تأثیر تغییر نوع عقد ازدواج ادعایی بر روند دادرسی
خلاصهٔ رأی
پیام: در دعوی به خواسته اثبات زوجیت، چنانچه خواهان(زوجه)در دادخواست و جلسه اول رسیدگی، مدعی ازدواج موقت با خوانده باشد، ولی در جلسات بعدی، مدعی شود به عقد دائم با وی ازدواج کرده است، نظر به اینکه ماهیت و آثار عقد منقطع و دائم با یکدیگر متفاوت است، خواسته مردد شده و دادگاه مکلف به صدور قرار رد دعوی است.
متن کامل
تأثیر تغییر نوع عقد ازدواج ادعایی بر روند دادرسی Toggle navigation صفحه اصلی درباره ما درباره پژوهشگاه قوه قضائیه درباره پژوهشکده آرا تماس با ما دریافت نظرات و پیشنهادها عنوان: تأثیر تغییر نوع عقد ازدواج ادعایی بر روند دادرسی پیام: در دعوی به خواسته اثبات زوجیت، چنانچه خواهان(زوجه)در دادخواست و جلسه اول رسیدگی، مدعی ازدواج موقت با خوانده باشد، ولی در جلسات بعدی، مدعی شود به عقد دائم با وی ازدواج کرده است، نظر به اینکه ماهیت و آثار عقد منقطع و دائم با یکدیگر متفاوت است، خواسته مردد شده و دادگاه مکلف به صدور قرار رد دعوی است. مستندات: شماره دادنامه قطعی : 9509970909900011 تاریخ دادنامه قطعی : 1395/01/22 گروه رأی : حقوقی آراء منتخب پرونده: شعبه دیوان عالی کشور مشخصات متن نتیجه تحلیلی کلید واژه ها نمایه قوانین مرتبط گردش پرونده عین عبارت چاپ متن متن تجمیعی پرونده قلم یکان ایران میترا ترافیک زر یاقوت تیتر رأی شعبه دیوان عالی کشور شماره پرونده : 9209983437100984 شماره دادنامه : 9509970909900011 شعبه : شعبه بیست و ششم دیوان عالی کشور تاریخ : 1395/01/22-09:35 قاضی : جعفر الهی قاضی : محمد ربانی نژاد.خلاصه جریان پرونده: خانم ف. ع.ع. به طرفیت آقای ر. م. دادخواستی به خواسته اثبات زوجیت به دادگاه عمومی زرند کرمان تقدیم و در شرح دادخواست اظهار داشته در تیرماه 92 به عقد انقطاعی خوانده درآمده ام که خوانده عقدنامه را همراه خود برده است و دست مرا از مدارک کوتاه نموده در صورت اثبات تقاضای مطالبه یک صد عدد سکه تمام بهار آزادی را خواستارم و 3 دانگ خانه در حد عرف مقوم به 51/000/000 ریال و خسارت وارده را خواهانم در جلسه اول دادگاه نیز وکیل خواهان اظهار داشته موکل با خوانده به استناد گواهی صادره از عاقد و در صورت نیاز دادگاه شهادت شهود تقاضای اثبات زوجیت دارم. وکیل خوانده اظهار داشته موکل بنده منکر وقوع هر گونه عقدی اعم از انقطاعی یا دائم با خواهان می باشد و گواهی از شخصی ارائه گردیده که دار فانی را وداع نموده و خواهان در زوجیت فرد افغانی به نام گ.ن. می باشد که بر اساس دادنامه شماره00835 نامبرده به دلیل ازدواج با شخص ایرانی محکوم به پرداخت یک میلیون ریال جزای نقدی گردیده است. وکیل خواهان اظهار داشته که موکلش یک دختر باکره خالی از موانع نکاح بوه است و خوانده ایشان را به عقد انقطاعی درآورده و حتی شاهد نیز در این خصوص وجود دارد دادگاه از دادسرا پرونده را مطالبه و در تاریخ۱۳۹۳/5/21 در ص29 صورتجلسه نموده است که متهم قبول کرده دختر را به صیغه محرمیت به عقد خود درآورده (البته این افغانی سنّی بوده) بدون اجازه پدر دختر و عاقد را هم اسمش را نمی داند و پس از اجرای صیغه با وی نزدیکی کرده و همیشه به تصور اینکه زنش می باشد با وی نزدیکی داشته است و دادگاه گواهی گواهان را اخذ نموده که شهود اعلام داشته شاهد عقد آنها نبوده اند ولی از پسر عاقد م. ح. تحقیق شده به عنوان گواه که در جلسه عقد حضور داشته است اظهار داشته شاهد عقد زوجین ف. ع.ع. و ر. م. با نوع عقد انقطاعی به مدت90 ساله با صداقیه به تعداد صد عدد سکه تمام بهار آزادی و سه دانگ خانه بوده است و گواه دیگری ( خوانده ادعا کرده بود که خواهان با وی ازدواج نموده است) به نام گ.ن. که تبعه افغانستان است در دادگاه اقرار کرده و گفته به جهت اینکه رابطه می خواستیم بین ما ( یعنی ف. ع.ع و گ.ن.) شرعی باشد نزدیک روحانی رفتیم و روحانی یک نوشته جلوی ما گذاشت و گفت این نوشته را بخوانید محرم می شوید ما آنرا خواندیم و الفاظی مانند قبلتُ را به ما تلقین کرد و ما تکرار کردیم اما هیچ گونه نوشته ای به ما نداد و من نمی دانستم آیا آنچه خوانده ایم چه بوده و محرمیت ما دائم است یا موقت یا برای چه مدتی است اما آن روحانی گفت از این پس محرم هستید من چند سال با این خانم رابطه داشته ام و با او زیر یک سقف و بستر مشترک می خوابیدیم و با یکدیگر زناشویی هم داشتم بعد از آنکه دستگیر شدیم پرونده به عنوان رابطه نامشروع تشکیل شد چون مدرک کتبی نداشتیم در خصوص رابطه زوجیت، حکم صادر شد و اجرا گردید پس از آن هم با هم رابطه داشتیم خانواده های ما در جریان بودند بعد از اختلاف و نزاع که با پدرخانم داشتیم و من محکوم به پرداخت دیه شدم سال90 از من تعهد گرفتند که دیگر با خانم ع. ارتباطی نداشته باشم بعد از آن تعهد و تاریخ آن هرگز رابطه زوجیتی اگر بود لغو گردیده است. شعبه اول دادگاه عمومی حقوقی دادگستری شهرستان زرند طی دادنامه شماره00195 مورخ۱۳۹۴/3/30 با گزارش که در رأی از آنچه در گزارش این شعبه قید گردید دادگاه با توجه به اظهارات و مدارک ابرازی از سوی خواهان به ویژه اظهارات شهود تعرفه شده از سوی ایشان و اینکه ارتباط خواهان با آقای گ.ن. سالهای 89 و 90 بوده است و رابطه زوجیت بین آنها به اثبات نرسیده و از طرفی بر اساس گواهی عاقد عقد انقطاعی زوجین در سال92 واقع شده دعوی خواهان را وارد تشخیص و به استناد ماده1257ق.م ماده یک قانون ازدواج و ماده یک قانون راجع به انکار زوجیت حکم به اثبات زوجیت صادر و اعلام می نماید از دادنامه مذکور آقای ر. م. با وکالت آقای ر.الف. ی. تقاضای تجدیدنظرخواهی می نماید و در لایحه پیوستی اظهار می دارد: قاضی دادگاه بدوی به استناد یک گواهی از خواهان که مدعی است عاقد آن را به ایشان تحویل داده امری را ثابت فرض نموده که در مقوله عقل هیچ نمی گنجد چرا که خواهان هیچگونه مدرکی دال بر انعقاد و نوع عقد نکاح بین خود و موکله ندارد و صرفاً با در دست داشتن یک گواهی از عاقدی که در تاریخ۱۳۹۲/11/8 فوت نموده است مدعی است که به عقد موقت ایشان درآمده در صورتیکه اگر چنین بود نتیجه ای از عقدنامه موقت در دفتر عاقد نسخه ای نزد خواهان و نسخه ای نزد خوانده بود که خواهان از همان ابتداء اعلام داشته که صیغه نامه ای در دست ندارد و موکل نیز از همان ابتدا منکر وقوع هرگونه عقدی بین خود و ایشان گردید2- عدم توجه به دلایل و مدافعات این جانب موکل با این توضیح که خواهان مدعی است که دوشیزه بوده و با وجود دوشیزه بودن به عقد موکل به مدت نود ساله درآمده در صورتیکه مطابق دلایل و مستندات صادره از خود دادگاه نامبرده در زوجیت شخص افغانی به نام گ.ن. بوده و در پرونده کلاسه 0717 شعبه3 عمومی حقوقی زرند و آقای گ. به صراحت زوجیت خواهان با تبعه افغانی بر اساس اقاریر خود شاکی و متهم حتی اظهارات ابوی ایشان آقای ح.الف. ع.ع. کاملاً محرز می باشد که به پیوست کلیه اظهارات شاکی به متهم و ابوی ایشان مبنی بر انعقاد عقد نکاح موقت توسط شیخ و داشتن رابطه جنسی و حضور آقای ن. برای مدت حداقل دو سال در منزل آقای ع. که همه و همه حکایت از ازدواج ایشان با شخص افغانی و در زوجیت بودن ایشان در زمانیکه ادعا می کند به عقد موکل نیز درآمده به پیوست تقدیم می گردد و در بند3 لایحه اظهار داشته که آقای ن. ادعا دارد که هنوز صیغه ایشان را پس نخوانده است و لایحه ای نیز از سوی وکیل تجدیدنظرخوانده تقدیم دادگاه تجدیدنظر شده است که عمدتاً مطالب تکراری است و در بند 3 در پاسخ می گوید در خصوص ادعای دیگر که بیان می دارد شخص گ.ن. بیان داشته است که در ازدواج و زوجیت موکل می باشد ایشان خود شخصاً در دادگاه بدوی حاضر گردیده است و به عدم زوجیت خود با موکل اقرار نموده است و هیچ رابطه ای را قبول ننموده است و در بند 2 گفته شخص گ. گفته است ازدواج بدون اذن پدر بود و این ازدواج باطل است. شعبه 10 دادگاه تجدیدنظر استان کرمان طی دادنامه شماره1017-۱۳۹۴/7/24 تجدیدنظرخواهی را غیر وارد تشخیص و ضمن رد تجدیدنظرخواهی معترض دادنامه تجدیدنظرخواسته را عیناً تأیید می نماید از دادنامه صادره فوق آقای ر. م. ش. به طرفیت خانم ف. ع.ع.الف. فرجام خواهی نموده است که لایحه فرجام خواهی وکیل وی به پیوست دادخواست تقدیم و مطالب وی تکرار مطالبی است که در مقام تجدیدنظرخواهی مطرح نموده است که در صورت نیاز در هنگام شور قرائت خواهد شد و لایحه ای نیز از سوی خانم ف. ع.ع.الف. تقدیم و پرونده بدین جهت به دیوان عالی کشور ارسال و به این شعبه ارجاع شده است. هیئت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش آقای محمد ربّانی نژاد عضو ممیز و اوراق پرونده و دادنامه شماره 1017-۱۳۹۴/7/24 ; فرجام خواسته مشاوره نموده چنین رأی میدهد: رأی شعبه: با توجه به محتویات پرونده های بدوی و تجدیدنظر و مستندات ابرازی و اظهارات طرفین دادنامه فرجام خواسته از حیث نقص در تحقیقات مخدوش است زیرا:1- خواهان در دادخواست بیان داشته است که در تیرماه سال1392 به عقد انقطاعی خوانده با مهریه ای به مقدار یکصد عدد سکه تمام بهار آزادی و سه دانگ خانه درآمده است و مدعی شد که خوانده عقدنامه را همرا خود برده است و برابر برگ اول دادخواست عاقد مراتب را گواهی نموده است اما در گواهی که به مهر و امضاء آقای ح. ح. رسیده تاریخ قید نشده است و دادرس دادگاه که ظاهراً با عاقد ادعایی آشنایی داشته ( یا حسب اظهار وکیل خوانده که بیان داشت عاقد ادعائی فوت شده است ص34)در صفحه63 پرونده از خواهان می پرسد در این تاریخ که شما اعلام نمودید( سال92) به نظر می رسد آقای شیخ ح. ح. دار فانی را وداع گفته بوده در این خصوص چه توضیحی دارید؟ ضمناً دو فرض که در نزد آقای شیخ ح. ح. اجرای صیغه عقد انجام گرفته که مدعی هستید که عقد دائم بوده در صورتیکه در گواهی پیوست به نحو موقّت با مدت تعیین شده نود ساله به عقد ایشان درآمدی چه توضیحی دارید؟ خواهان گفت عقد نود ساله بوده علی کل حالٍ در عقد ایشان هستم و من تقاضای اتیان سوگند از ایشان دارم. تحقیق از زمان فوت آقای شیخ ح. ح. این مسئله را روشن می نمود که در مردادماه 1392 حیات داشت که عقد بخواند؟ دیگر اینکه این گواهی پیوست در چه تاریخی نوشته شد؟ با بررسی تاریخ گواهی ولو با کارشناسی مشخص می شود که این گواهی از عاقد ادعائی صادر شده است یا خیر؟ که در رسیدگی به پرونده و صدور رأی مؤثر می باشد.2- خواهان در دادخواست و در جلسه اول مدعی ازدواج موقت با خوانده است ولی در جلسه مورخ ۱۳۹۳/9/25 مدعی شد با عقد دائم با خوانده ازدواج نموده و خوانده منکر اصل ازدواج می باشد با بیان این ادعا در این تاریخ ولو اینکه در اولین جلسه نمی باشد با توجه به اینکه ماهیت عقد منقطع و عقد دائم و اثرات آنها متفاوتند ادعای خواهان از تنجیز به تردید تبدیل شده و مشمول بند9 ماده 84 ق.آ.د.م گردیده است با بیان ;علی کل حال من در عقد ایشان هستم ; مسئله را حل نمی کند عدم تعقیب این مسئله موجب نقص در رسیدگی گردیده است.3- خواهان در این جلسه(۱۳۹۳/9/25) شهودی معرفی نموده است و شهود اداء شهادت نموده اند. یکی از شهود به نام ا. ح. ی فرزند ر. گفت: من عقدنامه را دیدم و از ر. م. پرسیدم این امضاء شماست؟ گفت بلی این عقدنامه من است امضاء کن و من آن را امضا کردم. این شاهد که خود را کارمند دانشگاه معرفی نموده نوع عقد را بیان نداشته است که دائم بوده یا منقطع و مقدار مهریه را هم بیان نکرده است ؟شاهد دوم که خانم ز.ذ. است، گفت من شاهد عقد نبودم مادر ف. گفت آقای م. او را عقد کرده است و من م. را در منزل آنها دیدم. این شاهد هم از قول مادر خواهان شهادت داده است.... شاهد سوم خانم ع.ح. ی گفت: من این دو را داخل ماشین دیدم که به منزل خانم ع.ع. می رفتند ولی شاهد عقد آنها نبودم. شاهد چهارم م. د. دائی خواهان گفت: طرفین به منزل من آمدند چند روز ماندند و آقای م. به من دائی میگفت ولی من شاهد عقد این دو نبودم. با توجه به اظهارات شهود هیچ شهادت بر تحقق عقد دائم یا منقطع ندادند تنها یک شاهد گفت عقدنامه را دیدم ولی نگفت چه نوع عقد بوده است این شهادت ارزش شهادت را نداشته است. شاهد پنجم آقای م.ح. (روحانی) تنها شاهدی است که بر مبنای خواسته اولیه خواهان شهادت داده است که کافی برای صدور رأی نبوده است و خواهان در همین جلسه از خوانده مطالبه سوگند نموده است دادگاه لازم بود از خوانده هم بخواهد که سوگند یاد کند چنین اقدامی نشده است.4- اگرچه دادنامه شماره835-۱۳۸۹/12/25 بر مبنای اقرار فرد افغانی که مدعی ازدواج با خواهان شده است و مثبت تحقق ازدواج خواهان با وی نمی باشد و اظهارات فرد افغانی در ص78 این پرونده که از پرونده استنادی کپی اخذ شده حکایت از اقرار وی به صیغه محرمیت (بر خلاف عقیده اهل تسنن) با خواهان دارد که بعداً بروند عقد دائم نمایند، ملاحظه پرونده ضروری است که خواهان اقرار به زوجیت نموده و چه نحو عقدی بوده بعلاوه به فرض ثبوت اصل ازدواج موقت با اذن پدر زوجه با قرائن و امارات و علم قاضی، مسئله مهریه یک مقوله جدا است که باید اثبات گردد. با توجه به مراتب مذکور رسیدگی به پرونده ناقص است علی هذا به استناد بند5 ماده371 قانون آ.د.م و بند الف از ماده401 همین قانون رأی فرجام خواسته نقض و رسیدگی به همان شعبه محول می شود.; جعفر الهی; (مستشار); محمد ربّانی نژاد ( عضو معاون) فهرست شعبه دیوان عالی کشور نقد رأی نقد رأی نام * : رایانامه * : توضیح: کدتصویری: تعدادموافق: 0 ـ تعدادمخالف: 0 نقدهای شما تماس با ما نشانی: تهران اتوبان چمران شمال ، اتوبان یادگار جنوب، بعد از خروجی اوین درکه، پشت مجتمع دشت بهشت، خیابان شهید قدوسی کد پستی : 1983846514 تلفــــن : 22376843 دورنگار : 22376840 سامانه پیام کوتاه:5000969900070 رایانامه : bijp@jri.ac.ir پیوندها پژوهشگاه قوه قضاییه قوه قضاییه جمه