تاثیر صدور گواهی عدم حضور بر احراز وقوع بیع
خلاصهٔ رأی
خواهان مورد فرجامخواهی قرار گرفته عمده اعتراض فرجامخواه به مضمون مطالبی است که در جریان دادرسی اظهار شده و در لایحه تقدیمی استناد نموده است فرجامخوانده ردیف یک نیز لایحهای ارسال مطالب منعکس در لایحه تقدیمی تکرار مطالب قبلی است لوایح طرفین به هنگام شور قرائت میشود پرونده پس از ارجاع به این شعبه و ثبت به کلاسه فوق در تاریخ بالا در دستور کار شعبه قرار گرفته است.
متن کامل
تاثیر صدور گواهی عدم حضور بر احراز وقوع بیع Toggle navigation صفحه اصلی درباره ما درباره پژوهشگاه قوه قضائیه درباره پژوهشکده آرا تماس با ما دریافت نظرات و پیشنهادها عنوان: تاثیر صدور گواهی عدم حضور بر احراز وقوع بیع پیام: نظر به اینکه سر دفتران، بنا به شرح وظایف سازمانی خود،مکلف به صدور گواهی عدم حضور برای مراجعه کننده می باشند، استناد به گواهی مذکور،دلیل بر تایید بیع نامه تنظیمی بین طرفین عقد نیست. مستندات: شماره دادنامه قطعی : 9409970907000561 تاریخ دادنامه قطعی : 1394/12/25 گروه رأی : حقوقی آراء منتخب پرونده: شعبه دیوان عالی کشور مشخصات متن نتیجه تحلیلی کلید واژه ها نمایه قوانین مرتبط گردش پرونده عین عبارت چاپ متن متن تجمیعی پرونده قلم یکان ایران میترا ترافیک زر یاقوت تیتر رأی خلاصه جریان پرونده در پرونده کلاسه 9200500876 شعبه 106 دادگاه عمومی حقوقی مجتمع قضایی عدالت تهران آقای م. م. دادخواستی به طرفیت آقایان 1- ب. ق. 2- ک. ن.م. 3- بنیاد تعاون س.4- مدیریت گروه مسکن ع. 5- آقای م. الف. 6- مجتمع اقتصادی ک. به خواسته اعتراض ثالث نسبت به دادنامه 87500230 مورخ 1387/3/1 شعبه 106 دادگاه عمومی تهران موضوع پرونده کلاسه 84500417 به منظور القای دادنامه صادره و صدور حکم مبنی بر الزام خوانده ردیف 3 به تنظیم سند رسمی یک دستگاه آپارتمان به شرح متن دادخواست مقوم به پنجاه و یک میلیون ریال 2- صدور قرار توقیف و تأخیر اجرای دادنامه معترضٌعنه تا صدور حکم قطعی 3- صدور حکم محکومیت خواندگان به پرداخت خسارات دادرسی تقدیم دادگاه نموده ضمن دادخواست توضیح داده به موجب مبایعهنامه عادی تنظیمی در سال 1385 یک باب آپارتمان واقع در .... اصلی بخش 11 تهران به انضمام پارکینگ و انباری از آقای ک. ن.م. (خوانده ردیف دوم) خریداری نموده و ثمن آن را تماماً پرداخت نمودم و ملک مذکور را تحویل گرفتیم و تاکنون نیز در آن سکونت دارم از آنجا که کلیه آپارتمانهای موجود در فاز 3 شهرک شهید محلاتی واقع در.... فاقد سند رسمی است لذا به صورت مبایعهنامه عادی طبق عرف و روال معمول پس از تنظیم مبایعهنامه اقدام به اخذ مدارک و مستندات آپارتمان از قبیل اصل قرارداد واگذاری بنیاد تعاون و مالک اولیه، اصل قبوض برق، تلفن و فیش پرداخت عوارض شهرداری شهرک شهید محلاتی و ... مینماید که اینجانب نیز اصول و مدارک مذکور را در اختیار دارم متأسفانه اخیراً متوجه شدم فردی به نام ب. ق. (خوانده ردیف اول) به استناد یک برگ مبایعهنامه صوری و با طرح دعوی موفق به تحصیل دادنامه معترضٌعنه گردیده است با توجه به امارات و قرائن عدیدهای در مبایعهنامه مذکور صوری بودن و غیرواقعی بودن آن ثابت است با عنایت به اسناد و مدارک نقل و انتقالات آپارتمان مذکور که اصول آنها نزد اینجانب است از دادگاه محترم تقاضا دارم با توجه به تصرف و تملک و سکونت هفت ساله و تحقق ارکان معامله مستنداً به ماده 424 قانون آئین دادرسی مدنی تقاضای تأخیر اجرای حکم و توقف اجرائیه را دارم و به شرح خواسته تقاضای رسیدگی و صدور حکم دارم در جریان رسیدگی خواندگان ردیف یک و 5 مجهولالمکان اعلام شده جریان دادرسی در مورد نامبردگان از طریق نشر آگهی جریان یافته در وقت رسیدگی 1393/9/15 خانم ط. ص. و آقای م. ظ. وکلای خواهان به شرح خواسته تقاضای رسیدگی نمودند خوانده ردیف یک ضمن تکذیب ادعای خواهان دفاعیات خود را به شرح لایحه تقدیمی به شماره وارده 2845-1393/9/15 ثبت دفتر و پیوست پرونده شده ضمن آن اشعار داشته طی مبایعهنامه 1383/8/29 آپارتمان توصیفی را از شخصی به نام آقای ک. ن.م. خریداری نموده تنظیم سند قطعی در تاریخ 1383/12/15 به دفترخانه شماره ...تهران به سردفتر رسمی آقای ع.م. حاضر و به علت حاضر نشدن فروشنده با ارائه تصویر مبایعهنامه به دفترخانه گواهی عدم حضور طی نامه ....صادر گردیده (تصاویر پیوست) با توجه به تصویر نظریه کارشناس دادگستری که تصویر آن توسط خواهان ارائه شده صراحتاً اعلام داشته که آقای ک. ن.م. مطابق مبایعهنامه آپارتمان واحد 65 را به آقای ب. ق. فروخته و ملک در تصرف شخص دیگری به نام م. م. ی میباشد که مدعی داشتن مبایعهنامه بوده ولی نتوانست آن را به کارشناس ارائه دهد پس از ارائه نظریه کارشناس رسمی دادگستری شکایتی علیه فروشنده ( ک. م. ) مالک ساختمان (بنیاد تعاون س.) مالک اولیه آپارتمان ( م. الف. ) و مدیریت گروه مسکن ع.به عنوان سازنده تنظیم میگردد که منجر به صدور حکم قطعی میشود که به موجب آن آقای ک. ن.م. محکوم به تحویل آپارتمان مورد معامله و محکومیت بنیاد تعاون سپاه به تنظیم سند رسمی میگردد و به شعبه اجرای احکام ارسال میشود 2- درپی درخواست آقای م. م. خواهان این پرونده مبنی بر توقف حکم اجرائی مطالب ذیل به استحضار میرسد 1-2 طی مدارک ارائه شده توسط ایشان در پرونده مبایعهنامهای در تاریخ 1383/10/17 بین آقایان ک. ن.م. و م. م. ی تنظیم گردیده است که آقای م. ی خریدار بوده که تا به حال هیچ ادعایی از طرف ایشان در پرونده موجود نمیباشد البته مبایعهنامه ایشان دو ماه بعد از مبایعهنامه بنده تنظیم شده است 2-2 طی همین مدارک در تاریخ 1385/3/21 توافقی بین آقایان ک. ن.م. و ع. م. (سردفتر محترمی که گواهی عدم حضور را صادر نموده) صورت میپذیرد و آپارتمان توصیفی به ایشان واگذار میشود جای سئوال دارد سردفتری که گواهی عدم حضور را صادر نمود و در جریان این پرونده بوده درست زمانی که پرونده در دادگاه درحال بررسی بوده اقدام به خرید این آپارتمان مینماید 2-3 یک ماه بعد در تاریخ 1385/4/21 آقای ع.م. آپارتمان فوق را طی یک سند عادی به برادر خود آقای م. م. (خواهان) صلح و واگذار مینماید که این سند عادی فقط به امضاء خود و برادرش رسیده است 2-4 کلیه مراحل انجام شده توسط اینجانب از بدو تشکیل پرونده در سال 1383تا حال با اطلاع مدیریت شهرک محلاتی رسیده است و در سامانه سلام آن شهرک آپارتمان به نام اینجانب ثبت شده است در صورت نیاز تقاضای استعلام دارم وکلای معترض ثالث نیز لایحهای تقدیم به شماره وارده 2841-1393/9/15 ثبت دفتر و پیوست پرونده شده به شرح آن اشعار داشته 1- حسب محتویات پرونده ملک مورد نزاع در تاریخ 1380/8/8 توسط گروه مسکن ع. به آقای م. الف. فروخته شد و در تاریخ 1383/7/9 تحویل خریدار شده 2- در تاریخ 1383/7/14 از سوی الف. به آقای ک. ن.م. به طور عادی فروخته شد 3- در تاریخ 1385/3/21 چند دستگاه طی یک مبایعهنامه عادی خرید و فروش میشود در سطر 21 این مبایعهنامه آقای ک. ن.م. در ازای پرداخت ثمن و بدهی خود آپارتمان موضوع دعوی را بالمناصفه به ع.م. (برادر موکل) و م. م. (موکل) واگذار میکند و اصول اسناد را تحویل خریداران میدهد متعاقباً در تاریخ 1385/4/21 موکل سهدانگی سهمی برادر خود ع.را از وی خریداری و از آن زمان تاکنون در تصرف دارد. بعد از گذشت 7 سال از تصرف ملک، آقای ب. ق. براساس قرارداد عادی صوری تنظیمی به تاریخ 1383/8/29 فیمابین خود و آقای ک. ن. بدون اطلاع موکل طی پرونده کلاسه 94500417 منجر به دادنامه 8710500230-1387/3/1 حکمی دال بر استحقاق خود در ملک مت ص. موکل اخذ و پس از دو سال تعلل در اجرای آن پرونده اجرا تشکیل میدهد ... پس از اطلاع موکل از آن پرونده تحت عنوان اعتراض ثالث طرح دعوی مینماید لذا به دلایل ذیل و به جهت صوری بودن مبایعهنامه 1383/8/29 تقاضای رسیدگی دارم 1- حسب محتویات پرونده و مدارک استنادی طرفین در تاریخ 1383/8/29 حداقل سه سند مابین آقای ب. ق. و ک. ن.م. تنظیم میشود که یکی از آنها همین مبایعهنامه است 2- با مطالعه هر سه سند مزبور ملاحظه میشود که ظاهراً اختلافاتی مابین طرفین بوده و طرفین و حسب اظهارات در کلانتری ....و درپی دستگیری آقای ک. ن.به سازش میرسند و مطابق یکی از این اسناد هر یک از طرفین تعهداتی به عهده میگیرند و تعهدات آقای ن.شامل 6 تعهد از جمله پرداخت 70 میلیون از طریق چک بوده است 3- آنچنانکه از متن صورتجلسه سوم برمیآید جهت اطمینان آقای ب. ق. از وصول چک 70 میلیون تومانی، طرفین مبایعهنامه صوری خرید و فروش آپارتمان مورد نزاع را تنظیم و آن را در اختیار شخصی به نام ن.قرار میدهد و مقرر میشود در صورت عدم وصول چک آقای ن. مبایعهنامه را در اختیار آقای ق. قرار دهد و در صورت وصول چک را به صراحت متن صورتجلسه مبایعهنامه بلااثر و فاقد اعتبار بوده و بایستی تحویل آقای ن.م. گردد 4- حسب دفاعیات طرفین ظاهراً چک مورد نزاع در سررسید منتهی به گواهی عدم پرداخت میشود و آقای ن. مبایعهنامه را در اختیار آقای ق. قرار میدهد و آقای ق. علاوه بر مطالبه مبلغ چک براساس این مبایعهنامه صوری مدعی خرید ملک پس از اخذ گواهی عدم حضور طی دعوی حاضر خواهان و تحویل و تنظیم سند رسمی آن میشود 5- با توجه به صراحت سه متن تنظیمی فیمابین طرفین در تاریخ 1383/8/29 تردیدی در صوری بودن خرید و فروش وجود ندارد چراکه تحویل اصل مبایعهنامه به آقای ن.و تعهد ایشان به استرداد مبایعهنامه به فروشنده در صورت وصول چک و باطل و بلااثر بودن آن و برعکس تعهد به تحویل مبایعهنامه به خریدار صوری در صورت برگشت چک 70 میلیون تومانی نشان میدهد که 5-1 هدف از تنظیم مبایعهنامه خرید و فروش نبوده است 5-2 تعیین ثمن دویست میلیون تومانی و ادعای پرداخت آن و امانی بودن 190 میلیون تومان پرداختی نزد فروشنده کاملاً کذب و صوری است چراکه نه دلیل پرداخت وجود دارد، خصوصاً اینکه همزمانی ادعای این پرداخت با تعهدات مالی فروشنده، نقض غرض است و از طرفی چطور ممکن است 190 میلیون تومان از دویست میلیون تومان پرداخت شود ولی مبایعهنامه به خریداری داده نشود و خریدار فقط در صورت عدم وصول چک (طلب دیگر خود) حق اخذ مبایعهنامه از آقای ن. را داشته باشد و خصوصاً اینکه در صورت وصول چک و تعهد آقای ن.به استرداد مبایعهنامه طرفین به بیان بطلان و بلااثر بودن مبایعهنامه صرفاً اکتفا کردهاند بدون اینکه درخصوص استرداد ثمن پرداختی مورد ادعا (190 میلیون تومان) تعیین تکلیف شود، بنابراین همه این موارد نشان میدهد که اساساً عقد بیع مورد قصد طرفین نبوده است و در نتیجه ثمن فقط به صورت صوری تعیین و به کذب مدعی پرداخت 190 میلیون تومان از آن شدهاند خصوصاً آنکه این پرداخت کذب راحتی در متن قرارداد ودیعه نزد فروشنده تلقی نمودهاند و با وجود این در صورت وصول طلب خریدار (چک 70 میلیون تومانی) طرفین قرارداد را باطل بدون اینکه تردیدی در عدم لزوم استرداد ثمن پرداختی یا ودیعه مورد نظر داشته باشند 5-3 عمل طرفین را نمیتواند مصداق بیع شرط یا معامله با حق استرداد دانست و گفته شود با تحقق شرط معموله بین طرفین و قطعیت معامله خریدار مستحق مبیع است چراکه در بیع شرط به صورت واقعی معامله صورت میگیرد و بایع در صورت استرداد ثمن دریافتی در مدت معین با فسخ معامله مبیع را دوباره تملک میکند نه اینکه خریدار صوری برای طلب دیگر خود (چک 70 میلیون تومانی) به صورت صوری مدعی پرداخت ثمن شود تا صرفاً در صورت عدم وصول طلب اصل حق تملک مبیع را داشته باشد و برعکس در صورت وصول طلب، طرفین تردیدی در بطلان و بلااثر بودن معامله نداشته باشد بنابراین چون بطلان و بلااثر بودن یک قرارداد قابل تفکیک نیست طرفین معامله صوری ملتزم به مفاد صورتجلسه 1383/8/29 با آقای ن.بوده و قرارداد عادی 1383/8/29 که مبنای صدور دادنامه معترضٌعنه بوده است باطل و بلااثر است تقاضای نقض رأی و صدور حکم وفق دادخواست دارم دادگاه پس از ملاحظه لوایح طرفین و استماع اظهارات وکلای طرفین و ملاحظه پاسخ بنیاد تعاون س. ملاحظه اصل قرارداد عادی 1383/8/29 را ضروری تشخیص و دستور ارائه قرارداد موصوف را از سوی خوانده دعوی معترض ثالث صادر نموده آقای ق. خوانده ردیف یک دعوی معترض ثالث طی لایحهای به شماره وارده 2092-1394/6/18 اشعار داشته یک دستگاه آپارتمان از آقای ک. ن.م. در سال 1383 خریداری نموده کل ثمن آن را پرداخت کرده (تصویر پیوست) در زمان تنظیم سند فروشنده در دفترخانه حاضر نگردیده گواهی عدم حضور دفترخانه پیوست پرونده است با مراجعه به ملک که تحویل اینجانب بوده مشاهده گردید که شخصی به نام آقای م. ی متصرف شده است که این موضوع توسط کارشناس رسمی دادگستری در تأمین دلیل مفصل گزارش گردیده با شکایت اینجانب از آقای ک. ن.م. و طرف اول قرارداد آقای الف. و ... حکم تحویل مبیع و الزام به تنظیم سند رسمی از سوی دادگاه صادر گردیده ... بعد آقای م. م. (متصرف) اعتراض نموده که به دلایل ذیل اعتراض مردود است 1- مبایعهنامه به نام بنده در سال 1383 بوده است که از شخصی به نام ک. ن.م. خریداری نمودم و ایشان هم از فردی به نام الف. و این شخص هم با بنیاد تعاون س. قرارداد داشته است 2- گواهی عدم حضور فروشنده در سال 1383در دفترخانهایکه سردفتر آن برادر خواهان بوده است که همین ملک را در سال 1385به قول خواهان خریداری نموده از همان شخصی که بنده خریداری نمودم ... موضوع قرارداد آقایان م. و آقای ک. ن.م. صحت ندارد چراکه حداقل سردفتر محترم (برادر آقای م. م. ) در موضوع شکایت اینجانب از آقای ک. م. بوده و میدانسته که حکم صادر شده است حالیه با توجه به اینکه گواهی عدم حضور را خود صادر کرده است چرا که مبادرت به خرید ملک دیگری کرده است آیا این قرارداد ساختگی نیست ... از سال 1385ملک اینجانب را تصرف کردند ... تقاضای رد دعوی را دارم دادگاه با کیفیت فوق ختم رسیدگی را اعلام طی دادنامه شماره 94500915-1394/8/26 ضمن انعکاس خواسته خواهان و خلاصه جریان پرونده با این استدلال نظر به محتویات پرونده به شرح خواسته خواهان معترض ثالث و اظهارات و توضیحات متداعیین و وکلای آنان و دقت در مسیر نقل و انتقالات صورت گرفته نسبت به واحد آپارتمانی متنازعٌفیه به روایت طرفین معلوم میگردد واحد مرقوم توسط گروه مسکن ع. در تاریخ 1380/8/8 ط