الزام به بذل مدت به سبب ترک زندگی مشترک توسط زوج
خلاصهٔ رأی
در گزارش خویش ضمن شرح روابط زوجین افزود چند ماه قبل در معیت کارشناس رسمی دادگستری در هنگام اجرای حکم، خواهان برخورد بسیار زشتی با خوانده داشته است و حسب پاسخ دادگاه انقلاب اسلامی به استعلام مربوطه از خوانده سابقه ای بدست نیامده است.
متن کامل
الزام به بذل مدت به سبب ترک زندگی مشترک توسط زوج Toggle navigation صفحه اصلی درباره ما درباره پژوهشگاه قوه قضائیه درباره پژوهشکده آرا تماس با ما دریافت نظرات و پیشنهادها عنوان: الزام به بذل مدت به سبب ترک زندگی مشترک توسط زوج پیام: در نکاح منقطع زوج تعهدی بر حضور مستمر در منزل زوجه و زندگی با وی در این منزل ندارد؛ بنابراین عدم حضور زوج در منزل زوجه نمیتواند مصداق ترک زندگی مشترک محسوب شود. بنابراین ادعای عسر و حرج زوجه به این جهت و تقاضای الزام زوج به بذل مدت نکاح موقت، پذیرفته نیست. مستندات: شماره دادنامه قطعی : 9409981510800230 تاریخ دادنامه قطعی : 1395/04/30 گروه رأی : حقوقی آراء منتخب پرونده: شعبه دیوان عالی کشور شعبه دیوان عالی کشور مشخصات متن نتیجه تحلیلی کلید واژه ها نمایه قوانین مرتبط گردش پرونده عین عبارت چاپ متن متن تجمیعی پرونده قلم یکان ایران میترا ترافیک زر یاقوت تیتر رأی شعبه دیوان عالی کشور آقای س. م.الف. در تاریخ 1394/3/11 بوکالت از خانم ز. ع.ب. با تقدیم دادخواست بطرفیت آقای د. ع. ز. بخواسته بذل مدت (نکاح موقت 50 ساله) بدلیل عسروحرج و کلیه خسارات قانونی و هزینه دادرسی توضیح داد: خواهان در تاریخ 1386/8/18 به عقد موقت خوانده درآمده بدلیل مشکلات فراوان (بد رفتاری و ترک منزل ...) و عسروحرج ادامه زندگی مشترک برای مشارالیها مقدور نمی باشد تقاضای رسیدگی و صدور حکم بخواسته مزبور را نمود. به ضمیمه دادخواست تصویر مصدق از نکاحنامه عادی مبنی بر وقوع عقد نکاح موقت فیمابین مشارالیها متولد 1335/9/1 با خوانده موصوف با صداق به تعداد پنج عدد سکه تمام بهار آزادی بر ذمه زوج بمدت پنجاه سال از تاریخ 1386/8/10 را ارائه کرده زوجه در تاریخ 1280/8/17 از شوهر قبلی اش (که برادر خوانده بوده) برابر سند رسمی طلاق شماره 1737 دفتر طلاق پنج ساری به طلاق بائن مطلقه شده بود با ارجاع پرونده به شعبه هشتم دادگاه خانواده ساری و ثبت به کلاسه 940234 در جلسه مقرر رسیدگی بتاریخ 1394/4/24 خوانده علیرغم ابلاغ واقعی نسخه ثانی دادخواست و اخطاریه حاضر نگردید و لایحه ای نیز برای جلسه مزبور ارائه نکرد وکیل خواهان در غیاب موکله اش حاضر شد ضمن تکرار مفاد دادخواست تقدیمی افزود خوانده برادر همسر سابق موکله او است برخلاف اینکه در ابتداء خوش اخلاق نشان میداد دارای سوء رفتار است و در تیرماه 1392 سوء رفتار او به اوج رسید و حسب اظهار موکله با افراد غیر روابط غیر متعارف دارد. پس از مچ گیری از تیرماه 1393 دیگر به منزل مشترک که محل اقامت زوجه می باشد مراجعه نکرد و برای خودش منزل مستقل تهیه کرد، و در آنجا زندگی می کند دارای سوابق متعدد کیفری است در پرونده های متعدد کیفری و حقوقی بعنوان خواهان و خوانده و شاکی و متهم بوده درخواست استعلام سوابق او را دارد و برای اثبات ادعای عسروحرج موکله شهود باسامی خانمها و آقایان ف. ع.، ب. و م. ش. و ث.س.ز.و ف.ن.ج. و همسر او و م.ز. می باشند درخواست تجدید جلسه جهت تعرفه شهود و استماع شهادت آنانرا دارد. موکله می گوید از سال 1389 خوانده روابط زناشویی با او نداشته است و علت آن عدم توانایی جسمی زوج و یکی دیگر از علل عسروحرج می باشد احکام مربوط به خوانده را در اسرع وقت ارائه میکند. پس از صدور قرار استماع گواهی گواهان خواهان و تجدید جلسه رسیدگی برای مورخ 1394/6/15 و دعوت از طرفین و ارائه تصاویر احکام و دیگر مستندات توسط وکیل خواهان که مفاداً حکایت از اختلافات مالی زوج با فرد یا افراد دیگری و ... می باشد و ارتباطی به زوجه ندارد خوانده با تقدیم لایحه ای در 6 صفحه که به شماره: 1080121 مورخ 1394/6/15 ثبت و ضمیمه شده است اعلام داشت در جلسه قبلی که همزمان یا مصادف شدن با فوت دائی او که فاقد زن و فرزند بوده و او متکفل امورات آن مرحوم در زمان حیات اش و وصی او بوده نتوانسته شرکت کند و با رد ادعای زوجه به سوء رفتار و انکار ترک منزل مدعی شد زوجه به بهانه اینکه پسرش عازم خارج از کشور است و تنها دختر او که با او زندگی می کند در منزل حضور دارد زوجه نمی خواهد که او در غیاب وی با دخترش در منزل باشند لذا کلید منزل را از او گرفت و گفت هر وقت خواست به او میگوید تا به نزد وی به منزل مزبور رفت و آمد کند او هزینه های بازسازی ساختمان محل سکونت زوجه و خرید بعضی از اقلام و نیز خرید یکدستگاه اتومبیل پراید سواری بنام زوجه و پرداخت بدهی زوجه را به خواهرزاده زوجه با ذکر مبالغ پرداخت کرد و یک مغازه را نیز بنام زوجه نموده است زوجه با ترفندی که کلید منزل را از او گرفته است بعد از آن بنای ناسازگاری با او گذاشت و اقدام به مطالبه مهریه و طرح دعوی بذل مدت نموده است او با بذل مدت مخالف است در وقت مقرر رسیدگی طرفین و وکیل خواهان حاضر شدند زوجه با تکرار دعوی و خواسته افزود از شوهر قبلی اش یک فرزند پسر متولد 1369 و یک فرزند دختر متولد 1371 دارد که برادر شوهر فعلی او بوده و معتاد بود و طلاق غیابی گرفته است و خوانده به او گفته زن خود را طلاق داده و به سراغ او آمد و گفته که تا آخر عمر پرستاری او و بچه ها را می کند او از خوانده فرزندی ندارد زوج به تدریج با دختر او سوء رفتار کرده و آنقدر دختر او را مورد کتک کاری قرار داد که مبتلا به بیماری صرع شد بچه های او را کتک می زد و هر چند شب در میان به خانه میآمد و او متوجه روابط شوهرش با زن شوهرداری گردید. بعلت سوء رفتارو سوء معاشرت و کتک کاری های شدید در عسروحرج قرار دارد شوهرش پرونده های متعددی دارد و آبرو و حیثیت برای او نمانده سابقه کلاهبرداری و حبس دارد از ماه رمضان سال قبل تا حالا مطلقاً به منزل نیامده و نفقه نداده و نمیدهد و میگوید عقد موقت نفقه ندارد ولی او نمیدانست و از سال 1389 به بعد روابط زناشویی برقرار نکرد. میگوید بعلت عمل پروستات از مردانگی افتاده در خصوص سوء رفتار زوج گواهان را حاضر کرده است خوانده با اعلام عدم قبول اظهارات زوجه گفت پیشنهاد ازدواج را زوجه داد و او با اکراه قبول کرد و به عقد موقت اکتفا نمود یک مغازه و ماشین در اختیار زوجه گذاشته است زوجه از برادر او کلاهبرداری کرده و مال برادر او را گرفته می خواهد مال او را نیز بگیرد و میخواهد با یک کارمند آموزش و پرورش که زنش فوت کرد ازدواج کند ولی او بذل مدت نمی کند زوجه معلم است و نمیتواند با حقوق خود هزینه تحصیل دانشگاه آزاد دو فرزند را بدهد. زوجه به او اجازه نمیدهد به منزل زوجه برود وگرنه همین امروز به آن خانه می رود و زندگی کند و شهود خواهان از زندگی آنان اطلاع ندارند. سپس بشرح اوراق جداگانه از شهود مورد تعرفه خواهان تحقیق شد آقایان ف.ن.ج. و م.ز. شهادت دادند که معلم پسر خواهان هستند و با مشارالیها رفت و آمد دارند اما خوانده را ندیده اند و در مورد سوء رفتار زوج چیزی ندیده اند و زوجه خودش هزینه زندگی را میپردازد و زوجه میگوید زوج برایش مزاحمت ایجاد میکند و در خانه سروصدا می کند و آبروریزی مینماید خواهر خواهان بنام خانم ف. ع.ب. اظهاراتی مثل خواهرش نمود وی گفت خودش ندید که بزند ولی خواهرش می گوید زوج یا خوانده مشارالیها را اذیت می کند. خانم ثمین سعیدی دختر خواهان گفت خوانده عموی او است برادر او برای تحصیل در آلمان است پیش از یکسال عموی او که شوهر مادر او است به خانه نمی آید و آن موقع که می آمد مادر او را می زد و منزل پر از پرونده است و خوانده آبروریزی می کرد و تمام خرج منزل با مادر او است خوانده می گفت ندارد و کارت حقوق او دست پسرش از زن دیگرش است وکیل خواهان مجدداً درخواست استعلام سوابق زوج را کرد زوج گفت سرهنگ خلبان بازنشسته نیروی انتظامی هستم در کار ساخت و ساز می باشم اگر من خرج آنانرا نمیدادم پس چه کسی می داد دو نفر از گواهان چیزی ندیدند و اطلاعی نداشتند دو گواه دیگر خواهر و دختر خواهان هستند و به نفع او حرف می زنند خواهان از اردیبهشت 1394 او را بیرون کرد و به او اجازه رفتن نمی دهد و اظهارات دختر و خواهر خواهان را قبول ندارم زنم را دوست دارم و حاضر به بذل مدت نیستم با استعلام سوابق خوانده از زندان و مراجع انتظامی و قضائی حسب دادنامه شماره 88/461 از شعبه 104 دادگاه جزایی ساری زوج بجرم افترا به آقای ع.ن.م.ن. به تحمل شش ماه حبس که در موردش تعلیق شد محکوم گردید مأمور انتظامی ذیربط پس از اجرای تحقیقات محلی موردنظر دادگاه در خصوص رفتار زوج و ... در گزارش خویش ضمن شرح روابط زوجین افزود چند ماه قبل در معیت کارشناس رسمی دادگستری در هنگام اجرای حکم، خواهان برخورد بسیار زشتی با خوانده داشته است و حسب پاسخ دادگاه انقلاب اسلامی به استعلام مربوطه از خوانده سابقه ای بدست نیامده است. وکیل خواهان درخواست استعلام سوابق کیفری خوانده را از دادگستری تهران بشرح لایحه شماره 1359 ـ 1394/7/5 نمود در جلسه مقرر رسیدگی بعدی که با حضور طرفین و وکیل خواهان تشکیل شد طرفین مطالب معنونه قبلی را تکرار کردند سرانجام دادگاه با اعلام ختم رسیدگی طی دادنامه شماره 1110 ـ 94 مورخ 1394/10/15 با استدلال مندرج و با اعلام اینکه خواهان دلیل و مدرکی که بتواند عسروحرج او را اثبات نماید ابراز ننمود حکم بر بطلان دعوی خواهان صادر نمود که حضوری و ظرف مهلت مقرر قانونی قابل تجدیدنظرخواهی بوده است پس از تجدیدنظرخواهی آقای س. م. بوکالت از خواهان بدوی و تبادل لوایح طی دادنامه شماره 1706 ـ 94 مورخ 1394/12/17 شعبه 12 دادگاه تجدیدنظر استان مازندران در پرونده کلاسه 941661 با فاقد ایراد و اشکال دانستن رأی معترض عنه و عدم ارائه دلیل و مدرک که موجبات نقض دادنامه مزبور را ایجاب کند رأی تجدیدنظرخواسته تأیید و این رأی ظرف مهلت مقرر قانونی قابل فرجامخواهی اعلام گردید و با ابلاغ رأی اخیر الذکر در تاریخ 1395/1/15 به آقای وکیل موصوف زوجه تجدیدنظرخواه و ثبت فرجامخواهی ایشان در تاریخ 1395/1/29 و به ثبت رسیدن لایحه دفاعیه زوج فرجامخوانده پرونده به دیوان عالی کشور ارسال و به کلاسه بالا ثبت و به شعبه هشتم ارجاع شده است لوایح طرفین هنگام شور توسط اعضای هیئت نیز قرائت میگردد.هیأت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید پس از قرائت گزارش آقای سیروس کیقبادی عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده مشاوره نموده چنین رأی می دهد. رأی شعبه دیوان عالی کشور فرجامخواهی وکیل زوجه فرجامخواه نسبت به دادنامه شماره 1706 ـ 94 مورخ 1394/12/17 شعبه دوازدهم دادگاه تجدیدنظر استان مازندران که در جهت تأیید رأی بدوی متضمن حکم به بطلان دعوی فرجامخواه بخواسته الزام زوج فرجامخوانده به بذل مدت انشاء گردیده با توجه به جامع اوراق پرونده وارد و موجه نیست زیرا وکیل زوجه فرجامخواه بشرح دادخواست بدوی و توضیحات بعدی در جلسات دادرسی با اشاره به سوء رفتار و سوء معاشرت زوج نسبت به زوجه و ترک منزل و عدم ایفای وظایف زوجیت مدعی عسروحرج زوجه در تداوم زوجیت گردیده و صدور حکم بر الزام زوج را به بذل باقیمانده مدت نموده است. محتویات پرونده دلالت بر این دارد که بین زوجین متداعیین طبق نکاحنامه شرعی پیوست پرونده با نکاح منقطع بمدت پنجاه سال از تاریخ 1386/8/10 و مهریه معین به تعداد پنج سکه تمام بهار آزادی، رابطه زوجیت برقرار گردیده و در نکاحنامه شرعی تنظیمی بین طرفین پرداخت نفقه زوجه در مدت نکاح مورد تعهد زوج فرجامخوانده قرار نگرفته و نیز شرط نشده که زوج در مدت نکاح در منزل متعلق به زوجه حضور مستمر یافته و با وی زندگی نماید بنابراین اولاً: زوجه فرجامخواه و وکیل ایشان در مراحل دادرسی ادله کافی که سوء رفتار و سوء معاشرت زوج نسبت به زوجه بنحویکه دوام زوجیت را برای زوجه مشقت بار و غیر قابل تحمل کرده باشد اثبات نماید اقامه و ابراز ننموده اند و مودای گواهی گواهان تعرفه شده هم صحت و درستی مراتب ادعائی زوجه را در خصوص مورد ثابت نمیدارد. ثانیاً: گرچه زوجین مدتی را در منزل متعلق به زوجه با هم زندگی مشترک داشته اند و اکنون مدتی است جدا از هم می باشند و زوج ادعا دارد که زوجه او را از منزل اخراج و بعلل و جهاتی از حضور وی در منزل خود ممانعت بعمل آورده است اساساً چون زوج تعهدی بر حضور مستمر خود در منزل زوجه و زندگی با وی در این منزل بعهده نداشته لذا عدم حضور زوج در منزل زوجه نمی تواند مصداق ترک زندگی را داشته و مآلاً موجب عسروحرج زوجه محسوب گردد مضافاً زوج در مدافعات خود آمادگی خود را برای حضور در منزل زوجه و ادامه زندگی با او و یا حضور زوجه در منزل ملکی خود برای زندگی زناشوئی اعلام داشته است ثالثاً: پرونده های کیفری و حقوقی مختومه یا جریانی فیمابین زوج با اشخاص ثالث هیچ ارتباطی با زوجه نداشته و در این نکاح منقطع نمی تواند موجب عسروحرج زوجه بوده باشد بنابراین استنباط و تشخیص دادگاه در عدم احراز عسروحرج فرجامخواه بنحویکه موجبات الزام زوج فرجامخوانده را به بذل باقیمانده مدت نکاح منقطع فراهم سازد صائب و موجه بوده و از این رو دادنامه فرجامخواسته با توجه به مجموع اوراق و محتویات پرونده و اظهارات و مدافعات وکیل زوجه و نیز زوج در مراحل دادرسی و اقدامات و رسیدگی های معموله موجهاً و منطبق بر موازین قانونی اصدار یافته و ایراد و اشکال موثر در تخدیش بر دادنامه مرقوم مترتب نبوده و اعتراضات وکیل فرجامخواه در حدی نیست که خدشه ای بر دادنامه فرجامخواسته وارد و موجبات نقض آن را فراهم سازد فلذا ضمن رد فرجامخواهی فرجامخواه مستنداً بماده 370 قانون آیین دادرسی مدنی دادنامه فرجامخواسته ابرام میگردد. رئیس شعبه هشتم دیوان عالی کشور: حسن عباسیان مستشاران: سیروس کیقبادی - مسعود کریمپورنطنزی فهرست شعبه دیوان عالی کشور شعبه دیوان عالی کشور نقد رأی نقد رأی نام * : رایانامه * : توضیح: کدتصویری: