اصل حاکم در استرداد وجه واریزی
خلاصهٔ رأی
نامبرده واریز نموده و از این جهت تقاضای اتخاذ تصمیم به شرح خواسته را کرده است.
متن کامل
اصل حاکم در استرداد وجه واریزی Toggle navigation صفحه اصلی درباره ما درباره پژوهشگاه قوه قضائیه درباره پژوهشکده آرا تماس با ما دریافت نظرات و پیشنهادها عنوان: اصل حاکم در استرداد وجه واریزی پیام: اصل بر آن است که اگر شخصی بدون مدیونیت، مالی به دیگری تسلیم کند، حق استرداد آن را خواهد داشت؛ مگراینکه طرف مقابل دلیلی بر مدیونیت وی ارائه دهد. مستندات: ماده 265 قانون مدنی -ماده 197 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب (در امور مدنی) - شماره دادنامه قطعی : 9309970269500818 تاریخ دادنامه قطعی : 1393/07/08 گروه رأی : حقوقی آراء منتخب پرونده: دادگاه تجدیدنظر استان دادگاه بدوی مشخصات متن نتیجه تحلیلی کلید واژه ها نمایه قوانین مرتبط گردش پرونده عین عبارت چاپ متن متن تجمیعی پرونده قلم یکان ایران میترا ترافیک زر یاقوت تیتر رأی دادگاه بدوی به تاریخ 1392/2/25 آقای ح. الف. دادخواستی به طرفیت خانم س.ل. ک. به خواسته ی مطالبه ی وجه تادیه شده به نامبرده، موضوع واریزی ها به حساب نامبرده به مبلغ 871/946/64 ریال با لحاظ خسارات تاخیر در تادیه و هزینه دادرسی را تقدیم این دادگاه کرده اند. مختصر ادعا براین مبناست که طی نیمه دوم سال 1389 مبلغ مذکور را به حساب شماره بانک م. نامبرده واریز نموده و از این جهت تقاضای اتخاذ تصمیم به شرح خواسته را کرده است. در مقام دفاع، خوانده با حضور در جلسه دادرسی و تقدیم لایحه اعلام نمودند که من ازدواج دوم او هستم، در پروژه ای تحت عنوان ث. اول دو سه بار به من اعلام نمودند که ضامن شده اند و حقوق وی را بازداشت می کنند و عابر بانکی به نام من افتتاح کردند و من با مکاتبه تقاضای واریز حقوق او را هم به حساب مذکور کردم و حتی حقوق مرا هم دریافت می کرد و اگر بررسی شود همه را او برداشت کرده است من با دو ساک از خانه بیرون رفتم به ساختمان الف.،کارت عابر بانک دست هر دوی ما بوده است. از حساب مذکور استفاده میکردیم خودش با حساب کار میکرده و مدیر ساختمان بوده و از محل آن هزینه های کل ساختمان، هزینه تحصیل پسرش و فرزندان دیگرش را می پرداخت و در عین حال در خصوص پروژه ب. و ممانعت از ثبت نام در پروژه مذکور و دریافت حقوق و عیدی وی و حتی ورود آن به زندگی نامبرده مطالبی را بیان نمودند و بر این مبنا تقاضای رد دعوی نامبرده را کرده است که طرفین دعوی پیرامون اختلاف های خود مطالبی را مطرح نموده اند. دادگاه با توجه به استعلام به عمل آمده پرینت بانکی واصله و مشاهده پرینت مذکور صرفنظر از مندرجات آن که حکایت از برداشت عمدهی وجه بابت قبوض ساختمانی داشته و دارد ترکیبی از نقل و انتقال ها دریافت و پرداخت دارد اما آنچه حائز اهمیت است دادنامه است که از شعبه 243 دادگاه عمومی تهران تحت شماره ی 9101572 مورخ 1391/10/19 صادر شده است، میباشد که بیانگر صدور گواهی عدم امکان سازش و بیان این نکته که زوجین ادعایی نسبت به یکدیگر ندارند، میباشد که هر دو نفر به رای مذکور تمکین و حق تجدید نظر و فرجام خود را ساقط کرده اند. این در حالی است که ادعای مطالبه ی حاضر مربوط به نیمه دوم سال 1389 یعنی قبل از تاریخ صدور دادنامه می باشد و لزوماً اگر طرفین ادعای مالی نسبت به یکدیگر داشتند میبایست در گواهی عدم امکان سازش مورد توجه و لزوماً اتخاذ تصمیم واقع میگردیده به ویژه آنکه استفاده مشترک از حساب مذکور مؤید اختلاطی از برداشت ها و پرداخت های نامبردگان بوده و تعلق حساب به بانوی خواهان مجرای ادعا برای خواهان را مرتفع و منتفی مینماید. صرفنظر از اینکه قرائن و دلایل موجود هم دلالت بر آن دارد که خواهان دعوی نیز از حساب مذکور استفاده مینموده بر این اساس دادگاه دعوی خواهان را در مقام مطالبهی وجه متکی به دلیل و ادلهی متقن قانونی ندیده و با استناد به مواد 1257-1258-1284-1286-1321-1324 قانون مدنی و 197-198 قانون آیین دادرسی مدنی حکم بر بی حقی خواهان صادر و اعلام میدارد. حکم دادگاه حضوری وظرف مهلت بیست روز از تاریخ ابلاغ قابل تجدید نظر در مرجع محترم تجدید نظراستان تهران می باشد. رئیس شعبه 86 دادگاه حقوقی تهران مهرداد یزدانی رأی دادگاه تجدیدنظر استان در خصوص تجدیدنظر خواهی آقای ح. الف. به طرفیت خانم س.ل. ک. نسبت به دادنامه 00860 – 1392/9/27 صادره از شعبه 86 دادگاه عمومی تهران که بر اساس آن حکم بر بی حقی تجدید نظر خواه در مطالبه مبالغ مورد ادعایی صادر شده است دادگاه با ملاحظه محتویات پرونده، اسناد و مدارک و اظهارات مضبوط در آن نظر به اینکه حسب نامه 12/2/205/4275 – 1393/4/8 ذیحساب اداره کل زندان های استان تهران تجدید نظرخواه مبالغ اعلامی را به حساب تجدید نظر خوانده پرداخت نموده است و اینکه مدعی قرضی بودن آن شده است و اعلام کرده که تجدید نظر خوانده قرار بوده آن را استرداد کند و با توجه به ماده 265 قانون اصل بر آن است اگر شخص بدون مدیونیت مالی به دیگری تسلیم نماید حق استرداد آن را خواهد داشت و اینکه تجدید نظر خواه مدعی قرضی بودن پول پرداختی بوده و تجدید نظر خوانده دلیلی بر مدیونیت تجدید نظر خواه ارائه ننموده است و با توجه به اصل 197 قانون آیین دادرسی دادرسی مدنی به استناد ماده 358 قانون اخیر الذکر با نقض دادنامه تجدید نظر خواسته حکم بر استرداد مبلغ 64/946/871 ریال و مبلغ یک میلیون و سی و هشت هزار ریال از بابت هزینه دادرسی به نفع تجدید نظر خواه صادر و اعلام می گردد نسبت به مازاد خواسته به لحاظ فقدان ادله اثباتی و اینکه با رضایت خود تجدید نظر خواه قرض داده شده است حکم بر بی حقی آن صادر و اعلام می گردد رای صادره قطعی است. رییس و مستشار شعبه 52 دادگاه تجدیدنظراستان تهران دکترمحمدباقر قربان وند - فهیمی گیلانی فهرست دادگاه بدوی دادگاه تجدیدنظر استان نقد رأی نقد رأی نام * : رایانامه * : توضیح: کدتصویری: تعدادموافق: 0 ـ تعدادمخالف: 0 نقدهای شما تماس با ما نشانی: تهران اتوبان چمران شمال ، اتوبان یادگار جنوب، بعد از خروجی اوین درکه، پشت مجتمع دشت بهشت، خیابان شهید قدوسی کد پستی : 1983846514 تلفــــن : 22376843 دورنگار : 22376840 سامانه پیام کوتاه:5000969900070 رایانامه : bijp@jri.ac.ir پیوندها پژوهشگاه قوه قضاییه قوه قضاییه جمهوری اسلامی ایران مرکز آمار و فناوری اطلاعات قوه قضاییه روزنامه رسمی کشور معاونت حقوقی قوه قضاییه مرکز مطبوعات و انتشارات قوه قضاییه نسخه کلیه حقوق برای پژوهشگاه قوه قضاییه محفوظ است