقه خود به زوج و زندگی مشترک و تحکیم بنیان خانواده و جلب موافقت و رضایت زوج به تداوم زوجیت اقدام به بذل تمام یا قسمتی از مهریه مینماید و یا اینکه این اقدام وی بمنظور جلب موافقت زوج برای طلاق و متارکه می باشد بنابراین اقدام زوجه درخصوص مورد بطور قطع بمنظور تحقق یکی از دو مقصود فوق الذکر خواهد بود والّا عقلاً و منطقاً هیچ زنی حاضر نمیشود در شرایطی که شوهرش قصد طلاق او را داشته ولی خودش به تداوم و استمرار زندگی مشترک اصرار دارد اقدام به بذل تمام یا قسمتی از مهریه خود نمی نماید از این رو در امثال مورد اقدام زوجه درخصوص مورد قطعاً مبتنی بر توافق نانوشته اولیه بین زوجین برای تحقق هر یک از دو مقصود یاد شده بوده و مفید این معناست که بذل مهریه در واقع معوّضی در قبال دوام و استمرار زندگی مشترک و یا طلاق مورد خواسته زوجه محسوب خواهد بود که چنانچه زوج متعاقباً بطور یکجانبه اقدام به مطلقه نمودن زوجه برخلاف تمایل یا رضایت او نماید و یا اینکه با طلاق زوجه که مورد خواسته اش بوده موافقت ننماید این اقدام او بمنزله عدول از توافق بین طرفین محسوب بوده و بی اعتباری و بلااثر بودن اقدام زوجه را در بذل مهریه اش در پی خواهد داشت که در مانحن فیه متعاقب اقدام فرجامخواه به بذل قسمتی از مهریه اش، فرجامخوانده حسب مستندات پیوست پرونده بطور یکجانبه اقدام به تقدیم دادخواست طلاق نموده و پس از صدور حکم و قطعیت آن طبق طلاقنامه مضبوط در پرونده با اجرای صیغه طلاق، فرجامخواه را مطلقه و نکاح فیمابین را منحل نموده است که این امر خود قرینه ای است بر اینکه اساساً فرجامخواه متقاضی طلاق از شوهرش نبوده و بذل قسمتی از مهریه جهت این مقصود نبوده بلکه صرفاً در قبال داوم و استمرار زوجیت اقدام به بذل قسمتی از مهریه نموده است بنابراین و با توجه به مجموع ادله و قرائن فوق الذکر، صحت ادعای فرجامخواه مبنی بر اینکه بذل قسمتی از مهریه مشروط به دوام و استمرار زندگی مشترک بوده ثابت و مدلل بوده و چون فرجامخوانده متعاقب بذل مهریه از طرف فرجامخواه بطور یکجانبه و برخلاف تمایل زوجه (فرجامخواه) اقدام به طلاق ایشان و انحلال نکاح نموده و مآلاً از توافق اولیه فیمابین عدول نموده و با این اقدام خود عملاً تحقق مشروط را که همان دوام و استمرار زوجیت بوده منتفی نموده است لذا بذل قسمتی از مهریه موضوع سند استنادی فرجامخواه بلحاظ عدم تحقق مشروط و انتفاء دوام و استمرار زندگی مشترک بجهت انحلال نکاح از طرف فرجامخوانده فاقد اعتبار حقوقی و قانونی بوده و بدین لحاظ بر سند رسمی مورد دعوی هیچ اثر و اعتبار قانونی مترتب نخواهد بود از این رو استنباط و تشخیص دادگاه ناصواب و دادنامه فرجامخواسته که بدون توجه بمراتب اشعاری و ادلّه ابرازی اصدار یافته بلحاظ عدم انطباق آن با موازین قانونی مخدوش بوده و قابلیت ابرام را ندارد فلذا مستنداً به بند 2 ماده 371 و بند ج ماده 401 قانون آئین دادرسی مدنی ضمن نقض دادنامه فرجامخواسته رسیدگی مجدد به شعبه همعرض دادگاه محترم صادر کننده رأی منقوض ارجاع میگردد تا با توجه به استدلال مرقوم در فوق نسبت به صدور رأی مقتضی اقدام نماید. شعبه 8 دیوان عالی کشور - رئیس و مستشار و عضومعاون حسن عباسیان - سیروس کیقبادی - جعفر پوربدخشان اعتراضات فرجامخواه نسبت به دادنامه شماره 488-94 مورخ 1394/5/29 شعبه دوّم دادگاه عمومی حقوقی شهرستان جوانرود با لحاظ بند یک قسمت الف ماده 367 قانون آئین دادرسی مدنی و قبول دادخواست فرجامی مآلاً وارد بوده و دادنامه فرجامخواسته درخور نقض می باشد زیرا فرجامخواه بشرح دادخواست نخستین بادعای اینکه حسب سند رسمی شماره 102 مورخ 92/1/21 تعداد هفتاد سکه بهار آزادی را بعنوان بخشی از مهریه مافی القباله خود به شرط استمرار و مداومت زندگی مشترک به فرجامخوانده که همسرش بوده بذل نموده و فرجامخوانده متعاقب این امر برخلاف تعهدات فیمابین اقدام به تقدیم دادخواست طلاق نموده که حسب دادنامه های اصداری حکم به طلاق صادر گردیده لذا صدور حکم بر ابطال سند رسمی فوق الذکر را خواستار گردیده است که هرچند مدلول سند رسمی مذکور که شماره صحیح آن 5127 مورخ 92/1/22 بوده صراحتی بر مشروط بودن بذل بخشی از مهریه ندارد ولی از آنجائیکه اولاً- در گواهی مورخ 93/1/22 دفترخانه تنظیم کننده سند استنادی فرجامخواه (برگ 55 پرونده) صریحاً اعلام شده که فرجامخواه با کمال میل بخاطر استمرار زندگی قسمتی از مهریه خود را به زوج خود بذل نموده است و ثانیاً- تنها شاهد مرد تعرفه شده از طرف فرجامخواه بشرح برگ 91 پرونده در محضر دادگاه صریحاً شهادت داده که فرجامخواه تعداد هفتاد سکه از مهریه خود را به شرط ادامه زندگی گذشت نموده است که متعاقب گواهی شاهد مذکور، فرجامخواه به تجویز قسمت اخیر بند ب ماده 230 قانون آئین دادرسی مدنی جهت تکمیل دلیل استنادی بر صحت ادعای خود در محضر دادگاه بشرح صورتجلسه دادرسی مورخ 94/5/19 با لفظ جلاله سوگند یاد نموده که بخشی از مهریه خود به تعداد هفتاد سکه بهار آزادی را در قبال بقاء و استمرار زندگی به خوانده (فرجامخوانده) بذل نموده است ثالثاً- عرفاً و حسب رویه معمول در جامعه، بذل تمام یا قسمتی از مهریه از طرف زوجه به زوج با بمنظور استحکام بنیان خانواده و دوام و استمرار زوجیت بوده و یا بانگیزه وقوع طلاق و قطع رابطه زوجیت می باشد باین معنا که زوجه یا بمنظور اثبات علاقه خود به زوج و زندگی مشترک و تحکیم بنیان خانواده و جلب موافقت و رضایت زوج به تداوم زوجیت اقدام به بذل تمام یا قسمتی از مهریه مینماید و یا اینکه این اقدام وی بمنظور جلب موافقت زوج برای طلاق و متارکه می باشد بنابراین اقدام زوجه درخصوص مورد بطور قطع بمنظور تحقق یکی از دو مقصود فوق الذکر خواهد بود والّا عقلاً و منطقاً هیچ زنی حاضر نمیشود در شرایطی که شوهرش قصد طلاق او را داشته ولی خودش به تداوم و استمرار زندگی مشترک اصرار دارد اقدام به بذل تمام یا قسمتی از مهریه خود نمی نماید از این رو در امثال مورد اقدام زوجه درخصوص مورد قطعاً مبتنی بر توافق نانوشته اولیه بین زوجین برای تحقق هر یک از دو مقصود یاد شده بوده و مفید این معناست که بذل مهریه در واقع معوّضی در قبال دوام و استمرار زندگی مشترک و یا طلاق مورد خواسته زوجه محسوب خواهد بود که چنانچه زوج متعاقباً بطور یکجانبه اقدام به مطلقه نمودن زوجه برخلاف تمایل یا رضایت او نماید و یا اینکه با طلاق زوجه که مورد خواسته اش بوده موافقت ننماید این اقدام او بمنزله عدول از توافق بین طرفین محسوب بوده و بی اعتباری و بلااثر بودن اقدام زوجه را در بذل مهریه اش در پی خواهد داشت که در مانحن فیه متعاقب اقدام فرجامخواه به بذل قسمتی از مهریه اش، فرجامخوانده حسب مستندات پیوست پرونده بطور یکجانبه اقدام به تقدیم دادخواست طلاق نموده و پس از صدور حکم و قطعیت آن طبق طلاقنامه مضبوط در پرونده با اجرای صیغه طلاق، فرجامخواه را مطلقه و نکاح فیمابین را منحل نموده است که این امر خود قرینه ای است بر اینکه اساساً فرجامخواه متقاضی طلاق از شوهرش نبوده و بذل قسمتی از مهریه جهت این مقصود نبوده بلکه صرفاً در قبال داوم و استمرار زوجیت اقدام به بذل قسمتی از مهریه نموده است بنابراین و با توجه به مجموع ادله و قرائن فوق الذکر، صحت ادعای فرجامخواه مبنی بر اینکه بذل قسمتی از مهریه مشروط به دوام و استمرار زندگی مشترک بوده ثابت و مدلل بوده و چون فرجامخوانده متعاقب بذل مهریه از طرف فرجامخواه بطور یکجانبه و برخلاف تمایل زوجه (فرجامخواه) اقدام به طلاق ایشان و انحلال نکاح نموده و مآلاً از توافق اولیه فیمابین عدول نموده و با این اقدام خود عملاً تحقق مشروط را که همان دوام و استمرار زوجیت بوده منتفی نموده است لذا بذل قسمتی از مهریه موضوع سند استنادی فرجامخواه بلحاظ عدم تحقق مشروط و انتفاء دوام و استمرار زندگی مشترک بجهت انحلال نکاح از طرف فرجامخوانده فاقد اعتبار حقوقی و قانونی بوده و بدین لحاظ بر سند رسمی مورد دعوی هیچ اثر و اعتبار قانونی مترتب نخواهد بود از این رو استنباط و تشخیص دادگاه ناصواب و دادنامه فرجامخواسته که بدون توجه بمراتب اشعاری و ادلّه ابرازی اصدار یافته بلحاظ عدم انطباق آن با موازین قانونی مخدوش بوده و قابلیت ابرام را ندارد فلذا مستنداً به بند 2 ماده 371 و بند ج ماده 401 قانون آئین دادرسی مدنی ضمن نقض دادنامه فرجامخواسته رسیدگی مجدد به شعبه همعرض دادگاه محترم صادر کننده رأی منقوض ارجاع میگردد تا با توجه به استدلال مرقوم در فوق نسبت به صدور رأی مقتضی اقدام نماید. شعبه 8 دیوان عالی کشور - رئیس و مستشار و عضومعاون حسن عباسیان - سیروس کیقبادی - جعفر پوربدخشان اعتراضات فرجامخواه نسبت به دادنامه شماره 488-94 مورخ 1394/5/29 شعبه دوّم دادگاه عمومی حقوقی شهرستان جوانرود با لحاظ بند یک قسمت الف ماده 367 قانون آئین دادرسی مدنی و قبول دادخواست فرجامی مآلاً وارد بوده و دادنامه فرجامخواسته درخور نقض می باشد زیرا فرجامخواه بشرح دادخواست نخستین بادعای اینکه حسب سند رسمی شماره 102 مورخ 92/1/21 تعداد هفتاد سکه بهار آزادی را بعنوان بخشی از مهریه مافی القباله خود به شرط استمرار و مداومت زندگی مشترک به فرجامخوانده که همسرش بوده بذل نموده و فرجامخوانده متعاقب این امر برخلاف تعهدات فیمابین اقدام به تقدیم دادخواست طلاق نموده که حسب دادنامه های اصداری حکم به طلاق صادر گردیده لذا صدور حکم بر ابطال سند رسمی فوق الذکر را خواستار گردیده است که هرچند مدلول سند رسمی مذکور که شماره صحیح آن 5127 مورخ 92/1/22 بوده صراحتی بر مشروط بودن بذل بخشی از مهریه ندارد ولی از آنجائیکه اولاً- در گواهی مورخ 93/1/22 دفترخانه تنظیم کننده سند استنادی فرجامخواه (برگ 55 پرونده) صریحاً اعلام شده که فرجامخواه با کمال میل بخاطر استمرار زندگی قسمتی از مهریه خود را به زوج خود بذل نموده است و ثانیاً- تنها شاهد مرد تعرفه شده از طرف فرجامخواه بشرح برگ 91 پرونده در محضر داد