استناد به دکترین حقوقی در دادگاه
خلاصهٔ رأی
مراتب اقاله و بی اعتباری سند تنظیمی از ناحیه خواهان به دفترخانه مربوطه اعلام و مدارک و تصاویر آن تحویل دفترخانه گردیده است.
متن کامل
استناد به دکترین حقوقی در دادگاه Toggle navigation صفحه اصلی درباره ما درباره پژوهشگاه قوه قضائیه درباره پژوهشکده آرا تماس با ما دریافت نظرات و پیشنهادها عنوان: استناد به دکترین حقوقی در دادگاه پیام: با وجود قانون، رویه قضایی و عرف در خصوص موضوعی، جایی برای رجوع به دکترین حقوقی باقی نمی ماند. عنوان: تاثیر عدم استرداد عوضین بر صحت اقاله پیام: در صورتی که اقاله، محرز باشد، عدم استرداد ثمن یا مبیع، از مبطلات عمل حقوقی مذکور نیست. عنوان: صلاحیت محلی مجتمع های قضائی یک حوزه قضائی پیام: کل تهران یک حوزه قضایی است و رسیدگی در هر یک از مجتمع های قضائی، موجد ایراد صلاحیت محلی نیست. مستندات: شماره دادنامه قطعی : 9409972130700753 تاریخ دادنامه قطعی : 1394/07/25 گروه رأی : حقوقی آراء منتخب پرونده: دادگاه تجدیدنظر استان دادگاه بدوی مشخصات متن نتیجه تحلیلی کلید واژه ها نمایه قوانین مرتبط گردش پرونده عین عبارت چاپ متن متن تجمیعی پرونده قلم یکان ایران میترا ترافیک زر یاقوت تیتر رأی دادگاه بدوی در خصوص دعوی تقدیمی آقای پ. ذ. بطرفیت 1-اداره پشتیبانی بانک ...... 2-بانک س. 3-آقای م. ک.ب. 4-دفترخانه .. تهران 5- ش. گ. 6-خانم ش. ن.پ. با وکالت آقای م. ن. به خواسته تأیید اقاله مورخ 1384/8/20 فیمابین خواهان و خوانده ردیف سوم نسبت به مبایعه نامه مورخ 1384/8/20 و ابطال سند رسمی انتقالی شماره .......مورخ 1384/9/15 دفترخانه ......تهران فیمابین خواهان و خوانده ردیف سوم و ابطال سند رسمی شناره .....مورخ 1385/6/15 دفترخانه .......تهران یعنی فی مابین خواندگان ردیف اول و سوم و ابطال سند رسمی مبایعه نامه و قرارداد شماره ...... مورخ 1385/2/12 فی مابین خواندگان اول و دوم و سوم (بانک ...) و خلع ید بانک ......... از رقبه مذکور و کلیه خسارات دادرسی که خواهان دعوی خویش را اینگونه بیان داشته رقبه مورد نزاع به میزان 4/5 دانگ را در تاریخ 1384/8/20 به خوانده آقای م. ک.ب. به عقد بیع واگذار و مورخ 1384/11/10 به لحاظ عدم انجام تعهدات از ناحیه وی نسبت به انتقال سند به نام وی اقدام که بعد از فسخ معامله نامبرده به موجب سند شماره ......-1384/9/15 در دفترخانه .....تهران نسبت به انتقال سند به نام وی اقدام که بعد از فسخ معامله نامبرده به موجب سند شماره .....مورخ 1384/9/15 با توجه به اقاله معامله مبادرت به تفویض وکالت نموده و متأسفانه علیرغم فسخ معامله واعاده مالکیت به اینجانب متعاقب آن نسبت به انتقال رقبه به بانک س. اقدام، نامبردگان علیرغم اطلاع از مالک نبودن نامبرده و اطلاع از اعلام دفترخانه نسبت به انجام معامله اقدام و صرفا با سند مالکیت که قبل از انجام اقاله به نام خوانده سوم گردید معامله را انجام، لذا با عنایت به مالک نبودن آقای کارگران و اطلاع بانک از آن بشرح خواسته مندرج در دادخواست خواستار صدور رأی مورد خواسته گردیده است و خواندگان ردیف اول تا سوم نیز دفاعیات خویش را بشرح لایحه و صورتجلسه تنظیمی اظهار داشته اند، با توجه به محتویات پرونده به اسباب ذیل دعوی نامبرده را وارد تشخیص می دهد، اولا هرچند مبایعه نامه شماره .....مورخ 1384/8/20 دلالت بر ابتیاع رقبه مذکور از ناحیه خوانده آقای م. ک.ب. ازخواهان پرونده داشته لیکن ظهر مبایعه نامه مذکور مستند دعوی در مورخ 1384/11/10 نامبردگان در دفتر املاک مربوط حاضر و نسبت به اقاله مبایعه نامه اقدام نموده اند، لذا با وصف مذکور، نامبرده دیگر مالکیتی در رقبه مذکور نداشته تا بتواند نسبت به انتقال آن در مورخ 1385/2/12 به بانک س. اقدام نماید و انتقال مذکور مصداق بارز انتقال مال غیر و به مثابه معامله فضولی است، ثانیا خواهان در تاریخ 1384/9/15 مبادرت به تنظیم سند رسمی رقبه مذکور در دفترخانه .....تهران به نام خوانده آقای م. ک.ب. اقدام و به لحاظ عدم انجام تعهدات در تاریخ 1384/11/10 نسبت به اقاله اقدام که متعاقب آن در تاریخ 1384/9/15 بموجب سند رسمی شماره .....دفترخانه ......تهران نسبت به تنظیم وکالت فروش و اعاده آن به خواهان در خصوص رقبه مذکور اقدام نمود که این وکالت نامه مؤید صحت ادعای خواهان مبنی بر اقاله مبایعه نامه مورخ 1384/8/20 بوده است، ثالثا حسب پاسخ استعلام معموله از دفترخانه ......تهران و لایحه دفاعیه وی ملاحظه می گردد که بلافاصله پس از اقاله مبایعه نامه فیمابین خواهان و آقای م. ک.ب. مراتب اقاله و بی اعتباری سند تنظیمی از ناحیه خواهان به دفترخانه مربوطه اعلام و مدارک و تصاویر آن تحویل دفترخانه گردیده است. که با مراجعه نمایندگان بانک به دفتر خانه مذکور در زمان ابتیاع مراتب از ناحیه سردفتر در خصوص اقاله مبایعه نامه و مالک نبودن خوانده ردیف سوم به آنان اعلام گردیده است. و با عنایت به مراتب فوق علیرغم مطلع شدن بانک از ناحیه سردفتر اقدام به معامله نموده است که دلالت بر علم و اطلاع از مال غیر بودن رقبه توسط بانک داشته و مدارک موجود در دفترخانه در زمان معامله خواندگان اول و سوم مؤید دیگری بر صحت اظهارات خواهان می باشد، رابعا حسب گواهی مشاور املاک ق.(تنظیم کننده مبایعه نامه) ضمن اقاله مبایعه نامه فیمابین خواهان و خوانده سوم در تاریخ 1384/11/10 چک شماره ......بانک .....شعبه خیابان ک. که در ازاء آن معامله به خواهان داده شده به خوانده سوم آقای م. ک. اعاده و مسترد گردیده که حسب پاسخ استعلام معموله از بانک مربوطه در شعبه 1179 کیفری دلالت بر صحت این امر داشته و اعاده چک مذکور به آقای م. ک.ب. دلیل دیگری بر صحت ادعای اقاله توسط خواهان می باشد. خامسا حسب محتویات پرونده کیفری شعبه 1179 هرچند منتهی به صدور رأی برائت خوانده آقای م. ک.ب. در دادگاه تجدیدنظر گردیده ولی مفاد آن از جمله نظریه کارشناس منتخب تشخیص اصالت اعم از بدوی و هیئت سه نفره و نیز مودای گواهی گواهان جملگی دلالت بر صحت وقوع اقاله مبایعه نامه مورخ 1384/8/20 و صحت واصالت سند عادی 1384/11/10 مبنی بر اقاله قرارداد مذکور دارد. سادسا نقض دادنامه صادره مرجع بدوی که در جهت محکومیت وی صادر گردید در مرجع محترم تجدیدنظر، نافی حقوق از دست رفته خواهان نیست بلکه دادگاه محترم تجدیدنظر با عنایت به اینکه در زمان معامله سند رقبه مذکور همچنان (علیرغم اقاله) بنام آقای م. ک.ب. باقی مانده بود و بر اساس سند مالکیت وی را مالک دانسته، مبادرت به صدور رأی برائت آقای م. ک.ب. نموده، یعنی به طور ضمنی به لحاظ باقی بودن سند مالکیت به نام آقای ک.ب. ، سوء نیت وی را محرز ندانسته است و این بدان معنی نیست که مالکیت وی صحیح و قانونی تلقی گردیده بلکه در زمان معامله آنرا ملاک قرار داده و النهایه رأی برائت نامبرده را صادر نموده و منافاتی با رسیدگی دادگاه حقوقی در خصوص صحت و اصالت سند و یا اثبات مالکیت خواهان نداشته و رسیدگی دادگاه حقوقی به معنای عدم متابعت از رأی دادگاه کیفری است. مفاد گواهی گواهان در پرونده حاضر نیز مؤید صحت ادعای خواهان در خصوص فسخ مبایعه نامه استنادی می باشد. سابعا ملاحظه میگردد حسب مفاد مبایعه نامه شماره ...... مورخ 1385/2/12 بانک خوانده نسبت به ابتیاع 1/5 دانگ سهم خانم ش. ن.پ. بر اساس وکالتنامه ......-1384/9/15 دفترخانه شماره ........از وکیل وی آقای ش. گ. اقدام نموده که وکالتنامه مذکور که منشا انتقال 1/5 دانگ به بانک بوده ناشی از سند رسمی شماره ......-1384/9/15 بوده است. که در سند مذکور به صراحت قید شده که به موجب سند شماره ......-1384/9/15، 4/5 دانگ پلاک مذکور از ناحیه آقای ک. به خواهان تفویض و اعاده گردیده است، به عبارتی درزمان ابتیاع 1/5 دانگ سهم خانم ش. ن.پ. از ناحیه بانک بر اساس سند فوق الاشاره، بانک از اعاده مالکیت 4/5 دانگ به خواهان مطلع و آگاه گردید و علیرغم رؤیت و اطلاع نسبت به ابتیاع آن اقدام نموده است. ثامنا خواندگان هیچگونه دلیل و مدرکی دال بر رد ادعای خواهان و مخدوش بودن مستندات وی به محکمه ارائه نداده اند، ادعای جعل خوانده سوم نسبت به اقاله نامه مروخ 1384/11/10، با عنایت به کارشناسی های انجام شده در پرونده کیفری قابلیت اعتنا نداشته و ادعای دیگر وی مبنی بر واریز وجوه به حساب خواهان نیز با عنایت به اقاله قرارداد و داشتن مراودات مالی به لحاظ رابطه فامیلی درخور پذیرش نبوده و دفاعیات نماینده محترم بانک نیز با عنایت به مفاد پاسخ استعلام دفترخانه مربوطه مبنی بر اعلام اقاله مبایعه نامه بطلان سند مذکور در زمان معامله قابلیت توجه نداشته و نیز دفاعیات دیگر خوادندگان مبنی بر عدم اقدام از ناحیه خواهان از زمان معامله تاکنون در جهت احقاق حق نیز نمی تواند بر انصراف خواهان و یا ر. یت وی بر انجام معامله باشد و مرور زمان نافی حقوق نامبرده نبوده، النهایه اینکه با عنایت به عدم ارائه هرگونه اسناد و مدارک از ناحیه آنها مبنی بر تنفیذ معامله انجام شده توسط خواندگان اول تا سوم از ناحیه خواهان و مستندا به مواد 198 و 519 ق آ د م و ماده 10، 219، 247، 248، 249، 264، 352 و 362 قانون مدنی حکم به محکومیت خواندگان ردیف اول تا سوم به تأیید و تنفیذ اقاله مورخ 1384/11/10 نسبت به مبایعه نامه مورخ 1384/8/20 فیمابین خواهان و خوانده آقای م. ک.ب. و ابطال سند رسمی انتقالی شماره .....-1384/9/15 دفترخانه .....تهران و ابطال مبایعه نامه شماره..........مورخ 1385/2/12 فیمابین خواندگان اول تا سوم ( م. ک.ب. و بانک ....) و ابطال سند رسمی شماره ......مورخ 1385/6/5 دفترخانه .......تهران وهزینه دادرسی درحق خواهان صادر و اعلام می دارد در خصوص دعوی خواهان به طرفیت سایر خواندگان به وکالت آقای م. ن. و دفترخانه اسناد رسمی به لحاظ عدم توجه دعوی به آنها مستندا به بند 4 ماده 84 ق آ.د.م قرار رد دعوی خواهان صادر و اعلام می دارد. در خصوص دعوی دیگر خواهان مبنی برخلع ید نظر به اینکه خلع ید فرع بر مالکیت می باشد و نظر به ماده 22 قانون ثبت مالک کسی است که ملک در دفتر املاک به نام ایشان به ثبت رسیده باشد و مادامی که ملک در دفتر املاک به نام خواهان به ثبت نرسد دعوی مذکور قابلیت استماع نداشته لذا دادگاه در این قسمت از خواسته خواهان را وارد و ثابت ندانسته، مستندا به ماده 2 قانون آدم قرار رد دعوی خواهان صادرو اعلام می گردد. رأی صادره حضوری و ظرف مهلت بیست روز از تاریخ ابلاغ قابل تجدیدنظرخواهی در محاکم تجدیدنظر استان تهران می باشد. دادرس شعبه 47 دادگاه عمومی حقوقی تهران - علی اصغر صفاری رأی دادگاه تجدیدنظر استان در خصوص تجدیدنظر خواهی1- آقای م. ک.ب. فرزند ر. 2- بانک ... با مدیریت آقای سید ک. ت. با وکالت آقای س.م. ک.ف. بطرفیت آقای پ. ذ. نسبت به دادنامه شماره 9309972161201233 که در مورخ 1394/01/17 به آقای م. ک.ب. در مورخه 1394/01/24 و به بانک س. ابلاغ هردو در فرجه قانونی بیست روز از تاریخ ابلاغ نسبت به دادنامه فوق الذکر تجدیدنظر خواهی نمودند. ماحصل محتویات پرونده حکایت از آن دارد که تجدیدنظر خوانده آقای پ. ذ. دادخواستی بطرفیت 1- اداره پشتیبانی بانک .... 2- بانک .3- م. ک.ب. 4- دفتر خانه .....تهران 5- ش. گ.6- خانم ش.ن. با وکالت آقای م. ن. به خواسته تائید اقاله مورخ 1384/8/20 فیمابین خواهان و خوانده ردیف سوم نسبت به مبایعه نامه مورخه 1384/08/20 و ابطال سند رسمی انتقال شماره ......مورخه 1394/09/15 دفتر خانه .......تهران فیمابین خواهان و خوانده ردیف سوم و ابطال سند رسمی شماره .......مورخ 1384/06/15 دفتر خانه ......تهران فیمابین خواندگان ردیف اول و سوم و ابطال سند رسمی مبایعه نامه قرارداد شماره ........ مورخ 1385/02/12فیمابین خواندگان اول ، دوم ، سوم ( بانک.....) و خلع ید بانک ..... از رقبه مذکور و کلیه خسارات دادرسی تقدیم دادگاه نموده و خواهان در توضیح خواسته خود اعلام داشته اینجانب پ. ذ. مالک 4/5 دانگ از پلاک ثبتی شماره ...... در تاریخ 1384/8/20 طبق مبایعه نامه شماره 0906-1384/8/20 ( تنظیمی مشاور املاک ق.کد .......) در قبال انجم تعهدات که خریدار به عهده گرفته بودند به ایشان واگذار کردم و سند آن را بنام وی ( م. ک.ب. ) ( مورخ 1384/9/15 دفتر اسناد رسمی شماره .....تهران) منتقل نمودن از آنجا که خریدار تعهدات مندرج در بیع نامه را ( من جمله پرداخت ششصد میلیون تومان بدهی وام اینجانب ( پ. ذ. ) را با بانک ..... شعبه ....) را انجام نداده اند در تاریخ 1384/11/10 در بنگاه تنظیم کننده قرارداد مذکور حاضر و اقدام به فسخ و اقاله معامله به عمل آمده چک سفید امضای ایشان به شماره ........عهده بانک ..... شعبه ک. به وی مسترد شد ( طبق استعلام شعبه 1179 دادگاه کیفری تهران از بانک مذکور ، بانک در پاسخ طی نامه شماره ...... به تاریخ1392/03/26 اعلام کردند که ایشان چک را در شعبه 1349 بانک ......استفاده و خرج کرده است و از آنجائیکه ایشان نتوانست الباقی ثمن را پرداخت کند در پایان همان وقت اداری ایشان وکالت بلاعزل و فروش شماره ....... به تاریخ 1384/9/15 به نام اینجانب ( ذ. ) تنظیم و امضاء کردند و متاسفانه علیرغم فسخ معامله و اعاده مالکیت به اینجانب نامبرده ( م. ک.ب. ) نسبت به انتقال بنام بانک س. اقدام نمودند و نامبردگان ( فروشنده ک.ب. و بانک س. ) از اینکه آقای کارگران مالکیتی ندارد نسبت به انجام معامله و تنظیم سند اقدام نمودند لذا با توجه به مجموع مطالبه معنونه تقاضای رسیدگی و صدور حکم بر شرح خواسته را خواستارم که شعبه 47 دادگاه عمومی حقوقی تهران با تشکیل جلسه رسیدگی ، استعلام های لازم، اخذ شهادت شهود تعرفه شده از ناحیه خواهان بدوی کارشناسی یک فقره و هیئت کارشناسی در پرونده کیفری ( در خصوص بررسی امضاء آقای ک.ب. با امضاء ظهر قرارداد فیمابین وی و آقای ذ. ) نتیجتا با پذیرش اقاله انجام شده فیمابین خواهان و آقای م. ک.ب. در مورخه 1393/12/24 حکم به تائید و تنفیذ اقاله مورخه 1384/11/10 نسبت به مبایعه نامه مورخ