تاثیر شرط عدم عزل وکیل بر عقد وکالت

خلاصهٔ رأی

پیام: چنانچه در ضمن عقد وکالت، شرط بلاعزل بودن وکیل شود این امر اثری بر لزوم عقد ندارد بلکه همچنان عقد وکالت جایز و وکیل قابل عزل است.

متن کامل

تاثیر شرط عدم عزل وکیل بر عقد وکالت Toggle navigation صفحه اصلی درباره ما درباره پژوهشگاه قوه قضائیه درباره پژوهشکده آرا تماس با ما دریافت نظرات و پیشنهادها عنوان: تاثیر شرط عدم عزل وکیل بر عقد وکالت پیام: چنانچه در ضمن عقد وکالت، شرط بلاعزل بودن وکیل شود این امر اثری بر لزوم عقد ندارد بلکه همچنان عقد وکالت جایز و وکیل قابل عزل است. مستندات: شماره دادنامه قطعی : 9309970909900372 تاریخ دادنامه قطعی : 1393/08/28 گروه رأی : حقوقی آراء منتخب پرونده: شعبه دیوان عالی کشور مشخصات متن نتیجه تحلیلی کلید واژه ها نمایه قوانین مرتبط گردش پرونده عین عبارت چاپ متن متن تجمیعی پرونده قلم یکان ایران میترا ترافیک زر یاقوت تیتر رأی خلاصه جریان پرونده در تاریخ 10/7/91 آقای غ د. با وکالت مع الواسطه آقای الف.ف. دادخواستی مبنی بر تقاضای صدور حکم به طرفیت خانم س.ب. تسلیم دادگستری جاجرم نموده است که به شعبه اول دادگاه های حقوقی آن شهرستان ارجاع شده است. وکیل خواهان توضیح داده است طرفین برابر سند رسمی(18045-89/4/6) ازدواج نموده اند و نتوانسته اند زندگی خوب داشته باشند، زوج به زوجه وکالت بلاعزل با حق توکیل غیر داده است تا خود را مطلقه نماید( زوجه به وی از ناحیه زوج وکالت داده است تا تقدیم دادخواست نماید) لذا تقاضای صدور حکم طلاق دارم. دادگاه طرفین را دعوت نموده است. جلسه دادگاه در تاریخ 17/10/91 با حضور وکیل مع الواسطه خواهان و شخص خوانده تشکیل شد و وکیل خواهان ادعا را تکرار نمود و به مسئله وکالت مع الواسطه اشاره نموده است. زوجه گفت: من سه سال است با خواهان ازدواج کردم هنوز عروسی نکردیم. فرزند نداریم و خواهان به من وکالت داد تا خود را مطلقه کنم و مهریه 314 سکه بهار آزادی می باشد که از ایشان می خواهم و نفقه ایام گذشته را نیز می خواهم که نه میلیون تومان می باشد. دادگاه وقت رسیدگی را تجدید نموده و حضور زوج را ضروری دانسته است. جلسه دادگاه در تاریخ 9/12/91 با حضور زوج و زوجه تشکیل شد و زوج گفت: من قبول ندارم و نمی خواهم طلاق بدهم و من وکالت دادم هر وقت که بی احترامی کردم ایشان برود طلاق بگیرد. خوانده گفت: من می خواهم طلاق بگیرم و من مهریه ام را می خواهم و حاضر نیستم با ایشان زندگی کنم. وکیل گفت ایشان بنده را از وکالت عزل ننمود و من در حدود اختیارم تقاضای مطلقه شدن زوجه را دارم. دادگاه با اعلام ختم رسیدگی طی دادنامه شماره 1038-16/12/91 با این استدلال زوج(موکل) خود شخصاً اعلام نموده است که من راضی به طلاق نیستم و عقد وکالت یک عقد جایز است. طبق ماده 449 قانون مدنی به لفظ و فعلی که دلالت بر فسخ وکالت باشد وکالت فسخ می شود و بلاعزل بودن وکالت ضمن همین عقد جایز می باشد، با فسخ آن وکیل عزل می شود و چون زوجه دلیلی برای تقاضای طلاق ندارد و زوج راضی به طلاق نیست لذا دعوی وی را غیر وارد تشخیص حکم به بطلان دعوی صادر کرده است. از این رأی توسط وکیل زوج به وکالت از زوج تجدیدنظرخواهی شده است و پرونده به شعبه اول دادگاه تجدیدنظر استان خراسان شمالی ارجاع شده است. خلاصه ایراد وکیل این است که زوج به من وکالت بلاعزل داده و وکالت قابل عزل نمی باشد و مورد از موارد ماده 449قانون مدنی مورد استناد دادگاه نیست و مخالفت بر طلاق دلیل بر عزل وکالت نیست تقاضای نقض رأی را دارم. دادگاه طرفین را دعوت نمود در جلسه مورخ 16/4/92 طرفین و وکیل مذکور آمدند زوج گفت من وکالت در طلاق ندادم این وکالت را دادم که ایشان برگردد سر زندگی و خوش رفتار باشد. اصلاً وکالت در طلاق در کار نبود. وکیل گفت وی رفت دفترخانه در قبال مختومه شدن همه پرونده ها این وکالت را داده است و وکالت بلاعزل می باشد. خانم س.گفت طبق وکالت نامه اجازه طلاق دارم. دادگاه قرار ارجاع امر به داوری صادر کرد. داوران تعیین شد وکیل و زوجه توفیق در سازش نداشته اند. دادگاه با اعلام ختم رسیدگی طی دادنامه شماره 478-15/5/92 با استناد به وکالت نامه بلاعزل با نقض رأی بدوی رأی به طلاق زوجه با بذل یک سکه به عنوان طلاق خلع صادر نموده است. از این رأی توسط زوج فرجام خواهی شد و پرونده به این شعبه ارجاع شده است. مطالب طرفین تکرار مطالب گذشته می باشد. هیأت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش آقای ج.الهی عضو ممیز و اوراق پرونده و دادنامه شماره 478-15/5/92 فرجام خواسته مشاوره نموده چنین رأی می دهد: رأی شعبه دیوان عالی کشور با توجه به محتویات پرونده های بدوی و تجدیدنظر و مستندات ابرازی، دادنامه فرجام خواسته مخدوش است زیرا: موضوع وکالت نامه مورد استناد وکالت در طلاق توسط زوج به زوجه و حق توکیل به غیر است. با عنایت به اینکه وکالت عقد جایز و وکیل قابل عزل می باشد (ماده 678 قانون مدنی) و بلاعزل بودن آن ضمن عقد لازم خارج از عقد وکالت صورت نگرفته بلکه ضمن همین عقد وکالت صورت گرفته نیز قابل عزل می باشد. و برابر ماده 683 قانون مدنی هرگاه متعلق وکالت از بین برود یا موکل عملی که منافی با وکالت باشد بجا آورده باشد مثل اینکه مالی را برای فروش آن وکالت داد خود بفروشد وکالت منفسخ می شود. در ما نحن فیه زوج به زوجه وکالت داده است تا خود را مطلقه کند. یا وکیل بگیرد تا از طرف زوج او را مطلقه نماید. قبل از انجام وکالت زوج از مطلقه نمودن زوجه منصرف شد و به دادگاه اعلام نموده درواقع اصل وکالت را فسخ نموده است و وکیل را با این عمل عزل کرده است و عزل هم همانطور که قاضی محترم بدوی بیان داشته همانند فسخ با هر لفظ فعلی محقق می شود، دیگر این که وکیل با این وجود چه حقی در ادامه انجام وکالت دارد و حتی حق تجدیدنظرخواهی با عزل عملی از وی سلب شده چگونه از ناحیه زوج تجدیدنظرخواهی نسبت به رأیی می کند که به نفع زوج صادرشده است. علی هذا با نقض رأی فرجام خواسته پرونده برای رسیدگی به شعبه دیگر از دادگاه تجدیدنظر استان خراسان شمالی محوّل می شود. مستشار شعبه 26 دیوان عالی کشور ـ عضو معاون الهی ـ ربّانی نژاد فهرست خلاصه جریان پرونده شعبه دیوان عالی کشور نقد رأی نقد رأی نام * : رایانامه * : توضیح: کدتصویری: تعدادموافق: 1 ـ تعدادمخالف: 0 نقدهای شما تماس با ما نشانی: تهران اتوبان چمران شمال ، اتوبان یادگار جنوب، بعد از خروجی اوین درکه، پشت مجتمع دشت بهشت، خیابان شهید قدوسی کد پستی : 1983846514 تلفــــن : 22376843 دورنگار : 22376840 سامانه پیام کوتاه:5000969900070 رایانامه : bijp@jri.ac.ir پیوندها پژوهشگاه قوه قضاییه قوه قضاییه جمهوری اسلامی ایران مرکز آمار و فناوری اطلاعات قوه قضاییه روزنامه رسمی کشور معاونت حقوقی قوه قضاییه مرکز مطبوعات و انتشارات قوه قضاییه نسخه کلیه حقوق برای پژوهشگاه قوه قضاییه محفوظ است