تأثیر رضایت شاکی بر تحقق بزه آدم ربایی

خلاصهٔ رأی

ربوده شده، پول وی سرقت و مورد آزار جنسی نیز قرار گرفته است.

متن کامل

تأثیر رضایت شاکی بر تحقق بزه آدم ربایی Toggle navigation صفحه اصلی درباره ما درباره پژوهشگاه قوه قضائیه درباره پژوهشکده آرا تماس با ما دریافت نظرات و پیشنهادها عنوان: تأثیر رضایت شاکی بر تحقق بزه آدم ربایی پیام: رضایت اولیه شاکی در سوار شدن خودرو و فریب خوردن وی، مانع تحقق بزه آدم ربایی نیست. مستندات: شماره دادنامه قطعی : 9209980169901439 تاریخ دادنامه قطعی : 1395/06/14 گروه رأی : کیفری آراء منتخب پرونده: شعبه دیوان عالی کشور مشخصات متن نتیجه تحلیلی کلید واژه ها نمایه قوانین مرتبط گردش پرونده عین عبارت چاپ متن متن تجمیعی پرونده قلم یکان ایران میترا ترافیک زر یاقوت تیتر رأی خلاصه جریان پرونده آقای الف.ش. با تقدیم شکایتی اظهار داشته دختر خانم ن.ش. بوسیله هم کلاسی خودش بنام خانم ل.پ. ربوده شده، پول وی سرقت و مورد آزار جنسی نیز قرار گرفته است. خانم ن.ش. 26 ساله اظهار داشته که ل. دوستم راننده یکدستگاه پراید را برادر خودش معرفی کرد هر دو سوار شدیم. جوان ناشناسی نیز پس از طی مسافتی سوار خودرو شد و با مشاجره با ل. او را پیاده کرد، آنها از پیاده شدن من با قفل کردن در ماشین جلوگیری و با سرعت از شهر خارج و به من از پشت تجاوز کردند، دویست هزار تومان چک پولم را برداشتند، با چاقو تهدیدم کردند و گفتند اگر ده میلیون تومان ندهم به رویم اسید می پاشند. خانم پ. که همدست آنها بود، پس از این قضیه زنگ زد که به خانواده ات چیزی نگو، من مقصر نیستم. این متجاوز که خودش را ج. معرفی می کرد دو هفته پیش با تلفن دوستم خانم پ. با من تماس گرفت که به خانه ما بیاید که من با ارسال پیامکی عذرخواهی کردم. او تلفن زد تقاضا کرد که دوست همدیگر باشیم من رد کردم. روزیکه او را دیدم از صدایش متوجه شدم این همان کسی است که تقاضای دوستی داشت. من فقط ل.پ. را می شناسم. نظریه پزشکی قانونی در مورد خانم شاکیه چنین است: سائیدگی در موقعیت ساعت شش تا هفت مقعدی که در اثر عبور جسم سخت و دخول آلت نعوظ یافته یا خروج مدفوع سخت دو تا سه روز گذشته حادث شده سوأب از ترشحات مقعدی به آزمایشگاه ارسال شد. از خانم ل.پ. 22 ساله اهل و ساکن ع. تحقیق که می گوید: خانم شاکیه همکلاسیم میباشد او را سه سالست می شناسم، روز شنبه گفت برویم بیرون گفتم من با ج. تمام کردم چون اصرار کرد با ج. صحبت کردم، راننده آمد ن. گفت روزیکه با ج. بیرون بودم این آقا آمد دنبالش، سر راه ج. سوار شد. داخل شهر دور زدیم من را بیرون انداختند. پس از مدتی ن. داستانش برایم تعریف کرد، من نقشی در قضیه نداشتم. حدود ساعت 3 بعد از ظهر از دانشگاه خارج شدیم، به مشارالیها اتهام رابطه نامشروع دون زنا با ج.د. تفهیم شده که اظهار داشته قبول دارم با ج. رابطه داشتم ولی نمیدانستم که آنها قصد تجاوز به ن. را دارند. از وی آخرین دفاع اخذ شده است. از الف.ق. 22 ساله دانشجو اهل و ساکن گ. تحقیق شده اظهار داشته: همسایه ج.د. هستم. دو سه روز قبل ج. زنگ زد گفت بیا کافه ... رفتم. ج. با شاکیه آمدند. ن. را در گ. پیاده کردم دوباره، گفت برو در دانشگاه دوست دخترم را بیاور، تازه متوجه شدم ن. دانشجوی دانشگاه ما است. آمدند ل. جلو سوار شد، ج. و ن. هم عقب سوار شدند. آنها هر دو بار بگوبخند کردند ل. را پیاده کردیم، آنها دو نفری عقب نشسته بودند. صدای نوار هم بلند بود با اینوصف اگر در صندلی عقب اتفاقی افتاد من متوجه می شدم من چیزی ندیدم. ن. هم چیزی نگفت، ج. گفته بود با ل. تماس بگیرم، او گفت بیا جلو دانشگاه، رفتیم. ج. گفت چون دربست آمدی هرچه می گویم بایستی بپذیری. صدای ضبط خیلی زیاد بود گفت الان حق نداری به پشت سرت نگاه کنی. من هم پشت سرم را نگاه نکردم من با ل. در همین حال هم در تماس بودم. خانم شاکیه اظهارات الف. ق. مبنی بر اینکه قبلاً شاکیه با ج. بوده تکذیب کرده و در حال تجاوز ج. به من این آقا مشاهده می کرد و به گریه و زاری من توجه نمی کرد و فقط می خندید و به سرعت حرکت می کرد. در ضمن من می ترسم از من فیلم برداری کرده باشند، به الف. اتهام معاونت در آدم ربائی و زنای به عنف شده که اظهار داشته: قبول دارم اشتباه کردم و حرف ج. را گوش کردم و این اتفاق افتاد و از وی آخرین دفاع نیز اخذ شده است، به وی اتهام تهدید با چاقو نیز تفهیم شده که اظهار داشته من جز رانندگی کاری نکردم. دادسرا با اعلام کفایت تحقیقات، قرار مجرمیت متهمان و منع تعقیب ق. را در مورد تهدید صادر کرده و کیفرخواست الف.ق.، ج.د. و خانم ل.پ. را صادر و پرونده در شعب محاکم کیفری استان به شعبه اول این محاکم ارجاع و از خانم شاکیه تحقیق مقدماتی انجام که به تکرار مطالب پرداخته و ج.د. را مباشر و دو نفر متهم دیگر را معاون در این امر دانسته، متهم ق. نیز مطالب مبسوط معنونه در دادسرا را تکرار، خانم ل.پ. نیز که دچار تعارض گوئی شده و مدعی است با اصرار ن.ج. را دعوت کرده و حال آنکه قبلاً اظهار داشته من با ج. قرار داشتم و مدعی شده قرار بوده با ج. عقد کند چون خانواده هایمان از رابطه بین ما مطلع بودند...در رابطه با ج.د. نیز که فراری بوده اقدامات بی ثمر بوده و توسط آگهی در جراید دعوت شده است. پزشکی قانونی نیز نتیجه آزمایش سوآب و نمونه ارسالی از مقعد شاکیه را منفی اعلام کرده است، گرچه فاصله زمانی نیز وجود داشته است. الف.ق.، م.ن. را، و ن.ص.ش.، م.ع. را به عنوان وکیل تعرفه و جلسه دادرسی در تاریخ 93/9/24 در غیاب متهم ردیف اول تشکیل، دادگاه به متهمان اتهاماتشان را تفهیم شاکیه نیز اظهار داشته ج. به من کاملاً دخول کرد از پشت. نظریه پزشکی قانونی مثبت این تجاوز است، آنها جنگ زرگری راه انداختند، زیر گوش ل. زد گفت مامانت می داند که تو هرزگی می کنی، او رفت پائین ج. مرا بغل کرد، من با او هیچ تماسی نداشتم. ل. با او رابطه داشت و رفت و آمد می کرد. من نه تماس تلفنی با او داشتم و نه با او به کافه رفتم. گرچه یک نفر افغانی بنام الف.الف. به عنوان شاهد مدعی حضور شاکیه در کافه شده است. ل.پ. نیز اتهام را رد و می گوید قبول ندارم، اظهارات خانم صادقی کذب است، خود ایشان به خوبی و خوشی آمد آدم ربائی در کار نبود. نماینده دادستان نیز درخواست مجازات متهمان را وفق کیفرخواست نموده. خانم شاکیه مجدداً م.س. را به عنوان وکیل تعرفه کرده است. شاهد دیگری را که ق. تعرفه کرده مطلب مفیدی ندارد و اظهار داشته قرار بود ایشان مستنداتی را ارایه تا ما به عنوان سرویس مدرسه از ایشان استفاده کنیم که ارایه نکرد و قضیه منتفی شد. نظریه پزشکی قانونی که در تاریخ 93/12/16 درباره الف.ق. صادر کرده او را دچار پانزده فقره ضایعه بزرگ و کوچک دانسته است «احتمالاً منظور از پیوست آن نمایش وضعیت اجتماعی و روانی متهم است-عضوممیز»; خانم شاکیه در جلسه مورخ 94/3/1 اظهار داشته قبول دارم که پیامکها را ارسال کردم. گوشی من دست ل. بود. وکیل وی نیز مطالب مطروحه قبلی را تکرار کرده، من جمله اظهارات ق. را دائر به اینکه در صندلی عقب بودند نمیدانم چکار می کردند. د. لباس زیرش را درآورد روی صندلی انداخت. گرچه من عقب را نمیدیدم. بهرصورت برخلاف میل موکله به وی تجاوز شده است. ل. معاونت در آدم ربائی کرده و تسهیلات را فراهم کرده وکیل ق. اعلام کرده کلیه مطالبش را در 12 صفحه ارایه کرده و اضافه کرده که شاکیه به د. پیامک می داده و انکار او بی وجه است چون مخابرات وجود پیامکها را تأئید می کند، صاحب کافه نیز در جلسه شهادت حضور شاکیه در کافه ... تأئید کرده است. نظریه پزشکی قانونی نیز وضعیت مقعدی شاکیه را به سه روز قبل از سوار شدن به ماشین ق. نسبت داده، تجاوز در روز روشن، در وسط خیابان داخل ماشین امری ناشدنی است. نظریه پزشکی قانونی در مورد موکل آقای ق. مربوط به تصادف است نه نزاع که از موتورسیکلت و تصادف آن ناشی شده است که عمری بایستی روی ویلچر باشد. خانم شاکیه تأکید کرده که د. را به عنوان دوست ل. می شناختم. خطی که تماس گرفته شد و یا من پیامک دادم متعلق به ل. بود و من نمیدانستم که مورد استفاده د. است و یا مال د. است که مورد استفاده ل. است، چون ل. با این شماره با من حرف می زد، شب قبل حادثه هم ل. گفت در شهرستان گ. پیش ج.م. نهایتاً در تاریخ 94/11/28 پلیس با ورود به منزلی که دو نفر به اسامی ن.ج. و ج.د. داخل آن بودند آنها را با 420 گرم حشیش دستگیر کرده و متهم د. مسئولیت و مالکیت مواد را پذیرفته و اظهار داشته که در کار خرید و فروش موادمخدر است و نعیم دوستش می باشد که به دعوت وی به منزل استیجاری متهم آمده است. وی اظهار داشته قرار بود با ل.پ. ازدواج کند و یک فقره سابقه تجاوز دارد که محکومیت یافته است و حدود یک سال زندانی بوده است. از متهم یک دستگاه وسیله توزین موادمخدر نیز کشف شده؛ دادنامه صادره از شعبه دوم دادگاه تجدیدنظر استان گلستان به شمارۀ 00069-92/5/6 حاکی است که ج.د. و چند نفر دیگر به اتهام تجاوز به عنف به خانم ط.خ. تحت تعقیب واقع و مشارالیه از اتهام زنای به عنف برائت یافته ولی به اتهام رابطه نامشروع دون زنا با وصف عنف برای دادگاه محرز شده و نامبرده به تحمل 99 ضربه شلاق و دو سال اقامت اجباری در شهرستان باغ ملک محکوم شده است. که این دادنامه بموجب دادنامه شمارۀ 00016-93/1/27 شعبه بیست و نهم دیوانعالی کشور ابرام شده است. جلسه دادرسی با حضور نماینده دادستان، متهم ج.د. اظهار داشته سابقه کیفری را قبول دارم. ل. با من دوست بود آنروز از ماشین پیاده شد ولی ن. در ماشین ماند. سابقه دوستی با ن. نداشتم، او میخواست با من دوست شود که نپذیرفتم. دادگاه وقتی اظهارات الف.ق. را دائر به بلند کردن صدای ضبط، تهدید ق. توسط د. که به عقب نگاه نکن، و انداختن لباس زیر روی صندلی را قرائت کرده، متهم سکوت اختیار نموده و سپس اظهار داشته، دروغ است نه تهدید کردم و نه سرقت و تجاوز و رابطه نامشروع با شاکیه را قبول ندارم، وکیل نمیتوانم انتخاب کنم. آقای م.ب. به عنوان وکیل تسخیری وی برگزیده شده و جلسه دادرسی با حضور وکیل و شخص متهم، وکیل خانم شاکیه، وکیل متهم ق. و نماینده دادستان تشکیل، نماینده دادستان از حیث جنبه عمومی و از وجهه دیگر صدور کیفرخواست درخواست مجازات متهمان را کرده. خانم ل.پ. نیز حضور یافته، دادگاه به ج.د. تفهیم اتهام براساس شکایت شاکیه را کرده که عبارتند از سرقت، تهدید، آدم ربائی و رابطه نامشروع به عنف و اکراه، وکیل مشارالیه اظهار نموده که موکل و شاکیه تبادل پیامک داشته اند. متصدی کافه ... نیز حضور شاکیه را بهمراه موکل چند روز قبل تأئید کرده است. آنها با هم از قبل دوستی داشته اند، در پرونده دلیلی بر آدم ربائی، زنای به عنف، سرقت و تهدید با چاقو وجود ندارد موکل نیز رابطه دوستی با شاکیه را قبول دارد، تجاوز در صندلی عقب پراید با وضعیت لباس متهم و شاکیه، در خیابان در ماشین در حال حرکت متعذر است. ترشحات مقعدی نیز که آزمایش شده نتیجه اش منفی است. موکل منکر است و شهودی نیز وجود ندارد. شاکیه با رضایت سوار ماشین شده و با اینکه ل. پیاده شده او پیاده نشده است تقاضای برائت موکل را دارم. ل.پ. در اظهاراتش رابطه نامشروع دون زنا را پذیرفته؛ به الف.ق. نیز مشارکت در آدم ربائی و معاونت در برقراری رابطه نامشروع به عنف تفهیم و وکیل وی نیز شاکیه را دچار تناقض گوئی خوانده و نظریه پزشکی قانونی را ناکافی خوانده و اضافه کرده شاکیه منکر رابطه پیامکی با متهم بوده و حال آنکه تبادل پیامک بین وی و متهم ردیف اول محرز و کذب گوئی شاکیه نیز تعیین است. این چگونه آدم ربائی است، که خانم داخل ماشین تلفنی به پدرش می گوید که سرکلاس هستم، وکیل شاکیه نیز مطالب سابق را تکرار کرده دادگاه با ختم رسیدگی به استناد مواد 621 و 637 قانون تعزیرات و مواد 126، 127، 134 و 19 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392 الف.ق. را با سه درجه تقلیل از درجه سه به درجه شش به تحمل دو سال حبس از حیث آدم ربائی و 30 ضربه شلاق تعزیری درجه هفت از باب معاونت در رابطه نامشروع به عنف و ج.د. را با توجه به سابقه محکومیت قطعی وی و عدم تنبّه مشارالیه مستحق تخفیف ندانسته به پانزده سال حبس تعزیری از باب آدم ربائی و از حیث رابطه نامشروع به عنف به تحمل 99 ضربه شلاق تعزیری با خانم ن.ص. و به 99 ضربه شلاق تعزیری از حیث رابطه نامشروع با خانم ل.پ. و خانم ل.پ. را به تحمل 74 ضربه شلاق با احتساب ایام بازداشت قبلی محکوم کرده است و در مورد زنای به عنف، با توجه به منفی بودن نتیجه آزمایش سواپ حکم برائت متهم را از زنای به عنف صادر کرده است. دادنامه به آقای م.ب. در تاریخ 95/2/13 به م.ن. نیز در همین تاریخ و به خانم ل.پ. در تاریخ 95/2/11 و به م.س. در تاریخ 95/2/15 و به آقای ق. در تاریخ 95/2/14 و به دادستان و شاکی الف. شاکر در تاریخ 95/2/21 ابلاغ، م.ن. به وکالت از ق. و د.، م.ب. نیز به وکالت تسخیری از ج.د. به ترتیب در تاریخ 2/30 و 95/3/3 و خانم ل.پ. نیز در همین تاریخ به دادنامه اعتراض کرده اند. لایحه آقای ن. در 21 صفحه که بیشتر شرح و بسط محتویات پرونده و تحلیل مسائل آن از دیدگاه دفاع از موکلش میباشد به ویژه که مورد را از مصادیق ربایش نمیداند و مدعی میشود که بازپرس نتوانسته با سئوالاتی، کذب گوئی شاکیه را کشف نماید. وی نهایتاً نظریه پزشکی قانونی را دلیل بی گناهی موکلش دانسته است «نظریه ای که حاکی از دخول از دبر است-عضوممیز»; لوایح حین الشور قرائت میشود. هیأت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش آقای محمد حیدری قاسمی عضوممیز و ملاحظه اوراق پرونده و نظریه کتبی آقای اصغر دشتبانی دادیار دادسرای دیوان عالی کشور اجمالاً مبنی بر تأئید و ابرام طبق مقررات قانونی توجهاً بمندرجات و محتویات پرونده، درخصوص دادنامه شماره 00034-1395/1/30 فرجام خواسته مشاوره نموده چنین رأی می دهد: رأی شعبه دیوان عالی کشور نظر به اینکه دادنامه تجدیدنظرخواسته به مقتضای محتویات پرونده، اظهارات طرفین دائر به وجود س