تأثیر رضایت مخدوش مجنی‌علیه بر تحقق بزه آدم‌ربایی

خلاصهٔ رأی

بازپرس مرجوع الیه با صدور دستورات قضائی پرونده را به کلانتری اعاده داده است.

متن کامل

تأثیر رضایت مخدوش مجنی‌علیه بر تحقق بزه آدم‌ربایی Toggle navigation صفحه اصلی درباره ما درباره پژوهشگاه قوه قضائیه درباره پژوهشکده آرا تماس با ما دریافت نظرات و پیشنهادها عنوان: تأثیر رضایت مخدوش مجنی‌علیه بر تحقق بزه آدم‌ربایی پیام: رضایت مخدوش مجنی علیه در سوار شدن بر وسیله نقلیه، با توجه به سن وی، مانع از تحقق بزه آدم ربایی نیست. مستندات: ماده 458 قانون آیین دادرسی کیفری - شماره دادنامه قطعی : 9209980304600577 تاریخ دادنامه قطعی : 1395/01/31 گروه رأی : کیفری آراء منتخب پرونده: شعبه دیوان عالی کشور مشخصات متن نتیجه تحلیلی کلید واژه ها نمایه قوانین مرتبط گردش پرونده عین عبارت چاپ متن متن تجمیعی پرونده قلم یکان ایران میترا ترافیک زر یاقوت تیتر رأی خلاصه جریان پرونده حسب مفاد صورتجلسه مورخه 92/8/13 تنظیمی در کلانتری ... آقای س.م.ح. در کلانتری حاضر و اعلام داشته مورخه 92/8/11 ساعت 19:30 بعد از ظهر موتور سواری که از قبل در خط واحد با وی آشنا شده بودم سرکوچه کانون زبان واقع در خیابان ... با موتور سیکلت خود آنجا آمد و به اصرار خیلی زیاد مرا سوار موتور نموده و به سمت بلوار ... در یک محیط خلوت که در آنجا باغی بود با خود برد در آنجا مشاهده نمودم دو نفر دیگر درآنجا می باشند و با یک دستگاه خودروی ال نود نقره ای ایستاده بودند زمانی که من آنها را مشاهده نمودم خواستم فرار کنم آنها بر سر من ریخته اول مرا مورد ضرب و جرح قرار دادند و بعد با من عمل لواط انجام دادند در ضمن قابل ذکر است فقط فردی که مرا سوار موتور سیکلت نموده بود با من عمل لواط انجام داد و آن دو نفر مواظب بودند که کسی از طرف باغ چیزی مشاهده نکند و کسی وارد باغ نشود و زمانی که کارش تمام شد دوباره مرا با موتور سیکلت به ایستگاه ... گذاشت و متواری شدند. اینجانب شاکی و تقاضای رسیدگی دارم. شاکی به پزشکی قانونی معرفی و پاسخ داده اند از آقای س.م. ح. با کد ملی ... در تاریخ 92/8/12 ساعت 13 معاینه به عمل آمد 1- در معاینه مقعد فاقد آثار ظاهری ناشی از دخول جسم سخت (مانند آلت تناسلی نعوظ یافته) می باشد (لازم به ذکر است در صورت رضایت شخصی، استفاده از مواد نرم کننده، گذشت زمان و تماس سطحی ممکن است آثار ظاهری باقی نماند) 2- خراشیدگی (حارصه)پشت دست راست و خلف آرنج راست دارد و از ناحیه زانوی راست متالم است که بر اثر جسم سخت طی24 ساعت گذشته ایجاد گردیده 3- سه عدد سواپ از اطراف مقعد و یک عدد از داخل مقعد جهت بررسی از نظر ترشحات جنسی مردانه تهیه شد که در صورت حصول نتیجه خدمت مقام محترم قضائی اعلام خواهد شد. جریان طی گزارش مورخه 92/8/14 به دادسرای عمومی و انقلاب ... گزارش و به شعبه اول بازپرسی ارجاع شده است. بازپرس مرجوع الیه با صدور دستورات قضائی پرونده را به کلانتری اعاده داده است. پرونده به دستور بازپرس در اختیار پلیس جنایی آگاهی استان ... قرار گرفته و پلیس آگاهی در تاریخ 92/8/17 از آقای م. ح.م. 15 ساله، محصل، تحقیق اظهار داشته حدود دو هفته پیش داخل اتوبوس واحد بودم که با یک نفر آشنا شدم و بعد که از اتوبوس پیاده شدیم به من گفت مسیر شما کجا می باشد من گفتم ... و او گفت که هم مسیر هستیم و با هم داخل اتوبوس واحد نشستیم و او شروع کرد به انگلیسی صحبت کردن و خیلی خوب انگلیسی صحبت می کرد و من گفتم که به کانون زبان می روم و کلی اطلاعات در رابطه با خودم به او دادم و او شماره تلفن مرا به شماره ... و با خط خودش تک زنگ زد و شماره ... روی گوشی من افتاد و گفت این خط من می باشد و خود را آقای م. معرفی کرد و بعد از آن چند پیامک به من داد و گذشت تا این که در مورخه 92/8/11 ساعت 19:30 از کلاس کانون زبان تعطیل شدم و داخل ایستگاه اتومبیل نشسته بودم خیابان ... که دیدم آقای م. با موتور سیکلت آمد و پشت سر من داخل پیاده رو ایستاد و مرا صدا زد و مرا با زور سوار موتور سیکلت کرد و گفت که من تو را می رسانم به منزل و در مسیر من هستی و من سوار شدم و حرکت کرد و داخل خیابان ... بود که یک دفعه مسیر خود را عوض کرد و به بلوار ... رفت و من علت را پرسیدم گفت که خیابان ... شلوغ است و موبایلش زنگ خورد و گوشی را برداشت و گفت تا نیم ساعت دیگر می آیم و بعد به طرف یک جاده رفت که داخل آن دکل مخابرات بود و احتمالاً نزدیک پارک بزرگ شهر و داخل یک خیابان بود که چند دفعه دور زد و گفت که اشتباه آمده ام تا این که خلوت شد و ناگهان داخل یک چهار دیواری که درب زنگ زده ای داشت و زمانی که دور می زدیم درب آن بسته بود و وقتی برگشتیم درب آن باز بود و داخل آنجا رفت و موتور را رها کرد و مرا از روی موتور به زمین انداخت و من از دست او فرار کردم و خواستم که از درب بیرون بروم که دیدم دو نفر آمدند و جلوی مرا گرفتند و ناگهان آقای م. آمد و مرا گرفت و روی زمین زد و گلوی مرا گرفت و گفت اگر حرف بزنی تو را خفه می کنم و آن دو نفر را صدا زد و گفت چاقو را بیاور و من ترسیدم دست من را گرفت و برد آخر چهار دیواری که اتاق خرابه داشت و یکی از آن دو نفر یک پتو سبز رنگ گل دار آورد و به او دادند و پتو را پهن کرد و گفت که لخت شو و من اصرار کردم که با من این کار را نکن و چند سیلی به من زد و مرا مجبور به لخت شدن کرد و من ناچاراً لخت شدم و ... که او هم لخت کامل شد ... و لواط کرد و در این لحظه مادرم و دایی زیاد به من زنگ می زدند و آنها ترسیدند و زود همه چیز را جمع کردند و پتو را جمع کردند و داخل یک ال نود نقره ای رنگ گذاشتند و آقای م. مرا سوار موتور کرد و داخل میدان ... پیاده کرد و رفت س- مشخصات آن دو نفر را اعلام نمائید و آیا آنها با شما لواط کردند ؟ ج- یکی از آنها لاغر اندام و قد بلند و یکی هم چاق و قد نسبتاً بلند و هیچ کدام با من لواط نکردند. حسب مفاد صورتجلسه مورخه 92/8/17 مقارن ساعت 11:30 مورخه روز جاری در پی شکایت آقای س.م.ح. مبنی بر این که شخصی که خود را م. معرفی و شماره همراه وی ... می باشد به وی تجاوز نموده که پس از تحقیقات و بررسی عکس یکی از متهمین سابقه دار بنام م.ه.ص. از سیستم اخذ و به رؤیت شاکی س.م.ح. رسید که اظهار داشت این عکس صد در صد همان شخصی است که خود را م. معرفی و به من تجاوز نمود ولی در آن زمان دارای ریش پروفسوری بود که مراتب صورتجلسه و به امضاء رسیده حسب مفاد صورتجلسه مورخه هفدهم آبان ماه نود و دو مقارن ساعت 11:40 مورخه روز جاری شاکی پرونده آقای س.م.ح. در اداره جنایی حاضر و اظهار داشته شخصی که خود را م. معرفی نموده بود با خط شماره ... سه پیام به متن 1- کتابهای کمک درسی چه می خواهی براتون بیارم ساعت 23:54 مورخه 92/8/8 2- (497818155600460 دو تا رایتل بخریم ساعت 14:33 مورخه 92/8/8) 3- (وضعیت شارژ چطوره) ساعت 21:33:38 مورخه 92/8/8 برای خط به شماره ... متعلق به خودم برایم فرستاده که مراتب صورتجلسه و به امضاء رسید. حسب مفاد صورتجلسه مورخه سیزدهم آذرماه نود و دو مقارن ساعت 8 صبح مورخه یوم جاری خانم ف. ج. مادر آقای س.م.ح. به آگاهی مراجعه و اعلام نمود پدر آقای س.م.ح. به نام آقای س.ی.ح. در سال 1380 در اثر سانحه تصادف فوت کرده است و مسئولیت فرزندم به عهده خودم می باشد. مراتب فوق صورتجلسه و به امضاء حاضرین رسید. حسب مفاد صورتجلسه مورخ هفدهم آبان ماه 92 مقارن ساعت 16 در اجرای دستور مامورین با راهنمایی شاکی س.م.ح. به همراه دایی اش به محل واقعه در خیابان پشت پارک شهر مراجعه و شاکی دامداری متروکه که دارای درب بدون رنگ (زنگ زده) نشان داده و اظهار داشته ال 90 و احتمالا نقره ای رنگ نزدیک درب ایستاد و راکب موتور سیکلت مرا با موتور سیکلت داخل دامدارای برد که رد موتور سیکلت جلوی درب مشهود بود سپس مرا چند متری داخل برد و راننده ال 90 یک عدد گونی آورد که داخل آن پتو بود و سپس مرا روی پتو انداخت و به من تجاوز نمود و مورد و چیز خاصی در محل مشاهده نگردیده است. پس از تحقیقات و بررسی مشخص شد صاحب دامداری شخصی به نام ص. که حدوداً چهار الی پنج سال به آقای الف.ح. اجاره داده و چندین سال است این دامداری بلااستفاده و حالت متروکه می باشد که مراتب صورتجلسه و به امضاء رسید. حسب تصویر شناسنامه شاکی آقای س.م.ح. متولد نهم شهریور ماه 1377 می باشد. اداره مبارزه با جرایم جنائی آگاهی ... طی گزارش مورخه 92/9/13 پرونده را به شعبه اول بازپرسی ارسال و حسب گزارش متهم آقای م.ه.ص. معرفی و اعلام شده نامبرده در امر توریست و راهنمایی توریست فعالیت دارد. آقای م.ه.ص. به آگاهی دعوت که مراجعه ای نداشته است و نامبرده دارای سابقه کیفری می باشد. بازپرس پرونده را با صدور دستورات قضائی به آگاهی اعاده داده است. حسب مفاد صورتجلسه مورخ 1393/9/23 مقارن ساعت 9:45 آقای م.ص. در بین سه نفر از همکاران با لباس شخصی گمارده شد و به رویت شاکی پرونده آقای س.م.ح. رسید که اعلام نمود آقای م.ص. همان فردی است که در تاریخ 92/8/11 در جلوی آن باغ بود با خودروی ال 90 بود و داخل صندوق عقب خودرو بازدید که یک تخته پتو بود که به رویت شاکی رسید اعلام نمود همان پتویی است که آقای ص. زیر من انداخت و به من تجاوز نمود. در تاریخ فوق (1393/9/23) فی ما بین آقایان س.م.ح. و م.ص. مواجهه حضوری داده شده که آقای س.م.ح. به عنوان شاکی اعلام نموده زمانی که من با موتور آقای م. (ه.ص.) بودم به خیابان پشت پارک بزرگ شهر رفته و من در آنجا آقای م. ص. با یک نفر دیگر دارای قد بلند دیدم که در کنار خودرو ال 90 ایستاده اند و آقای ص. اعلام نمود که مسیر را اشتباه آمده ام و دور زد و باغ متروکه ای که آقای ص. و دوستش با خودرو در درب آن ایستاده بودند و با سرعت وارد آن باغ شد و موتورش را زمین زد و مرا گرفت و من موفق شدم از دست او فرار کنم و زمانی که داشتم فرار می کردم خواستم از باغ بیرون بیایم که آقای ص. و دوستش وارد باغ شدند و در این لحظه ص. آمد و از پشت مرا گرفت و به زمین زد و گفت اگر بخواهی فرار کنی تو را خفه می کنم و صدای بچه ها زد که بچه ها چاقو را بیاورید و بعد مرا به آخر باغ برد و آن دو نفر با پتو و چراغ قوه آمدند و آقای م.ص. چراغ قوه گرفته بود و آقای ص. پتو را پهن کرد و به من تجاوز کرد و چون گوشی من مرتب زنگ می خورد دیگر زود (ناخوانا) کردند و مرا به ایستگاه واحد برد و پتویی که داخل صندوق عقب خودرو ال 90 داخل آگاهی است همان پتوی آن شب می باشد. حسب مفاد صورتجلسه مورخه 1392/9/24 فی ما بین آقای س.م.ح. و آقای ص.ع. مواجهه حضوری داده شده و آقای س.م.ح. اظهار کرده زمانی که روی موتور ه.ص. بودم نزدیک باغ دیدم خودرو ال 90 نزدیک باغ ایستاده ولی آقای عظیم پور مقدم را ندیدم که در کنار ماشین باشد و زمانی که داخل باغ شدیم ومن قصد فرار داشتم دیدم که آقای م.ص. جلوی من آمد و تا آن لحظه آقای ع. را ندیده بودم فقط زمانی که آخر باغ بودم آقای ع. حدود 5 دقیقه آخر باغ بود و بعد رفت و کاری با من نکرد و آقای ص.ع. اعلام نمود قبول دارم زمانی که من داخل باغ شدم دیدم که ه. ص. دارد آقای س.م.ح. را به آخر باغ می برد و من زمانی که دیدم دارد شلوار او را پایین می کشد محل را ترک کردم. در آگاهی از آقای م.ص. 32 ساله شغل آزاد تحقیق و به ایشان خطاب شده طبق اظهارات شاکی پرونده آقای س.م.ح. در تاریخ 92/8/11 شما به اتفاق ه.ص. در پشت پارک شهر بوده اید و او به ایشان تجاوز نموده است اظهارات خود را بیان کنید؟ در پاسخ اظهار کرده قبول دارم در تاریخ 92/8/11 حدود ساعت 19 بود که آقای ه.ص. به من زنگ زد و گفت که یک بچه سوار کردم دارم او را به باغ شما می برم و تو هم بیا آنجا من به اتفاق دوستم ص.ع. با خودرو ال 90 شماره ... به درب باغ به آدرس پشت پارک بزرگ شهر رفتیم و زمانی که من به درب باغ رسیدم دیدم که ه.ص. به اتفاق س.م.ح. با هم گلاویز هستند و او را به آخر باغ برد و من چراغ قوه به دست داشتم و به آخر باغ رفتم دیدم که آقای ه.ص. آقای س.م.ح. را لخت کرده است و خودش هم لخت است و یک پتو آنجا پهن کرده بود و او را آنجا خوابانده بود و دیدم که آقای س.م. ح. التماس می کرد و بعد از چند لحظه آقای ص. بلند شد و لباسهای خود را پوشیدند و آقای ص. او را سوار موتور کرد و از محل رفتند و من و دوستم هیچ کاری با او نکردیم. در آگاهی از آقای ص.ع. متولد 1368 تحقیق و با تفهیم موضوع از ایشان خواسته شده در مورد اتفاق 92/8/11 و شکایت آقای س.م.ح. توضیح دهد. در پاسخ اظهار کرده من داخل قهوه خانه بودم که تلفن م. ص. زنگ خورد و او با عجله به من گفت که بیا برویم و با خودرو ال 90 او حرکت کردیم از او پرسیدم چه شده است او گفت که درب باغ ما باز است و ما با هم به پشت پارک بزرگ شهر رفتیم و جلوی باغ ایستاد ماشین را پارک کرد و یک چراغ قوه برداشت و به داخل باغ رفت و من هم پشت سر او رفتم دیدم که آقای ه.ص. آقای س.م.ح. را گرفته و او را به آخر باغ می برد و من به آقای ص. گفتم که این کار درستی نیست که می کنی و دیدم که یک پتو پهن کرده و داشت شلوار آقای ح. را بیرون می آورد و من تا این صحنه را دیدم محل را ترک کردم و به داخل ماشین رفتم. س- طبق اظهارات س.م.ح. شما از قبل آنجا بوده اید و منتظر او بوده اید چه می گوئید؟ ج- زمانی که ما رسیدیم آنجا آقای ص. و شاکی داخل باغ بودند. پلیس آگاهی طی گزارش مورخ 92/9/24 جریان را به بازپرس گزارش کرده و درگزارش اعلام شده پرونده دیگری در این اداره تشکیل که متهم آن ه.ص. بوده و موضوع آن هم مشابه همین پرونده می باشد که در این رابطه دو نفر مظنون به آگاهی دعوت که شاکی پرونده مظنوین را شناسایی و شاکی با آنان مواجهه داده شدند (مطالب رد و بدل شده فی ما بین در گزارش منعکس شده و نیاز به تکرار نیست - عضو ممیز) حسب مفاد صورتجلسه مورخه هشتم آبان ماه 92 مقارن ساعت 23 آقای ع.الف.ه. به کلانتری مراجعه و اظهار داشته حدود ساعت بیست و سی یوم جاری هنگامی که اینجانب در حال رفتن به کلاس موسیقی ... قبل