استفاده از چاقو به عنوان مقدمه ی قتل

خلاصهٔ رأی

رأی خلاصه جریان پرونده خلاصه جریان پرونده: محتویات پرونده حاکی است.

متن کامل

استفاده از چاقو به عنوان مقدمه ی قتل Toggle navigation صفحه اصلی درباره ما درباره پژوهشگاه قوه قضائیه درباره پژوهشکده آرا تماس با ما دریافت نظرات و پیشنهادها عنوان: استفاده از چاقو به عنوان مقدمه ی قتل پیام: در محکومیت به اتهام قتل با ضربات چاقو، استفاده از چاقو و حتی حمل ان در جریان ارتکاب بزه، جرم مستقل محسوب نمی گردد. مستندات: شماره دادنامه قطعی : تاریخ دادنامه قطعی : 1401/04/11 گروه رأی : کیفری آراء منتخب پرونده: مشخصات متن نتیجه تحلیلی کلید واژه ها نمایه قوانین مرتبط گردش پرونده عین عبارت چاپ متن متن تجمیعی پرونده قلم یکان ایران میترا ترافیک زر یاقوت تیتر رأی خلاصه جریان پرونده خلاصه جریان پرونده: محتویات پرونده حاکی است.اقای س. ج. در تاریخ ۱۳۹۹/۴/۲۱ اعلام داشته کارگرم به نام م. ا. با تحریکات همسرم خانم م. ع. با قصد قتل من وارد خانه من شده و به جای من همسرم را کشته است.و به جای نامعلومی برده و مخفی نموده است. ( ص ۱ ) بلافاصله م. ا. دستگیر وی بیان داشته: اقای س. ج. با همسرش خانم م. ع. مشکل داشتند و همیشه از سوی همسرش تهدید به قتل می شد و مشارالیها به من گفت هر وقت باشد. من شوهرم حاجی ج. را می کشم من هم مراتب را به حاجی ج. ( س. ج. ) گفتم که همسرت چنین قصدی دارد. ، خانم ع. برای قتل همسرش می خواست دو نفر اجیر نماید. من گفتم نه این کار را نکن من خودم این کار را می کنم و او را می کشم بعد مراتب را به حاجی ج. گفتم و گفتم که قبل از انکه او شما را بکشد من او را می کشم اول قرار شد دو نفر پیدا کنیم که خانم ع. را بکشند و. به لحاظ اینکه نان و نمک خورده بودیم با حاجی نقشه کشیدم خانم ع. را بترسانیم ، من جریان و نقشه را به پسر حاجی به نام ک. ج. گفتم ک. گفت برای اینکه حاجی از دست وی راحت شود. خانم م. ع. را بکشیم و گفت تو نگران نباش من همه مسیولیت را به عهده می گیرم ، در روز حادثه شب ساعت ۲ بامداد که م. منزل حاجی بود من همراه ک. وارد منزل انها شدیم هر دو ماسک داشتیم برق را قطع کردیم حاجی فکر میکرد میخواهیم م. را بکشیم و خانم م. فکر می کرد برای کشتن حاجی وارد شده ایم وارد داخل اتاق خواب انها شدیم من با شوکر زدم به خانم م. ع. که بیدار بود و اشاره ای کرد که حاجی را بزنم او فکر نمی کرد دو نفر من و ک. باشد. بلکه فکر می کرد دو نفر اجیری است.غیر از ما ، ماسک مرا پایین شد و مرا شناخت ولی با ضربه شوکر بی هوش شد نیمه هوش شده بود ک. به من گفت او را با چاقو بزن با چراغ قوه چاقو را از اشپزخانه برداشتم اول یک ضربه به کتف چپ خانم زدم بعد من با ک. او را داخل پتو گذاشته ( و بردیم بیرون بگذاریم ماشین ) و اقای س. ج. شوکه شده بود از سر و صدای ایجاد شده برادرم ح. متوجه شد امد به محوطه حیاط و به کمک برادرم ح. ا. و ک. ج. خانم م. را گذاشتیم داخل صندوق عقب خودرو ک. با رانندگی ک. بردیم جسد را بیاندازیم ، خانم ع. زنده بود ک. چند ضربه چاقو به م. زد و پس از برداشتن کلیه طلاجات وی او را انداختیم به رودخانه ، دیدیم در داخل رودخانه زنده است.چون شاخه ای را گرفته بود که اب او را نبرد ، ک. رفت داخل رودخانه سر م. را داخل اب کرد و ۵ دقیقه نگه داشت سپس اب جسد م. را برد ، با ک. برگشتیم به مرغداری در مرغداری پتو را ک. اتش زد و بعد با کمک برادرم اونجا را تمیز کردیم ( ص۴ ) از س. ج. ( همسر مقتوله ) تحقیق شده بیان داشته: همسرم م. ع. قصد قتل مرا داشت ان را م. ا. ن و همسرش به من گفتند ، حتی یکبار به کسی پول داده بود اسید به روی من بپاشد ان شخص پول را گرفت و این کار را نکرد ، م. گفت همسرت اصرار دارد. که تو را بکشم ولی من تو را نمی کشم و می ایم خانه ولی نمی کشم بلکه م. را می کشم ، ان شب م. درب را باز می گذارد تا من بیایم داخل خانه برای قتل تو و من در اطاق خواب بودم و به ناگهان صدایی امد می گفت بزن بزن ، برق قطع بود می گفت حاجی انجا است.بزن ولی م. می گفت من از وی نمک خورده ام او را نمی کشم و م. را شوکر زد و با چاقو او را زد و ایشان را کشت و با برادرش ح. جسد را بردند بیرون و وقتی برگشتند گفتند نباید کسی بفهمد و به کسی بگویی والا مرا هم خواهند کشت. م. ا. می گوید: نقشه قتل را س. ج. و پسرش ک. کشیده بودند ( ص ۹ ) از ک. ج. تحقیق شده گفته: وقتی م. را بردیم بیندازیم م. گفت بزن ( چاقو بزن ) و گفت من دل دیدن ندارم. رفت در خودرو نشست ، من هم دلم نیامد الکی به وی گفتم زدم او امد طلاهای خانم را دراورد من خانم م. ع. را خفه نکردم و قبول ندارم. ولی به شرح ص … می گوید: در داخل خودرو ۳ چاقو به م. زدم و در اب هم سرش زیر اب بردم تا خفه شود. ، ص ۸۵ و ص۱۰۳ ایضا اقرار به ایراد ضربه با چاقو و خفه کردن دارد. از ح. ا. ن تحقیق شده می گوید: من دخالتی نداشتم ان روز با سروصدا بیدار شدم رفتم پرسیدم چه کار می کنید گفتند خانم م. ع. خودکشی کرده ، س. و پسرش ک. و برادرم م. بودند گفتند می برند بیمارستان ، من هم رفتم کمک کردم بردند داخل خودرو تا ببرند به بیمارستان. اولیای دم اقای ر. ا. ع. پدر و خانم م. ا. فرزند اعلام شکایت نموده و قصاص خواسته اند. پزشکی قانونی علت مرگ مرحومه م. ع. را مجموعه ای از صدمات کشنده ، شکستگی استخوان جمجمه و بریدگی عروق حیاتی گردن و خونریزی ناشی از بریدگی احشای شکمی شامل کبد ، طحال ، پرده دیافراگم بر اثر اصابت جسم نوک تیز اعلام نموده ( ص ۱۲۹ ) پزشکی قانونی از حیث روانی اقای م. ا. و ح. ا. را سالم و مسیول رفتار خود اعلام داشته ( ص ۱۷۰ - ۱۷۴ ) در نهایت بازپرس به شرح قرار شماره ۱۴۱۷ - ۹۹/۱۱/۱۱ قرار جلب به دادرسی متهمین را صادر و کیفرخواست هم با این عناوین تنظیم می گردد.: ۱- م. ا. به اتهام شرکت در قتل عمدی مرحومه م. ع. . ۲- ک. ج. متهم به شرکت در قتل مذکور ۳- س. ج. ۴- ح. ا. متهم به معاونت در قتل عمدی و پرونده به دادگاه کیفری یک استان مازندران ارسال شده ( ص۲۴۶ ) گواهی حصر وراثت به شرح برگ ۲۵۴ ، پرونده شخصیت به شرح صفحه ۲۵۵ به بعد و دادگاه کیفری شعبه ۲ مازندران بتاریخ ۱۴۰۰/۳/۲۶ پرونده را برای رفع نواقص موجود به دادسرا اعاده نموده ، پس از اقدامات لازم قرار جلب به دادرسی اصلاحی بدین شرح صادر می گردد.: ۱- م. ا. و ک. ج. علاوه بر شرکت در قتل عمدی مرحومه م. ع. ، به اتهام شرکت در سرقت طلاجات و به علاوه م. ا. به اتهام نگهداری شوکر و برای س. ج. به اتهام تلاش برای خلاصی دو متهم مذکور از اتهام قتل عمدی علاوه معاونت در قتل که قبلا صادر شده بود صادر می گردد. و پرونده به دادگاه اعاده می شود. پس از تهیه گزارش جامعی از پرونده ( ص ۳۵۷ ) و طی تشریفات قانونی جلسه دادگاه در تاریخ ۱۴۰۰/۸/۲۶ در وقت مقرر با حضور نماینده دادستان و اولیایدم و وکیل انان ( پدر و دختر مقتول از اولیایدم می باشند ) و متهمین در معیت وکلای انان تشکیل گردیده ، نماینده دادستان به شرح کیفرخواست تقاضای مجازات متهمین را می نماید. ، هر دو و. دم مقتوله درخواست قصاص متهمین و مجازات قانونی انان را می نمایند. وکیل انان هم درخواست قصاص و مجازات متهمین را می کند ، به متهمین کیفرخواست قرایت و تفهیم اتهام می گردد. م. ا. پس از اتهام شرح دلایل اتهامی پاسخ می دهد: من از دو سال پیش در مرغداری س. ج. کار می کنم و در منزل ایشان هم کار انجام می دهم ، با زن و بچه ام سرایداری می نمایم. س. ج. دو همسر داشت یکی مقتوله و دیگری به نام م. ق. بود ، خانم ق. در جای دیگر سکونت داشت ، اقای س. ج. با مرحومه م. ع. اختلاف داشتند همیشه با هم درگیر بودند ، م. ع. می گفت چرا زن صیغه دیگر گرفته است ، دو روز قبل از واقعه س. ج. از من خواست دو نفر افغانی اجیر کنم خانمش م. ع. را ببرند بترسانند یا بکشند من موافقت نکردم ، فردای ان روز برادرم ح. به منزل ما امد شب شد س. ج. امد پیش من گفت حالا که برادرت هم امده خانه ، شما برادرت و پسرم ک. بیایید خانمم را بترسانید ، من به برادرم چیزی نگفتم ولی ک. ( پسر س. ) از قضیه خبر داشت ، پدرش گفته بود ( م. نامادری ک. بوده ) ک. به گوشی من پیام داد اگر امشب کار را انجام ندهید خودم انجام می دهم ، به س. جواب مثبت دادم ، گفتم با ک. می اییم که بترسانیم ، س. با ک. قبلا هماهنگ کرده بودند ، نمی دانستم نیت کشتن همسرش را داشت ، شب حادثه ساعت ۲ شب ک. با ماشین پراید سفید وارد مرغداری شد س. گفته بود وقتی ک. امد کلید کنتور برق را قطع کنیم تا دوربینها خاموش گردد. ، ضمنا س. از تهدیدات همسرش هم می ترسید و م. ع. هم از من خواسته بود چند نفر اجیر کنم تا س. را بترسانم من هم مراتب را به س. گفتم ، ان شب همراه ک. رفتیم بالا ( منزل مقتوله ) برادرم نبود ، س. درب را باز گذاشته بود من همراه خودم شوکر بدون مجوز و یک چاقو داشتم ک. چیزی همراه نداشت ، س. گفته بود درب را باز می گذارم من عملکرد شوکر را نمی دانستم س. به من گفت اگر چند بار شوکر بزنی ایشان بیهوش می گردد. ، وقتی وارد شدیم زن و شوهر روی تخت خواب کنار هم خوابیده بودند ، با شوکر چند ضربه به گردن خانم م. زدم به پای او هم زدم ، او خودش را از تخت انداخت پایین ، سه ضربه چاقو به کتف و گردن مرحوم و یک ضربه به بالای ناف ایشان زدم ، وی بیهوش شد ، ک. داخل اطاق بود نگاه می کرد ، ن. از بیرون پنجره داخل اتاق بود که شخصی دیده و شناخته می شد ، برادرم ح. با سر و صدای شوکر امد بالا و ماجرا را پرسید ان زمان که ما وارد شدیم س. بیدار بود و اظهارات قبلی من در اگاهی مطالبی بود که س. گفته بود بگویم ، حقیقت همان است.که الان می گویم ، برادرم با س. رفتند اطاق دیگر ، من با ک. بودیم ک. یک پتو اورد خانم م. گذاشتیم داخل پتو ، برادرم با این اعتقاد که وی را به بیمارستان می بریم کمکمان کرد ، درب عقب ماشین را برادرم باز کرد که بگذاریم روی صندلی ، ک. گفت صندوق عقب را باز کن و باز کرد و سه نفری گذاشتیم داخل صندوق عقب ، س. از پنجره نگاه می کرد ، من با ک. از مرغداری خارج شدیم راننده ک. بود ، برادرم و س. ماندند ، در وسط راه نگهداشت رفت صندوق عقب را باز کرد دید م. ع. زنده است ، با چاقویی که همراه داشت چند ضربه به او زد ، من جلو نشسته بودم وقتی از او پرسیدم زدی یا نه گفت اره زدم ، ۳ تا چهار ضربه چشمانم را بستم و می زدم ، ما طلاجات او را خارج کردیم داخل جوراب در دست ک. بود به من داد و مرحوم را انداختیم داخل اب ، وقتی انداختیم اب مرحوم زنده بود ، یک بوته را گرفته بود ، من چند تا سنگ پرتاب کردم ، ک. گفت برو توی اب خفه کن ، من نرفتم ، خودش رفت ۳ الی ۵ دقیقه داخل اب کرد و … … وقتی رسیدیم جلوی مرغداری س. از پنجره نگاه می کرد و گفت صبر کنید دوربینها را قطع کنم که قطع کرد ، در داخل مرغداری ک. پتو و لباسهای خویش را اتش زد ، ماشین را هم شست ، رفتم داخل خانه همه چیز مرتب بود فرش شسته بود و اثاری در اطاق نمانده بود ، جریان را من و ک. به س. توضیح دادیم که دیگر صبح شده بود ، س. ج. بابت این کار ۵۰۰ میلیون تومان پیشنهاد داده بود. دادگاه در این مرحله جلسه دادگاه بدلیل طولانی شدن دادرسی تجدید می نماید. ( ص۴۱۱ ) جلسه بعدی در تاریخ ۱۴۰۰/۹/۲۴ در وقت مقرر تشکیل می گردد. و تحقیق از م. ا. شروع می گردد. وی می گوید: نقشه قتل را س. ج. کشیده بود و ک. هم در جریان بوده اند و من و ک. قصد قتل مرحومه را داشتیم طلاجات را هم هر دو از مرحوم گرفتم ، من در مجموع سه ضربه به پشت گردن و یک ضربه روی ناف مرحومه زدم در داخل اطاق زدم ، ک. در داخل صندوق عقب ماشین چند ضربه به مقتوله زد چون با ضربات قبلی نمرده بود و هنوز جان داشت. وکیل متهم هم دفاعیات خود را طی لایحه ان را قرایت می نماید. به ک. ج. تفهیم اتهام می گردد. و دلایل ان قرایت می گردد. میگوید: قتل اتفاق افتاده را قبول دارم. و جملات بعدی دادگاه دایر به اظهار ناشنوایی متهم نامفهوم است ، معلوم نشده منظورش ک. است.و یا س. ج. ( ص۴۳۳ ) وکیل متهم س. ج. هم دفاعیات را به لایحه قبلی احاله نموده و بصورت شفاهی دفاعیات را مطرح نموده است. دادگاه باز هم به بهانه طولانی شدن جلسه رسیدگی ختم و جلسه را تجدید کرده ( ص ۴۳۵ ) در جلسه مورخ ۱۴۰۰/۱۰/۸ از س. ج. تحقیقات شروع شده بیان داشته: من متولد ۱۳۳۵ هستم سه بار ازدواج کرده ام ، خانم م. ع. همسر سوم من بوده او. فوت کرده دومی را جدا شده ایم با م. اختلاف داشتیم ، م. ا. ن فرد دو بهم زنی بود و به زنم می گفته سن شما با حاجی مناسب نیست و حاجی ج. همیشه می رود پیش خانم صیغه ای خودش که باعث تحریک مبترا ع. می شد و تا زمان وقوع این حادثه من از ان بی اطلاع بوده ام تا اینکه روزی م. گفت شما می خواهید خانم ع. را طلاق دهید و. او می خواهد شما را بکشد ، رفتم پیش برادرش قضیه اجیر کردن را گفتم و گفتم تا زمان صدور طلاق او بیاید خانه شما و من هم خرجی او را می دهم م. قبول نکرد ، گفت تا روز اخر طلاق خانه باشم برادرش گفت او هیچ کاری نمی تواند بکند من کلید خانه را عوض کردم که دیگر خانه نیاید ولی او قفل را شکاند امد داخل من گفتم من سنم اقتضا نمی کند دو زن داشته باشم می گفت اگر راست می گوید روزی دو بار با من همبستر بشو من هم دو ماه این کار را کردم و خسته شدم ولی او قبول نمی کرد ، حتی م. به درخواست خانمم فردی به نام و. ر. را اجیر کرده بود که مرا بزند ، خود م. به من موضوع را گفت که احتیاط لازم را بکنم ، و. ر. به من زنگ زد و تهدید می کرد که مخفیانه می اید مرا می زند ، حدود ۲۰ الی ۲۵ روز قبل از واقعه م. گفت مرحومه می خواهد دو نفر اجیر نماید. تو را بکشند و خود خانم بوی گفته است.و …. من از داخل خانه را قفل کتابی می زدم ولی ساعت ۱۲ شب بیدار شده بودم قفل نبود ، گفتم پس م. راست می گوید ۱۰ الی ۱۵ روز قبل از واقعه م. از من ۱۰ الی ۱۵ میلیون پول خواست …. تا رسید به روز قبل از قتل و حادثه که برادر م. امده بود خانه ایشان ، همسرم پرسید چرا او امده گفتم امده خانه برادرش و …. همه اش پرس و جو می کرد تا این