تجدیدنظر خواهی از ابطال دستور فروش
خلاصهٔ رأی
تجدیدنظر خواهی از ابطال دستور فروش Toggle navigation صفحه اصلی درباره ما درباره پژوهشگاه قوه قضائیه در
متن کامل
تجدیدنظر خواهی از ابطال دستور فروش Toggle navigation صفحه اصلی درباره ما درباره پژوهشگاه قوه قضائیه درباره پژوهشکده آرا تماس با ما دریافت نظرات و پیشنهادها عنوان: تجدیدنظر خواهی از ابطال دستور فروش پیام: حذف مستندات: شماره دادنامه قطعی : 9109985114602054 تاریخ دادنامه قطعی : 1394/09/25 گروه رأی : حقوقی آراء منتخب پرونده: شعبه دیوان عالی کشور مشخصات متن نتیجه تحلیلی کلید واژه ها نمایه قوانین مرتبط گردش پرونده عین عبارت چاپ متن متن تجمیعی پرونده قلم یکان ایران میترا ترافیک زر یاقوت تیتر رأی شعبه دیوان عالی کشور در تاریخ 1391/11/15 آقای ح. ر.ب. با تقدیم دادخواست بطرفیت 1= خانم س. س.د.ق. و 2= اداره ثبت احوال مشهد بخواسته نفی ولد پسر بچه بنام ا. ر.ب. توضیح داد با خانم س. س. ازدواج شرعی و قانونی نمودم طبق نظریه پزشکان متخصص بهیچ عنوان توان باروری نسل ندارم اما وقتی به اتفاق عیالم به س. رفتیم مشارالیها مدعی شد معجزه گردید و حامله است میگفته من پدر طفلی هستم که او در بطن خود دارد . این ادعای وی کذب محض بوده و فاقد دلیل موجه است استدعای رسیدگی و صدور حکم نفی ولد و حذف نام آن فرزند از شناسنامه را دارم حسب تصویر مصدق شناسنامه ضم دادخواست مشخصات طفل مذکور با نام ا. ر.ب. فرزند ح. و س. متولد 1387/5/1 محل تولد مشهد شماره ملی ... و تاریخ صدور 1387/5/5 درج شده است . با ارجاع پرونده به شعبه 21 دادگاه حقوقی مشهد و ثبت به کلاسه 912229 در جلسه مقرر رسیدگی 1392/4/1 خواندگان با وصف ابلاغ اخطاریه حاضر نشدند در لایحه ارسالی اداره ثبت احوال مشهد به شماره نامه ... مورخ 1392/2/28 که بدون ثبت بشرح برگ 8 پرونده ضمیمه پرونده می باشد اعلام گردیده سند سجلی طفل موصوف برابر اعلام پدر بنام ح. ر.ب. در مورخه 1387/5/5 و با ارائه گواهی ولادت بیمارستان تنظیم گردیده است و خواهان که مدعی نداشتن باروری نسل است صاحب فرزند دیگری بنام ع. به شماره ملی ... و متولد 1384/12/3 از خانم س. س. است باستناد مواد 999 و 1287 قانون مدنی در مورد رسمیت اسناد سجلی درخواست رد دعوی مزبور گردید. خوانده ردیف اول طی لایحه ثبت شده به شماره 230-92 مورخ 1392/4/1 برای جلسه رسیدگی مزبور اعلام کرد لایحه ضمیمه را توسط خواهرش ارائه داشته در لایحه ضمیمه در پاسخ دعوی خواهان توضیح داده با خواهان ازدواج رسمی نمود ولی بعلت عدم تفاهم متارکه کرده و مطلب اعلامی خواهان مبنی بر نداشتن توانایی اولاد صحت دارد و او منکر نیست چنانچه خواهان می خواهد بخاطر ادعای خودش که فرزند به وی منتسب نیست اسم وی از شناسنامه حذف گردد از اختیارات دادگاه محترم است و او نیز تابع نظر دادگاه میباشد (اوراق 19 و 20) خواهان نیز به ضمیمه لایحه ثبت شده به شماره 231- 92 مورخ 1392/4/1 تعداد 9 برگ تصاویر مصدق مستندات شامل مدارک پزشکی و آزمایشگاهی مورد نظرش را ارائه نمود و اعلام داشت برابر مستندات پیوست حسب آزمایشات متعدد پزشکی بعلت اینکه مجموعه اسپرماتوزوئید او صفر است توان تولید مثل و صاحب اولاد شدن را ندارد و خوانده ردیف اول با قبول این موضوع به زندگی مشترک با او ادامه داد و با صدور دادنامه شماره 57- 2203- 1384/8/8 در پرونده کلاسه 1918- 84 شعبه اول دادگاه حقوقی مشهد از شیر خوارگاه ح. فرزندی را به سرپرستی قبول کردند. اما بعد از مراجعت شان از سفر س. مشارالیها مدعی شد بلحاظ توسل در س. فرزندی در بطن دارد که همین فرزند می باشد که وی الان درخواست نفی ولد نموده چون پس از مشورت با پزشکان متخصص مشخص شد طفل مزبور فرزند او نمیباشد لذا مشارالیها متارکه کرده و فرزند را نیز تحویل وی داده است درخواست حذف نام طفل مزبور را از شناسنامه خود دارد . خواهان که در جلسه رسیدگی حضور یافت اظهار نمود من تقاضای نفی فرزند خوانده ردیف اول را دارم من عقیم هستم و صاحب فرزند نمی شوم به سئوال دادگاه: در شناسنامه ات فرزند دیگری بنام ع. درج گردیده است پاسخ داد فرزند دیگری بنام ع. داریم متولد 1384 است که در لایحه تقدیمی در اینمورد توضیح داده ام حسب تصمیم دادگاه تصویر طلاق نامه از خوانده ردیف اول مطالبه شد تصویر طلاقنامه شماره ترتیب ... دفتر ... طلاق حوزه مشهد تاریخ و نوع و ثبت طلاق خلعی نوبت دوم 1389/4/31 توسط مشارالیها ارائه و ضمیمه (اوراق 34 لغایت 38) می باشد نامبرده طی لایحه دیگری که ثبت نشده ولی پیوست (برگ 30) است مفاد لایحه قبلی مبنی بر عدم انکار ناتوانی تولید مثل خواهان که مدارک پزشکی آن ضم پرونده است را تکرار کرد و افزود فرزندی هم از بهزیستی گرفته ایم که روال قانونی را طی کرد. و مدارک دست خواهان است. در جلسه مقرر رسیدگی بعدی بتاریخ 1392/10/30 که با حضور خواهان و خوانده ردیف اول تشکیل شد خواهان اظهار کرد من عقیم هستم و قادر به بارور نمودن نیستم تقاضای نفی ولد از طفل بنام ا. ر.ب. هستم در مورد علت گرفتن شناسنامه برای طفل مذکور از او سئوال شد پاسخ داد من اطلاع کامل نداشتم عقیم هستم و قبل از گرفتن شناسنامه و در زمان گرفتن شناسنامه اطلاع کامل نداشتم لذا برای گرفتن شناسنامه طفل خودم اقدام کردم و در شهریور 1391 متوجه این موضوع شدم. خوانده گفت: نمی دانم چطوری باردار یا حامله شده ام قبول دارم که شوهرم عقیم بوده بعد از معرفی خواهان به پزشکی قانونی جهت بررسی عقیم بودن یا عقیم نبودن طی نامه شماره ... مورخ 1392/11/30 پزشکی قانونی خراسان رضوی اعلام گردید حسب آزمایش انجام شده مایع منی در نامبرده فاقد اسپرم بوده لذا وی عقیم محسوب می گردد( برگ 42) دادگاه با اعلام ختم رسیدگی و شرح مختصر از دعوی و خواسته بموجب دادنامه شماره 2868- 92 مورخ 1392/12/10 با توجه به محتویات پرونده و اظهارات طرفین در دادگاه با قید اینکه خواهان دارای فرزند دیگری بنام ع. متولد 1384/12/3 میباشد و خودش مبادرت به گرفتن شناسنامه برای ا. به شماره ... نموده است مستنداً به مادتین 999 و 1287 قانون مدنی حکم به رد دعوی خواهان صادر و ظرف مهلت مقرر قانونی قابل تجدیدنظر خواهی اعلام گردید.پس از ابلاغ رأی مزبور به خواهان بدوی ، مشارالیه با پیوست نمودن تصاویر مدارک پزشکی و نیز دادنامه شماره 57-2203- 1384/8/8 در پرونده کلاسه 1918- 84 شعبه اول دادگاه حقوقی مشهد (مبنی بر قبول درخواست مشترک مشارالیه و خانم س. س.د.ق. بخواسته سرپرستی از یک طفل بدون سرپرست که برابر گواهی پزشک معالج زوج، از نظر پزشکی زوجین قادر به بچه دار شدن نیستند و شرط گذشت بیش از 5 سال از ازدواج آنان منتفی است با استدلال مندرج به قبولی درخواست آنان بشرح مرقوم اصدار رأی شده است) نسبت به رأی فوق الذکر اعتراض و تجدیدنظر خواهی نمود . شعبه 16 دادگاه تجدیدنظر استان خراسان رضوی پیرو تصمیم مورخه 1393/3/27 تحت پرونده کلاسه 930443 پرونده امر را جهت انجام آزمایش DNA به دادگاه بدوی عودت داد در خصوص نتیجه آزمایش مزبور و بررسی رابطه ابوت بین ح. ر.ب. و ا. طی نامه شماره 93/511/5/5188 مورخ 1394/3/30 پزشکی قانونی خراسان رضوی اعلام گردید با بررسی 15 منطقه ازمولکول DNA نامبردگان در8 منطقه عدم تجانس ژنتیکی بین آنان یافت شد و به عبارت دیگر ابوت ح. ر.ب. ی از کودک همراه مطابقت ندارد پاسخ فوق با تکرار آزمایش چک شده است . (برگ 93) . بموجب دادنامه شماره 699- 94 مورخ 1394/4/24 با اصلاح مواد استنادی به مواد 1161 و 1162 قانون مدنی بلحاظ اقدام تجدیدنظر خواه به اخذ شناسنامه برای طفل و گذشت چندین سال با رد تجدیدنظر خواهی اش دادنامه تجدید نظرخواسته تایید و رأی تجدیدنظری ظرف مهلت مقرر قانونی قابل فرجام خواهی اعلام گردید .رأی اخیرالذکر در تاریخ 1394/5/30 به تجدیدنظر خواه موصوف ابلاغ و پس از به ثبت رسیدن فرجام خواهی اش در تاریخ 1394/6/19 و ابلاغ مراتب به فرجام خوانده و عدم انضمام لایحه دفاعیه از مشارالیها پرونده به دیوان عالی کشور ارسال و به کلاسه بالا ثبت و به شعبه هشتم ارجاع شده است . پرونده فرجامی هنگام شور توسط اعضای هیئت نیز قرائت می گردد. هیأت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید پس از قرائت گزارش آقای سیروس کیقبادی عضو ممیز و اوراق پرونده مشاوره نموده چنین رای می دهد: رأی شعبه دیوان عالی کشور رأی شعبه فرجام خواهی آقای ح. ر.ب. نسبت به دادنامه شماره699-94مورخ1394/4/24 شعبه شانزدهم دادگاه تجدیدنظر استان خراسان رضوی که در جهت اصلاح و تایید دادنامه بدوی انشاء گردیده و بموجب دادنامه نخستین دعوی فرجام خواه بخواسته نفی ولد از پسر بچه بنام ا. ر.ب. محکوم به رد اعلام شده است وارد و موجه نیست زیرا هر چند که گواهی های پزشکی پیوست پرونده که بر عقیم بودن فرجام خواه دلالت دارد اساساً نظر باینکه طفل منتسب به فرجام خواه بنام ا. ر.ب. که فرجام خواه مدعی نفی ولد او بوده حسب مفاد لایحه ارسالی از طرف اداره ثبت احوال مشهد در تاریخ 1387/5/5 متولد گردیده و فرجامخواه خود مراتب ولادت طفل مذکور را به اداره ثبت احوال اعلام و اقدام به اخذ شناسنامه برای طفل مذکور نموده است و در جلسه دادرسی مورخ 1392/10/30 هم صحت موارد فوق الذکر را مورد تایید قرار داده و بعلاوه در شناسنامه طفل مذکور که تصویر آن پیوست پرونده بوده نام فرجام خواه بعنوان پدر و خانم س. بعنوان مادر قید گردیده است و در زمان ولادت طفل هم بین والدین شناسنامه ای او رابطه زوجیت برقرار بوده النهایه در تاریخ 1389/4/31 بدلالت طلاقنامه مضبوط در پرونده از هم متارکه نموده اند و فرجام خواه با وصف اطلاع کامل از ولادت طفل و اعلام مراتب به اداره ثبت احوال و اخذ شناسنامه برای او و اقرار باینکه طفل متولد شده فرزند خودش بوده معهذا در تاریخ 1391/11/15 به تقدیم دادخواست مبادرت نموده و مدعی نفی ولد طفل مذکور شده است و مطابق ماده 1162 قانون مدنی دعوی نفی ولد پس از انقضاء دو ماه از تاریخ اطلاع یافتن شوهر از تولد طفل مسموع نخواهد بود بنابراین دعوی فرجام خواه قطع نظر از صحت و سقم آن اساساً بلحاظ انقضای بیش از چهار سال از تاریخ اطلاع کامل او از تولد طفل مسموع نبوده و قابلیت توجه و ترتیب اثر را ندارد و از این رو دادنامه فرجام خواسته با توجه به جامع اوراق پرونده و مدارک پیوست آن و اظهارات فرجام خواه در جلسات دادرسی موجهاً و منطبق بر موازین قانونی اصدار یافته و ایراد و اشکال قانونی موثر در تخدیش بر دادنامه مرقوم مترتب نبوده و اعتراضات فرجام خواه در حد و کیفیتی نیست که بمبانی استنباط و تشخیص دادگاه و مالاً اساس دادنامه فرجام خواسته خلل و خدشه ای وارد و موجبات نقض آنرا فراهم سازد النهایه چون مقتضای قانونی مسموع نبودن دعوی فرجام خواه بلحاظ انقضای بیش از دو ماه از تاریخ اطلاع او از تولد طفل، صدور قرار رد دعوی بوده نه صدور حکم به رد دعوی، بنابراین به تجویز ماده 403 قانون آئین دادرسی مدنی با تلقی حکم به قرار دادنامه فرجام خواسته نتیجتاً ابرام می گردد. رئیس شعبه هشتم دیوان عالی کشور: ح. عباسیان مستشاران: مسعود کریمپورنطنزی سیروس کیقبادی رأی شعبه دیوان عالی کشور رأی شعبه فرجام خواهی آقای ح. ر.ب. نسبت به دادنامه شماره699-94مورخ1394/4/24 شعبه شانزدهم دادگاه تجدیدنظر استان خراسان رضوی که در جهت اصلاح و تایید دادنامه بدوی انشاء گردیده و بموجب دادنامه نخستین دعوی فرجام خواه بخواسته نفی ولد از پسر بچه بنام ا. ر.ب. محکوم به رد اعلام شده است وارد و موجه نیست زیرا هر چند که گواهی های پزشکی پیوست پرونده که بر عقیم بودن فرجام خواه دلالت دارد اساساً نظر باینکه طفل منتسب به فرجام خواه بنام ا. ر.ب. که فرجام خواه مدعی نفی ولد او بوده حسب مفاد لایحه ارسالی از طرف اداره ثبت احوال مشهد در تاریخ 1387/5/5 متولد گردیده و فرجامخواه خود مراتب ولادت طفل مذکور را به اداره ثبت احوال اعلام و اقدام به اخذ شناسنامه برای طفل مذکور نموده است و در جلسه دادرسی مورخ 1392/10/30 هم صحت موارد فوق الذکر را مورد تایید قرار داده و بعلاوه در شناسنامه طفل مذکور که تصویر آن پیوست پرونده بوده نام فرجام خواه بعنوان پدر و خانم س. بعنوان مادر قید گردیده است و در زمان ولادت طفل هم بین والدین شناسنامه ای او رابطه زوجیت برقرار بوده النهایه در تاریخ 1389/4/31 بدلالت طلاقنامه مضبوط در پرونده از هم متارکه نموده اند و فرجام خواه با وصف اطلاع کامل از ولادت طفل و اعلام مراتب به اداره ثبت احوال و اخذ شناسنامه برای او و اقرار باینکه طفل متولد شده فرزند خودش بوده معهذا در تاریخ 1391/11/15 به تقدیم دادخواست مبادرت نموده و مدعی نفی ولد طفل مذکور شده است و مطابق ماده 1162 قانون مدنی دعوی نفی ولد پس از انقضاء دو ماه از تاریخ اطلاع یافتن شوهر از تولد طفل مسموع نخواهد بود بنابراین دعوی فرجام خواه قطع نظر از صحت و سقم آن اساساً بلحاظ انقضای بیش از چهار سال از تاریخ اطلاع کامل او از تولد طفل مسموع نبوده و قابلیت توجه و ترتیب اثر را ندارد و از این رو دادنامه فرجام خواسته با توجه به جامع اوراق پرونده و مدارک پیوست آن و اظهارات فرجام خواه در جلسات دادرسی موجهاً و منطبق بر موازین قانونی اصدار یافته و ایراد و اشکال قانونی موثر در تخدیش بر دادنامه مرقوم مترتب نبوده و اعتراضات فرجام خواه در حد و کیفیتی نیست که بمبانی استنباط و تشخیص دادگاه و مالاً اساس دادنامه فرجام خواسته خلل و خدشه ای وارد و موجبات نقض آنرا فراهم سازد النهایه چون مقتضای قانونی مسموع نبودن دعوی فرجام خواه بلحاظ انقضای بیش از دو ماه از تاریخ اطلاع او از تولد طفل، صدور قرار رد دعوی بوده نه صدور حکم به رد دعوی، بنابراین به تجویز ماده 403 قانون آئین دادرسی مدنی با تلقی حکم به قرار دادنامه فرجام خواسته نتیجتاً ابرام می گردد. رئیس شعبه هشتم دیوان عالی کشور: ح. عباسیان مستشاران: مسعود کریمپورنطنزی سیروس کیقبادی رأی شعبه دیوان عالی کشور رأی شعبه فرجام خواهی آقای ح. ر.ب. نسبت به دادنامه شماره699-94مورخ1394/4/24 ش