تجدیدنظرخواهی در مهلت واخواهی

خلاصهٔ رأی

را به عنوان داور معرفی کرده است نظریه داور زوجه در برگ 32 پرونده با در نظر گرفتن خواسته زوجه که طلاق است و امکان زندگی مشترک فیمابین به خاطر وجود اختلافات در این مدت زوجیت میسر نبوده صدور رأی و قضاوت عادلانه را خواستار شده است.

متن کامل

تجدیدنظرخواهی در مهلت واخواهی Toggle navigation صفحه اصلی درباره ما درباره پژوهشگاه قوه قضائیه درباره پژوهشکده آرا تماس با ما دریافت نظرات و پیشنهادها عنوان: تجدیدنظرخواهی در مهلت واخواهی پیام: اگر در مهلت واخواهی نسبت به رأی غیابی تجدیدنظرخواهی به عمل آید ، دادگاه تجدیدنظر باید اعتراض مذکور را واخواهی تلقی و به دادگاه بدوی اعاده کند بنابراین اگر دادگاه تجدیدنظر بدون توجه به حق واخواهی محکوم علیه غایب به دعوی رسیدگی کند رای صادره از دادگاه تجدیدنظر دلیل آنکه از مرجع فاقد صلاحیت ذاتی صادر شده نقض و جهت رسیدگی به مرجع صالح(بدوی) ارسال می شود. مستندات: ماده ۴۰۱ ماده ۳۷۱ قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب (در امور مدنی) - شماره دادنامه قطعی : 9209980706000738 تاریخ دادنامه قطعی : 1393/08/10 گروه رأی : حقوقی آراء منتخب پرونده: شعبه دیوان عالی کشور مشخصات متن نتیجه تحلیلی کلید واژه ها نمایه قوانین مرتبط گردش پرونده عین عبارت چاپ متن متن تجمیعی پرونده قلم یکان ایران میترا ترافیک زر یاقوت تیتر رأی خلاصه جریان پرونده در تاریخ 1392/7/21 خانم ز. ر.ش. به طرفیت آقای ع.م. ‌ ب. دادخواستی به خواسته صدور حکم طلاق مستنداً به سند نکاحیه ... مورخ 1389/6/19 که دلالت به وجود رابطه زوجیت دائم فیمابین دارد در محاکم حقوقی شیراز مطرح نموده است در متن دادخواست خواهان گفته است خوانده به مدت یک سال و دو ماه است که ترک زندگی مشترک نموده و متواری گردیده است و طبق احکام جزائی و حقوقی محکوم به ترک نفقه که موجب عسر و حرج اینجانب گردیده است مستنداً به بندهای 1 و هشت سند نکاحیه صدور حکم طلاق دارم ضمناً از مهریه خودم که هشتصد سکه بهار آزادی است 5 سکه را در قبال طلاق بذل می‌نمایم فرزند مشترک دارم جهیزیهه ام را مسترد می‌نمایم پرونده به شعبه 12 دادگاه خانواده ارجاع شده است دادگاه وقت تعیین نموده است در جلسه مورخ 1392/8/20 که خوانده حاضر نبوده است خواهان گفته است در خانه‌های مردم خدمتکاری می‌کردم و خوانده در مدت حدود چهار سال که با هم ازدواج کرده‌ایم هچگونه نفقه‌ای به من نداده در طول این مدت وی دو ماه در خانه خودش زندگی نکرده است یک سال و سه ماه است ترک خانه کرده است هر دو بار که با هم اختلاف داشتیم و به شورای حل اختلاف رفتیم خانواده او دخالت کردند که با این آقا زندگی کنم با توجه به اینکه مأمور کلانتری بوده با من دعوی کرده و من را از خانه بیرون کردند و شوهرم خود نمی‌تواند برای زندگی خود تصمیم بگیرد جهیزیه پیش خودم است نفقه و حقوق مالی خودم را می‌خواهم خوانده حضور نداشته دادگاه قرار ارجاع امر به داوری صادر نموده است خواهان مادرش خانم ط. ح. را به عنوان داور معرفی کرده است نظریه داور زوجه در برگ 32 پرونده با در نظر گرفتن خواسته زوجه که طلاق است و امکان زندگی مشترک فیمابین به خاطر وجود اختلافات در این مدت زوجیت میسر نبوده صدور رأی و قضاوت عادلانه را خواستار شده است. ضمناً تصویر صورت‌جلسه مورخ 1392/5/26 شورای حل اختلاف و گزارش اصلاحی مورخ 1392/4/17 شعبه 13 شورای حل اختلاف که مفاداً حاکی است زوج با حضور جمعی از بستگانش تعهداتی جهت پرداخت نفقه زوجه که به خاطر عدم پرداخت آن در زندان بسر می‌برده است و برادرش تعهد و تقبّل نموده است نفقه خوانده را پرداخت نماید شورا مراتب را به عنوان گزارش اصلاحی صادر نموده است «براساس مفاد سازش آقای ن. ب. متعهد شده که به جای برادرش ع.م. ‌ ب. یک باب منزل مسکونی دو خوابه در روستای ا. از توابع بخش ب. به نام ز. ر. رهن و اجاره کند و آن را در اختیار وی بگذارد مبلغ رهن هر چقدر باشد در زمان تخلیه بابت قسمتی از چهار میلیون تومان نفقه معوقه متعلق به خانم ز. ر. می‌باشد و پرداخت اجاره ماهیانه نیز به عهده ن. ب. می‌باشد و همچنین آقای ن.ب. متعهد می‌گردد که ماهانه از 1392/4/1 به بعد مبلغ یکصد و هشتاد هزار تومان بابت قسمتی از نفقه و نفقه جاریه به خانم ز. ر. بپردازد (مبلغ هشتاد هزار تومان بابت اقساط مابقی نفقه معوقه تا استهلاک کامل آن و یکصد هزار تومان بابت نفقه جاری) مفاد سازش و گزارش اصلاحی به طرفین تفهیم شده و با امضاء قاضی شورا قطعی اعلام گردیده است که به امضاء اعضاء شورا و قاضی شورا نیز رسیده است» تصویر دادنامه 636/91 مورخ 1391/10/19 شعبه 13 شورای حل اختلاف که در برگ 3 پرونده جزء مستندات دادخواست است حاکی است براساس دادخواست خانم ز. ر.ش. به طرفیت ع.م. ‌ ب. به خواسته مطالبه نفقه معوقه و نفقه جاریه خوانده به پرداخت جمعاً هفتصد و بیست هزار تومان بابت چهار ماه که نفقه زوجه را پراخت ننموده و ترک زندگی کرده است یعنی از تاریخ 1391/6/1 و بابت نفقه جاریه ماهیانه سیصد و سی هزار تومان که در صورت اجاره منزل نفقه جاری یکصد و هشتاد هزار تومان می‌شود محکوم گردیده است رأی قابل تجدیدنظر در محاکم حقوقی شیراز اعلام شده است. تصویر دادنامه 987/91 صادره از شعبه 119 دادگاه جزائی که مفاداً حاکی است حسب شکایت خانم ز. ر. به خاظر ترک انفاق آقای ع.م. ‌ ب. به استناد ماده 642 قانون مجازات اسلامی با رعایت ماده 22 قانون م. به جزای نقدی دو میلیون ریال محکوم گردیده و رأی صادره غیابی اعلام شده است. تصویر دادنامه 1685/91 صادره از شعبه 12 دادگاه خانواده حاکی است که تجدیدنظرخواهی آقای ع.م. ‌ ب. نسبت به دادنامه مربوط به نفقه (ظاهراً رأی شعبه 13 شورای حل اختلاف فوق‌الذکر) با رد تجدیدنظرخواهی به عمل آمده عیناً تأیید و قطعی شده است. (برگ 5 پرونده) در حالیکه به زوج اخطار جهت تعیین داور صادر و ابلاغ نشده است دادگاه پس از ارائه تست منفی بارداری توسط زوجه با اعلام ختم دادرسی به شرح دادنامه 1294/93 مورخ 1392/9/26 ضمن مقدمه‌ای که از موضوع دادخواست و خواسته خواهان و مستندات او و عدم مدافعات خواسته به علت عدم حضور در جلسه دادرسی در رأی خود آورده است و اینکه در جهت ارجاع امر به داوری، داوران گفته‌اند زوج قصد ادامه زندگی مشترک ندارد بنا به مراتب با توجه به مفاد استشهادیه محلی که مؤید ترک زندگی مشترک و ترک نفقه از ناحیه زوجه است و دادنامه مورخ 1391/10/19 که حکایت از محکومیت خوانده به پرداخت نفقه داشته و همچنین دادنامه مورخ 1391/8/23 که دلالت به محکومیت کیفری زوج به جرم ترک نفقه دارد با احراز عسر و حرج زوجه خواسته او را وارد داشته مستنداً به ماده 1130 قانون معرفی حکم به طلاق زوجه صادر نموده و نوع طلاق را با عنایت به بذل 100 عدد سکه از مهریه و احراز کراهت زوجه به لحاظ عدم امکان زندگی مشترک بائن خلع نوبت اول اعلام نموده و درخصوص جهیزیه و اجرت‌المثل چون زوجه ادعائی ننموده و درخصوص نفقه جداگانه در شورای حل اختلاف اقدام کرده است اظهارنظر نکرده است مدت اعتبار این حکم را شش ماه از تاریخ ابلاغ رأی فرجامی یا انقضاء مهلت فرجام‌خواهی اعلام نموده است و رأی صادره را غیابی اعلام کرده است از این رأی که در تاریخ 1392/11/2 به نشانی زوج ابلاغ قانونی شده است آقای ع.م. در تاریخ 1392/11/20 با تقدم دادخواستی تجدیدنظرخواهی نموده است پرونده به شعبه بیستم تجدیدنظر استان فارس ارجاع شده است هیأت شعبه به شرح دادنامه 367/93 در تاریخ 1393/3/31 بدین شرح انشاء رأی نموده اند «درخصوص تجدیدنظرخواهی آقای ع.م. ‌ ب. به طرفیت خانم ز. ر.ش. نسبت به دادنامه 1294/92 مورخ 1392/9/26 صادره از شعبه 12 دادگاه خانواده شیراز که به موجب آن با احراز عسر و حرج زوجه حکم به طلاق از نوع بائن خلع صادر شده است نظر به اینکه دلیلی به استنکاف شوهر از دادن نفقه و عدم امکان اجرای حکم دادگاه و الزام به دادن نفقه زوجه و عجز وی از دادن نفقه اقامه نشده است بنابراین عسر و حرج زوجه از این حیث احرا نمی‌گردد و از طرفی چون زوج موافقت برای طلاق ننموده طلاق خلع نیز محقق نمی‌باشد و بذل یکصد عدد سکه بهار آزادی از مهریه به تنهایی تأثیری در موضوع ندارد بنابراین به استناد مواد 358 و 197 قانون آئین دادرسی مدنی دادنامه تجدیدنظرخواسته نقض و حکم بر بطلان دعوی صادر و اعلام می‌گردد این رأی ظرف بیست روز قابل فرجام‌خواهی در دیوان عالی کشور است». اکنون از این رأی خانم ز. ر. فرجام‌خواهی نموده که هنگام شور متن دادخواست فرجامی او که متضمن موارد اعتراض نسبت به رأی است با گزارش پرونده قرائت می‌شود. هیأت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش آقای عبدالعلی ناصح عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده از دادنامه شماره 347/93 فرجام‌خواسته مشاوره نموده چنین رأی می‌‌‌‌دهد: رأی شعبه دیوان عالی کشور صرف‌نظر از اینکه دادگاه محترم تجدیدنظر در حالیکه رأی دادگاه بدوی غیابی صادر شده قابل واخواهی ظرف 20 روز پس از ابلاغ و رسیدگی مجدد براساس واخواهی به عمل آمده باید دادگاه صادرکننده حکم حسب مفاد ماده 305 قانون آئین دادرسی مدنی به عمل می‌آمد به مفاد دادنامه صادره از دادگاه بدوی که رأی خود را غیابی اعلام نموده عنایتی نداشته و با رسیدگی به رأی غیرقطعی م. رعایت اصول و قواعد دادرسی را که باید در حدود ماده 305 قانون مرقوم رعایت می‌نمود مورد لحاظ قرار نداده است و در نتیجه یک مرحله از دادرسی در پرونده‌ای که رأی قطعیت یافته نداشته است با صدور رأی صادره تضییع نموده است. دادگاه محترم علی القاعده با فرض اینکه معترض نسبت به رأی غیابی دادخواست تجدیدنظرخواهی به دادگاه بدوی داده است و دادگاه بدوی نیز بدون توجه به مراتب م. پرونده را نزد آن دادگاه ارسال داشته چون رعایت ماده 306 از جانب معترض نسبت به رأی غیابی شده است پرونده را جهت رسیدگی مجدد طبق صراحت ماده 305 به دادگاه بدوی اعاده می‌داد لذا رأی فرجام‌خواسته صرف‌نظر از ماهیت آن چون از مرجع فاقد صلاحیت ذاتی در رسیدگی به اعتراض واخواه رأی غیابی صادر شده است مستنداً به بند 1 ماده 371 قانون آئین دادرسی مدنی نقض و مستنداً به بند ب ماده 401 قانون مرقوم جهت رسیدگی به دادگاه صالح یعنی دادگاه خانواده شیراز ارسال می‌گردد تا دادگاه بدوی رسیدگی قانونی معمول دارد. شعبه 41 دیوان عالی کشور- رئیس و مستشار و عضو معاون علی رازینی - عبدالعلی ناصح - محسن یکتن خدایی فهرست خلاصه جریان پرونده شعبه دیوان عالی کشور نقد رأی نقد رأی نام * : رایانامه * : توضیح: کدتصویری: تعدادموافق: 1 ـ تعدادمخالف: 0 نقدهای شما تماس با ما نشانی: تهران اتوبان چمران شمال ، اتوبان یادگار جنوب، بعد از خروجی اوین درکه، پشت مجتمع دشت بهشت، خیابان شهید قدوسی کد پستی : 1983846514 تلفــــن : 22376843 دورنگار : 22376840 سامانه پیام کوتاه:5000969900070 رایانامه : bijp@jri.ac.ir پیوندها پژوهشگاه قوه قضاییه قوه قضاییه جمهوری اسلامی ایران مرکز آمار و فناوری اطلاعات قوه قضاییه روزنامه رسمی کشور معاونت حقوقی قوه قضاییه مرکز مطبوعات و انتشارات قوه قضاییه نسخه کلیه حقوق برای پژوهشگاه قوه قضاییه محفوظ است