ارزش قضایی نظریه دفتر فنی دادسرا
خلاصهٔ رأی
ارزش قضایی نظریه دفتر فنی دادسرا Toggle navigation صفحه اصلی درباره ما درباره پژوهشگاه قوه قضائیه دربا
متن کامل
ارزش قضایی نظریه دفتر فنی دادسرا Toggle navigation صفحه اصلی درباره ما درباره پژوهشگاه قوه قضائیه درباره پژوهشکده آرا تماس با ما دریافت نظرات و پیشنهادها عنوان: ارزش قضایی نظریه دفتر فنی دادسرا پیام: نظریه دفتر فنی دادسرا،جنبه کارشناسی داشته و موضوعیت ندارد و نمی تواند مبنای صدور حکم محکومیت قرار گیرد. مستندات: شماره دادنامه قطعی : 8909982179100080 تاریخ دادنامه قطعی : 1394/09/02 گروه رأی : کیفری آراء منتخب پرونده: شعبه دیوان عالی کشور مشخصات متن نتیجه تحلیلی کلید واژه ها نمایه قوانین مرتبط گردش پرونده عین عبارت چاپ متن متن تجمیعی پرونده قلم یکان ایران میترا ترافیک زر یاقوت تیتر رأی خلاصه جریان پرونده به حکایت تصاویر مصدق آراء صادره در مورد اتهام آقایان م. و ن. ق. و ج. م. و ک. ه. دائر بر عضوگیری در شرکت ... و ردیف اول و سوم اخذ مبلغ 8330000 تومان از شاکی به نام ن. ح. و همچنین ردیف سوم اخذ مبلغ 7700000 تومان از م. ن. و ردیف اول اخذ 6250 دلار پورسانت ردیف دوم اخذ 1500 دلار پورسانت ردیف سوم 60000 دلار پورسانت ردیف چهارم 35500 دلار پورسانت بر اساس تحقیقات مقوله و پاسخ استعلام دفتر فنی مستقر در دادسرا و کیفرخواست صادره و عدم حضور متهمان علیرغم احضار از طریق انتشار آگهی طی دادنامه شماره 9109972192300207 ـ ۱۳۹۱/3/9 صادره از شعبه ... دادگاه عمومی جزایی تهران و به استناد بند ز الحاقی به ماده 1 قانون مجازات اخلالگران در نظام اقتصادی کشور حکم بر محکومیت ک. ه. به تحمل سه سال حبس و بقیه متهمین به دو سال حبس و نیز محکومیت ردیف اول و سوم به رد مال در حق شکات و همگی را به پرداخت دو برابر پورسانت اخذ شده به عنوان جزای نقدی به نفع صندوق دولت صادر و رأی صادره غیابی اعلام شده است سپس رأی صادره مورد واخواهی ج. م. قرار گرفته و شعبه صادرکننده رأی غیابی طی دادنامه شماره 298 ـ 920 ـ ۱۳۹۲/4/9 دادنامه واخواسته را در مورد حبس یا اعمال ماده 22 قانون مجازات اسلامی و تقلیل مدت آن به هشت ماه تأیید نموده و در رابطه با رد مال به لحاظ انکار واخواه و پاسخ دفتر فنی و اینکه واخواندگان زیرمجموعه مستقیم واخواه نمیباشند واخواهی را موجه تشخیص و حکم برائت صادر نموده است نسبت به رأی اخیر از سوی ج. م. با وکالت از م. گ. از جهت محکومیت خود به شرح موصوف و نیز از جانب احد از شکات به نام م. ن. در مورد برائت متهم ج. م. در خصوص رد مال تجدیدنظرخواهی به عمل آمده که در شعبه 69 دادگاه تجدیدنظر استان تهران مطرح و طی دادنامه شماره 9309970225900595 ـ ۱۳۹۳/8/14 شعبه مذکور ضمن رد تجدیدنظرخواهیهای معموله رأی تجدیدنظر خواسته تأیید گردیده است اینک آقای ج. م. با وکالت آقای م. گ. نسبت به دادنامه صادره از دادگاه تجدیدنظر به شرح فوق به استناد بندهای ج و چ ماده 474 و مواد 475 و 476 قانون آیین دادرسی کیفری درخواست تجویز اعاده دادرسی به عمل آورده وکیل متقاضی در درخواست مطروحه عنوان نموده که موکل در الف. راننده تاکسی بوده در اواخر سال 1387 با دعوت یکی از فامیلها به نام آران ا. که مدعی بوده در تهران باشگاه اجاره کرده با فروش تاکسی خود به تهران عزیمت چون بیسواد بوده کاری هم به وی ارجاع نشده بعد از چهار ماه با از دست دادن سرمایه با قهر از فامیل برگشته در الف. با کارگری در پیش دیگران زندگی خود را اداره مینموده بعد از آن به تهران نیامده و در سال 92 با حکم غیابی مواجه شده و در همان لحظه اول اعلام نموده نه تنها شکات را نمیشناسد بلکه خود در اثر دعوت ا. آ. متحمل ضرر زیان شده اصلاً از شرکت هرمی اطلاع نداشته است و با همین استدلال نسبت به رأی صادره واخواهی نموده و در مورد رد مال حکم برائت موکل صادر شده است ضمناً دو سال حبس مقرر در حکم غیابی را به هشت ماه تقلیل ولی عملاً در مورد جزای نقدی که دو برابر پورسانت یا همان سود حاصله که از زیر شاخه معرفی شده پرداخت میگردد اظهارنظر ننموده اما به این موضوع کاملاً اشاره نموده که شکات نه تنها زیر شاخه موکل نمیباشد بلکه موکل پولی از آنها دریافت نداشته پس جزای نقدی نیز از بین رفته ولی در ک. تأسف در صدور حکم واخواهی از قلم افتاده و با تجدیدنظرخواهی اینجانب به وکالت از موکل حکم بدوی عیناً تأیید شده است و در قبال درخواست رفع ابهام دادگاه تاکنون اقدامی به عمل نیاورده است مدارک پیوست درخواست اعاده دادرسی کپی نامه (درخواست) آقای ج. م. از زندان به عنوان ریاست محترم شعبه 69 دادگاه تجدیدنظر استان تهران متضمن شرح مجازات و محکومیت خود و مشمول عفو رهبری در مورخه ۱۳۹۴/2/15 و عدم آزادی وی در اثر تفسیر اشتباه قاضی محترم (جزای نقدی برای بنده در نظر گرفته است) و نیز استشهادیهای متضمن مطالب مقید در درخواست وکیل به شرح موصوف و تأیید آن مطالب از سوی امضاءکنندگان آن استشهادیه میباشد درخواست وکیل متقاضی به هنگام شور قرائت خواهد شد. به تاریخ ۱۳۹۴/8/25 پرونده محاکماتی واصل و مورد مطالعه قرار گرفت آقای ن. ح. در توضیح شکایت مطروحه اعلام داشته مبلغ هشت میلیون و دویست و پنجاه هزار تومان م. و ج. م. و ک. ه. به بهانه خرید تور جهانگردی از من گرفتند شاهد من م. ن. است م. ن. هم اظهار داشته مبلغ هفت میلیون و هفت صد و پنجاه هزار تومان به ج. م. و ک. ه. بابت خرید تور جهانگردی پرداخت نمودهام شاهدم ن. ح. است از مظاهر ق. در مرجع انتظامی در مورد شکایت شاکی سؤال شده پاسخ داده است که با شاکی با هم کار میکردیم پول ایشان دست من نبوده و به کسی دیگر تحویل دادهاند هر کسی پولی تحویل کسی داده در مقابل کارت اعتباری دریافت کرده که در ایمیل اختصاصی هر کس هست ما با هم شاکی هستیم ولی من وقت شکایت نداشتم و به پیشنهاد بنده بود که به این مرکز محترم مراجعه و درخواست راهنمایی بکنم و خودم به همراه ایشان مراجعه کردم قبلاً مدت کوتاهی به همراه شاکی کار کردم ولی دیدم جواب نمیدهد ادامه ندادم و بالا سری بنده آقای ج. م. هست ـ تقریباً مبلغ هشت میلیون تومان خرید کردم و هیچ پورسانتی دریافت نکردم بنده شاکی را نمیشناختم و به این کار هم دعوت نکردم کسی دیگر آنها را دعوت کرده ولی اشتباهاً از بنده شکایت کرد نامبرده در دادیاری هم گفته است به همراه شاکیان در سه ماه پیش برای شرکت عضو شدیم و پول پرداخت کردیم و خودم نیز مالباخته هستم و مبلغ هفت میلیون تومان من به ج. م. و مقداری هم به ک. ه. دادم من پولی از شاکیان نگرفتم درباره متهم نامبرده که اتهام عضوگیری در شرکت هرمی برای وی تفهیم شده قرار کفالت به میزان یکصد میلیون ریال صادر شده است و با معرفی کفیل و صدور قرار قبولی کفالت آزاد شده است در تاریخ ۱۳۸۹/2/25 شکات آقایان ن. ح. و م. ن. در دادسرا حاضر و اظهار نمودهاند (آقای ن. ح. اظهار داشته) هشت میلیون و دویست و سی و پنج هزار تومان نقداً به مظاهر ق. دادم او هم پول را به ج. م. داده است شاهد دارم معرفی میکنم م. ن. هم بیان داشته هفت میلیون و هفتصد و پنجاه هزار تومان نقداً به ن. ق. دادم و او هم به ک. ه. و ج. م. تحویل میداد شاهد دارم معرفی میکنم ذیل این صورتجلسه دستور استعلام سابقه شکات و متهمین از دفتر فنی صادر گشته دفتر فنی در پاسخ اعلام نموده در مورد م. ن. و ع. ج. جستجو شد نتیجهای از مشارالیه یافت نگردید در مورد ن. ق. موارد مشابه محتمل یافت گردید و نیاز به اطلاعات بیشتر میباشد ـ اطلاعات دریافت شده از سوی آن مرجع ممکن است به دلایل مختلف نظیر استفاده از اسم مستعار ... در سیستم موجود نباشد ـ در مشخصات ارسال شده منظور از افراد معرفی شده زیرمجموعهای فرد نمیباشد و در اطلاعات موجود نزد این دفتر تعداد زیر مجموعهها و لیست آنها به صورت کامل فعلاً موجود نمیباشد و کل عملیات مالی شخص فعلاً در دسترس نمیباشد دفتر فنی در پاسخ به استعلام دیگر دادسرا اعلام نموده در مورد ن. ق. و ج. م. اطلاعات ارائه شده از افراد مذکور در پایگاه دادهای موجود در نزد این دفتر جستجو گردید و موارد مشابه محتمل یافت گردد و نیاز به اطلاعات بیشتر میباشد دادسرا مجدداً به اعلام اسامی و مشخصات ن. ق. و ج. م. و ن.ح. و م. ن. از دفتر فنی خواسته است که مشخصات موجود از افراد مذکور در پایگاه داده سیستم هرمی را تهیه و به شعبه ارسال نمایند دفتر فنی در پاسخ اعلام داشته در مورد ن. ق. با 275453 و درآمد 1500 دلار در مورد ج. م. با 113848 و درآمد 60000 دلار در مورد ن. ح. با ... و درآمد 500 دلار و در مورد م. ن. با ... و درآمد 500 دلار در پایگاه داده این دفتر موجود میباشد با دستور دادیار متهمان ج. م. و ن. ق. از طریق نشر آگهی احضار شدهاند متهم دیگر به نام ک. ه. نیز به همین نحو احضار شده است م. ن. طی لایحهای خطاب به دادیار اعلام داشته که نتوانستم شهود خود را حاضر نمایم مراتب جهت اطلاع و هرگونه دستور تقدیم میگردد م. ق. جهت اخذ آخرین دفاع احضار شده به شرح صورتجلسه مورخ ۱۳۹۰/10/10 ن. ح. و م. ن. در شعبه دادیار حضور یافته و اظهار نمودهاند امکان معرفی شهود نداریم در تاریخ ۱۳۹۰/11/5 دادیار شعبه دوم دادسرای ناحیه 31 در مورد اتهام ن. ق. و ج. م. و ک. ه. و م. ق. دائر بر عضوگیری در شرکت ... قرار مجرمیت صادر و در خصوص شکایت علیه عزت جدی قرار منع تعقیب صادر نموده و قرارهای صادر مورد موافقت از جانب دادستان (دادیار اظهارنظر) قرارگرفته است(ص76) اوراق پرونده بعد از صدور قرار نهایی موصوف از صفحه 78 تا 98 مربوط به اخطاریهها و آگهیهای شعبه 1048 دادگاه عمومی تهران جهت احضار و دعوت شکات و متهمین و صورتجلسه دادرسی در وقت مقرر و صدور رأی بدوی و آگهی دادنامه میباشد و کیفرخواست دادسرا بعد از صفحات مذکور و در برگ 99 قرار گرفته و بدین صورت اوراق پرونده از حیث جریان رسیدگی مرتب نبوده و در جای خود قرار ندارند علی ایحال پرونده با صدور کیفرخواست علیه م. و ن. ق. و ج. م. و ک. ه. به اتهام عضوگیری و فعالیت در شرکت ... موضوع شکایت ن. ح. پ. و م. ن. در تاریخ ۱۳۹۰/11/19 به شعبه 1048 دادگاه عمومی جزایی جهت رسیدگی ارجاع گردیده و این شعبه بعد از تعیین وقت رسیدگی و دعوتهای لازم در وقت مقرر به تاریخ ۱۳۹۱/3/2 تشکیل جلسه داده نماینده دادستان تقاضای رسیدگی نموده و از شکات ن. ح. اظهار داشته من هشت میلیون و سیصد و سی هزار تومان نقداً به ج. م. و م. دادم و م. ن. اظهارداشته من هفت میلیون و هفتصد هزار تومان به ج. م. نقداً دادم متهمین علیرغم احضار در جلسه دادگاه حضور نیافتهاند (احضار از طریق نشر آگهی) و سپس دادگاه با اعلام ختم رسیدگی طی دادنامه شماره 207 ـ 910 ـ ۱۳۹۱/3/9 به استناد بند ز ماده 1 قانون مجازات اخلالگران در نظام اقتصادی کشور ک. ه. را به سه سال حبس و سایر متهمین را به دو سال حبس و م. و ج. م. را به رد مال در حق شکات و همگی متهمین (م. و ن. ق. و ج. م. و ک. ه. ) را به پرداخت دو برابر پورسانت اخذ شده به عنوان جزای نقدی به نفع صندوق دولت محکوم نموده و رأی صادره را غیابی توصیف کرده است آقای ح. ن. با تسلیم وکالتنامه از سوی ج. م. نسبت به رأی صادره واخواهی به عمل آورده مضافاً شخص واخواه با حضور در شعبه اجرای احکام کیفری در تاریخ ۱۳۹۱/10/5 نسبت به رأی صادره اعتراض و واخواهی نموده است در همین تاریخ پرونده تحت نظر دادگاه قرار گرفته ج. م. در مقام واخواهی اظهار داشته : من در اواخر سال 87 توسط شخصی به نام ا. آ. پسر دائی خودم وارد شرکت گ... شدم و بعد از مدتی ر. ر. را آوردم داخل شرکت و من تاکسی داشتم تاکسی را فروختم مبلغ 16 میلیون تومان و 8 میلیون تومان را خرید کرد و 8 میلیون تومان هم بابت ر. ر. دادم گفته بعداً که کارکرد به تو میدهد بعد از مدتی ر. ر. کار کرد و من نتوانستم نفر دوم را به شرکت بیاورم بعد از چند ماه طول کشید چهار ماه بعد چون تاکسی را فروخته بودم نتوانستم به الف. برگردم و اواخر سال 88 از شرکت جدا شدم رفتم الف. و بالاسری من ا. آ. بوده است که زنگ زد الف. و به من گفت یک نفر ... را برای تو انتخاب کردم و گذاشتم برگرد که من برنگشتم و شکات ن. ح. را و م. ن. را نمیشناسم و اصلاً آنها را ندیده بودم ولی در موقع دستگیری آنها را دیدم و فهمیدم که ا. آ. اینها را آورده و پول از شکات گرفته و من اصلاً از آنها پول نگرفتم و مدرک نیز ندارند من خودم 16 میلیون تومان بابت خودم و ر. ر. دادم و هیچکس را معرفی نکردم و از هیچکس هم پول نگرفتم دادگاه در ادامه رسیدگی بر اساس مدافعات متهم ( ج. م. قرار تأمین مورخ ۱۳۹۱/10/4 را تقلیل و آزادی وی را مقید به تودیع وثیقه به مبلغ یک میلیارد و پانصد میلیون ریال نموده و مراتب را به متهم ابلاغ کرده است برگ بعدی پرونده سفید بوده تنها در صدر آن دو سطر چاپی (محل رسید بازداشتگاه نام و نام خانوادگی مسئول تحویل زندانی ...) به چشم میخورد (ص 110) متهم در تاریخ ۱۳۹۱/10/5 به زندان معرفی وقت رسیدگی از سوی دادگاه تعیین و دستور دعوت طرفین صادر گشته است آقای ن. از وکالت ج. م. استعفاء نموده و آقای م. گ. با تسلیم وکالتنامه از سوی ج. م. اعلام وکالت نموده است اوراق پرونده در این قسمت هم منطبق با جریان رسیدگی نبوده از جمله دستور ثبت واخواهی ج. م. و تعیین وقت رسیدگی در این قسمت دیده میشود در تاریخ ۱۳۹۲/3/2 جلسه شعبه 1048 دادگاه عمومی تهران در وقت مقرر تشکیل گردیده نماینده دادستان درخواست رسیدگی نموده شکات و متهم و وکیل وی حضور یافتهاند وکیل واخواه اظهار نموده مطالب به شرح لایحه تقدیمی است (در لایحه تقدیمی وکیل عنوان شده است که موکل در دام یکی از فامیلهایش به نام ا. آ. گرفتار شده و نه تنها سرمایه زندگی خود یعنی یک تاکسی را فروخته و به ا. آ. داده بدون اینکه در موضوع شکایت دخالتی داشته باشد یا شکات را بشناسد گرفتار و محکوم شده است مدتی در منزل فامیل میهمان بوده وقتی دیده کاری نیست به شهر خود الف. رفته و مشغول کشاورزی شده درخواست میشود وقت رسیدگی ت