ارتکاب قتل به اعتقاد مهدور الدم بودن مقتول
خلاصهٔ رأی
پیام: با عنایت به اینکه وفق تحقیقات، مقتول با قاتل عمل لواط انجام داده و قاتل در ناراحتی روحی و روانی بوده و به همین دلیل حتی دو بار دست به خودکشی هم زده است و غیر از این امر هیچ گونه خصومتی فی مابین قاتل و مقتول مشهود نیست و سایر قرائن و امارات نیز مبین ارتکاب قتل به سبب مذکور است، قتل به اعتقاد به مهدورالدم بودن مقتول صورت گرفته است.
متن کامل
ارتکاب قتل به اعتقاد مهدور الدم بودن مقتول Toggle navigation صفحه اصلی درباره ما درباره پژوهشگاه قوه قضائیه درباره پژوهشکده آرا تماس با ما دریافت نظرات و پیشنهادها عنوان: ارتکاب قتل به اعتقاد مهدور الدم بودن مقتول پیام: با عنایت به اینکه وفق تحقیقات، مقتول با قاتل عمل لواط انجام داده و قاتل در ناراحتی روحی و روانی بوده و به همین دلیل حتی دو بار دست به خودکشی هم زده است و غیر از این امر هیچ گونه خصومتی فی مابین قاتل و مقتول مشهود نیست و سایر قرائن و امارات نیز مبین ارتکاب قتل به سبب مذکور است، قتل به اعتقاد به مهدورالدم بودن مقتول صورت گرفته است. مستندات: شماره دادنامه قطعی : تاریخ دادنامه قطعی : 1398/09/23 گروه رأی : کیفری آراء منتخب پرونده: شعبه دیوان عالی کشور مشخصات متن نتیجه تحلیلی کلید واژه ها نمایه قوانین مرتبط گردش پرونده عین عبارت چاپ متن متن تجمیعی پرونده قلم یکان ایران میترا ترافیک زر یاقوت تیتر رأی خلاصه جریان پرونده خلاصه جریان پرونده: در تاریخ نوزدهم خرداد ماه هزار و سیصد و نود و شش ، در پی اعلام مرکزیت فوریت های پلیس ۱۱۰ مبنی بر قتل یک نفر در زمین های کشاورزی حوالی *ه مامورین گشت پاسگاه انتظامی ششده شهرستان *در محل حاضر و مشاهده کرده اند جوانی حدودا ۳۰ ساله در اثر اصابت گلوله سوزنی کشته شده است. افراد حاضر در محل اظهار داشتند مقتول اقای ع. پ. فرزند خ. اهل ششده می باشد. یک دستگاه موتورسیکلت هوندا که حدود۵۰ متری محل وقوع حادثه پارک شده و متعلق به مقتول بود به پاسگاه انتقال داده شد و ضمن انتقال جسد به سردخانه از افرادی که در انجا حضور پیدا کرده اند تحقیقاتی پیرامون قتل ان مرحوم به عمل امده اظهار داشتند مقتول با فردی به نام م. ج. م. ا. فرزند د. به دلایل اخلاقی مشکل داشته و احتمالا فردی به نام ف. ت. ز. که داماد د. ج. می باشد. در ارتکاب قتل نقش داشته اند. ف. ت. ز. با خودروی تیبا سفید رنگ اقدام به انتقال م. ج. و خانواده اش از ششده به مکان نامعلومی نموده است. اقای ا. ظ. دایی م. ج. اظهار داشته م. با وی تماس گرفته و گفته مرحوم را به قتل رسانیده و متواری شده است.و محل جسد را هم اعلام نموده که به کمک مردم به محل مراجعه نموده که با جنازه وی مواجه شدند. خانم ف. ج. خواهر م. ج. نیز اظهار داشته م. با شوهرش تماس گرفته و گفته من مرحوم را کشته ام شما فرار کنید. اقای ع. م. بیان داشته من از برادرم شنیدم که ر. ( م. ج. ) نزد س. ه. پ. فرزند س. می باشد. س. و ر. قبلا دوست بوده اند. در تاریخ ۹۶/۳/۳۰ اقای م. ج. خود را تسلیم مامورین کرده و در رابطه با قتل مرحوم ع. پ. فرزند خ. اظهار داشته است.بنده می خواهم همه حقیقت را بگویم دروغ در کار من نمی باشد. حدود دو سال قبل وقتی که جهت شنا به تلمبه ع. پ. رفته بودم به بهانه اینکه اسبی دارند که در یونجه ها کره کرده مرا به داخل یونجه ها برد و چون از من بزرگتر بود با زور به من لواط کرد و بعد از ان ع. مرا ول نکرد و پیام می داد و سفارش می داد و می خواست دوباره با من لواط کند و من هم به روی خود نمی اوردم و قضیه را به دوستانم و پدرم گفتم ع. خیلی داشت مزاحم می شد که در نهایت قضیه را با یکی از دوستانم به نام س. ه. در میان گذاشتم و با س. رابطه خیلی خوبی پیدا کردم و همه پیامهای ع. را به او می گفتم به س. گفتم نمی دانم چه کار کنم کاش او را می کشتم س. هم قبول کرد حدود بیست روز قبل از قتل یک اسلحه کلت کمری با دو تا خشاب که هر کدام هفت تا تیر داشت به من داد. سری اول با س. قرار گذاشتیم که ع. را سرتلمبه خودشان با گلوله بزنیم. در منزل پدر س. برنامه ریختیم کلت را س. برداشت و اسلحه وینچستر را هم به من داد من اسلحه را در پیراهن خود مخفی کردم ساعت ۱۲ شب و حدود پانزده روز قبل از قتل بود که رفتیم تلمبه ع. موتورمان را پارک کردیم و نزدیک که رفتیم دیدیم سگ ها پارس می کنند هر چه نشستیم خبری از ع. نبود بعدش دیدیم شرایط جور نیست برگشتیم. چند روز بعد شرایط جور شد. س. یک شماره ناشناس با گوشی به من داده بود و می گفت با این شماره به من زنگ بزن خودش هم یک شماره بی نام داشت س. گفت با ع. رفیق شو با او خوب شو من از طریق پیام با ع. رابطه برقرار کردم تلفنی حرف می زدم حدود هفت روزی با او خوب بودم. س. ه. پ. هم به من خط می داد. س. گفت یک قراری بگذار که اعتماد او جلب شود. من با پیام و زنگ زدن ع. را پشت منزلمان کشاندم و در زمین های کشاورزی نشستیم ع. با موتورش امد. ع. خودش را به من نزدیک کرد و دست به سر و پاهایم می کشید ترسیده بودم ان شب اسلحه هم من نبود. ع. قدمی همان لحظه زنگ زد که کارت دارم. ع. رفت تا اینکه شب قتل من به ع. پیام دادم و ع. هی پیام می داد که عرق بیاورم بخوریم من گفتم ماه رمضان عرق نمی خورم خلاصه من سجاد سر استخر حاجی م. ر. ایستاده بودیم که انجا به ع. زنگ زدم گفتم سر استخر هستم بیا. س. هم در کنار استخر با اسلحه وینچستر در گودال سیمانی بود من هم نزدیک او ایستادم دیدم ع. با موتورش امد موتورش را پارک کرد به طرف من امد من به س. یواشکی گفتم دارد. به سمت ما می اید س. از داخل گودال بلند شد یک تیر به طرف ع. انداخت ولی به او نخورد ع. هنگ کرده بود پا به فرار گذاشت من هم کلت را دراوردم و به طرف ع. تیرانداختم چهار تا تیر انداختم. س. هم به طرف ع. تیر می انداخت یک لحظه ع. در زمین هایی که شخم زده بودند به زمین افتاد. من و س. بالای سرش بودیم س. گفت بزن بزن من هم با جلوی کلت به سر او می زدم. س. یک تیر به شکم او زد ع. داشت جان می کند من گفتم س. زنده نباشد. س. گفت نه کارش تمام شد بعد س. دوباره یک تیر به پشت کمر ع. زد جنازه اش تکانی خورد بعد س. گفت برویم بعد رفتیم به سمت *که ف. ت. ز. زنگ زد گفت کجا هستی من گفتم ع. را کشته ام از منزل بروید س. ه. پ. نیز دستگیر شد در تحقیقی که از وی به عمل امده است.اظهار داشت م. ج. گفت می خواهم ع. پ. را بکشم چون به من پیامک می دهد و از من می خواهد که با وی ارتباط داشته باشم و به خواهر و مادر من فحاشی می کند تا کنون چند بار حتی خودم قصد خودکشی داشته ام. من به او گفتم این کار را نکن گفت من دیگر زندگی ندارم. و کس و کاری ندارم. گفت پس با ع. ب. ن. او را می کشم بعد از چند روز مجددا مراجعه کرد و گفت باید ع. را بکشم او دست بردار نیست من هرچه کردم نتوانستم او را منصرف کنم بعد با همدیگر سوار موتور شدیم رفتیم نزدیک دامداری ع. که صدای پارس کردن سگ ع. را شنیدیم منصرف شدیم روز بعد گفت من با ع. رابطه دوستی انداخته ام می خواهم او را بیاورم سر قرار بکشم. من هم قبول کردم رفتیم گفت مرا پیاده کن و جلوتر صدای تیر که شنیدی بیا مرا سوار کن تا برویم من هم رفتم جلوتر ایستادم دیدم یک موتوری امد رفت کنار استخر چند ثانیه بعد صدای گلوله امد مجددا صدای گلوله امد رفتم جلوتر صدای ر. زدم گفت الان می ایم باز هم صدای گلوله امد ر. امد سوار شد حرکت کردیم رفتیم جلوی تنگ *ایستادیم در انجا ر. به پدرش زنگ زد و گفت زدم کشتمش پدرش گفت دستت درد نکند مواظب خودت باش تا من برسم بعد به مادرش زنگ زد و گفت ع. را زدم کشتم مادرش گفت کار بدی کردی پدرم را سوزاندی. بعد به دایی اش زنگ زد و من او را بردم. *پس از رسیدگی های لازم علیه متهمان مذکور ۱-س. ه. پ. فرزند س. به اتهام الف-مباشرت در قتل عمدی ع. پ. معروف به ع. با سلاح گرم شکاری ب-مشارکت در حمل و نگهداری سلاح جنگی کلاش و هفت عدد خشاب مهمات مربوطه و سلاح کمری کلت و مهمات مربوطه ۲- م. ج. معروف به ر. فرزند د. دایر به الف- معاونت در قتل عمدی ع. پ. با سلاح شکاری ب-مباشرت در ایراد جرح عمدی ( جراحت وارده در ناحیه سر مقتول ج-مشارکت در حمل و نگهداری سلاح جنگی کلاش و هفت خشاب مهمات مربوطه و سلاح کمری کلت و مهمات مرتبط موضوع شکایت اولیای دم مقتول ( خ. پ. و س. غ. ) قرار جلب به دادرسی و کیفرخواست صادر و از دادگاه تقاضای تعیین کیفر نامبردگان را کرده است. شعبه *به لحاظ اینکه دادسرا در خصوص اتهام م. دایر به مشارکت در قتل عمدی نفیا یا اثباتا اظهار نکرده ، پرونده را به دادسرا عودت داده و دادسرا در خصوص اتهام مذکور قرار منع تعقیب صادر نموده که مورد اعتراض اولیای دم واقع شد. دادگاه قرار معترض عنه را نقض و قرار جلب به دادرسی صادر نموده و پس از رسیدگی های لازم و انجام محاکمه ضمن احراز بزهکاری متهمان و احراز اعتقاد م. ج. به مهدورالدم بودن مقتول به شرح دادنامه شماره */۳/۷ و مستندا به مواد ۲۳ و ۱۲۶ و ۱۲۷ و ۱۳۴ و ۱۶۴ و ۱۷۴ و ۱۷۵ و ۲۱۱ و ۲۱۵ و ۲۸۹ و ۲۹۰ ( بند ب ) و ۳۰۲ و ۳۰۳ و ۴۰۱ و ۴۴۷ و ۴۴۸ و ۴۵۰ و ۴۶۲ و ۴۸۸ و ۴۸۹ قانون مجازات اسلامی مصوب ۱۳۹۲ و ماده ۶۱۲ و تبصره ان از قانون مجازات اسلامی مصوب ۱۳۷۵ و ماده ۶ ( بند ب و پلاک ) قانون مجازات قاچاق اسلحه و مهمات و دارندگان سلاح و مهمات غیرمجاز حکم به محکومیت متهم ردیف اول ( س. ه. پ. ) به تحمل پنج سال حبس تعزیری از حیث معاونت در قتل عمدی و تحمل پنج سال حبس تعزیری از حیث مشارکت در حمل و نگهداری سلاح کلاش و مهمات مربوطه و ضبط سلاح و مهمات مکشوفه به نفع دولت و تحمل دو سال حبس تعزیری از حیث مشارکت در حمل و نگهداری سلاح کلت کمری و مهمات مربوطه و ضبط انها به نفع دولت کشف و یا ارائه با تصریح به اجرای مجازات اشد و اقامت اجباری به مدت دو سال در حمیدیه و محکومیت متهم ردیف دوم اقای م. ج. به تحمل ده سال حبس تعزیری و پرداخت یک فقره دیه کامل مرد مسلمان از حیث مباشرت در قتل عمدی و پرداخت دو صدم دیه کامله بابت جراحت ناحیه سر مرحوم ( غیر موثر در فوت ) و تحمل پنج سال حبس تعزیری از حیث مشارکت در حمل و نگهداری سلاح کلاش و ضبط سلاح و مهمات مربوط به نفع دولت و تحمل دو سال حبس تعزیری از حیث مشارکت در حمل و نگهداری سلاح کلت کمری و مهمات مربوطه و ضبط سلاح و مهمات به نفع دولت در صورت کشف و یا ارائه با تصریح به اجرای مجازات اشد تعزیری صادر و اعلام نموده و در خصوص اتهام دیگر متهم ردیف اول دایر به مباشرت در قتل عمدی مرحوم ع. پ. و اتهام دیگر متهم ردیف دوم دایر به معاونت در قتل عمدی مرحوم پ. به علت فقدان ادله اثباتی رای برائت صادر کرده است. پس از ابلاغ رای دادگاه اقای م. ر. ا. به وکالت از اقای س. ه. پ. و اقای م. ج. م. به وکالت از اولیای دم مرحوم ع. پ. هر یک با تقدیم لایحه ای نسبت به رای دادگاه اعتراض و درخواست رسیدگی فرجامی کرده اند اقای م. ر. مدعی شده که در خصوص موضوع حمل و نگهداری سلاح کلاشینکف و مهمات مربوطه و حمل و نگهداری سلاح کلت کمری کمترین دلیلی دال بر توجه اتهام به موکل در پرونده وجود ندارد. سلاح کلاشینکف و مهمات ان نیز توسط م. ج. تحویل مراجع انتظامی گردیده و موکل نیز منکر بزه های موصوف می باشد. و در صحنه قتل حضور نداشته است. اقای ج. م. مرقوم داشته است.در پاسخ به استدلال دادگاه محترم مبنی بر اینکه اقای ج. دارای انگیزه بسیار قوی جهت قتل بوده و هیچ گونه خصومتی فیمابین اقای ه. پ. و اقای پ. نبوده است.به استحضار می رساند که هرچند اقای ج. دارای انگیزه جهت قتل بوده است.اما باید به این نکته نیز اشاره نمود که صرف داشتن انگیزه برای وقوع هر فعل یا جرمی کفایت نمی کند بلکه می بایست علاوه بر انگیزه فرد توانایی مادی لازم برای عملی ساختن انگیزه و هدف خود را داشته باشد. که در پرونده مذکور اقای ج. فاقد این توانایی لازم جهت انجام این عمل بوده است.هم از نظر جسمانی و هم از نظر تهیه اسلحه واقعیت این است.که در محل حادثه بین مقتول و اقای ج. درگیری فیزیکی به وجود امده که در اثر این درگیری مقتول با توجه به جثه و اندام خود و کبر سن نسبت به اقای ج. از او برتری داشته است.و همین برتری اقای پ. نسبت به اقای ج. سبب استمداد طلبیدن اقای ج. از اقای ه. پ. که در صحنه حضور داشته شده و در این حین ه. پ. با تیراندازی به سمت مقتول او را از پای دراورده است.مشروح لایحه تقدیمی اقایان ر. ا. و ج. م. در هنگام شور قرائت خواهد شد. هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش اقای م. ک. عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده ممیز و ملاحظه اوراق پرونده و نظریه کتبی اقای ه. ا. ج. دادیار دیوان عالی کشور اجمالا مبنی بر: حسب کیفرخواست صادره از سوی دادسرای عمومی و انقلاب شهرستان *اقای س. ه. پ. فرزند س. به اتهام مباشرت در قتل عمدی اقای ع. پ. معروف به ع. با سلاح گرم شکاری و ایراد ضرب و جرح عمدی غیرموثر به فوت از ناحیه سر مقتول و مشارکت در حمل و نگهداری سلاح جنگی از نوع کلاشینکف و مشارکت در حمل و نگهداری سلاح جنگی کلت با مهمات مربوطه و اقای م. ج. معروف به ر. فرزند د. به اتهام معاونت در قتل عمدی مرحوم پ. و مشارکت در حمل و نگهداری سلاح جنگی از نوع کلاشینکف و مشارکت در حمل و نگهداری سلاح گرم از نوع کلت با مهمات مربوطه محاکمه و در نهایت به موجب دادنامه *۹۸/۳/۷ ردیف اول با تشخیص قتل به اعتقاد به مهدورالدم بودن مقتول ( قاتل اعلام کرده مقتول به وی تجاوز کرده بوده است.و این اصل دو بار اقدام به خودکشی کرده …. و دادگاه این موارد را انگیزه قتل اعلام کرده است ) به تحمل دو سال حبس تعزیری و پرداخت دیه کامل مرد مسلمان به اولیای دم مقتول و پنج سال حبس از بابت نگهداری اسلحه مهمات جنگی از نوع کلاشینکف و دو سال از بابت نگهداری اسلحه کلت با مهمات مربوطه و پرداخت دیه صدمات وارده غیرموثر به سر مقتول و متهم ردیف ۲ را به تحمل پنج سال حبس تعزیری از بابت معاونت در قتل و پنج سال حبس تعزیری از بابت مشارکت در نگهداری سلاح جنگی از نوع کلاشینکف و دو سال حبس تعزیری از حیث مشارکت در نگهداری سلاح و نگهداری کلت کمری با مهمات مربوطه و دو سال اقامت اجباری در حمیدیه محکوم می نماید. که مورد فرجام خواهی اقای م. وکیل س. ه. پ. فرزند س. و م. ج. ا. وکیل اولیای دم واقع. پرونده جهت رسیدگی به شعبه *ارجاع می گردد. با عنایت به ت