ارزش اثباتی لوث و قسامه

خلاصهٔ رأی

در معاینه از محل چند تار مو روی پتوی مورد استفاده مقتول و یک عدد دکمه سفید پیراهن که احتمال تعلق ان به متهم بوده است.

متن کامل

ارزش اثباتی لوث و قسامه Toggle navigation صفحه اصلی درباره ما درباره پژوهشگاه قوه قضائیه درباره پژوهشکده آرا تماس با ما دریافت نظرات و پیشنهادها عنوان: ارزش اثباتی لوث و قسامه پیام: حسب معاینه بالینی به عمل امده ۱-جوشگاه های بر جا مانده از جراحات متعدد و موازی در ناحیه قدام قفسه صدری به صورت عمودی و در قدام ناحیه شکم به صورت افقی که همگی جراحات در حالت غیر منازعه ایجاد شده اند و بدون شک خودزنی می باشد. و در اثر اصابت جسم نوک تیز و برنده ایجاد شده اند مستندات: شماره دادنامه قطعی : 8609986121100168 تاریخ دادنامه قطعی : 1399/09/22 گروه رأی : کیفری آراء منتخب پرونده: مشخصات متن نتیجه تحلیلی کلید واژه ها نمایه قوانین مرتبط گردش پرونده عین عبارت چاپ متن متن تجمیعی پرونده قلم یکان ایران میترا ترافیک زر یاقوت تیتر رأی متن رأی پرونده کلاسه ۸۶۰۹۹۸۶۱۲۱۱۰۰۱۶۸ شعبه ۲ دادگاه کیفری یک استان خوزستان ( ۱۶ کیفری استان سابق ) تصمیم نهایی شماره ۹۹۰۹۹۷۶۱۲۱۱۰۰۵۹۸ شکات: ۱. اقای ش. س. نیا فرزند س. ون ۲. اقای ع. س. نیا فرزند س. ون ۳. اقای س. س. نیا فرزند س. ون ۴. اقای ع. س. نیا فرزند س. ون ۵. اقای خ. س. نیا فرزند س. ون ۶. اقای ع. س. ن. فرزند س. با وکالت خانم ف. خ. د. فرزند ش. به نشانی *و خانم ف. ل. فرزند ع. به نشانی * متهم: اقای ع. ا. ز. فرزند ع. با وکالت اقای ع. س. فرزند ح. به نشانی * اتهام:قتل عمدی گردش کار پرونده به موجب گزارش مامورین انتظامی بخش *در مورخ ۱۳۸۵/۷/۱ در ساعت ۱۲:۱۵ از طریق تماس تلفنی به کلانتری اطلاع داده شده که از ابراه منزل شخصی به نام س. س. ن. واقع در *خون بیرون می اید که بلافاصله به محل عزیمت و به درب منزل مراجعه که مشاهده گردید.از ابراه زیر در خون خارج می شود. که از بالای درب به داخل منزل نگاه کرده و مشاهده شد جوانی رو به درب حیاط منزل افتاده و خون زیادی از وی رفته که بلافاصله از طریق بیسیم به رییس کلانتری اطلاع داده ایشان با جناب اقای ب. به محل مراجعه و پس از کسب اجازه درب حیاط بازگردید.و وارد حیاط شده که برابر مشاهدات عینی چنین به نظر می رسد که مقتول روی تخت خواب بوده و بنابه دلایلی توسط فرد یا افرادی به وسیله چاقو به قتل رسیده و هویت مقتول سالم سالمی نیا فرزند س. ون می باشد. ساعت مچی مقتول در صحنه مشاهده شد روی تخت یک دست رختخواب و یک عدد موبایل و یک پاکت سیگار وینستون و پارچ اب خوری و یک عدد چاقو اشپزخانه مشاهده شد یک جفت دمپایی مردانه، یک جفت دمپایی زنانه در پایین تختخواب قرار دارد. مقتول روی شکم رو به قبله افتاده و دو پای وی بالا بوده شیر اب در سمت چپ جسد قرار گرفته و چکه می نمود که باعث انتقال خون به بیرون از منزل گردید. سپس روسای محترم کلانتری، اگاهی و رییس محترم دادگاه بخش اغاجری به جانشینی از بازپرس در محل قتل حاضر می شوند. جسد به پزشکی قانونی منتقل در معاینه جسد اعلام می گردد. بیست و دو ضربه چاقو به پشت سینه و پهلوی ان وارد گردیده و علت تامه مرگ خونریزی ناشی از ضربات متعدد چاقو تعیین می گردد. در معاینه از محل چند تار مو روی پتوی مورد استفاده مقتول و یک عدد دکمه سفید پیراهن که احتمال تعلق ان به متهم بوده است.و یک دستگاه تلفن و دو شماره یافت می گردد. در تحقیقات معموله پلیس اگاهی اعلام می شود. فردی به نام ع. ( م. ) ا. ز. همسر ز. ( دختر عمویش ) بوده قبلا مقتول ( س. س. ن. ) نیز به خواستگاری ز. امده است.و به عنوان مظنون معرفی می گردد. مشارالیه به پلیس اگاهی حاضر و اولیای دم مقتول اعلام می دارند عبد ( م. ا. ز. ) یک هفته قبل از حادثه به *امده و در منزل پدر و مادر زنش اقامت داشته و به خاطر کینه ای که از مقتول به دل داشته از فرصت تنها بودن وی در منزل استفاده کرده و شبانه وی را به قتل رسانده است. لکن متهم عبد ( یا م. ) اتهام را انکار می نماید. تا اینکه فردی به نام ع. س. ز. به عنوان مظنون به شرکت در قتل معرفی و به مدت یک سال متواری شده. سپس در *دستگیر می شود. ایشان اعلام می دارد. من اصلا نقشی در قتل نداشته ام و در فاتحه خوانی عمویم در *چای می ریختم که اقای ع. ا. ز. پیش من نشست و گفت که سالم سالمی نیا ( مقتول ) دارد. مزاحم دختر عمویت که نامزد من می باشد. می شود. و خانمم همیشه به من می گوید که سالم مزاحم من می شود. و گفت من تلافی در می اورم و به من گفت دو نفر که انجا داخل *می بینی رفقای من می باشند به نامهای ع. و ب. هستند. این دو نفر اگر کسی روی من اب بپاشد انها خون می پاشند یعنی رفقای خوب من هستند هر چه به انها بگویم گوش می دهند و مرا تحریک کرده که در قتل مرحوم سالم سالمی نیا کمکش کنم. بعد از ان دیگر من ایشان را یعنی عبد را ندیدم تا روزی که امدم دنبال تلویزیون که من از *با یک پراید قرمز رنگ که تاکسی سرویس بود به *امدم و زن عمویم به من گفت بیا داخل تا لباسهایم را اماده کنم بعدا با هم برویم به *. من نیز حدود ده دقیقه ای خانه عمویم نشستم و به اتفاق زن عمویم با برادرانش به *رفتیم و چون من این تلویزیون را برای عمویم قسطی گرفته بودم عمویم گفت من دیگر این تلویزیون را نمی خواهم و در حین اینکه راننده را پشت شیشه ماشین را پاک می کرد ع. ا. ز. امد پیش من گفت کجا می روی؟ گفتم می خواهم بروم *ایشان گفت بیا تا امشب کار را یکسره کنیم و سالم را به قتل برسانیم. من به وی گفتم شما جدی می گویی یا شوخی می کنی؟ گفت من جدی می گویم. دو تا از دوستانش از *از صبح تا حالا منتظر من هستند. بعد از ان با تاکسی سرویس به اتفاق زن عمو و برادرش به سمت *حرکت کردیم حول و حوش ساعت یک شب بود که عبد به من زنگ زد و گفت شما نمی ایی کمکم؟ من گفتم خوابم و داشتم قلیان می کشیدم و با خودم فکر کردم ایا واقعا می خواهد این کار را بکند سپس به سمت *امدم سپس با یک تویوتای قدیمی سفید رنگ به سمت *امدم و هزار و پانصد تومان به وی کرایه دادم و امدم دیدم سر سه راهی که در بازسازی قتل نشانتان دادم هر سه نفر انها انجا نشسته بودند سپس به اتفاق همدیگر رفتیم سمت *. بعدا عبد گونی حاوی کلنگ و خنجر را از بغل دیوار *برداشت و به اتفاق همدیگر به سمت خانه مقتول رفتیم و ساعت حدود یک ربع به دو نیمه شب بود و این سه نفر رفتند روی دیوار و رفتند پریدند توی حیاط مقتول و ع. دستور می داد و به ن. می گفت برو دهانش را ببند و به ع. گفت تو هم برو پایین و به من نیز گفت بیا با من تا وی را بکشیم. من گفتم نمی ایم. سپس گفت اگر نمی ایی پشت دیوار نگهبانی بده من نیز پشت دیوار ایستادم من به داخل حیاط نگاه نمی کردم و گونی را به عبد دادم سپس وی پایین حیاط پرید و من گوش می کردم که عبد به ن. می گفت دستش را بگیر و از پشت بخواب روی کمرش بعدا عبد به ع. گفت اولین ضربه را بزنی توی دلش و با زبان عربی صحبت می کردند. و عبد به ن. گفت محکم بگیرش که می خواهم گوش هایش را ببرم و من صدای ناله مقتول را می شنیدم و چند دقیقه ای بعد ع. پرید و به عبد گفت مرد. و عبد گفت من برم ضربه یادگاری را بزنم و برگردم و شنیدم که یکی از انها صدا کرد مقتول دارد. به سمت درب حیاط می اید بعد از ان دیدم که ن. از بالای دیوار خانه به پایین پرید و دیدم که دست چپ ن. کاملا خونی است.بعد از ان همگی فرار کردیم. متهم دیگر اقای ع. ( م. ) ا. ز. در تحقیقات بعدی و در مواجهه حضوری اتهام را پذیرفته و ابراز داشت: … من به ع. گفتم فقط چند تا خراش بهش بزنیم و برویم گفت دو سه تا چاقو داخل شکمش زد و دو سه تا چاقو نیز داخل کمرش که من گفتم برویم کافی است.که سالم سالمی نیا دیگر افتاد. بعد ع. گفت ما چهار نفر امدیم باید چهار تا هم در قتل شریک باشیم. ضمنا اولین ضربات را ع. که سه تا به داخل کمر زد من هم چاقو را گرفتم و سه تا ضربه پایین کتفش زدم. از متهمین خواسته شد که مشخصات و نشانی ع. و ن. را ارایه نمایند ولی هر یک از انان ان دو نفر را از دوستان طرف مقابل خود معرفی نمودند النهایه این دو نفر شناسایی نمی گردند. سپس در مورخه ۱۳۸۷/۱۱/۲۷ فردی به نام ف. ا. از *اقرار نامه ای تنظیم که در ان بیان داشته در مورخ ۱۳۸۵/۷/۱ در منزل مرحوم س. ان برای حساب و کتاب یک معامله مواد مخدر با یکدیگر نشسته بودند که بگو مگو در بین انان در می گیرد و با درگیری فیزیکی بعدی نامبرده با چاقو سالم س. ن. را به قتل می رساند. این اقرار نامه توسط وکیل اقای ع. س. ز. به دادگاه ارایه می گردد. ف. ا. به دادگاه احضار و اتهام قتل عمدی سالم س. ن. را انکار می نماید. و اقرارش را ناشی از تلقینات ع. س. زاده اعلام می دارد. در نهایت رییس محترم شعبه شانزده کیفری استان سابق و مستشاران محترم طی چندین جلسه رسیدگی با تشخیص لوث و انجام مراسم قسامه حکم به قصاص نفس متهمان عبد ( م. ) ا. ز. و ع. س. ز. از حیث شرکت در قتل عمدی به شرط پرداخت نصف دیه کامل از طرف اولیای دم به هر یک از متهمان صادر می نماید. سپس دادنامه به طرفین ابلاغ و مورد اعتراض محکومان و وکلای مدافع انان قرار می گیرد. پرونده به شعبه پانزدهم دیوان عالی کشور ارجاع رییس و مستشار شعبه طی دادنامه شماره ۸۹۰۹۹۷۰۹۰۷۵۰۰۳۷۸ رای صادره از ان مرجع را واجد نقص و ایراد دانسته و بدین شرح اظهارنظر می نماید. ۱-صرف نظر از انکار متهمان محکوم علیه و عدول انان از اقاریر اولیه ع. س. ز. مدعی گردیده است.در عملیات مستقیم و مباشرت در قتل شرکت نداشته است.او پشت درب حیاط مراقب و نگهبانی را به عهده داشته است. ع. و ن. و ع. وارد حیاط گردیدند و سالم را به قتل می رسانند و بعد همگی فرار می کنند. ۲-علی رغم اینکه هر دو محکوم علیه به شرکت ع. و ن. در قتل اقرار و اذعان داشته اند لیکن در خصوص شناسایی و دستگیری و تحقیق از انان اقدام جدی معمول نگردیده است. ۳-در مورد اعتراف ف. ا. به صرف انکار بعدی وی اکتفای شده است.در حالی که در این مورد جا داشت با بررسی دقیق امر و اینکه متهم موصوف در ۱۳۸۵/۶/۳۱ و ۱۳۸۵/۷/۱ در زندان بوده است.یا از مرخصی استفاده می کرده اعلام و استعلامی در این خصوص اززندان *می گردید.و همچنین در خصوص اقرار وی و اینکه محکومیت او که در زندان بوده است.به چه میزانی بوده که قتل را به عهده می گیرد بررسی نشده است. ۴-در صورت دستگیری و شناسایی ن. و ع. و تحقیق از انان در خصوص تعلق تار موهای یافت شده از محل و دکمه و ته سیگار یافت شده در محل به نحو مقتضی و علمی اقدام گردد. علیهذا با توجه به مراتب بالا به لحاظ نقص تحقیقات مرقوم رای صادره را نقض و پرونده را جهت ادامه رسیدگی و رفع نواقص به این دادگاه اعاده نموده است. ( شعبه دوم دادگاه کیفری یک استان خوزستان به جانشینی از شعبه ۱۶ کیفری استان ) این دادگاه به جهت رفع ایرادات مطروحه پرونده را به دادگاه عمومی بخش اغاجری اعاده می نماید. سپس اولیای دم طی صورتمجلس ۱۳۹۲/۱۲/۶ اعلام میدارند که ادرسی از ع. و ن. ندارند و قاتلین برای فرار از مجازات نام این دو نفر را ذکر کرده اند … . مجددا از متهم اقای ف. ا. تحقیق به عمل می اید در مقام دفاع ابراز می دارد.: حدودا در سال ۱۳۸۶ اقایان ع. س. ز. و ع. ا. ز. و ع. سواری و ن. سواری ( همان ا. و ع. سواری می باشند ) . به جرم فروش هرویین در زندان *سر می برند و من هم در همان سال به اتهام حمل هرویین به تحمل پنج سال حبس محکوم شده ام و با این افراد که نام برده ام در یک بند بودیم و اقایان ع. و ن. س. هر دو به حبس ابد محکوم شده بودند و از *منتقل شدند و دیگر اطلاعی از انان ندارم. … و اقایان ع. و ن. سواری در قتل نقشی نداشته اند. از متهمین در خصوص ع. و ن. مجددا تحقیق بعمل می اید اظهار می دارند که انان را نمی شناسند و برای فرار از شکنجه اسم انان را اورده اند. سپس فی ما بین ف. ا. و اقایان ا. و ن. س. با متهمین عبد ( م. ) ا. ز. و ع. س. ز. مواجه حضوری بعمل می اید. ن. س. در مقام دفاع بیان داشت: سال ۱۳۸۳ به علت حمل هرویین به اعدام محکوم شده بودم در زندان *سر می بردم تا اینکه به لطف م. م. ر. مشمول عفو شده و اعدامم به حبس ابد تبدیل شد. در سال ۱۳۹۰ از طریق اجرای احکام کیفری به *جهت ادامه حبس معرفی شدم و در حال حاضر در *می باشم. ضمنا من از سال ۱۳۸۳ لغایت ۱۳۸۷ هیچ گونه مرخصی به من داده نشده چون من در بازداشت موقت به اتهام حمل مواد مخدر هرویین زندانی بودم تا اینکه اولین بار در سال ۱۳۸۷ به مرخصی رفتم و مقتول سالم س. نیا را به هیچ عنوان نمی شناسم در سال ۱۳۸۳ که به *رفتم محیط زندان کوچک بود. در سال ۱۳۸۵ اول ع. ا. ز. به زندان امد بعد از مدتی ع. س. ز. به زندان امد و بعد از مدتی فهمیدم که جرم این دو نفر قتل است.و با ف. ا. که قبل از من زندان بود اشنا شدم. سپس از اقای ا. س. تحقیق به عمل امد و او همچنین دفاعیات را تکرار و اعلام می دارد. اصلا در قتل سالم س. نیا شرکت نداشته و مقتول را نمی شناسد در ادامه ع. س. ز. بیان می دارد.: … من به جهت فرار از شکنجه دو اسم مستعار به نام های ن. و ع. اوردم در صورتی که ع. و ن. به هیچ وجه وجود خارجی ندارند … و بعد از اینکه به زندان معرفی شدم با ف. ا. درد دل نمودم و او هم به خاطر کمک به من قبول کرد که اقرار به قتل نماید. و امد اقرار نامه ای تنظیم کرد و به بند زندان رفتیم و به زندانیان موضوع را گفتیم که اقایان ن. س. و ا. س. و غ. خ. امدند و اقرار نامه را به عنوان شاهد امضای نمودند و حتی ع. ا. ز. از قضیه خبری نداشت. متهم دیگر اقای ع. ( م. ) ا. ز. ابراز داشت: … من هیچ اطلاعی از توافقات ع. س. ز. و ف. ا. نداشتم و در خصوص ع. و ن. یک بار دیگر اعلام می کنم که این اسامی واهی می باشند و ع. به خاطر فرار از مجازات و شکنجه در اگاهی اسم انان را اورده است.… . من هیچ اطلاعی ازقتل سالم سالمی نیا ندارم. مجددا از اقایان ف. ا. و ن. س. و ا. س. در خصوص قتل تحقیق به عمل می اید لیکن اتهام را انکار و ابراز می دارند اصلا مقتول سالم س. ن. را نمی شناسند. در ادامه