اماره آگاهی و توجه مرتکب به فعل نوعا کشنده
خلاصهٔ رأی
در محل داروخانه آنها درگیری شیشه ها شکسته و صندلی تخریب گردیده است.
متن کامل
اماره آگاهی و توجه مرتکب به فعل نوعا کشنده Toggle navigation صفحه اصلی درباره ما درباره پژوهشگاه قوه قضائیه درباره پژوهشکده آرا تماس با ما دریافت نظرات و پیشنهادها عنوان: اماره آگاهی و توجه مرتکب به فعل نوعا کشنده پیام: صرف قصد فعل و استفاده از آلت قتاله نظیر چاقو، مبیّن آگاهی و توجه مرتکب به نوعا کشنده بودن رفتار بوده و نیازی به احراز آگاهی وی نیست. مستندات: بند ب ماده 290 قانون مجازات اسلامی - شماره دادنامه قطعی : 9309985606201961 تاریخ دادنامه قطعی : 1395/05/18 گروه رأی : کیفری آراء منتخب پرونده: شعبه دیوان عالی کشور مشخصات متن نتیجه تحلیلی کلید واژه ها نمایه قوانین مرتبط گردش پرونده عین عبارت چاپ متن متن تجمیعی پرونده قلم یکان ایران میترا ترافیک زر یاقوت تیتر رأی خلاصه جریان پرونده این است که در تاریخ 93/7/14 کلانتری مرکزی به دادستان محترم دادسرای عمومی و انقلاب ز. موضوع نزاع منجر به فوت را به شرح آتی چنین گزارش می دهد که در تاریخ 93/7/13 پلیس 110 اعلام می کند به اینکه یک فقره نزاع در محل بلوار الف. داخل داروخانه رخ داده، مأمورین این کلانتری جهت صحت و سقم موضوع به محل اعزام می شوند. گزارش مأمورین حاکی است که نزاع بین آقایان ع. و س.ز.ه. بوده است و بنا به اظهارات حاضرین چاقو در دست ج. س.ز. که به همراه پدرش الف. س.ز. و ص. س.ز. آقای ع. را مورد ضرب و جرح قرار داده که آقای ع. قبل از رسیدن مأمورین، توسط اورژانس درمانگاه به شهرستان ت. اعزام گردیده که آقایان الف. س.ز. و ج. و ص. س.ز. به کلانتری دلالت گردیده اند. در محل داروخانه آنها درگیری شیشه ها شکسته و صندلی تخریب گردیده است. آثار خون در محل مشهود می باشد. در بازدید از محل آلات جرمی کشف نگردید در پیگیری وضعیت آقای ع. مشخص گردید وی فوت نموده است که در این خصوص با جنابعالی هماهنگی دستورات به شرح ذیل اجرا گردید 1- از آقای ج. س.ز. تحقیق، [وی] اظهار داشت اینجانب با فردی به نام الف.ح.ساعت 8 شب از شهرستان ت. آمدم. نزدیک منزل که رسیدم دیدم پدرم داخل داروخانه شبانه روزی با آقای ع. درگیر است که ص.، برادرم جلو مغازه نشسته بود. به من گفت برویم که ع. بابا را می زند. که بنده به سمت داروخانه دویدم هیچ شیئ در دست نداشتم نه چاقو نه سنگ و چوب و چماق من قصد جداکردن آن ها را داشتم که ناگهان الف. را دیدم که چاقو دستش بود و از پشت می خواست بر پدرم بزند که من هم دستهایش را گرفتم ایشان هم سرش را پایین انداخته بود و دستهایش را می کشید که چاقو را از من بگیرد من هم دست هایش را رها کردم و به سمت مغازه خودمان رفتم که دیدم ایشان افتاده بود و خون از بدنش می رفت که برادرانش وی را بلند کردند و من دیگر چیزی نفهمیدم و مأمورین بنده را به کلانتری بردندو من و پدرم و نیز برادرم چاقو نداشتیم. چاقو مثل چاقوی آشپزخانه بود با هر دو دست گرفته بود و بلند کرد که به پدرم بزند که من وی را گرفتم و آقایان ع. 4 یا 5 نفر بودندو من و پدرم و برادرم ص. در نزاع بودیم و خون ریخته شده از بدن الف. بود و در خصوص زخمی شدن دست وی اظهار داشت نمی دانم شاید بر اثر چاقو باشد. نمیدانم چه کسی زده ولی چاقو دست الف. بود و علّت نزاع این بوده که یکی از آقایان ع. مدعی بوده اند که برادرم ص. مزاحم همسرش می شود که بارها ایشان را زده اند. تحقیقات محلی و اظهارات گواهان را قبول ندارم. تمام مردم علیه من بد می گویند. اظهارات آقای م. را قبول دارم ولی اگر بگوید چاقو در دست داشتم قبول ندارم. و در جواب کشتن الف. ع. عنوان می دارد فرقی نمی کند برایش فاتحه می خوانم 2- از آقای الف. س.ز. تحقیق شد، اظهار داشت سر شب ص. پسرم که در ساندویچی کار میکند به منزل آمد و گفت آقایان ع. به درب مغازه آمدند و قصد به هم ریختن مغازه را دارند و سرش شکسته بود و خون می آمد. بنده بلافاصله به بیرون رفتم ج. ع. در مرحله اوّل تنها بود. بنده را به داخل داروخانه کشید و شروع به زدن کرد بعد از ایشان الف. ع. وارد شد در حالیکه بنده صندلی را روی سرم گرفته بودم که ضربات آنان به سرم نخورد صندلی را می کشیدند و الف. در حالی که چاقو در دست داشت با یک دست صندلی را می کشید و با دست دیگرش قصد داشت با چاقو به من بزند که بر زمین افتاد و زخمی بود. نفهمیدم چه کسی وی را چاقو زد و نفهمیدم چاقو در کدام دست الف. بود.... اظهارات گواهان و پرسنل داروخانه را قبول دارم. از آقای ص. س.ز. به شرح برگ پیوست تحقیق شده که ضمیمه پرونده است. جریان را که شرح می دهد... اظهار می دارد من و ابوالقاسم پشت میز داروخانه بودیم که الف.، برادرم رسید که ج. با چاقو به پهلوی چپ برادرم زد و من فقط دیدم که ج. با چاقوبه برادرم الف. زد من به نزد برادرم الف. آمدم دیدم که افتاد و بی هوش شد و آقای الف.ی. با شیشه نوشابه خالی از آن طرف خیابان به طرف ما پرت نمود که ما برادرمان را به درمانگاه بردیم و علّت نزاع ما بخاظر پرونده قبلی من و ص. س.ز. می باشد فرد چهارم که وی را نشناختم دارای شال زرد رنگ ، کاپشن مشکی ، قد متوسط و لاغر اندام بود و آقایان 1-الف.2- کارمند فروش داروخانه 3- ح.ف. 4- ح.ت. 5- ر.غ. 6- ح.ع. 7- ق. 8- ح.خ. 9- ح.گ. و غیره شاهدین و ناظر نزاع بودند 5- از آقای الف.ع. به شرح برگ های پیوستی تحقیق که اظهارات برادرش ح.ع. را تأیید نمودند 6- طرفین نزاع، الف- ص.- و ج. س.ز. و آقایان م.ع و الف.ع. حسب دستور در لیل گذشته، تحت نظر و به صورت جدا از هم و در دو محل نگهداری گردیده اند... ضمناً همسر مقتول الف.ع. از طرف خودم و فرزندانم م.ع. چهار ساله و ز.ع. 2 ساله، شکایت دارم و تقاضای قصاص قاتل شوهرم را دارم. پزشکی قانونی پس از توضیحاتی که درباره فوت مقتول می دهد در پایان نتیجه گیری می کند که علّت تامه فوت خونریزی در اثر پاره گی عروق اصلی اندام تحتانی در آخر اصابت جسم تیز و برنده است. بازپرس پرونده را همراه بادستورات قضایی به مرجع انتظامی عودت داده است. مرجع انتظامی دستورات بازپرس را اجرا کرده از متهمان و ناظران قضیه تحقیقات لازم را انجام داده و از منزل متهم بازرسی کرده و نتیجه در تاریخ 93/7/16 در هفت صفحه (108 الی 114 ) به دادستان شهرستان ز. گزارش داده است که ضمیمه پرونده می باشد. ورثه مرحوم مقتول الف.ع. چهار نفر به شرح ذیل می باشند. مطابق برگ انحصار ورثه 1- ز.ع. متولد 1391/11/11، فرزند. 2- م.ع. متولد 1389/7/16، فرزند 3- ف.م. متولد 1336/1/7، مادر متوفی 4- م.الف. متولد 1365/3/1 همسر متوفی- نهایتاً بازپرس پس از انجام تحقیقات و بازجوئیهای لازم برای چهار نفر 1- ج. س.ز. متولد 1369، متهم به قتل عمدی و مشارکت در ایراد ضرب و جرح عمدی نسبت به آقایان م. الف. هر دو ع. و استعمال مواد مخدر، نسبت به قتل عمدی مرحوم الف.ع. قرار مجرمیت صادر کرده و نسبت به اتهام ص. س.ز. به در اختیار گذاشتن چاقو و چوب به ج. س.ز. و ح.ج.، قرار منع تعقیب صادر کرده است. و در خصوص اتهام آقایان م. و الف. هر دو ع.، دائر بر شرکت در نزاع دسته جمعی منجر به قتل عمدی و مشارکت در ایراد ضرب و جرح عمدی آقای الف.ع. و ج. و ص. س.ز. و ح.ج.، قرار منع تعقیب صادر نموده است. همچنین در خصوص شکایت آقای ح.ج.، علیه مأمورین آگاهی آقای ر.ک.ح. دائر بر اذیت و آزار در آگاهی و سوء استفاده از موقعیت شغلی، قرار منع تعقیب صادر کرده است. در خصوص اتهام شما متهمین مذکور دائربر اخلال در نظم عمومی به لحاظ عدم کفایت دلیل قرار منع تعقیب صادر کرده است و در خصوص اتهام آقایان ح.ج. و الف.ح. دائر بر استعمال مواد، قرار منع تعقیب صادر می گردد. دادستان در خصوص اتهام ج. س.ز. دایر به تهدید با چاقو، از بازپرس اظهار نظر مطالبه می کند و در خصوص اتهام آقای الف س.ز. دایر بر اخلال در نظم عمومی با قرار منع تعقیب صادره دادستان مخالفتی کند. در این خصوص به لحاظ هیاهو و جنجال و پرتاب شیشه های نوشابه قرار مجرمیت صادر فرمائید. با سایر قرار های صادره موافقم بازپرس دستور دادستان را اجرا می کند دادستان پس از موافقت با قرار های صادره از ناحیه بازپرس کیفر خواست صادر و به دادگاه کیفری استان خراسان رضوی ارسال نموده که به شعبه سوّم دادگاه کیفری ارجاع شده است. دادگاه در تاریخ 94/12/13در وقت مقرر شعبه سوّم دادگاه کیفری استان خراسان رضوی تشکیل جلسه داده. نماینده دادستان حضور دارد اولیاء دم خانم ها 1- ف.م.، مادر 2- م.الف.، همسر مقتول و وکیل آنان آقای غ.ب. و متهمین 1- ج. ی س. 2- ص.س. 3- الف.س. و وکیل آنان آقای ج. ت. 4- ح.ج. و وکیل وی خانم م.ن.ق. در جلسه حضور دارند. بدواً نماینده دادسرا اظهار نمود که بر اساس کیفر خواست و موازین قانونی تقاضای رسیدگی و مجازات متهمین را دارم. اولیاء دم شکایت خودشانرا مطرح کردند و متهمین دفاعیات خودشان و نیز اخذ آخرین دفاع از متهمین بعمل آمد. بشرح اوراق پرونده و متن دادنامه دادگاه پس از انجام محاکمه جمیع متهمان و استماع اظهارات و دفاعیات آنان با توجه به شکایت اولیاء دم ختم رسیدگی را اعلام و به شرح آتی مبادرت به صدور دادنامه شماره 100021 مورخ 95/3/5 نموده است. در مورد اتهام آقای ج. س.ز. مبنی بر الف - شرکت در نزاع دسته جمعی منتهی به قتل. ب _قتل عمدی مرحوم الف.ع. ج _شرکت در ایراد ضرب و جرح عمدی به آقایان م. و الف. هر دو ع. 2- اتهام آقای ص. س.، دایر بر الف : شرکت در ایراد ضرب و جرح عمدی ب : شرکت در نزاع دسته جمعی منجر به قتل 3- اتهام آقای ح.ج.، مبنی بر الف_ شرکت در منازعه دسته جمعی منجر به قتل ب_ شرکت در ایراد ضرب و جرح عمدی به آقایان م و الف ، هردو ع. که حسب محتویات پرونده ... که بنا به مراتب فوق علم عادی حاصل است که جراحت ران چپ مقتول که موجب مرگ وی شده، توسط متهم ( ج. س.ز. ) وارد گردیده و قتل منتسب به وی می باشد و به استناد مواد قانونی و شکایت اولیاء دم نامبرده به قصاص نفس مطابق متن دادنامه محکوم شده است. و در خصوص اتهام دیگر متهم مبنی بر شرکت در ایراد ضرب و جرح عمدی به آقایان م. و الف. هر دو ع. و همچنین اتهامات متهمین دیگر آقایان ص. س.و ح.ج. دایر بر مشارکت در نزاع دسته جمعی و شرکت در ایراد ضرب عمدی به شکات فوق چون در پرونده مشخص نشده است که صدمات وارده به شکات هر یک توسط چه کسی وارد شده است و صدمات وارده هم مختصر می باشد و نیاز به تحقیق از آنان دارد لذا پرونده در رابطه با آنان مفتوح می باشد. پس از ابلاغ دادنامه به طرفین، وکلای آقای ج. س.ز. به نامان ع. ش. و ج. ت. به دادنامه فوق الذکر با تقدیم لایحه اعتراضیه تقاضای فرجام خواهی به شرح لاحیه تقدیمی نموده اند که جهت رسیدگی به فرجام خواهی پرونده به دیوان عالی کشور ارسال پس از ثبت در دبیرخانه به شعبه 16 ( این شعبه ) ارجاع شده است. هیئت شعبه 16 تشکیل جلسه داده پس از قرائت گزارش آقای عباسعلی علیزاده عضو ممیّز و ملاحظه اوراق پرونده و نظریه کتبی آقای محمد رضا وکیلیان دادیار دیوان عالی کشور اجمالاً مبنی بر آنکه در موقعیت کنونی به لحاظ عدم اظهار نظر دادگاه صادر کننده رأی فرجام خواسته در خصوص بند ب ماده 29 قانون مجازات اسلامی معّد ابرام نمی باشد در خصوص دادنامه شماره 940021 -95/3/5 فرجام خواسته مشاوره نموده چنین رأی می دهد. رأی شعبه 16 : نظر به جمیع اوراق و محتویات پرونده و تحقیقات و بازجوئی های انجام شده ... به اینکه محکوم علیه چاقو را به ران چپ مقتول زده و سبب قتل و فوت مرحوم الف.ع. است و دادگاه محترم به استناد بند ب ماده 290 قانون مجازات اسلامی مصوب سال 92 نامبرده را به قصاص نفس محکوم نموده و برای دادگاه، علم عادی حاصل است که جراحات ران چپ مقتول موجب مرگ وی شده است. النهایه آنچه موجب تأمل و تعمّق در مسئله ما نحن فیه می باشد این است که ذیل بند ب ماده 290 قانون مذکور بیان می کند « که ( متهم ) باید آگاه و متوجه بوده باشد که آن کار را یعنی جرح با چاقو به ناحیه ران نوعاً موجب آن جنایت یا نظیر آن می شود »; تا توجه به وقوع قتل عمدی که ناشی از جراحت وارده توسط متهم به مقتول بوده برای دادگاه احراز شود. این مطلب از دادنامه صادره مستفاد نمی شود. بنابر این چون دادگاه محترم در این مورد در پرونده اظهار نظری که مؤید تحقق عنصر معنوی قتل عمد است، نفعیاً یا اثباتاً اظهار نظر نکرده است. و با وجود نقص یاد شده در نظریه دادگاه محترم در رأی امکان تأیید آن نیست. علیهذا به استناد بند 2 قسمت ب ماده 469 قانون آیین دادرسی کیفری نقض و جهت رسیدگی و اظهار نظر نسبت به قسمت اخیر بند ب ماده 290 قانون مجازات اسلامی به دادگاه صادر کننده رأی منقوضی ارجاع می شد. سپس پرونده به شعبه سوّم دادگاه کیفری استان خراسان رضوی ارسال شده است. دادگاه در تاریخ 95/7/14 در وقت فوق العاده جلسه سوّم دادگاه کیفری سابق استان خراسان رضوی تشکیل جلسه داده نماینده دادستان حضور دارد ملاحظه می شود که این دادگاه بشرح دادنامه شماره 00021 - 95/3/5 آقای ج. س.ز. با وکالت آقای ج. ت. به اتهام قتل عمدی مرحوم الف.ع. به قصاص نفس محکوم گردیده است. که از آن فرجام خواهی شده است و در شعبه 16 دیوان محترم عالی کشور رسیدگی و بموجب رأی شماره 00556 -95/6/14 از جهت اینکه چون جراحت ران چپ مقتول موجب مرگ وی شده است و طبق بند ب ماده 290 قانون مجازات اسلامی متهم باید آگاهی و متوجه بوده باشد که آن کار یعنی جرح با چاقو به ناحیه ران موجب آن جنایت یا نظیر آن می شود که بنا بر این چون دادگاه در این خصوص اظهار نظر نکرده، رأی را نقض و جهت اظهار نظر باین دادگاه ارسال فرموده اند. دادگاه با توجه به محتویات پرونده ختم رسیدگی را اعلام و بشرح ذیل مبادرت به صدور رأی می نماید. رأی دادگاه در پرونده پیوست بشرح دادنامه شماره 0021 - 95/3/5 آقای ج. س.ز. با وکالت آقای ت. و با توجه به حصول علم و تقاضای اولیاء دم محکوم به قصاص گردیده است که از آن فرجام خواهی گردیده است و در شعبه 16 دیوان عالی کشور رسیدگی و از جهت اینکه این