اقرار متهم
خلاصهٔ رأی
به صورت طاق باز روی زمین افتاده و از ناحیه سر و گوش خونریزی مشهود می باشد، ملبس به زیر پیراهن سفید رنگ و تی شرت بنفش آستین کوتاه و شلوار کردی مشکی رنگ و یک جفت دمپایی صورتی رنگ در پای وی قرار داشته و پدر مقتول اذعان می دارد فرزندم با کسی خصومت و مشکلی نداشته است.
متن کامل
اقرار متهم Toggle navigation صفحه اصلی درباره ما درباره پژوهشگاه قوه قضائیه درباره پژوهشکده آرا تماس با ما دریافت نظرات و پیشنهادها عنوان: اقرار متهم پیام: قاضی دادگاه نمی تواند به استناد اقاریر متهم در مرحله تحقیقات مقدماتی در نیروی انتظامی و نزد قضات دادسرا حکم صادر نماید، مگر این که چنین اقاریری را مستند علم خود قرار دهد. مستندات: شماره دادنامه قطعی : 9109970907501013 تاریخ دادنامه قطعی : 1391/11/01 گروه رأی : کیفری آراء منتخب پرونده: شعبه دیوان عالی کشور مشخصات متن نتیجه تحلیلی کلید واژه ها نمایه قوانین مرتبط گردش پرونده عین عبارت چاپ متن متن تجمیعی پرونده قلم یکان ایران میترا ترافیک زر یاقوت تیتر رأی خلاصه جریان پرونده حسب محتویات پرونده محاکماتی و گزارش مورخ 9/3/89 پاسگاه انتظامی کوزران به دادستان عمومی و انقلاب ، شخصی به نام آقای و.الف. ساکن روستا که در ساعت 04:35 مورخ 9/3/89 به پاسگاه مذکور مراجعه و اعلام می دارد حدوداً ساعت سه نصف شب جهت سرکشی به برادرم به نام آقای س.الف. فرزند ح. 24 ساله مجرد، که در زمین کشاورزی شخصی به نام الف.خ. حوالی روستا مشغول شخم زدن زمین با تراکتور بود، رفتم و دیدم برادرم روی زمین افتاده و از ناحیه سر و گوش وی خون آمده و فوت نموده و تراکتور نیز به صورت روشن می باشد. مأمورین انتظامی جهت بررسی موضوع به محل وقوع جرم عزیمت و مشاهده می نمایند که شخصی به نام آقای س.الف. به صورت طاق باز روی زمین افتاده و از ناحیه سر و گوش خونریزی مشهود می باشد، ملبس به زیر پیراهن سفید رنگ و تی شرت بنفش آستین کوتاه و شلوار کردی مشکی رنگ و یک جفت دمپایی صورتی رنگ در پای وی قرار داشته و پدر مقتول اذعان می دارد فرزندم با کسی خصومت و مشکلی نداشته است. حسب دستور بازپرس شعبه اول دادسرای عمومی و انقلاب ، موضوع به کارشناس اسلحه و مهمات ارجاع، در نظریه وی اعلام شده است که مقتول مورد اصابت سه گلوله از ناحیه قفسه سینه سمت راست، روی بینی و پیشانی قرار گرفته و دو عدد از گلوله ها از بدن مقتول خارج و یک گلوله در سمت چپ گردن زیر گوش متوقف شده است. مسیر تیراندازی در تمامی گلوله ها از جلو به عقب از راست به چپ و اندکی از بالا به پایین با فاصله نزدیک کمتر از یک متر به وسیله کلت کمری دارای کالیبر 9 میلیمتر تعیین کرده است و در نظریه تکمیلی اضافه شده که مقتول مورد اصابت سه گلوله مستقیم سلاح کمری دارای کالیبر 9 میلیمتری، با فاصله نزدیک از جلوی بدن قرار گرفته. هر دو پوکه جنایی مکشوفه دارای کالیبر 9 میلیمتر با آثار اختصاصی مشابه بوده که به وسیله سلاح واحدی دارای همین کالیبر شلیک گردیده ان. مرمی خارج شده از بدن با مرمی کشف شده در محل مطابقت، دارای کالیبر 9 میلیمتر و آثار شش خان روی آن ها مشاهده که می توان گفت هر دو مرمی از سلاح واحدی دارای همین کالیبر خارج گردیده اند. با دستور قضایی، جسد مجنی علیه به پزشکی قانونی انتقال یافته و به شرح نظریه اعلامی علت مرگ متلاشی شدن بافت مغزی و خردشدگی جمجمه در اثر اصابت گلوله و عوارض ناشی از آن تعیین شده است. حسب دستور قضایی از اهالی محل و از افراد مظنون متعددی توسط پلیس آگاهی نیروی انتظامی تحقیقات لازم به عمل آمده است. تعدادی از افراد مظنون به قتل مرحوم س.الف. از جمله آقایان ت.ع.، م.الف. و س.م. احضار و درآگاهی از آنان تحقیقات قضایی انجام و سپس با صدور قرارهای تأمین قانونی از سوی بازپرس دادسرا بازداشت گردیده اند که همة آن ها مشارکت خود در قتل مرحوم س.الف. را انکار و تکذیب نموده و نهایتاً از زندان آزاد شده اند. در تاریخ 8/4/89 دو نفر از افسران آگاهی جهت انجام تحقیقات نامحسوس در خصوص قتل مرحوم س.الف. به محل وقوع قتل، واقعه در زمین های کشاورزی حوالی روستا مراجعه و گزارش می نماید که چاه آب متعلق به آقایان ع.س. و خ.خ. که به صورت شراکت از آن استفاده می کنند، در فاصله صد متری محل وقوع قتل قرار دارد و در شب وقوع جرم، خ.خ. باغبان آبیار در آنجا مشغول آبیاری بوده و لیکن خودش در بین اهالی روستا شایع کرده که در ساعت 8 غروب آب را رها کرده و چون میهمان داشته به منزل خودش مراجعت و تا ساعت 12 شب در منزل بوده و پس از آن نیز تا زمان شیون و زاری خانواده مقتول در حال خواب بوده است. حسب دستور بازپرس پرونده، نام بردگان فوق الذکر در گزارش مأمورین آگاهی به عنوان مظنون احضار و از آنان تحقیقات لازم صورت گرفته است. آقای ع.س. در بازجویی اداره آگاهی، به سؤالات مطرح شده پاسخ داده و حضور خ.خ. را در زمین های کشاورزی و آبیاری در نزدیکی محل وقوع جرم در شب قبل تأیید کرده است. آقای خ.خ. در تحقیقات اداره آگاهی، در خصوص جریان قتل مرحوم س.الف. اظهار داشته، آن مرحوم برای همسر برادرم به نام م.خ. ایجاد مزاحمت می کرد، به همین منظور یک قبضه کلت کمری را از شهرک مهدیه از فردی ناشناس به مبلغ پانصد هزار تومان خریداری کردم و در شب قتل، بنده در فاصله یک صد متری آن مرحوم که با تراکتور مشغول شخم زدن بود و من مشغول آبیاری بودم. ساعت حدوداً 30/21 الی 22 شب نزدیک وی رفتم. از تراکتور پیاده شد و به طرف من آمد. ابتدا یک گلوله به داخل شکمش زدم، وقتی افتاد بالای سرش رفتم و دو یا سه گلوله به داخل سرش زدم و بعد از آن با پای پیاده به منزل مادرم رفتم. ف. و ع. در منزل مادرم میهمان بودند. بدون این که در این خصوص با کسی صحبت کنم، شب را آنجا خوابیدم و با صدای جیغ و داد خانواده آن مرحوم که متوجه قضیه شده بودند، از خواب بیدار شدم. سؤال شده چه کسی به شما گفت که س. برای همسر برادرت پ. ایجاد مزاحمت می کند. در پاسخ بیان داشت که پ. در زندان بود و خودم از اخلاق آن ها فهمیده بودم. همچنین در پاسخ به این که آیا م. خودش در این خصوص با شما صحبت کرده بود، اظهار داشت خیر؛ و در ادامه تحقیقات گفته است که اسلحه را در داخل زمین های کشاورزی پنهان کرده ام، جای آن را بلدم و حاضرم به مأمورین نشان دهم. در ارتکاب قتل خودم تنها بودم و در این خصوص با برادرم پ. صحبت نکرده ام. در تاریخ 16/4/1389 در بازپرسی شعبه 2 دادسرای عمومی و انقلاب ، به متهم تفهیم اتهام قتل عمدی مرحوم س.الف. صورت گرفته و وی اظهار داشته قبول دارم س.الف. را کشتم. دفاع من این است که علت حفظ ناموس بوده است و توضیح داده که حدود ساعت 10 بود که به سراغ شخص رفتم و او را با ضربه گلوله اول داخل شکم و بعد داخل مغز و تیرهای دیگری این طرف و آن طرف مغز زدم و اسلحه را توی گندم ها قایم کردم. پس از تفهیم اتهام در دادسرا توسط بازپرس، قرار بازداشت موقت متهم صادر گردیده و جهت انجام تحقیقات بیشتر و کشف اسلحه و بازسازی صحنه قتل، متهم به مدت یک هفته در اختیار اداره مبارزه با جرایم جنایی نیروی انتظامی قرار گرفته است. رئیس پلیس آگاهی طی گزارش به بازپرس پرونده اعلام داشته که اسلحه مورد استفادة متهم کشف نشده و احتمال دارد که برادر متهم به نام آقای پ.خ. که به اتهام حمل و نگهداری و استفاده از سلاح غیر مجاز در زندان به صورت رأی باز محبوس می باشد، احتمال مشارکت ایشان در قتل مقتول و اطلاع از محل اختفاء سلاح های مورد استفاده وجود دارد و درخواست نموده است که مشارالیه جهت انجام برخی تحقیقات در اختیار پلیس آگاهی قرار گیرد. با موافقت بازپرس پرونده، مظنون پ.خ. احضار و مورد تحقیق قرار گرفته است. نام برده در تحقیقات بیان داشته که «من خبری از اسلحه ندارم، اون شب هم من زندان بودم تا الان که آمدم اینجا چیزی نمی دانم. الان هم از دهان بچه ها شنیدم که برادرم خ.خ. قاتل است.»; تحقیقات مجدداً در پلیس آگاهی از متهم خ.خ. ادامه یافته و نام برده در خصوص جریان قتل مرحوم س.الف. بیان داشته است که «س. با زن برادرم جور شده بود و یک روز ساعت یک شب من از آبیاری برگشتم، از اتاقش خارج شد و من این حرکت زشت را دیدم، تصمیم به قتل او گرفتم. مشغول شخم زدن بود و من او را از تراکتور پایین آوردم. اول تیر به شکم و دو تیر به سرش زدم. تنها بودم و ساعت 30/9 دقیقه از خانه خارج شدم و ساعت 10 قتل را انجام دادم و آن شب اسلحه را در چال گندم گذاشتم.»; از متهم سؤال شده که طبق اطلاع واصله شما و پ. و یک نفر دیگر از سکنه ماهی دشت به همراه هم مرتکب قتل س.الف. شده اید و پس از ارتکاب قتل، پ. را که به صورت رفاقتی از زندان خارج گردیده بود، به زندان رسانده ای. در این خصوص چه می گویی؟ متهم اظهار داشته است که «این موضوع صحت ندارد و من تنها این کار را انجام دادم و در زمان انجام قتل هیچ کس در آن محل حضور نداشت.»; در آگاهی از متهم پ.خ. تحقیقات به عمل آمده و نام برده در پاسخ به سؤالات پاسخ داده است که در شب قتل مرحوم س.الف. در زندان بوده ام و 8 /3/89 قتل اتفاق افتاده بود و من ساعت 8 صبح مورخ 9/3/89 به مرخصی آمدم و از زمانی که عروسی کرده ام با مرحوم س.الف. رفت وآمد نداشته ام ... در مرداد ماه سال 88 ازدواج کردم و من هیچ اطلاعی از قتل ندارم و در زندان بودم. از خانم ب.خ. خواهر متهم خ.خ. در پلیس آگاهی تحقیقات به عمل آمده و مشارالیها در خصوص قتل مرحوم س.الف. بیان داشته، در شب قتل در منزل خودمان بودم. من و همسر پ. به نام م.، مادرم و برادرم خ. و دو نفر به نام های ف.ع. و همسرش م.ع. در منزل ما میهمان بودند و ساعت 12 شب رفتند. آن شب پ. در زندان بود و م. با تلفن خ. با پ. در زندان تماس گرفت. آن شب خ. ساعت 30/8 از منزل خارج شد و وقتی برگشت عادی بود. ساعت 4 صبح با صدای جیغ و داد خانواده الف. از وقوع قتل مطلع شدیم و به خانه آن ها رفتیم. مادرش می خواست به صحنه قتل برود که خ. با ماشین او را برد ... مرحوم س.الف. هیچ گونه رابطه ای با من یا م. همسر پ. نداشت. مجدداً در تاریخ 23/4/89 از متهم خ.خ. در خصوص چگونگی قتل مرحوم س.الف. تحقیق به عمل آمده، وی اظهار داشته است که آنجا نزدیک زمین من شخم می زد. وقتی س.الف. رفت پیش تراکتور، من او را از خانه مادرم که نزدیک خانة آن ها بود، دیدم و به بهانه آب عوض کردن، خانه را ترک کرده و اسلحه را برداشتم و به طرف س. رفتم و یک دور با او زدم و سپس وی را از تراکتور پایین آوردم و گلوله اول را به شکمش و گلوله دوم و سوم و چهارم را به سرش زدم و پا به فرار گذاشتم و اسلحه را توی زمین چال کردم که نزدیک چاه بود. در خصوص انگیزه قتل از وی سؤال شده، پاسخ داده است که یک شب ساعت 1شب از خانه مادرم، اتاق همسر پ. خارج شد و من خیلی از این موضوع ناراحت شدم و تصمیم به قتل وی گرفتم. در تاریخ 24/4/89 از خانم م.خ همسر پ.خ. تحقیق به عمل آمده، نام برده اظهار داشته که مقتول را می شناسم. وی و همسرم ساکن یک روستا هستند و منزل آن ها هم جوار یکدیگر است. در عروسی خودم س.الف. را دیدم و به طوری که اطلاع دارم، قبل از ازدواج مرحوم و خانوادة شوهرم با هم ارتباط داشتند. من و مرحوم هیچ ارتباطی با هم نداشتیم و هیچ تلفنی از وی ندارم و اظهارات خ. را قبول ندارم. چون هیچ موقع من تنها در منزل نبودم، بلکه با خواهر شوهر و مادرشوهر زندگی می کردم. اگر اظهارات وی درست بود، چرا همان موقع اقدامی انجام نداده بود. مجدد از خانم م.خ. در بازپرسی دادسرا در خصوص ارتباط با مرحوم س.الف. تحقیق شده و مشارالیها بیان نمود که من این قضیه را انکار کرده و می گویم که حقیقت ندارد. من با آن شخص هیچ ارتباطی ندارم. خ. بعد از دو ازدواج مجدد، در زندگی شکست خورده و همیشه در زندگی دعوا دارند. در تاریخ 28/ 4/89 مجدداً از پ.خ. در آگاهی تحقیق گردیده، وی اظهار داشته است که زمان قتل در زندان بوده ام و به هیچ وجه خارج نشده ام. صبح آن روز که از زندان خارج شدم، نزدیک ساعت 10 صبح به منزل رسیدم و از جریان مطلع شدم. بین من و خانواده مقتول، هیچ خصومتی وجود نداشته و بعد از عروسی ام، مقتول به منزل ما نیامده. اما قبل از آن با من دوست بود و خیلی رفت و آمد داشته ایم. نمی دانم علت قتل چه بوده است. قبل از جریان قتل خبر ندارم، ولی الان خ. ادعا دارد که به خاطر همسرم که مقتول با او رابطه داشته، اقدام به قتل کرده. من به زن خودم اعتماد دارم و اظهارات خ. را قبول ندارم. هیچ رفتار مشکوکی از همسرم ندیده ام. از وقتی که عروسی کرده ام، مقتول به خانه من نیامده است. مقتول پسری خوب بود و هیچ مشکلی نداشت. در تاریخ 2/5/ 89 توسط بازپرس پرونده، از متهم خ.خ. در خصوص جریان و نحوه قتل مرحوم س.الف. مجدداً تحقیق به عمل آمده و نام برده پاسخ داده که ساعت 30/9 شب بود که با آمدن برادرش و. از نزد س.الف.، من از خانه راه افتادم و ساعت 10 شب خود را به آنجا رساندم و سوار بر تراکتور شدم و یک دور کوچکی با او زدم. بعد گفتم بیا پایین تا مابین زمین را به تو نشان بدهم. پایین آمد، یک گلوله به شکمش و گلوله دوم به پیشانی و گلوله سوم به طرف راست سر و گلوله چهارم به طرف چپ سرش زدم و اسلحه را توی زمین چال کردم. در خصوص انگیزه قتل از متهم سؤال شده، پاسخ داده است که یک شب پ. در زندان بود، مقتول از خانه او خارج شد که فقط همسر پ. خانه بود و تنها همسر پ. در اتاق بود و مادر و خواهر اتاق دیگر خوابیده بودند. من ناگهان آن ها را دیدم و وقتی فهمیدم که با زن پ. ارتباط دارد، تصمیم به قتل او گرفتم. من آبیاری می کردم که ناگهان برگشتم و آن ها نفهمیدند که من برگشتم. کنار دیوار کمین زدم تا خارج شدند. زمان خارج شدن او را دیدم که از حیاط خارج شدند. ساعت یک شب بود و این قضیه حدود 20 روز پیش از قتل بود. جریان را به پ. نگفتم، چون ترسیدم اگر بگم شاید زندگی شان خراب شود. اسلحه را از دره دراز خریدم و شماره اش را فقط دارم و آن را توی زمین خود چال کردم. در تاریخ 12/8/89 بازپرس پرونده از متهم پ.خ. در خصوص جریان و نحوه قتل مرحوم س.الف. توسط برادرش تحقیق به عمل آورد و نام برده اظهار داشته است که من زندان بودم و از هیچ چیز خبر نداشتم. من اصلاً فکرش هم نمی کردم که خ. برادرم قاتل باشد و تا روز آگاهی ا