تاثیر بذل مهریه بر اثبات عسر و حرج زوجه

خلاصهٔ رأی

درخصوص ترک منزل و مطالبه نفقه اقدام شده با استمهال کافی ارائه خواهد شد و زوجه حاضر است.

متن کامل

تاثیر بذل مهریه بر اثبات عسر و حرج زوجه Toggle navigation صفحه اصلی درباره ما درباره پژوهشگاه قوه قضائیه درباره پژوهشکده آرا تماس با ما دریافت نظرات و پیشنهادها عنوان: تاثیر بذل مهریه بر اثبات عسر و حرج زوجه پیام: بذل کلیه مهریه و سایر حقوق مالی ناشی از زوجیت از سوی زوجه در قبال طلاق مبین کراهت شدید و عسر و حرج زوجه می باشد. مستندات: شماره دادنامه قطعی : تاریخ دادنامه قطعی : 1402/03/01 گروه رأی : حقوقی آراء منتخب پرونده: مشخصات متن نتیجه تحلیلی کلید واژه ها نمایه قوانین مرتبط گردش پرونده عین عبارت چاپ متن متن تجمیعی پرونده قلم یکان ایران میترا ترافیک زر یاقوت تیتر رأی خلاصه جریان پرونده خلاصه جریان پرونده: در تاریخ ۱۳۹۸/۱۲/۴ خانم م. م. به وکالت از طرف خانم م. ق. ا. بطرفیت اقای س. ع. خ. س. دادخواستی به خواسته طلاق بلعت سوی رفتار زوج و ترک زندگی مشترک و عدم پرداخت نفقه که موجب تحقق بندهای ۱ و ۲ و ۸ از شروط ضمن عقد نکاح و نیز عسر و حرج زوجه گردیده تقدیم نموده که حسب الارجاع در شعبه *ثبت و مورد رسیدگی قرار میگیرد در جلسه رسیدگی مورخ ۱۳۹۹/۲/۷ فقط وکیل خواهان حضور یافته و ضمن تقدیم لایحه دفاعیه اظهار داشت خواسته بشرح دادخواست و لایحه تقدیمی و مدارک پیوست می باشد. درخصوص ترک منزل و مطالبه نفقه اقدام شده با استمهال کافی ارائه خواهد شد و زوجه حاضر است.بخشی از حقوق و مهریه اش را در ازای طلاق بذل نماید. و فرزند ان مشترک کبیر هستند حاضر به شهادت می باشند و مشهور است.که زوج نکاح موقت فراوان انجام می دهد و استشهادیه نیز گواه ان است.سپس دادگاه قرار ارجاع امر به داوری صادر نموده و داور منتخب زوجه و داور منصوب زوج هر یک نظریه کتبی خود را که حاکی از عدم حصول سازش بین طرفین بوده تقدیم داشته اند. در جلسه مورخ ۹۹/۴/۲۱ وکیل خواهان با ارائه تصویر قرار صادره از شعبه *اعلام داشته که چون میزان نفقه معوقه زوجه از سوی کارشناس بیش از مبلغ بیست میلیون تومان براورد گردیده لذا شورا به صلاحیت دادگاه قرار عدم صلاحیت خود را صادر نموده است. موکله حاضر است.در قبال طلاق نفقه معوقه خودرا بذل نماید. و راجع به اجرت المثل ادعایی ندارد. و حتی حاضر است.درصدی از مهریه اش را بذل نماید. سرانجام دادگاه ختم رسیدگی را اعلام و به موجب دادنامه شماره ۵۶۴ مورخ ۱۳۹۹/۴/۲۴ پس از ذکر خواسته خواهان با اعلام اینکه خواهان جهت اثبات عسر و حرج خویش به ترک زندگی و منزل و عدم پرداخت نفقه او و فرزند ان مشترک و هتاکی در منظر عمومی استناد نموده و در این زمینه استشهادیه پیوست نموده است.و از طرفی خوانده نیز علیرغم ابلاغ قانونی حاضر نگردیده و نسبت به دعوی و ابرازی ایراد یا تکذیبی بعمل نیاورده است.و بعلاوه خواهان اعلام داشته که خوانده بدون اذن وی یا اذن دادگاه صیغه های متعدد موقت می نماید. و زوجه حاضر شده بابت طلاق بخشی از حقوق را بذل نماید. و از سوی دیگر مساعی دادگاه و داوران در جهت اصلاح ذات البین موثر واقع نگردیده است.لذا عسر و حرج زوجه را محرز تشخیص و باستناد ماده ۱۱۳۰ قانون مدنی و ماده ۲۹ قانون حمایت خانواده مصوب سال ۱۳۹۱ به زوجه اجازه داده تا با مراجعه به یکی از دفاتر رسمی طلاق خود را به طلاق باین یایسه مطلقه و واقعه طلاق را به ثبت برساند و توضیح داده که زوجه پنجاه هزار تومان از مهریه اش که هفتصد و پنجاه هزار تومان است.در قبال طلاق بذل می نماید. و راجع به سایر حقوق ادعایی ندراد و فرزند ان مشترک کبیر می باشند و زوجه یایسه می باشد. رای صادره غیابی و قابل واخواهی می باشد. زوج نسبت به دادنامه غیابی صادره واخواهی نموده که دادگاه قرار قبولی واخواهی صادر نموده و در جلسه دادرسی مورخ ۹۹/۹/۲ که با حضور زوجین و وکیل زوجه تشکیل گردیده زوج واخواه اظهار داشت خواسته به شرح دادخواست واخواهی است.من مخالف طلاق هستم من ظلمی نکردم شارژ ساختمان دادم صبح بردم خرجی همسر و بچه ها را دادم بخاطر شرایط کاری در جامعه الزهرا در *و مدتی هم با دوستان زندگی می کنم. چگونه ازدواج موقت داشته باشم عسر و حرجی وجود نداشت اینکه گفتم زن بگیرم برای اینکه بیاید سمت من تمکین نداشتند وکیل واخوانده لایحه دفاعیه تقدیم نموده و اعلام نموده که از دخترش بپرسید اظهارات خانم را تایید می کند و صیغه طلاق اجرا شده است.و تاکید می کنم خرجی ندادند سپس دادگاه بموجب دادنامه شماره ۱۳۶۳ مورخ ۱۳۹۹/۹/۳ اعتراض واخواه را غیرموجه تشخیص و با رد ان دادنامه واخواسته را تایید نموده است. پس از ابلاغ رای صادره زوج در مهلت قانونی نسبت به ان تجدیدنظر خواهی نموده که پس از طی تشریفات قانونی و وصول پرونده بمرجع تجدیدنظر *وضوع رسیدگی و طی دادنامه شماره *مورخ ۱۴۰۰/۱/۲۸ با این استدلال که اولا خواهان بدوی یکی از دلایل طلاق را سوی رفتار زوج اعلام نموده لیکن در این خصوص دلایل و مدارکی که دلالت بر صحت ادعای وی نماید. ارائه نموده است.ثانیا قانونگذار ضرب و شتم و سوی رفتاری را از موجبات طلاق میداند که مستمر و غیرقابل تحمل باشد. ثالثا خواهان بدوی یکی دیگر از علل طلاق را استنکاف زوج از پرداخت نفقه اعلام نموده است.در صورتیکه مشارالیه حکمی از محاکم مبنی بر محکومیت زوج به پرداخت نفقه به دادگاه ارائه ننموده است.بفرض صحت قانونگذار استنکاف زوج از پرداخت نفقه را در صورتی از موجبات طلاق می داند که اجرای حکم محکمه و الزام وی به پرداخت نفقه مقدور و میسور نباشد. بنابراین به استناد ماده ۳۵۸ قانون ایین دادرسی مدنی ضمن نقض دادنامه معترض عنه حکم بر بطلان دعوی خواهان بدوی صادر نموده است. دادنامه اخیر الذکر در تاریخ ۱۴۰۰/۱/۳۰ به زوجه ابلاغ شد و سپس اقای ر. ن. ل. و خانم م. م. به وکالت از طرف خانم م. ق. ا. نسبت به دادنامه مزبور در تاریخ ۱۴۰۰/۲/۱۹ با تقدیم دادخواست فرجامخواهی نموده اند که پس از تبادل لایحه و وصول پرونده به دیوان عالی کشور جهت رسیدگی به این شعبه ارجاع گردیده که در نوبت رسیدگی هیات شعبه به موضوع رسیدگی و طی دادنامه شماره *مورخ ۵/۵/۱۴۰۰ به شرح زیر انشای رای نموده است. فرجام خواهی م. ق. ا. با وکالت خانم م. م. نسبت به دادنامه شماره *مورخ ۱۴۰۰/۱/۲۸ شعبه *که به موجب ان بلحاظ عدم احراز عسر و حرج زوجه ( فرجام خواه ) در تداوم زوجین ضمن نقض دادنامه های بدوی حکم بر بطلان دعوی طلاق خواهان بدوی صادر گردیده با توجه به جامع اوراق پرونده مالا وارد و موجه است.زیرا زوجه فرجام خواه در دادخواست نخستین و توضیحات بعدی در جلسه اول دادرسی بشرح صورتجلسه تنظیمی و لایحه تقدیمی با اشاره به سوی رفتار و معاشرت زوج و ترک زندگی مشترک به مدت دو سال و عدم پرداخت نفقه زوجه و فرزند ان مشترک مدعی تحقق بندهای ۱ و ۲ و ۸ از شروط ضمن عقد نکاح و نیز عسر و حرج خویش در استمرار زوجیت گردیده و صدور حکم طلاق را خواستار شده و جهت اثبات ادعای خود ضمن ارائه یک فقره استشهادیه محلی به شهادت شهود استناد نموده است.از انجاییکه تحقیق از مسجلین استشهادیه مدریکه و نیز استماع گواهی گواهان خواهان خصوصا تحقیق از فرزند ان مشترک زوجین که کبیر بوده و بیش از اشخاص دیگری از چگونگی اخلاق و رفتار زوجین نسبت به یکدیگر در ایام زندگی مشترک و اعمال و رفتار پدر خویش نسبت به مادرشان مطلع و اگاه بوده و اطلاعات انان در احراز واقعیت امر راهگشا خواهد بود در مقدرات دعوی مطروحه و احراز صحت و سقم ادعای زوجه ممکن التاثیر بوده که در مراحل دادرسی مورد توجه و رسیدگی قرار نگرفته است.و هر چند اظهارات زوج در مرحله واخواهی بشرح صورتجلسه دادرسی مورخ ۹۹/۹/۲ مفادا حاکی از ترک زندگی مشترک از طرف نامبرده بوده لیکن جهت حصول قطع و یقین و رسیدگی به ادله استنادی زوجه ( فرجام خواه ) اقتضا داشته که دادگاه محترم اولا در جلسه دادرسی از مسجلین استشهادیه مدرکیه زوجه و دیگر گواهان نامبرده و هم چنین از فرزند ان مشترک زوجین درخصوص موارد ادعایی زوجه و چگونگی اخلاق و رفتار زوج نسبت به زوجه در ایام زندگی مشترک و هم چنین در مورد ترک زندگی مشترک از طرف زوج و مدت ان و علت و منشای اختلاف طرفین بنحو مستوفی تحقیق و استماع گواهی بعمل اورده و ثانیا با استفاده از اختیارات قانونی حاصله از ماده ۱۹۹ قانون ایین دادرسی مدنی از طریق مددکار سازمان *در محل سکونت مشترک زوجین درخصوص علت و منشای اختلاف طرفین و چگونگی اخلاق و رفتار زوج نسبت به زوجه و ترک زندگی مشترک از طرف زوج و مدت ان از همسایگان و مجاورین و مطلعین و معتمدین محل بطور جامع تحقیق بعمل اورده و ثالثا پرونده قضایی مربوط به نفقه را که به شرح رای صادره ( ص ۴۳ ) از سوی شورای حل اختلاف با صدور قرار عدم صلاحیت به محاکم حقوقی *ارسال گردیده پس از اخذ توضیح از وکیل زوجه درخصوص شماره این پرونده و مرجع رسیدگی به ان از مرجع ذیربط مطالبه نموده و پس از انعکاس خلاصه مفید ان ، سرانجام و نتیجه ارای صادره و قطعیت ان و چگونگی اجرای رای صادره را در صورتیکه متضمن محکومیت زوج بوده باشد. ، بررسی و معلوم شده و در صورتمجلس درج نموده و انگاه پس از انجام اقدامات مذکور و انجام هر اقدام دیگری که به تشخیص دادگاه در مقدرات دعوی مطروحه موثر بوده باشد. سرانجام براساس نتیجه محصله نسبت به صدور رای مقتضی اقدام نماید. بنابراین دادنامه فرجام خواسته در وضعیت موجود بعلت نقص تحقیقات قابلیت ابرام نداشته لهذا مستندا به بند ۵ ماده ۳۷۱ و بند الف ماده ۴۰۱ قانون ایین دارد.سی مدنی ضمن نقض ان رسیدگی مجدد به همان دادگاه محترم صادرکننده رای منقوض ارجاع می گردد. تا پس از تکمیل تحقیقات بشرح مرقوم در فوق نسبت به صدور رای مقتضی اقدام نماید. و اما درخصوص فرجام خواهی اقای ر. ن. ل. بوکالت از طرف فرجام خواه نسبت به دادنامه صدرالاشعار نظر به اینکه وکیل نامبرده هیچ دلیلی که سمت قانونی وی را بعنوان وکیل واجدالاختیار فرجام خواه که حق دخالت در مرحله فرجامی را داشته باشد. مدلل دارد. اقامه و ابراز ننموده و در پرونده امر مشهود نمی باشد. بنابراین فرجام خواهی وکیل یاد شده بلحاظ محرز نبودن سمت قانونی ایشان قابلیت استماع و رسیدگی را نداشته لهذا به تجویز ماده ۴۱۵ قانون ایین دادرسی مدنی قراررد فرجام خواهی وکیل نامبرده صادر و اعلام می گردد. پس از وصول پرونده بمرجع تجدیدنظر *حسب الارجاع وارد رسیدگی مجدد شده و در جهت تکمیل تحقیقات مورد نظر این شعبه دیوان با اعطای نیابت قضایی به سازمان *قم مقرر داشته که از طریق مددکار سازمان *در محل سکونت زوج از همسایگان و مطلعین درخصوص وضعیت اخلاقی و اجتماعی زوج تحقیقات جامع انجام و نتیجه را ارسال دارند که شعبه *در مقام انجام نیابت به کلانتری ۱۱ جانبازان قم دستور داده که در محل تحقیقات لازم درخصوص موضوع نیابت انجام و نتیجه را گزارش نماید. که در گزارش مورخ ۱۴۰۰/۷/۲۸ مامورین انتظامی اعلام گردیده که در ادرس اعلامی از همسایه ها کسی اطلاع خاصی نداشته و فقط خانمی بنام ن. که اصالتا عراقی بوده اظهار داشت صاحب منزل وی بوده و قبلا اقای س. خ. مستاجر وی بوده است.و از لحاظ اخلاقی و اجتماعی شخصی بسیار خوب و متدین بوده و هیچ مورد سویی از وی مشاهده نکرده است. دادگاه پس از وصول پاسخ از مرجع مجری نیابت ، مقرر که به زوجه اخطار شود. که شماره پرونده مربوط به مطالبه نفقه که از سوی شورای حل اختلاف با صدور قرار عدم صلاحیت به محاکم حقوقی *ارسال گردیده و مرجع رسیدگی به ان را اعلام دارد. و صورتمجلس مورخ ۱۴۰۰/۸/۹ دادگاه حاکیست که زوجه در مهلت مقرر در دادگاه حضور نیافته و شماره پرونده مربوط به نفقه و مرجع رسیدگی به ان را اعلام ننموده است. سرانجام دادگاه ختم رسیدگی را اعلام و بموجب دادنامه شماره *مورخ ۱۴۰۰/۱۱/۱۹ با این استدلال که اولا – خواهان بدوی ( زوجه ) یکی از دلایل طلاق را سوی رفتار زوج اعلام نموده است.لیکن در این خصوص دلایل و مدارکی که دلالت بر صحت ادعای وی نماید. به محکمه ارائه ننموده است. ثانیا قانونگذار ضرب و شتم و سوی رفتاری را از موجبات طلاق میداند که مستمر و غیرقابل تحمل باشد. ثالثا خواهان بدوی ( زوجه ) یکی دیگر از دلایل طلاق را استنکاف زوج از پرداخت نفقه اعلام نموده است. در صورتیکه مشارالیه حکمی از محاکم مبنی بر محکومیت تجدیدنظرخواه ( زوج ) به پرداخت نفقه به دادگاه ارائه ننموده است.به فرض صحت قانونگذار از استنکاف زوج از پرداخت نفقه را در صورتی از موجبات طلاق میداند که اجرای حکم محکمه و الزام وی به پرداخت نفقه مقدور و میسور نباشد. مضافا حسب نظریه گزارش کلانتری ( حسب نیابت اعطایی ) زوج را فرد موجه و مطلوب و دارای روابط اجتماعی مناسب اعلام نموده و زوجه علیرغم ابلاغ واقعی اسناد و مدارک و گواهی عدم پرداخت نفقه را ارائه ننموده است.بنابراین اعتراض زوج تجدیدنظرخواه را وارد تشخیص و باستنا ماده ۳۵۸ قانون ایین دادرسی مدنی ضمن نقض دادنامه تجدیدنظرخواسته حکم بر بطلان دعوی خواهان بدوی ( زوجه ) صادر نموده است. دادنامه اخیرالذکر در تاریخ ۱۴۰۰/۱۱/۱۹ به زوجه ابلاغ شد و سپس نامبرده توسط وکیل خود خانم س. خ. پ. در تاریخ ۱۴۰۰/۱۲/۸ با تقدیم دادخواست نسبت به ان فرجام خواهی نموده که پس از طی تشریفات قانونی و وصول پرونده به دیوان عالی شکور جهت رسیدگی به این شعبه ارجاع که در نوبت رسیدگی هیات شعبه به موضوع رسیدگی وطی دادنامه شماره *بشرح زیر انشای رای نموده است. فرجام خواهی وکیل فرجام خواه خانم م. ق. ا. نسبت به دادنامه شماره *مورخ ۱۴۰۰/۱۱/۱۹ شعبه *که بموجب ان ضمن نقض دادنامه صادره از دادگاه بدوی بلحاظ عدم اثبات دعوی حکم بر بطلان دعوی طلاق خواهان بدوی ( فرجام خواه ) صادر گردیده است ، با توجه به جامع اوراق پرونده مالا وارد و موجه است. زیرا خواهان علت درخواست طلاق خود را سوی رفتار و سوی معاشرت زوج نسبت به زوجه و ترک منزل و زندگی مشترک و عدم پرداخت نفقه همسر و فرزند ان از سوی زوج که موجب عسر و حرج وی در ادامه زندگی و تخلف زوج از بندهای ۱ و ۲ و ۸