اعتراض وکیل تسخیری نسبت به رأی غیابی قصاص
خلاصهٔ رأی
تیر اول را زد به صورت هوایی بود و چیزی به من اصابت نکرد ولی در تیر دوم تقریباً با توجه به اینکه در فاصله سه چهار متری بودیم و با هم رو در رو بودیم به محض تیراندازی من سرم را پایین آوردم و بر روی زمین نشستم تا به من نخورد و اصلاً متوجه اصابت تیر نشدم که بعداً دیدم از سمت چپ سرم کمی بالاتر از گوشم دچار آسیب و صدمه شدهام و خونریزی نیز به وجود آمده است.
متن کامل
اعتراض وکیل تسخیری نسبت به رأی غیابی قصاص Toggle navigation صفحه اصلی درباره ما درباره پژوهشگاه قوه قضائیه درباره پژوهشکده آرا تماس با ما دریافت نظرات و پیشنهادها عنوان: اعتراض وکیل تسخیری نسبت به رأی غیابی قصاص پیام: قبل از ابلاغ واقعی حکم غیابی و واخواهی نسبت آن، اعتراض (تجدید نظر خواهی)وکیل تسخیری به حکم صادر شده، قابل رسیدگی در دیوان عالی کشور نیست. مستندات: شماره دادنامه قطعی : 9309970908800167 تاریخ دادنامه قطعی : 1393/05/28 گروه رأی : کیفری آراء منتخب پرونده: شعبه دیوان عالی کشور مشخصات متن نتیجه تحلیلی کلید واژه ها نمایه قوانین مرتبط گردش پرونده عین عبارت چاپ متن متن تجمیعی پرونده قلم یکان ایران میترا ترافیک زر یاقوت تیتر رأی خلاصه جریان پرونده حسب محتویات پرونده و کیفرخواستهای صادره از دادسرای عمومی و انقلاب شهرستان ... افراد ذیلالذکر به شرح آتی تحت تعقیب کیفری قرار گرفتهاند: 1- الف.ح. فعلاً متواری، دایر بر ارتکاب قتل عمدی مرحوم س.ح. و شرکت در نزاع دسته جمعی منجر به قتل 2- الف.ح. دایر بر معاونت در قتل عمدی و شرکت در نزاع دستهجمعی منجر به قتل 3- م.ح. دایر بر شرکت در نزاع دستهجمعی منجر به قتل و همچنین ایراد ضرب و جرح عمدی نسبت به ح.ح. 4 و 5 و 6- آقایان ح.ح. و م.ح. و گ.ح. دایر بر شرکت در نزاع دستهجمعی منجر به قتل. اجمالاً اینکه به گزارش م.الف. مقارن ساعت 17:00 مورخه 1389/03/26 در پی اعلام مرکز شهرستان ... مبنی بر اینکه در روستای ... بر اثر درگیری چند نفر منجر به قتل آقای س.ح. شده بلافاصله به محل عزیمت در ضلع شرقی روستا حدود سه کیلومتری در مزرعه سر زمینها که تراکتور نیز بر جای مانده در حال شخم زدن بوده با آقایان الف.ح. و برادرانش بر سر زمینها که قبلاً نیز اختلاف داشتند درگیری رخ می دهد. که پس از کشمکش و تعقیب آقای س.ح. حدوداً تا پنجاه متری تراکتور بر اثر شلیک تفنگ قدیمی توسط الف.ح. تیر به سر آقای س. اصابت که ضارب یا ضاربین الف.ح. و برادرانش بودند. م.ح. اظهارداشته: اینجانب برای ناهار به خانه مراجعه نمودم. بلافاصله گوشی زنگ زد. دیدم برادرم است که گفت ما مشغول شخم زدن هستیم، ولی الف. و برادرانش برای دعوا و کشت و کشتار به اینجا آمدهاند که من بلافاصله با موتور به آنجا سر مزرعه رفتم که بلافاصله درگیری شروع شد و گ. پس از اصابت چوب بنده به من تیراندازی کرد و من دیگر به زمین افتادم. همچنین به گزارش م.الف. مصدومین توسط ح.ح. و گ.ح. که برادر متوفی میباشد، انتقال یافته شده بودند. گ. بیان داشت: من و برادرم م. و س. سر زمین خود مشغول شخم زدن بودیم که یک لحظه آقایان الف.ح. و گ.ح. به طرف ما حملهور شدند و ما به جهت اینکه درگیر نشویم، فرار کردیم. ولی الف.ح. با اسلحه به طرف س. شلیک کرد و مضروب به زمین افتاد و گ. نیز به طرف م. و م.ح. شلیک کرد که هر دو شخص از ناحیه پای چپ و گردن زخمی شدند. ح.ح. اظهارداشته: م. پسرعمویم زنگ زد که با الف. دعوا کردیم، با گلوله زدند، س. مرد. بلافاصله به محل رفته دیدم س. گلوله خورده و غرق خون است. سرش را برادرش گ. روی زانوهایش گذاشه بود و چشمهایش نیز سفید شده بود و تقریباً فوت شده بود. با کمک همدیگر س. را به بیمارستان انتقال دادیم. همچنین ح.ح. اظهارداشته: طرفین دعوا از مدتها قبل در مورد همین موتور خانه اختلاف داشتند، در این مورد حکم هم صادر شده بود، حتی ده روز پیش الف.ح. را دعوت به صلح کردم، الف. راضی نشد و گفت اینجا باید یک نفر بمیرد .... م.ح. اظهارداشته: بنده امروز ساعت 15:00 عصر به اتفاق گ. و س. جهت شخم زدن اراضی کشاورزی که در نزدیکی روستا از آقایان ع. و ح. معروف به ب. و وارثین س. همگی ح. به قیمت هجده میلیون تومان خریده بودیم رفتیم و مشغول شخم زدن بودیم و مقتول س. با تراکتور خودش و من با تراکتور خودم مشغول شخم زدن بودم و بعد از چند دقیقه گ. نیز بر روی تراکتور س. سوار شد و در یک لحظه هوا طوفانی شد. دیدم که آقایان الف.، گ.، الف. معروف به الف. و س. همگی ح. به سمت ما آمدند و به صورت پیاده بودند به همگی ما فحش و ناسزا گفتند و در دستان الف. و س. لوله تقریباً سه متری که نوک آنها سر نیزه مانند داشت بود. ما دو نفر به سمت آنها رفتیم که در یک لحظه الف. و گ. که دو قبضه سلاح شکاری داشتند را به سمت من و گ. گرفتند و الف. به صورت تهدیدآمیز گفت بزنید اینها را که ابتدا الف. دو تیر پشت سر هم تیراندازی کرد و من فکر کردم که تیرهوایی زد و مرحوم س. نیز بر روی خاکریز ایستاده بود و س. با حالتی که تعادل خوبی هم نداشت از بالای خاکریز به سمت پایین آمد و من به جهت گرفتن اسلحه الف. به سمت ایشان رفتم که داییام گ. فریاد کرد و گفت دیگر نرو س. را کشتند، بیا او را برداریم ببریم بیمارستان؛ که من به اتفاق گ. و م. به کنار مرحوم س. رفتیم و با ح.ح. تماس گرفته و درخواست کمک کردیم. وقتی که الف. تیر اول را زد به صورت هوایی بود و چیزی به من اصابت نکرد ولی در تیر دوم تقریباً با توجه به اینکه در فاصله سه چهار متری بودیم و با هم رو در رو بودیم به محض تیراندازی من سرم را پایین آوردم و بر روی زمین نشستم تا به من نخورد و اصلاً متوجه اصابت تیر نشدم که بعداً دیدم از سمت چپ سرم کمی بالاتر از گوشم دچار آسیب و صدمه شدهام و خونریزی نیز به وجود آمده است. گ.ح. اظهارداشته: اینجانب به همراه برادرانم به نام س. و خواهر زادهام به نام م.ح. سر ساعت 15:00 مورخه 1389/03/26 جهت کشاورزی و شخم زدن سر مزرعه خود رفته بودیم. در همین حین الف. و برادرش ع. معروف به گ. فرزندان ح. با موتورسیکلت و س. و برادرش الف. معروف به الف. با پای پیاده با مشاهده ما از سر مزرعه خود به سمت ما حرکت نمودند و حدوداً پنجاه متری ما اقدام به فحش و ناسزاگویی نموده و الف. و گ. دارای اسلحه شکاری بودند و س. و الف. با لوله سرنیزهدار به سمت ما حملهور شده و ما نیز اقدام به فحش و ناسزاگویی به آنها نمودیم و برای دفاع ازخود به سمت آنها حرکت کردیم در فاصله ده الی پانزده متری الف. از پایین خاکریز به سمت ما تیراندازی هوایی کرد و بار دوم اقدام به تیراندازی از پایین خاکریز به طرف بالای خاکریز به سمت مقتول نمود که س. بعد از مضروب شدن از بالای خاکریز به طرف پایین حرکت کرد و در دم به زمین افتاد ... در این درگیری م. از ناحیه پشت سر به صورت سطحی توسط تیراندازی الف. و م. خواهرزاده مقتول از ناحیه ساق پای چپ توسط تیراندازی گ. مجروح شدند. به گزارش م.الف. در مورخه 1389/03/29 دو نفر به نامهای گ.ح. و برادرش ح.ح. معروف به س. با وضعیت ظاهری از ناحیه بازوی دست چپ پانسمان شده اعلام میدارد در حین سربازی ترکش خورده و پای راست مچ پا باندپیچی کرده اعلام میدارد در درگیری با مقتول و طرف دعوا زخمی شده و خود را به کلانتری معرفی اعلام میدارند. در درگیری مورخه 1389/03/26 روز چهارشنبه در روستای که به علت تیراندازی، فردی به نام س.ح. فوت نموده بود از ترس جان خویش مخفی شده بودند که هم اکنون خود را به کلانتری معرفی نمودند. ح.ح. اظهار نموده: اینجانب به اتفاق برادرم گ. در حال تعویض روغن موتور خانه بودیم در اراضی روستای ... که یک مرتبه مشاهده کردیم سه دستگاه تراکتور 1- م.ح. 2- س.ح.(مقتول) 3- گ.ح. به طرف موتورخانه میآمدند که یک مرتبه همگی توقف کردند و افرادی به نام م. و ب. و ع.ح. و م.ح. و خود ح. هر کدام با یک پایه چوبی و غیره از تریلی پشت تراکتور برداشتند و ما را دوره کردند و به قصد کشت ما را میزدند که یک پایه به پای من خورد افتادم و در دست ع.ح. اسلحه شکاری بود که یک مرتبه صدای شلیک شنیدم و س. به زمین افتاد سرشان مشغول شد و ما متواری شدیم. سئوال: در این درگیری برادران متواری شما به نام الف. و الف. معروف به الف. کجا بودند؟ جواب: الف. در درگیری نبود ولی ما که فرار کردیم الف. در مسیر راه ما را مشاهده کرد و فرار کردیم. سئوال: آیا شما و برادرانتان دارای اسلحه شکاری هستید؟ جواب: خیر، اسلحه نداریم. سئوال: هم اکنون دو برادر شما الف. و الف. کجا میباشند؟ جواب: نمیدانم ... آیا شما دقیقاً اصابت تیر را دیدید؟ جواب: یک لحظه صدای تیر را شنیدم و مشاهده کردم که س. به صورت خونآلود به زمین افتاد و اسلحه دست ع.ح. بود. ع.ح. اظهارداشته: بنده به اتفاق برادرم س. در موتورخانه مشغول کار و آبیاری بودم که سه دستگاه تراکتور به محض رسیدن پیاده شدند و به طرف ما حمله کردند و من و برادرم که دستش هم از قبل مجروح بود فرار کردیم که آنها ما را گرفتند و با ما درگیر شدند .... اسلحه در دست ع. بود بنده پس از اصابت چندین چوب به زمین افتادم ... پس از تیراندازی همگی بر سر س. جمع شدند و بنده به اتفاق برادرم به طرف روستای ... فرار کردیم. فقط ما بودیم، برادرم نیز در هنگام فرار روبروی ما با موتور آمد و ما گفتیم که فرار کن ... الف. معروف به الف. در درگیری حضور نداشت. پزشکی قانونی علت مرگ متوفی را خونریزی بسیار شدید و عوارض ناشی از آن بر اثر آسیب عروق اصلی گردن و اندام فوقانی راست ناشی از اصابت جسم نافذ پرسرعت (گلوله اسلحه شکاری) تعیین نمودهاست. ع.ح. اظهارداشته: من در درگیری نبودم .... الف.ح. در مورخه 1389/04/21 خود را معرفی و اظهارداشته: اینجانب در مورخه 1389/03/26 بعد از ناهار با موتورسیکلت به موتورخانه محل درگیری رفتم که برادرانم س. و ع. معروف به گ. قبل از من آنجا بودند و قصد روشن کردن موتورخانه را داشتیم که یک مرتبه صدای تراکتور شنیدیم. حدوداً ده الی پانزده متری ما نگه داشتند و حدود هشت نفر بودند که یکی از آنها س. مرحوم و گ. برادر مقتول و بقیه م. پسر گ. و فرزندان ح.، م. و م. و ع. و ب.، ما نیز سه نفری کنار موتور بودیم همگی با سر و صدا پیاده و هر کس یک چوبدستی از تریلی برداشتند به سراغ ما و دیدم ع. اسلحه شکاری دولول در دست خود داشت از پشت خاکریز به بالا آمد و اسلحه را به طرف ما سه نفر نشانه رفت و گ. مدام تهدید میکرد که بایستی موتورخانه را رها کنید، یک مرتبه صدای شلیک تیر شنیدم که یکمرتبه س. در پشت من دومتری به زمین افتاد و از ناحیه گلویش خون به بیرون فوران نمود .... در همین حین الف. برادر کوچکم که اصل نامش الف. است سوار پشت من شد که در حال آمدن به موتورخانه بود من و الف. و ع. و ح. فرار نمودیم..... اسلحه شکاری ندارم. گ.ق. متولد 1331، اظهارداشته: از الف. پرسیدم صلح کردهاید که داری موتورخانه را روشن میکنی و آبیاری میکنی در پاسخ گفت دادگاه حکم داده و من به همین دلیل آمدهام و موتورخانه را روشن کردهام. فردا بیا در آنجا قتل را تماشا کن در آنجا یک لوله آب پلاستیکی قطور بود و از داخل لوله یک اسلحه شکاری دولول سرپر معلوم بود بیرون کشید و به من نشان داد گفت با این اسلحه میخواهم وقتی طرفین میخواهند جهت شخم زدن به اینجا بیایند آنها را بزنم. حوالی ساعت 2/5-2 ظهر بود که من در کنار غلتک مشغول کار بودم که گرد و غباری به هوا بلند شد و از دور معلوم بود و بعد از آن صدای شلیک دو تیر گلوله را شنیدم و بعد از آن یک دستگاه خودرو پژو احتمالاً مشکی رنگ را دیدم که به سمت موتور خانه الف. رفت و بعد از آن فهمیدم که دعوا شدهاست و گفتند که س. را زدهاند. به تاریخ 1392/09/24 در وقت مقرر جلسه دادرسی تشکیل شدهاست. ح.ح. اظهارداشته: با هماهنگی دادستان در خصوص چاه عمیق و تعمیر آن همراه برادرم ع.ح. به محل رفته بودیم که الف. برادرم نیز بعداً آمد موتور را روشن کردیم، آقایان ح. طرف مقابل ما نیز سه تراکتور در حالی که شخم میزدند به محل آمدند. هر کس در دستش چیزی بود الف. (الف.) در آنجا نبود ما را دور زدند مرحوم س. نیز در میان آنها بود. دستور میداد که اینها را بزنید. در یک لحظه ع. دستش به ماشه تفنگ خورد و داییاش تیر خورد. من با م. و م. درگیر شدم. م. اظهارداشته: وقتی که به محل رسیدم، م. و س. را در حالی که غرق خون بود دیدم. من برای نزاع نرفته بودم. من غذا برده بودم. من درگیر نشدهام، در درگیری حضور نداشتم. در محل خودم گلوله خوردهام. حاضرم قسم بخورم که ح.ح. را نزدهام. ح.ح. اظهار نموده: حاضر به اتیان سوگند نیستم. م.ح. اظهارداشته: من برای دعوا نرفته بودم. به دستور رئیس اجرای احکام که ما نیز به محل برویم و زمین کشاورزی خودمان را بکاریم که ناگهان با ما درگیر شدند و فحش و ناسزا گفتند. من از خودم در زمین خودم دفاع کردهام. گ.ح. اظهارداشته: من برای کاشتن زمین خودم رفته بودم. من برای دعوا نرفته بودم که آنها ما را زدند. الف.ح. اظهارداشته: شرکت در نزاع را قبول دارم، ولی معاونت در قتل و اینکه من اسلحه را به کسی داده باشم قبول ندارم. شعبه اول دادگاه کیفری استان ... پس از رسیدگی طی دادنامه شماره 00078-1392/09/27 با اتفاق آراء به شرح آتی انشاء حکم نمودهاست: رأی دادگاه در خصوص اتهام آقایان 1- الف.ح. با وکالت تسخیری آقای م.الف. دایر بر ارتکاب قتل عمدی مرحوم س.ح. و شرکت در نزاع دستهجمعی منجر به قتل؛ 2- الف.ح. با وکالت آقای الف.ر.، دایر به معاونت در قتل عمدی و شرکت در نزاع دستهجمعی منجر به قتل؛ 3- م.ح. دایر به شرکت در نزاع دستهجمعی منجر به قتل عمدی و همچنین ایراد ضرب و جرح عمدی نسبت به ح.ح.؛ 4- ح.ح.؛ 5- م.ح.؛ 6- گ.ح. دایر به ردیفهای چهارم و پنجم و ششم به شرکت در نزاع دستهجمعی منجر به قتل عمدی؛ بدین مضمون که حسب گزارش مأمورین در مورخ 1389/03/26 مرحوم گ.ح. و همچنین الف. و الف. (الف.) و ح.ح. از یک طرف و از طرف دیگر م.، گ.ح. و م. و س.ح. از طرف دیگر با همدیگر درگیر که بر اثر اصابت گلولههای تفنگ شکاری متهم ردیف اول به قتل رسیده و از طرف دیگر نیز با تیر شلیک شده از سوی گ.ح. به سمت م.ح. به قسمت فوقانی - میانی ران چپ مجروح گردیده و ح.ح. نیز به وسیله چوبدستی م.ح. مجروح میگردد که پس از آن متهمین ردی