استرداد دادخواست فرجامی
خلاصهٔ رأی
به دادگاههای حقوقی شهرستان بندرعباس تقدیم نموده است که پرونده جهت رسیدگی به شعبه چهارم دادگاه حقوقی بندرعباس ارجاع گردیده است.
متن کامل
استرداد دادخواست فرجامی Toggle navigation صفحه اصلی درباره ما درباره پژوهشگاه قوه قضائیه درباره پژوهشکده آرا تماس با ما دریافت نظرات و پیشنهادها عنوان: استرداد دادخواست فرجامی پیام: در صورت استرداد دادخواست فرجامی از سوی فرجام خواه، قرار ابطال دادخواست صادر می شود. مستندات: ماده 363 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب (در امور مدنی) - شماره دادنامه قطعی : 9209987610400185 تاریخ دادنامه قطعی : 1394/08/10 گروه رأی : حقوقی آراء منتخب پرونده: شعبه دیوان عالی کشور مشخصات متن نتیجه تحلیلی کلید واژه ها نمایه قوانین مرتبط گردش پرونده عین عبارت چاپ متن متن تجمیعی پرونده قلم یکان ایران میترا ترافیک زر یاقوت تیتر رأی خلاصه جریان پرونده حسب محتویات پرونده خانم الف. ا. با وکالت آقای م. ر. در تاریخ ۱۳۹2/2/3 دادخواستی به خواسته صدور حکم طلاق با استناد به بند 1 و 2 مندرج در عقدنامه به طرفیت آقای م. ب. به دادگاههای حقوقی شهرستان بندرعباس تقدیم نموده است که پرونده جهت رسیدگی به شعبه چهارم دادگاه حقوقی بندرعباس ارجاع گردیده است. وکیل خواهان در توضیح خواسته خود اعلام نموده است که موکله ایشان در تاریخ 1386/6/27 به عقد دائمی آقای م. ب. درآمده است حال با توجه به اینکه خوانده از بندهای 1 و 2 مندرج در نکاحنامه تخلف نموده و ادامه زندگی مشترک را برای زوجه غیرممکن ساخته است موجبات عسروحرج در زندگی موکله اینجانب را فراهم نموده است و از طرفی زوج ضمن عقد نکاح به همسر خویش وکالت بلاعزل با حق توکیل به غیر داده است که در صورت تحقق هر یک از موارد دوازدهگانه مندرج در سند ازدواج و تخلف زوج از آنها زوجه خودش را به یکی از انواع طلاق مطلقه نماید، اکنون با توجه به موارد فوقالذکر و موارد دیگری که به شرح لایحه تقدیم خواهد شد تقاضای رسیدگی و صدور حکم طلاق موکله خویش را خواستارم. دادگاه با تعیین وقت رسیدگی طرفین را به دادرسی دعوت نموده است. (۱۳۹2/7/29) وکیل خواهان در اظهارات خود اعلام نموده است خوانده (زوج) موکله اینجانب (زوجه) را مورد ضرب و شتم قرار داده و نسبت به ایشان سوء معاشرت و سوء ظن دارد و علاوه بر این هزینهای نیز جهت گذران زندگی همسرش پرداخت نمینماید لذا به استناد بند 1 و 2 عقدنامه و با توجه به اینکه سوء رفتار و معاشرت ایشان به حدی رسیده که ادامه زندگی را برای زوجه غیرقابل تحمل مینماید با بذل پنج عدد سکه از مهریه خویش از دادگاه تقاضای طلاق عسروحرجی (خلعی) را مینماید. خوانده در پاسخ به اظهارات وکیل خواهان اعلام کرده است: شکاک نیستم، سوء ظن ندارم ضمن پرداخت نفقه همسرم هیچگونه ضرب و شتمی نیز نسبت به ایشان نداشتم، همسرم را طلاق نمیدهم و هم اکنون نیز با فراهم نمودن منزل مناسب از ایشان میخواهم که جهت ادامه زندگی مشترک مراجعت نمایند. دادگاه نظر به اینکه خواهان و وکیل ایشان در جهت اثبات ادعای خود به گواهی گواهان متمسک گردیدند و با توجه به اینکه اخذ گواهی گواهان نفیاً و اثباتاً در نتیجه دعوی مؤثر است قرار استماع شهادت شهود را صادر و اعلام نموده است علاوه بر این دادگاه دستور داده است تا زوجین به مرکز مشاوره معرفی شوند. مرکز مداخله در خانواده به منظور کاهش طلاق نتیجه مداخلات انجام شده را به شرح ذیل اعلام نموده است (۱۳۹2/10/14 ): زوجین مدت 5 سال است که ازدواج نمودند و مدت 8 ماه است که متارکه نمودند عمده اختلافات آنها ناشی از عدم اعتماد زوج به زوجه، بدبینی و تهمت زدنهای مکرر نسبت به زوجه، ضرب و شتم و عدم مسئولیتپذیری زوج و عدم توجه زوج نسبت به همسرش اعلام گردیده است که ضمن آگاهسازی زوجین نسبت به عواقب و آثار منفی طلاق نتیجه اقدامات خود را منفی ارزیابی و به دادگاه اعلام نموده است. دادگاه در تاریخ ۱۳۹2/5/5 جهت استماع گواهی گواهان تشکیل جلسه داده است گواهان تعرفه شده بالاتفاق اظهار داشتند خوانده از بستگان ما میباشد. نسبت به همسر خویش سوء ظن دارد و نه تنها نفقه ایشان را پرداخت نمینماید او را کتککاری نموده و نسبت به ایشان شکاک است، در اثر کتککاری چشم و ران زوجه ورم نموده و کبود گردیده است و الان به مدت یکسال و دو ماه است که در منزل خواهرش زندگی مینماید. دادگاه خطاب به وکیل خواهان اعلام نموده است که خواسته خود را بیان نمایند، وکیل زوجه اظهار داشت مدت 7 سال است که موکله بنده با همسرش ازدواج نموده است در طول این مدت با انواع و اقسام مسائل مانند سوء رفتار و معاشرت، ضرب و شتم، فحاشی و نپرداختن نفقه روبرو بوده است لذا با توجه به ایجاد یک محیط ناسالم روانی توسط زوج، موکله اینجانب دیگر حاضر به زندگی با وی نیست و با بذل پنج سکه از مهریه خویش تقاضای طلاق خلعی دارد. خوانده در پاسخ به اظهارات وکیل خواهان اظهار داشت من حاضر به طلاق نیستم اظهارات شهود که در زندگی من حضور نداشتند دروغ و آنها را قبول ندارم. دادگاه قرار ارجاع امر به داوری را صادر و به طرفین ابلاغ شد تا در مهلت مقرر نسبت به معرفی داوران خود اقدام نمایند داوران نیز به شرح صفحات 69 و 76 پرونده اعلام نمودند به علت اختلاف شدید، عدم تفاهم اخلاقی و فکری، زوجین قادر به ادامه زندگی زناشوئی نمیباشند. زوج مجدداً با تقدیم لایحهای تقاضای تحقیق غیرمحسوس و همچنین تحقیق از افرادی که رابطه نسبی یا سببی با زوجین ندارند را از دادگاه نموده است. دادگاه در وقت مقرر (۱۳۹3/8/17) ختم رسیدگی را اعلام و پس از درج خلاصه خواسته خواهان و مستندات ایشان دعوی را مستنداً به مواد 1313 – 1315 – 1316 الی 1318 و 1321 تا 1324 قانون مدنی و همچنین مواد 26 تا 28 قانون حمایت خانواده مصوب ۱۳۹1/12/1 و نظر به قاعده فقهی لاضرر و لاضرار فی الاسلام ... و آیه شریفه 78 سوره مبارکه حج و با عنایت به مواد 1129 و 1130 قانون مدنی وارد دانسته و خوانده را به مطلقه نمودن خواهان محکوم نموده است و با توجه به بذل 5 عدد سکه از مهریه توسط خوانده دادگاه با قبول بذل از طرف زوج نوع طلاق را بائن و از نوع خلع اعلام مینماید. وکیل خوانده در مرحله تجدیدنظرخواهی اعلام میکند: 1- در خصوص کتککاری و ضرب و شتم حکمی از دادگاه صالح صادر نگردیده است 2- زوجه جهت درخواست نفقه از طریق قانونی اقدام ننمود. 3- دادگاه قبل از الزام زوج به طلاق باید ایشان را ملزم به رفع عامل موجه عسر و حرج (پرداخت نفقه) نماید تا در صورت میسر نشدن او را ملزم به طلاق نماید 4- گواهان در زندگی زوجین حضور دائمی نداشتند لذا گواهی آنها بیفایده و ملغیالاثر میباشد و منبع کسب اطلاعات موثق محسوب نمیگردند 5- زوجه نسبت به ترک منزل اقدام نموده دادخواست الزام بر تمکین از سوی زوج گواه این مسأله میباشد لذا تقاضای نقض رأی صادره از سوی دادگاه بدوی را دارم. در توضیح مسأله وکیل خواهان طی لایحهای اعلام نمود موکل اینجانب به تعهدات خود در برابر زوج عمل نموده و فراتر از آن با کمک و همکاری در کار اقتصادی زمینههای پیشرفت ایشان را فراهم نموده است اما زوج از همان آغاز زندگی بنای ناسازگاری گذاشته و به بهانههای مختلف ایشان را مورد ضرب و شتم قرار داده است و به این بهانه که شما حقوقبگیر هستید از پرداخت نفقه امتناع نموده و زوجه را در شرایط بلاتکلیفی قرار داده است در مورد ترک منزل هم اظهارات زوج خلاف واقع محسوب میشود و با توجه به گواهی گواهان زوج همسر خود را با کتککاری از منزل بیرون نموده است و هم اکنون نیز قصد او از بازگشت زوجه به منزل فقط آزار و اذیت روحی میباشد. نظریه مشاوران نیز اظهارات اینجانب را تأیید مینماید یقین دادگاه بدوی در احراز عسروحرج نیز گواه دیگر اظهارات و دلایل زوجه میباشد، در مسأله نفقه نیز اصل بر عدم پرداخت میباشد مگر آنکه خلاف آن ثابت شود لذا به استناد مواد 1130 و 1129 قانون مدنی تأیید دادنامه بدوی مورد استدعاست. دادگاه تجدیدنظر نیز با توجه به اظهارات شهود مندرج در صفحات 56 – 57 و 58 عسروحرج زوجه را احراز نموده و با حذف موضوع گواهی عدم امکان سازش مستند به ماده 26 قانون حمایت خانواده با حذف طلاق خلعی، با توجه به عسروحرج زوجه مستند به ماده 1130 قانون مدنی ضمن رد اعتراض با رعایت ماده 358 قانون آئین دادرسی مدنی با نوع طلاق بائن ناشی از عسروحرج اعتراض تجدیدنظرخواه را وارد ندانسته و دادنامه تجدیدنظرخواسته را تأیید نموده است وکیل خواهان در وقت مقرر با تقدیم لایحهای که در صورت لزوم به هنگام شور قرائت خواهد شد نسبت به رأی صادره از شعبه چهارم تجدیدنظر بندرعباس تقاضای فرجامخواهی نموده است که متعاقب تقدیم لایحه و ثبت آن در پرونده، زوجین توافق نامهای به شرح ذیل تقدیم شعبه چهارم تجدیدنظر استان هرمزگان نمودند: 1- زوج از تقاضای فرجامخواهی خود صرفنظر نموده است 2- زوجه نسبت به نفقه حال و آینده صرفنظر و در رابطه با پرونده نفقه مطرح در شعبه چهارم حقوقی نیز اعلام رضایت مینماید. 3- زوجه کلیه مطالبات خود (غیر از مهریه) را به زوج بخشیده است 4- زوج در دفترخانه حاضر و نسبت به طلاق همسرش اقدام مینماید. 5- نحوه پرداخت مهریه بدواً 3 سکه بهار آزادی و مابقی آن از قرار هر سه ماه یک ربع سکه خواهد بود. 6- طرفین با امضاء این توافقنامه حق هرگونه شکایت یا ادعا یا طرح دعوی نسبت به یکدیگر را از خود ساقط مینمایند. پس از ثبت توافقنامه در پرونده و با توجه به استرداد دادخواست فرجامی از سوی زوج پرونده در این راستا به دیوان عالی کشور ارسال و به این شعبه ارجاع گردیده است. هیأت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردیده و پس از قرائت گزارش آقای حسن حمیدیان عضوممیز و اوراق پرونده در خصوص دادنامه شماره 00252 – ۱۳۹4/3/30 فرجامخواسته مشاوره نموده چنین رأی میدهد: رأی شعبه دیوان عالی کشور موضوع پرونده فرجامخواهی آقای م. ب. به طرفیت خانم الف. ا. نسبت به دادنامه شماره 00252 – ۱۳۹4/3/30 شعبه چهارم تجدیدنظر استان هرمزگان متضمن تأیید دادنامه شماره 00185 – ۱۳۹3/8/17 شعبه چهارم دادگاه عمومی حقوقی بندرعباس میباشد با قطع نظر از صحت و سقم موضوع معنون نظر به اینکه فرجامخواه مذکور بعد از تقدیم دادخواست فرجامی طبق بند اول توافقنامه مورخه 1394/6/3 دادخواست فرجامی را مسترد نموده است لذا با استناد به وحدت ملاک ماده 363 قانون آئین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی مصوب سال 1379 قرار ابطال دادخواست صادر و اعلام مینماید. رئیس و عضو معاون و عضو معاون شعبه 15 دیوان عالی کشور جعفر قدیانی - مرتضی شریفی - حسن حمیدیان فهرست خلاصه جریان پرونده شعبه دیوان عالی کشور نقد رأی نقد رأی نام * : رایانامه * : توضیح: کدتصویری: تعدادموافق: 0 ـ تعدادمخالف: 0 نقدهای شما تماس با ما نشانی: تهران اتوبان چمران شمال ، اتوبان یادگار جنوب، بعد از خروجی اوین درکه، پشت مجتمع دشت بهشت، خیابان شهید قدوسی کد پستی : 1983846514 تلفــــن : 22376843 دورنگار : 22376840 سامانه پیام کوتاه:5000969900070 رایانامه : bijp@jri.ac.ir پیوندها پژوهشگاه قوه قضاییه قوه قضاییه جمهوری اسلامی ایران مرکز آمار و فناوری اطلاعات قوه قضاییه روزنامه رسمی کشور معاونت حقوقی قوه قضاییه مرکز مطبوعات و انتشارات قوه قضاییه نسخه کلیه حقوق برای پژوهشگاه قوه قضاییه محفوظ است