اماره کراهت زوجه از زوج

خلاصهٔ رأی

پیام: گذشت زوجه از کلیه حقوق قانونی خود درقبال طلاق اماره ای بر کراهت وی نسبت به زندگی مشترک است.

متن کامل

اماره کراهت زوجه از زوج Toggle navigation صفحه اصلی درباره ما درباره پژوهشگاه قوه قضائیه درباره پژوهشکده آرا تماس با ما دریافت نظرات و پیشنهادها عنوان: اماره کراهت زوجه از زوج پیام: گذشت زوجه از کلیه حقوق قانونی خود درقبال طلاق اماره ای بر کراهت وی نسبت به زندگی مشترک است. مستندات: شماره دادنامه قطعی : 9309988470301038 تاریخ دادنامه قطعی : 1394/05/28 گروه رأی : کیفری آراء منتخب پرونده: شعبه دیوان عالی کشور مشخصات متن نتیجه تحلیلی کلید واژه ها نمایه قوانین مرتبط گردش پرونده عین عبارت چاپ متن متن تجمیعی پرونده قلم یکان ایران میترا ترافیک زر یاقوت تیتر رأی خلاصه جریان پرونده خانم ب. الف. در تاریخ 1393/8/25 دادخواستی به طرفیت همسرش آقای ف. ح.خ. به خواسته صدور گواهی عدم امکان سازش به منظور جاری شدن صیغه طلاق به علت عسر و حرج تقدیم نموده و در متن دادخواست توضیح داده حسب سند ازدواج شماره ... در تاریخ 1390/4/16 به عقد دائمی و شرعی آقای ف. ح.خ. درآمده‌ام و فرزند مشترکی نداریم چون در این مدت توافق و تفاهم اخلاقی با هم نداشته و با بداخلاقی مداوم مرا مورد کتک‌کاری و در عسر و حرج قرار می‌دهد و با این شرایط زندگی به سختی می‌گذرد. قادر به زندگی با ایشان نبوده صدور گواهی عدم امکان سازش به منظور جاری شدن صیغه طلاق به علت عسر و حرج می‌باشم . با وصول دادخواست مذکور به دادگستری شهرستان ... بدواً پرونده جهت ایجاد صلح و سازش به شورای حل اختلاف شهرستان مذکور ارسال شده و به لحاظ عدم حصول سازش پرونده به دادگستری اعاده و با کلاسه 931067 در شعبه اول دادگاه عمومی حقوقی شهرستان ... در جریان رسیدگی قرار گرفته است . در جلسه دادرسی مورخ 1393/10/6 خواهان بیان داشته در قبال طلاق مایل به گذشت از تمام مهریه خود و حق قانونی خود هستم در مدت 14 ماه زندگی با همسرم از ایشان فرزندی ندارم . به دلیل اخلاق بد و به جا نیاوردن حق و حقوق زناشویی مایل به زندگی با ایشان نیستم . مدت 15 ماه است که جدا از هم زندگی می‌کنیم . آقای ع.ن. با تقدیم وکالتنامه خود را به عنوان وکیل خوانده معرفی و در جلسه دادرسی مذکور دفاع نموده زوجه بدون مانع مشروع زندگی مشترک را ترک کرده و حکم به تمکین زوجه و بازگشت به منزل مشترک صادر گردیده و هیچگونه دلیل و مدرکی که حکایت از عسر و حرج زوجه نماید جهت اجرای صیغه طلاق موجود نیست. در خاتمه جلسه دادگاه قرار ارجاع امر به داوری صادر کرده و نظریه داوران که واصل شده حکایت از عدم توفیق آنان در حصول صلح و سازش دارد . زوجه جهت انجام تست حاملگی به پزشکی قانونی معرفی شده و حسب نظریه مرجع مذکور زوجه حامله نمی‌باشد (صفحه 34) در جلسه رسیدگی مورخ ۱۳۹3/11/5 خواهان مطالب خود را مطرح کرده و به طلاق اصرار ورزیده و توضیح داده در قبال طلاق مهریه باقی مانده را بذل می‌کند و آن قسمت از مهریه که از طریق اجرای احکام وصول کرده متعلق به خودش است . خوانده در قبال دعوی دفاع نموده حاضر به طلاق نیستم . تقاضای بازگشت خواهان به زندگی مشترک هستم . دارای شغل و مسکن با تمامی امکانات هستم . سرانجام دادگاه با اعلام ختم رسیدگی مبادرت به صدور رأی نموده که به شماره 1701 مورخ 1393/12/26 ثبت دادنامه شده و حسب مفاد آن با استدلال انجام شده و تصریح به اینکه مدت مدیدی است که زوجین جدا از همدیگر زندگی می‌کنند و نحوه اظهارات زوجه مبین نوعی کراهت ذاتی و عرضی از زوج می‌باشد و از مهریه و حقوق قانونی خویش گذشت نموده با احراز عسر و حرج زوجه و پذیرش دعوی مستنداً به ماده 1130 قانون مدنی حکم به الزام زوج به مطلقه نمودن زوجه صادر کرده است . آقای الف. گ. با تقدیم وکالتنامه خود را وکیل زوج آقای ف. ح.خ. معرفی نموده و با تقدیم دادخواست تجدیدنظر خواهی ضمن اعتراض به دادنامه صادر نقض آن را خواستار شده است . عمده موارد اعتراضی وکیل تجدیدنظر خواه این است که خواهان هیچگونه دلیلی بر اثبات حدوث عسر و حرج در زندگی مشترک ارائه نکرده است . پس از انجام تبادل لوایح پرونده به دادگاه تجدیدنظر ارسال شده و در شعبه هجدهم دادگاه تجدیدنظر استان کرمانشاه مطرح شده و به کلاسه 940099 ثبت گردیده است . سپس قضات دادگاه با اعلام ختم رسیدگی مبادرت به انشا رأی کرده‌اند که به شماره 111 مورخ ۱۳۹4/2/7 ثبت دادنامه شده و طی آن تجدیدنظرخواهی زوج را به دلایل آتی وارد دانسته‌اند . اولاً زوجه دلیلی بر حدوث عسر و حرج اقامه نکرده و مورد استنادی وی صرفاً در حدّ ادعا می‌باشد . ثانیاً زوجه بازگشت به زندگی مشترک را منوط به پرداخت مهریه نموده است . ثالثاً به موجب حکم دادگاه زوجه محکوم به تمکین و بازگشت به زندگی مشترک شده و اجراییه هم صادر گردیده و با این وصف از ادامه زندگی مشترک امتناع نموده است. بنابراین خواسته به استناد عسر و حرج قابل اجابت نبوده و دادنامه تجدیدنظر خواسته نقض و حکم به رد دعوی اولیه خانم ب. الف. صادر می‌گردد . دادنامه مذکور در تاریخ ۱۳۹4/2/16 به خانم ب. الف. ابلاغ شده و مشارالیها در تاریخ ۱۳۹4/2/30 با تقدیم دادخواست فرجام‌خواهی نقض حکم صادره را تقاضا کرده و در لایحه فرجامی خود عسر و حرج ادعایی را تبیین نموده است . فرجام‌خوانده هم در مقام تبادل لوایح تایید و ابرام رای فرجام‌خواسته راتقاضا کرده است . پس از تبادل لوایح پرونده جهت رسیدگی فرجام‌خواهی به دیوان عالی کشور ارسال شده که به این شعبه ارجاع گردیده است . اینک پرونده امر تحت نظر است . لوایح طرفین هنگام شور قرائت می‌گردد. هیئت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش آقای غلام ر. شاکری عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده مشاوره نموده چنین رأی می‌دهد: رأی شعبه در خصوص فرجام‌خواهی خانم ب. الف. نسبت به دادنامه شماره 9409978325700111 مورخ 1394/2/7 صادره از شعبه هجدهم دادگاه تجدیدنظر استان کرمانشاه که طی آن رأی دادگاه بدوی که متضمن صدور حکم طلاق به درخواست زوجه به لحاظ حدوث عسر و حرج می‌باشد نقض و حکم به رد دعوی خواهان بدوی صادر گردیده است. توجهاً به وجود نقص در تحقیقات دادنامه فرجام‌خواسته به وضعیت فعلی قابلیت ابرام نداشته و درخور نقض می‌باشد زیرا حسب اظهار زوجه سوء رفتار زوج به حدی بوده که منجر به سقط جنین وی گردیده و با این وصف هیچگونه تحقیقی در این خصوص به عمل نیامده و اقتضاء داشت با دعوت طرفین توضیحات آنان در این زمینه اخذ می‌گردید و با توجه به وجود پرونده بالینی در بیمارستان پیرامون چگونگی موضوع و علت سقط جنین از بیمارستان استعلام می‌شد و نیز راجع به علت مفارقت زوجین که زوجه در جلسه مورخ ۱۳۹3/10/6 با حضور زوج مدت آن را پانزده ماه ذکر کرده و زوج در این زمینه پاسخی نداده است . از زوجین در این خصوص تحقیق گردد. خصوصاً با وصف اینکه زوجه از کلیه حقوق مانده خود در قبال طلاق گذشت کرده که بروز در کراهت در زندگی مشترک دارد فلذا مستنداً به بند 5 ماده 371 و بند الف ماده 401 قانون آئین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور مدنی با نقض دادنامه فرجام‌خواسته پرونده جهت رسیدگی مجدد و تکمیل تحقیقات به نحو مذکور و صور رأی شایسته به دادگاه صادر‌کننده رأی منقوض ارجاع می‌گردد . این رأی قطعی است . رئیس شعبه سی‌ام دیوان عالی کشور : محمد علی کریم‌پور عضو معاون شعبه سی‌ام دیوان عالی کشور : غ. ر. شاکری شماره پرونده : 9309988470301038 شماره دادنامه : 9409970908600148 شعبه : شعبه سی ام دیوان عالی کشور تاریخ : 1394/05/28-13:58 قاضی : محمدعلی کریم پور قاضی : غلامرضا شاکری فرجام خواه : خانم ب. الف. فرجام‌خوانده : آقای ف. ح.خ. فرجام‌خواسته : دادنامه شماره 9409978325700111 ــ ۱۳۹4/2/7 صادره از شعبه هجدهم دادگاه تجدیدنظر استان کرمانشاه تاریخ ابلاغ دادنامه به فرجام‌خواه : ۱۳۹4/2/16تاریخ‌ وصول دادخواست فرجامی : ۱۳۹4/2/30 مرجع رسیدگی : شعبه سی‌ام دیوان عالی کشور هیئت شعبه : آقایان محمدعلی کریم‌پور (رئیس) ـ غلام ر. شاکری (عضو معاون) خلاصه جریان پرونده : خانم ب. الف. در تاریخ 1393/8/25 دادخواستی به طرفیت همسرش آقای ف. ح.خ. به خواسته صدور گواهی عدم امکان سازش به منظور جاری شدن صیغه طلاق به علت عسر و حرج تقدیم نموده و در متن دادخواست توضیح داده حسب سند ازدواج شماره ... در تاریخ 1390/4/16 به عقد دائمی و شرعی آقای ف. ح.خ. درآمده‌ام و فرزند مشترکی نداریم چون در این مدت توافق و تفاهم اخلاقی با هم نداشته و با بداخلاقی مداوم مرا مورد کتک‌کاری و در عسر و حرج قرار می‌دهد و با این شرایط زندگی به سختی می‌گذرد. قادر به زندگی با ایشان نبوده صدور گواهی عدم امکان سازش به منظور جاری شدن صیغه طلاق به علت عسر و حرج می‌باشم . با وصول دادخواست مذکور به دادگستری شهرستان ... بدواً پرونده جهت ایجاد صلح و سازش به شورای حل اختلاف شهرستان مذکور ارسال شده و به لحاظ عدم حصول سازش پرونده به دادگستری اعاده و با کلاسه 931067 در شعبه اول دادگاه عمومی حقوقی شهرستان ... در جریان رسیدگی قرار گرفته است . در جلسه دادرسی مورخ 1393/10/6 خواهان بیان داشته در قبال طلاق مایل به گذشت از تمام مهریه خود و حق قانونی خود هستم در مدت 14 ماه زندگی با همسرم از ایشان فرزندی ندارم . به دلیل اخلاق بد و به جا نیاوردن حق و حقوق زناشویی مایل به زندگی با ایشان نیستم . مدت 15 ماه است که جدا از هم زندگی می‌کنیم . آقای علی نادری جگرلویی با تقدیم وکالتنامه خود را به عنوان وکیل خوانده معرفی و در جلسه دادرسی مذکور دفاع نموده زوجه بدون مانع مشروع زندگی مشترک را ترک کرده و حکم به تمکین زوجه و بازگشت به منزل مشترک صادر گردیده و هیچگونه دلیل و مدرکی که حکایت از عسر و حرج زوجه نماید جهت اجرای صیغه طلاق موجود نیست .... در خاتمه جلسه دادگاه قرار ارجاع امر به داوری صادر کرده و نظریه داوران که واصل شده حکایت از عدم توفیق آنان در حصول صلح و سازش دارد . زوجه جهت انجام تست حاملگی به پزشکی قانونی معرفی شده و حسب نظریه مرجع مذکور زوجه حامله نمی‌باشد (صفحه 34) در جلسه رسیدگی مورخ ۱۳۹3/11/5 خواهان مطالب خود را مطرح کرده و به طلاق اصرار ورزیده و توضیح داده در قبال طلاق مهریه باقی مانده را بذل می‌کند و آن قسمت از مهریه که از طریق اجرای احکام وصول کرده متعلق به خودش است . خوانده در قبال دعوی دفاع نموده حاضر به طلاق نیستم . تقاضای بازگشت خواهان به زندگی مشترک هستم . دارای شغل و مسکن با تمامی امکانات هستم . سرانجام دادگاه با اعلام ختم رسیدگی مبادرت به صدور رأی نموده که به شماره 1701 مورخ 1393/12/26 ثبت دادنامه شده و حسب مفاد آن با استدلال انجام شده و تصریح به اینکه مدت مدیدی است که زوجین جدا از همدیگر زندگی می‌کنند و نحوه اظهارات زوجه مبین نوعی کراهت ذاتی و عرضی از زوج می‌باشد و از مهریه و حقوق قانونی خویش گذشت نموده با احراز عسر و حرج زوجه و پذیرش دعوی مستنداً به ماده 1130 قانون مدنی حکم به الزام زوج به مطلقه نمودن زوجه صادر کرده است . آقای الف. گ. با تقدیم وکالتنامه خود را وکیل زوج آقای ف. ح.خ. معرفی نموده و با تقدیم دادخواست تجدیدنظرخواهی ضمن اعتراض به دادنامه صادر نقض آن را خواستار شده است . عمده موارد اعتراضی وکیل تجدیدنظرخواه این است که خواهان هیچگونه دلیلی بر اثبات حدوث عسر و حرج در زندگی مشترک ارائه نکرده است . پس از انجام تبادل لوایح پرونده به دادگاه تجدیدنظر ارسال شده و در شعبه هجدهم دادگاه تجدیدنظر استان کرمانشاه مطرح شده و به کلاسه 940099 ثبت گردیده است . سپس قضات دادگاه با اعلام ختم رسیدگی مبادرت به انشا رأی کرده‌اند که به شماره 111 مورخ ۱۳۹4/2/7 ثبت دادنامه شده و طی آن تجدیدنظرخواهی زوج را به دلایل آتی وارد دانسته‌اند . اولاً زوجه دلیلی بر حدوث عسر و حرج اقامه نکرده و مورد استنادی وی صرفاً در حدّ ادعا می‌باشد . ثانیاً زوجه بازگشت به زندگی مشترک را منوط به پرداخت مهریه نموده است . ثالثاً به موجب حکم دادگاه زوجه محکوم به تمکین و بازگشت به زندگی مشترک شده و اجراییه هم صادر گردیده و با این وصف از ادامه زندگی مشترک امتناع نموده است . بنابراین خواسته به استناد عسر و حرج قابل اجابت نبوده و دادنامه تجدیدنظر خواسته نقض و حکم به رد دعوی اولیه خانم ب. الف. صادر می‌گردد . دادنامه مذکور در تاریخ ۱۳۹4/2/16 به خانم ب. الف. ابلاغ شده و مشارالیها در تاریخ ۱۳۹4/2/30 با تقدیم دادخواست فرجام‌خواهی نقض حکم صادره را تقاضا کرده و در لایحه فرجامی خود عسر و حرج ادعایی را تبیین نموده است . فرجام‌خوانده هم در مقام تبادل لوایح تایید و ابرام رای فرجام‌خواسته راتقاضا کرده است. پس از تبادل لوایح پرونده جهت رسیدگی فرجام‌خواهی به دیوان عالی کشور ارسال شده که به این شعبه ارجاع گردیده است . اینک پرونده امر تحت نظر است . لوایح طرفین هنگام شور قرائت می‌گردد. هیئت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش آقای غلام ر. شاکری عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده مشاوره نموده چنین رأی می‌دهد: رأی شعبه در خصوص فرجام‌خواهی خانم ب. الف. نسبت به دادنامه شماره 9409978325700111 مورخ 1394/2/7 صادره از شعبه هجدهم دادگاه تجدیدنظر استان کرمانشاه که طی آن رأی دادگاه بدوی که متضمن صدور حکم طلاق به درخواست زوجه به لحاظ حدوث عسر و حرج می‌باشد نقض و حکم به رد دعوی خواهان بدوی صادر گردیده است . توجهاً به وجود نقص در تحقیقات دادنامه فرجام‌خواسته به وضعیت فعلی قابلیت ابرام نداشته و درخور نقض می‌باشد زیرا حسب اظهار زوجه سوء رفتار زوج به حدی بوده که منجر به سقط جنین وی گردیده و با این وصف هیچگونه تحقیقی در این خصوص به عمل نیامده و اقتضاء داشت با دعوت طرفین توضیحات آنان در این زمینه اخذ می‌گردید و با توجه به وجود پرونده بالینی در بیمارستان پیرامون چگونگی موضوع و علت سقط جنین از بیمارستان استعلام می‌شد و نیز راجع به علت مفارقت زوجین که زوجه در جلسه مورخ ۱۳۹3/10/